با وجود تنشهای تجاری مجدد با ایالات متحده پس از بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری، چین مازاد تجاری بیسابقهای را در سال ۲۰۲۵ ثبت کرد؛ صادرات این کشور با ۵.۵ درصد رشد به ۳.۷۷ تریلیون دلار رسید و تراز تجاری مثبت ۱.۱۹ تریلیون دلار را رقم زد که بالاترین میزان ثبت شده در تاریخ است.
اما این اتفاق چگونه ممکن شد در حالی که صادرات به آمریکا ۲۰ درصد و واردات از آن ۱۴.۶ درصد کاهش یافته است؟
نخست، تنوعبخشی به بازار نقش مهمی ایفا کرده است. چین تمرکز خود را از ایالات متحده (بزرگترین بازار مصرفی جهان) به سمت آسیای جنوب شرقی، آفریقا و آمریکای لاتین تغییر داده است؛ استراتژیای که ظاهراً نتیجهبخش بوده است. همزمان، چین زنجیرههای تأمین خود را از طریق کشورهای ثالث بازسازی کرده که به حفظ رشد صادرات با وجود جنگ تجاری کمک کرده است.
آیا این بدان معناست که اقتصاد چین عملکردی فوقالعاده دارد؟
اگرچه صادرات بخش مهمی از اقتصاد چین باقی مانده است، اما عملکرد این کشور فراتر از حوزه تجارت، چندان چشمگیر نیست. بهطور مشخص، یکی از اهداف کلیدی یعنی «تقویت تقاضای داخلی» محقق نشده است. فروش خردهفروشی تقریباً رشدی نداشته و با تعدیل فصلی، برای دو ماه متوالی کاهش یافته است. فشار بیشتر از آنجا ناشی میشود که سرمایهگذاری در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۸ درصد کاهش یافته است.
دادههای رسمی تولید ناخالص داخلی (GDP) نشان میدهد که اقتصاد چین طبق پیشبینیها ۵ درصد رشد کرده، اما این رشد در سه ماهه چهارم به ۴.۵ درصد کاهش یافته است. این امر نشان میدهد که تقویت تقاضای داخلی در سال ۲۰۲۶ حیاتی خواهد بود. بدون این اقدام، ارقام رشد رسمی نیز ممکن است کمتر از انتظارات باشد. این وضعیت احتمالاً به این معناست که دولت ناچار به کاهش نرخ بهره و افزایش محرکهای مالی خواهد شد.


















