بازارهای مالی این روزها با سوال بزرگی مواجه هستند: دقیقاً باید انتظار چه سطحی از تعرفههای تجاری را داشته باشیم؟ برخی تحلیلگران ادعا میکنند تعرفهها «کمتر از حد انتظار» خواهند بود، اما وقتی از آنها میپرسید «حد انتظار دقیقاً چقدر است؟»، پاسخی ندارند. این عدم شفافیت، پیشبینی اثرات تعرفهها را دشوار کرده است.
بررسیهای گلدمن ساکس و دویچه بانک نشان میدهد سرمایهگذاران به طور متوسط انتظار نرخ مؤثر ۹-۱۰ درصدی بر کل کالاهای وارداتی دارند؛ هرچند برخی تحلیلگران گلدمن ساکس حتی عدد ۱۸ درصد را محتمل میدانند. با این حال، قیمتگذاری تورم و نرخ ارز نشاندهنده انتظارات پایینتر است.
اگر وعده ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، درباره «تعرفه متقابل» را دقیق در نظر بگیریم، نرخ مؤثر ممکن است حتی زیر ۵ درصد باشد. البته، این عدد به این بستگی دارد که آیا بخش کشاورزی (که معمولاً مورد حمایت دولتهاست) را شامل میشود یا خیر. برخی گزارشها حاکی از آن است که موانع غیرتعرفهای نادیده گرفته خواهند شد.
تحلیل جالبی از ریچارد پریچر بر اساس دادههای گلدمن ساکس نشان میدهد که هدف نهایی ترامپ ممکن است افزایش درآمد دولت برای جبران کاهش مالیاتها باشد. در سال ۲۰۲۴، آمریکا حدود ۸۰ میلیارد دلار از محل تعرفهها (با نرخ مؤثر ۲.۲ درصد) درآمد داشت.
با افزودن تعرفههای فولاد، آلومینیوم و خودرو، این عدد میتواند به ۲۲۰ میلیارد دلار (نرخ مؤثر ۶ درصد) برسد. اگر هدف دولت ۳۸۰ میلیارد دلار درآمد سالانه باشد، نرخ تعرفه متقابل باید حدود ۴ درصد باشد.
یک سناریوی دیگر این است که آمریکا بالاترین نرخ ممکن را بر دیگر کشورها اعمال کند. این یک بازی خطرناک سیاسی است که نیازمند محاسبات دقیق است. مثلاً در کانادا، که انتخابات در جریان است، یک جنگ تجاری احتمالا به تغییر دولت بینجامد. آیا آمریکا چنین محاسباتی را برای همه شرکای تجاری انجام میدهد؟
همانطور که دویچه بانک میگوید: «تشخیص اینکه بازار دقیقاً چه انتظاری دارد، بسیار دشوار است.» اما اگر عدد نهایی در محدوده ۵-۷.۵ درصد باشد، ممکن است بازارها با آسودگی واکنشی مثبت نشان دهند. در غیر این صورت، باید منتظر تلاطم بیشتر باشیم.
سوال بزرگ بعدی بازار این است: آیا کشورها در مقابل تعرفههای آمریکا کوتاه میآیند یا وارد جنگ تجاری میشوند؟