یوتوتایمز » بایگانی: حمید سودمند » برگه 2
با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار بروکرها مطلع شوید
تولید نفت اوپک در فوریه با افزایش 170000 بشکه در روز نسبت به ژانویه به 26.74 میلیون بشکه در روز رسید که این افزایش عمدتاً توسط ایران هدایت میشود
اشتیاق بانکهای مرکزی به خرید طلا همچنان فروکش نکرده است، چرا که طبق جدیدترین گزارش شورای جهانی طلا (WGC)، مجموع ذخایر طلای جهانی در اولین ماه سال 18 تن افزایش یافته است.
تقاضای قوی در ماه ژانویه پس از آن رخ داد که بانکهای مرکزی در سال 2024 حدود 1045 تن طلا خریداری کردند. این سومین سال پیاپی بود که ذخایر رسمی بیش از 1000 تن افزایش یافت - رقمی که بهمراتب بالاتر از میانگین بلندمدت است.
«تداوم خرید طلا بر اهمیت استراتژیک آن در ذخایر رسمی تأکید دارد، بهویژه در شرایطی که بانکهای مرکزی با ریسکهای ژئوپلیتیکی فزاینده مواجه هستند.» این را ماریسا سالم، مدیر ارشد تحقیقات در منطقه آسیا-اقیانوسیه شورای جهانی طلا (WGC)، نوشته است.
بر اساس این گزارش، بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور همچنان پیشتاز خرید خالص طلا هستند. بانک مرکزی ازبکستان با خرید 8 تن، بزرگترین خریدار در ماه ژانویه بود. چین نیز همچنان نقش مهمی ایفا میکند، چرا که بانک مرکزی این کشور 5 تن طلا به ذخایر خود افزود.
این سومین ماه پیاپی بود که بانک مرکزی چین پس از یک وقفه ششماهه در سال گذشته، ذخایر طلای خود را افزایش داد. فلز گرانبها اکنون 6% از کل ذخایر ارزی این کشور را تشکیل میدهد - رقمی که به گفته بسیاری از تحلیلگران، همچنان پایین است اگر چین قصد داشته باشد با دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره جهانی رقابت کند.
بانک مرکزی قزاقستان در ژانویه سومین خریدار بزرگ طلا بود؛ با این حال، این کشور نیز بخشی از روند رو به رشد بازار طلا محسوب میشود.
✔️ خبر مرتبط: آرامش خود را حفظ کنید و در افت قیمتی طلا و نقره خرید کنید
در این گزارش، ماریسا سالم به نقل از تیمور سلیمنوف، رئیس بانک ملی قزاقستان، گفت که این بانک در یک نشست خبری اعلام کرده است که در حال بررسی «گذار به بیطرفی پولی در خریدهای طلا» است. هدف از این اقدام، افزایش ذخایر بینالمللی و «محافظت از اقتصاد در برابر شوکهای خارجی» عنوان شده است. سالم همچنین اشاره کرد که گزارشها حاکی از آن است که بانک ملی قزاقستان بهعنوان بخشی از «عملیات بازتابی مرتبط با خرید طلا»، فروش دلار آمریکا را آغاز کرده است.
در همین حال، بانک ملی لهستان و بانک مرکزی هند هرکدام 3 تن طلا خریداری کردند، بانک ملی چک ذخایر طلای خود را 2 تن افزایش داد، و بانک مرکزی قطر نیز یک تن طلا به ذخایر خود افزود.
از سوی دیگر، بانک مرکزی روسیه و بانک مرکزی اردن هرکدام 3 تن طلا فروختند، و ذخایر بانک ملی قرقیزستان نیز 2 تن کاهش یافت.
در یادداشت خود، ماریسا سالم اشاره کرد که بانکهای مرکزی همچنان نقش کلیدی در تقاضای جهانی طلا ایفا میکنند و الگوهای خرید آنها تحت تأثیر تغییرات اقتصادی و ژئوپلیتیکی قرار دارد.
او گفت: «انتقال از درگیریهای مسلحانه به تنشهای اقتصادی گستردهتر روند خرید خالص بانکهای مرکزی را تقویت کرده است، روندی که بهویژه از سال 2022 آشکار شده است. بسیاری از بانکهای مرکزی به نظر میرسد که از بازگشتهای موقتی قیمت بهعنوان فرصتهای خرید استفاده استراتژیک کردهاند، در حالی که فروشها محدود و عمدتاً تاکتیکی بودهاند و در زمان افزایش قیمتها رخ دادهاند.»
با نگاه به آینده، بسیاری از تحلیلگران کامودیتی پیشبینی میکنند که طلا همچنان حمایت خوبی خواهد داشت، چرا که روندهای دگرگونی جهانی شدت میگیرند. برخی تحلیلگران معتقدند تهدیدهای تعرفهای رئیسجمهور دونالد ترامپ بسیاری از کشورهای بازارهای نوظهور را به سمت تنوع بیشتر از دلار آمریکا سوق میدهند.
روز سهشنبه، ترامپ پس از اعمال تعرفه 25 درصدی بر محصولات وارداتی از مکزیک و کانادا و همچنین تعرفه 10 درصدی بر واردات از چین، جنگ تجاری جهانی را آغاز کرد.
بیشتر بخوانید:
آینده دیفای (DeFi) در خطر است چرا که زیرساختهای داده قدیمی نمیتوانند با بلاکچینهای با عملکرد بالا همگام شوند. بدون یک بازنگری اساسی، نوآوری و پذیرش با مشکل مواجه خواهند شد.
صنعت بلاکچین با بحرانی روبروست که خود ایجاد کرده است. در حالی که ما سرعتهای تئوری تراکنش را جشن میگیریم و از تمرکززدایی سخن میگوییم، زیرساختهای داده ما هنوز به شدت به فناوری دهه 1970 وابسته است. اگر زمان بارگذاری 20 ثانیهای یک اپلیکیشن Web2 را محکوم به شکست کند، چرا در Web3 با آن کنار میآییم؟
با توجه به اینکه 53% از کاربران پس از تنها سه ثانیه بارگذاری سایتها را ترک میکنند، پذیرش این تأخیرها در صنعت ما تهدیدی جدی برای پذیرش فناوری است.
تراکنشهای کند فقط یک مشکل تجربه کاربری نیستند. بلاکچینهای با عملکرد بالا مانند آپتوس (Aptos) قادر به پردازش هزاران تراکنش در ثانیه هستند. با این حال، ما در تلاش هستیم تا دادههای آنها را از طریق "ایندکسهای فرانکشتاینی" دسترسی پیدا کنیم - سیستمهایی که از ابزارهایی مانند Postgres و Kafka ساخته شدهاند و هیچگاه برای نیازهای خاص بلاکچین طراحی نشدهاند. ("Frankenstein Indexers" به سیستمهای ایندکسینگ اشاره دارد که از ترکیب ابزارها و تکنولوژیهای مختلف (که معمولاً برای کاربردهای دیگر طراحی شدهاند) ساخته میشوند و بهطور خاص برای بلاکچینها بهینهسازی نشدهاند. این سیستمها معمولاً از ابزارهایی مانند Postgres و Kafka برای تجمیع و پردازش دادهها استفاده میکنند که به طور معمول برای پایگاه دادههای سنتی یا کاربردهای دیگر طراحی شدهاند. این ترکیبهای غیرمنسجم باعث میشوند که این سیستمها در مواجهه با نیازهای پیچیده بلاکچین مانند حجم بالا و تغییرات سریع وضعیت در زمان واقعی، عملکرد مناسبی نداشته باشند.)
هزینه پنهان بدهی فنی
عواقب این مشکل فراتر از تأخیرهای ساده است. راهحلهای ایندکسینگ فعلی تیمهای توسعه را در مقابل یک انتخاب غیرممکن قرار میدهند: یا باید زیرساختهای سفارشی بسازند (که تا 90% منابع توسعه را مصرف میکند) یا محدودیتهای شدید ابزارهای موجود را بپذیرند. این مسئله یک پارادوکس عملکردی ایجاد میکند: هرچه بلاکچینهای ما سریعتر شوند، گلوگاههای زیرساخت دادههای ما بیشتر نمایان میشود.
در شرایط دنیای واقعی، زمانی که یک سازنده بازار نیاز به انجام یک معامله آربیتراژ بین زنجیرهای دارد، در واقع علاوه بر رقابت با دیگر معاملهگران، باید با زیرساختهای خود نیز مبارزه کند. هر میلیثانیهای که صرف درخواست از نودها یا انتظار برای بهروزرسانی وضعیت میشود، به معنای از دست دادن فرصتها و درآمد است.
دیگر این موضوع تنها نظری نیست. شرکتهای بزرگ تجاری هماکنون صدها نود را تنها برای حفظ زمان واکنش رقابتی خود راهاندازی میکنند. گلوگاه زیرساخت به یک نقطه شکست بحرانی تبدیل میشود زمانی که بازار به عملکرد اوج نیاز دارد.
سازندگان بازار خودکار سنتی ممکن است برای جفتهای توکن با حجم پایین کار کنند، اما از نظر بنیادی برای معاملات در مقیاس سازمانی ناکافی هستند.
بیشتر ایندکسهای بلاکچین امروزی بهتر است به عنوان تجمیعکنندههای داده توصیف شوند که نماهای سادهشدهای از وضعیت زنجیره را میسازند که برای استفادههای پایهای مناسب است، اما در برابر بار سنگین از کار میافتند. این رویکرد ممکن است برای برنامههای دیفای نسل اول کافی بوده باشد، اما وقتی با تغییرات وضعیت در زمان واقعی در چندین بلاکچین با عملکرد بالا روبهرو میشویم، کاملاً ناکافی میشود.
بازنگری در معماری دادهها
راهحل نیازمند بازاندیشی بنیادین در نحوه مدیریت دادههای بلاکچین است. سیستمهای نسل بعدی باید دادهها را مستقیماً به کاربران منتقل کنند به جای اینکه دسترسی را از طریق معماریهای پایگاه داده سنتی متمرکز کنند، و این امر پردازش محلی برای عملکرد واقعی با تأخیر کم را ممکن میسازد. هر نقطه داده باید منشأ قابل تأییدی داشته باشد، با زمانمهر و اثباتهایی که قابلیت اعتماد را تضمین کرده و در عین حال ریسکهای دستکاری را کاهش دهند.
یک تغییر بنیادین در حال وقوع است. محصولات مالی پیچیدهای مانند مشتقات با بلاکچینهای سریعتر و هزینههای کارمزد کمتر، بهطور زنجیرهای ممکن میشوند. علاوه بر این، مشتقات برای کشف قیمت استفاده میشوند، فرآیندی که در حال حاضر در صرافیهای متمرکز اتفاق میافتد. با سریعتر و ارزانتر شدن بلاکچینها، پروتکلهای مشتقات به محل اصلی کشف قیمت تبدیل خواهند شد.
نقش استیبل کوینها و داراییهای دنیای واقعی (RWA)ها در DeFi
این انتقال نیازمند زیرساختی است که قادر به ارائه دادهها "در چشم برهم زدنی" باشد — بین 100 تا 150 میلیثانیه. این عدد تصادفی نیست. این همان آستانهای است که در آن انسان تأخیر را تشخیص میدهد. هر چیزی کندتر از این، به طور بنیادین آنچه را که در امور مالی غیرمتمرکز ممکن است، محدود میکند.
همگرایی قریب الوقوع نیروهای بازار
مدل فعلی درخواستهای مفرط از نودها و پروفایلهای تاخیر غیرمستمر برای برنامههای مالی جدی مقیاسپذیر نخواهد بود. ما در حال حاضر این را با شرکتهای تجاری بزرگ میبینیم که راهحلهای سفارشی پیچیدهتری میسازند — یک سیگنال روشن که زیرساختهای موجود نیازهای بازار را برآورده نمیکنند.
با فراهم شدن بلاکچینهای سریعتر و با هزینه کارمزد کمتر که ابزارهای مالی پیچیده را ممکن میسازند، توانایی پخش تغییرات وضعیت در زمان واقعی برای کارایی بازار حیاتی میشود. مدل فعلی تجمیع دادهها با تأخیرهای چندثانیهای بهطور بنیادین آنچه را که در امور مالی غیرمتمرکز ممکن است، محدود میکند.
بلاکچینهای نوظهور در حال پیشبرد توانایی پردازش دادهها به سطوح بیسابقهای هستند. بدون پیشرفتهای همراستا در زیرساختهای داده، ما موتورهای فراری را به چرخهای دوچرخه متصل کردهایم - قدرت زیاد، اما بدون توانایی استفاده مؤثر از آن.
ضرورت تغییر
بازار این تغییر را تحمیل خواهد کرد. کسانی که نتوانند خود را با آن سازگار کنند، در اکوسیستمهایی که دسترسی به دادههای زمان واقعی نه تنها یک لوکس بلکه یک ضرورت بنیادین برای مشارکت است، به طور فزایندهای بیاهمیت خواهند شد.
بیشتر بخوانید:
برای هفتهها، اقتصاددانان بحث میکردند که آیا ترامپ تعرفههایی را بر واردات از کانادا و مکزیک اعمال خواهد کرد و تعرفههای بالاتری علیه چین وضع خواهد شد یا خیر.
تعویق قبلی تعرفهها بر همسایگان شمالی، بخشودگی دقیقه آخری برای کلمبیا و شهرت او در هنر معامله، شرطبندیهایی را ایجاد کرده بود که ترامپ در نهایت از مکزیک، کانادا و شاید حتی چین امتیازاتی به دست خواهد آورد که به او این امکان را میدهد که از تعرفهها عقبنشینی کرده و پیروزیای برای دستور کار «اولویت آمریکا» خود اعلام کند.
همه چیز زمانی تغییر کرد که ساعت به 12:01 بامداد به وقت واشنگتن در روز سهشنبه رسید.
تعرفههای جدید — 25 درصدی بر بیشتر واردات از کانادا و مکزیک و دو برابر شدن تعرفه 10% فعلی بر چین به 20% — تقریباً 1.5 تریلیون دلار واردات سالانه را تحت تأثیر قرار میدهد و یکی از بزرگترین افزایشها در تعرفههای ایالات متحده از دهه 1930 به شمار میآید.
این اقدام نشاندهنده این است که رئیسجمهور جمهوریخواه مصمم است از تعرفههای واردات برای به دست آوردن درآمد جدید و ایجاد شغل در بخش تولید استفاده کند، حتی در برابر تلافی و احتمال آسیب به رشد اقتصادی و تحریک تورم.
انتقام واقعاً سریع بود
کانادا با تعرفههای مرحلهای بر کالاهای آمریکایی به ارزش 107 میلیارد دلار پاسخ داد، در حالی که چین تعرفههایی تا 15%، عمدتاً بر محمولههای کشاورزی آمریکایی، اعمال کرد. رئیسجمهور مکزیک، کلودیا شینباوم، روز دوشنبه اعلام کرد که دولتش منتظر تصمیم ترامپ خواهد ماند قبل از اینکه با اقدامات تلافیجویانه واکنش نشان دهد و انتظار میرود که روز سهشنبه صبح به وقت محلی با خبرنگاران صحبت کند.
✔️ خبر مرتبط: بلومبرگ: تعرفههای ترامپ بر کانادا، مکزیک و چین اجرایی شد
آلیشیا گارسیا هررو، اقتصاددان ارشد آسیای-پاسیفیک در ناتیکس گفت: «ما وارد یک دوران جدید شدهایم که شعار آن محافظت از بازارها است و ایالات متحده در این زمینه پیشرو است. چین در واکنش به این مسئله، تمرکز خود را بر روی پایگاههای حامیترین رأیدهندگان ترامپ در بخش کشاورزی قرار داد. اما این موضوع او را متوقف نخواهد کرد.»
بر اساس گزارش «بودجه لاب» در ییل، این تعرفهها میانگین تعرفههای وارداتی ایالات متحده را به بالاترین سطح از سال 1943 میرساند. این امر میتواند به افزایش هزینههای اضافی تا 2000 دلار برای خانوارهای آمریکایی منجر شود — حرکتی پرریسک برای رئیسجمهوری که قسمتی از پیروزی خود در کاخ سفید را مدیون نارضایتی از تورمی است که در دوران ریاستجمهوری پیشین مشاهده شد.
ترامپ اشاره کرده است که تعرفههای بیشتری در راه است، از جمله در ماه آوریل تعرفههای متقابل بر تمام شرکای تجاری ایالات متحده که خود تعرفهها یا موانع دیگری بر محصولات آمریکایی دارند، علاوه بر این، مالیاتهای 25 درصدی مخصوص بخشهای خودرو، نیمهرسانا و دارو. این تعرفهها همچنین قرار است تجمعی باشند — علاوه بر هر تعرفه کلی بر یک کشور خاص.
ترامپ همچنین اعلام کرده است که تعرفه 25% برای اتحادیه اروپا در دست تهیه است و در حال بررسی تعرفههایی بر واردات مس و چوب است. تعرفههای فولاد و آلومینیوم نیز قرار است از 12 مارس اجرایی شوند و تأثیر بیشتری بر کانادا و مکزیک داشته باشند.
بیشتر بخوانید:
هفته گذشته با یک شوک برای اقتصاددانان پایان یافت: برآوردی از یک عدم تعادل تجاری عظیم در ماه ژانویه ایالات متحده، که ناشی از افزایش چشمگیر واردات بود.
این دادهها نشان میداد که کسبوکارهای ایالات متحده تلاش زیادی برای افزایش خریدهای خارجی قبل از اعمال تعرفههای جدید انجام دادهاند. اقتصاددانان نگران بودند که این نشانه بدی برای رشد اقتصادی ایالات متحده در سه ماهه اول 2025 باشد، چرا که واردات از تولید ناخالص داخلی (GDP) کسر میشود.
تحلیلگران گلدمن ساکس در آخر هفته توضیح متفاوتی ارائه دادند: آنها معتقدند افزایش چشمگیر واردات عمدتاً به دلیل سیل شمشهای طلا به سوی ایالات متحده است، تجارتی داغ که بازتابدهنده بازار مالی پیچیده فلز گرانبهای طلا و شکاف قیمتهای طلا در لندن و نیویورک است.
تیم گلدمن ساکس به دادههایی اشاره میکند که نشان میدهد ایالات متحده در ژانویه حدود 25 میلیارد دلار طلا وارد کرده است، که به این معنی است که تنها طلا بیشتر افزایش کسری تجارت کامودیتیها را تشکیل داده است. این واردات در محاسبه تولید ناخالص داخلی (GDP) لحاظ نمیشود، چرا که طلا اغلب به عنوان یک دارایی مالی در نظر گرفته میشود. بنابراین، تاثیر اقتصادی این کسری در حال رشد ممکن است بسیار کمتر از آنچه که در ابتدا به نظر میرسید، باشد.
بیشتر بخوانید:
موسسه UBS پیشبینی قیمت نقره را افزایش داده و پیشبینی میکند که این فلز گرانبها در 12 ماه آینده به 38 دلار برای هر اونس برسد. این چشمانداز مثبت به دلیل پیشبینی ادامه روند صعودی طلا و بازگشت ملایم تولید صنعتی جهانی است که بانک سوئیسی در یادداشتی روز دوشنبه اعلام کرده است.
همزمان، موسسه UBS پیشبینی خود را برای قیمت طلا تأیید کرده و پیشبینی کرده است که این فلز تا پایان سال به 3000 دلار برای هر اونس برسد. با این حال، بانک احتمال افزایش بیشتر قیمت طلا تحت شرایط خاص اقتصادی را نیز پذیرفته است. تحلیلگران UBS اشاره کردهاند: «در سناریوی ریسک گریزی، طلا ممکن است به 3100 تا 3200 دلار برای هر اونس برسد.»
این پیشبینی در حالی است که سرمایهگذاران همچنان به داراییهای پناهگاه امن روی میآورند در میان عدم قطعیتهای اقتصادی و تنشهای ژئوپلیتیکی. طلا، که مدتها است به عنوان یک ذخیره ارزش در دورانهای پرنوسان شناخته میشود، در ماههای اخیر شاهد افزایش مداوم قیمتها بوده است. در همین حال، نقره - که اغلب به عنوان فلز گرانبها و صنعتی شناخته میشود - از افزایش فعالیتهای صنعتی و تقاضای دوباره در بخشهای کلیدی بهرهمند خواهد شد.
چشمانداز مثبت UBS برای هر دو فلز نشان میدهد که سرمایهگذاران فلزات گرانبها ممکن است در سال 2025 سود قابل توجهی کسب کنند. با ادامه نگرانیها درباره تورم و خریدهای طلا توسط بانکهای مرکزی، تحلیلگران معتقدند که روند افزایش قیمتها همچنان برقرار است. شرکتکنندگان بازار به دقت حرکات سیاستی فدرال رزرو، شاخصهای رشد اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیکی جهانی را دنبال خواهند کرد تا سیگنالهای بیشتری درباره روند قیمتهای طلا و نقره دریافت کنند.
بیشتر بخوانید:
کی یانگ جو، مدیرعامل CryptoQuant، نگرانیهایی را در مورد نفوذ فزاینده ایالات متحده در حوزه رمزارزها ابراز کرده و پیشنهاد داده است که این کشور ممکن است از داراییهای دیجیتال برای تأمین منافع ملی خود استفاده کند.
در پستی در X در تاریخ 3 مارس، کی یانگ جو بر تغییر سریع رویکرد ایالات متحده نسبت به رمزارزها تأکید کرد و اظهار داشت که این بازار به نظر میرسد در حال تبدیل شدن به ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی است.
او این تحول را به یک روند گستردهتر مرتبط کرد و استدلال کرد که مرزهای اخلاقی تحت ریاستجمهوری دونالد ترامپ کمرنگ شدهاند.
به گفته او، اقداماتی که به نفع ترامپ باشند یا با منافع ملی ایالات متحده همسو شوند، دیگر غیرقانونی تلقی نمیشوند.
به گفته وی:
«بازار رمزارزها به طور فزایندهای به سلاحی برای ایالات متحده تبدیل شده است. از زمان انتخاب ترامپ، استانداردهای اخلاقی جهانی کاهش یافتهاند. اکنون، اگر چیزی به نفع ترامپ باشد و منافع ملی ایالات متحده را تأمین کند، دیگر غیرقانونی تلقی نمیشود.»
مدیرعامل CryptoQuant به راهاندازی بحثبرانگیز میمکوین ترامپ بهعنوان یک مثال اشاره کرد و تلویحاً گفت که پروژههایی که از دستور کار دولت حمایت میکنند ممکن است با برخوردی مطلوب مواجه شوند.
«'از دستور کار دولت ترامپ پیروی کنید و به منافع ملی ایالات متحده کمک کنید.' این اصل بهطور قاطع تثبیت شد و انتشار میمکوینهای ترامپ نمادی از آن بود.»
میمکوین ترامپ ( TRUMP) چند روز پیش از دومین مراسم تحلیف رئیسجمهور راهاندازی شد و با انتقادات قابلتوجهی از سوی کارشناسان صنعت مواجه گردید، چرا که ممکن است برای اعمال نفوذ ناعادلانه بر دولت مورد استفاده قرار گیرد.
«در نهایت، 'کوینهایی که به منافع ملی ایالات متحده خدمت میکنند' احتمالاً علیه هر کشوری به جز ایالات متحده عمل خواهند کرد. این به نظر میرسد که یک استراتژی برای تسلط بر بازار رمزارزها و جذب سرمایه خارجی باشد.»
بی طرفی بیت کوین و اتریوم
جو همچنین هشدار داد که داراییهای دیجیتال مرتبط با منافع ایالات متحده ممکن است علیه کشورهای دیگر قرار گیرند.
او حدس زد که این ممکن است یک تلاش عمدی برای تسلط بر بخش جهانی رمزارزها در حالی که سرمایه خارجی را جذب میکند، باشد.
قابل توجه است که ترامپ اخیراً آمادگی خود را برای قرار دادن ایالات متحده به عنوان یک قدرت بزرگ در حوزه رمزارزها تقویت کرد. دستور اخیر او برنامههایی برای ایجاد یک ذخیره استراتژیک را تشریح کرد که در ابتدا ریپل، سولانا و کاردانو را فهرست کرده بود.
به گفته کی یانگ جو، اولویت دادن به برخی داراییها ممکن است برای بیتکوین و اتریوم زیانآور باشد، چر که این دو تلاش میکنند تا بیطرف بمانند و بهعنوان یک خدمت عمومی عمل کنند.
او نوشت:
«با توجه به پستهای اخیر ترامپ، به نظر میرسد که بیتکوین و اتریوم اکنون بهعنوان 'نه دوست و نه دشمن' علامتگذاری شدهاند.»
با این حال، با وجود این نگرانیها، کی یانگ جو سرعت اجرای سیاستهای ایالات متحده را مورد توجه قرار داد و اشاره کرد که:
«من قضاوت نمیکنم. این را از روی تحسین مینویسم، شگفتزدهام که یک کشور میتواند اینقدر سریع عمل کند. به سرعت آنها احترام میگذارم، نه به جهت حرکتشان.»
بیشتر بخوانید:
برایان آرمسترانگ، مدیرعامل Coinbase، معتقد است که در ساخت ذخیره استراتژیک رمزارز، ایالات متحده باید بر بیتکوین تمرکز کند. او میگوید که نسبت به طلا، بیتکوین بهترین گزینه است. علاوه بر این، او فکر میکند که این کار مسائل را سادهتر کرده و ریسکهای مربوط به داشتن انواع مختلف رمزارز را کاهش میدهد.
آرمسترانگ گفت که بیتکوین، گزینه ذخیره بلندمدت و ایمنترین است. برخلاف سایر رمزارزها، بیتکوین عموماً به عنوان یک دارایی قابل اعتماد با اصول قوی و ثبات در نظر گرفته میشود. او اشاره کرد که بیتکوین از نظر دولتها و مؤسسات مالی بزرگ، معتبرترین دارایی دیجیتال است.
بیانیه او همزمان با آمادهسازی ایالات متحده برای ایجاد یک ذخیره استراتژیک رمزارز منتشر میشود. این ذخیره که ممکن است شامل بیتکوین، اتریوم، سولانا، کاردانو و ریپل (XRP) باشد، به دنبال تقویت جایگاه کشور در بازار رمزارزها است. آخرین بیانیه رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در مورد این ذخیره بحثهایی را درباره اینکه چه داراییهای دیگری باید به آن اضافه شوند، به راه انداخته است.
رویکرد جایگزین بر اساس ارزش بازار
در حالی که آرمسترانگ از ذخیرهای که فقط شامل بیتکوین باشد حمایت میکند، او گزینه دیگری را نیز پیشنهاد میدهد. او معتقد است که ایالات متحده ممکن است ذخیرهای بر اساس ارزش بازار ایجاد کند. این به معنای نگهداری رمزارزهای مختلف به تناسب سهم بازار آنها خواهد بود.
برای مثال، اگر بیتکوین 50% از بازار را تشکیل دهد و اتریوم 20%، ذخایر باید این تقسیمبندی را منعکس کند. این روش شامل داراییهای مختلفی خواهد بود در حالی که همچنان به طور عمده از بیتکوین حمایت میکند. همچنین این رویکرد با تغییرات پویای بازار در طول زمان تطبیق خواهد یافت. برنامههای دولت هنوز مشخص نیستند.
دولت ایالات متحده هنوز تصمیم نهایی را در مورد ساختار ذخیره نگرفته است. مقامات هنوز تایید نکردهاند که آیا بیتکوین تنها دارایی خواهد بود یا ترکیبی از رمزارزها. این بحث ادامه دارد و دیدگاههای مختلفی در مورد استراتژی مناسب وجود دارد.
برخی افراد میگویند که یک ذخیره متنوع ایمنتر است چرا که ریسک را بین بیش از یک کالا پخش میکند. برخی دیگر با آرمسترانگ موافق هستند و میگویند که بیتکوین بهتنهایی گزینهای ایمنتر و قابلاعتمادتر خواهد بود. تصمیم نهایی ممکن است بر نحوه تعامل دولت ایالات متحده با رمزارزها در سالهای آینده تأثیر بگذارد. نقش رو به رشد بیتکوین در ذخایر ملی.
مفهوم بیتکوین به عنوان یک دارایی ذخیره در حال کسب محبوبیت جهانی است. برخی کشورها، از جمله السالوادور، پیشتر بیتکوین را به ذخایر ملی خود افزودهاند. اگر ایالات متحده رویکرد مشابهی را در پیش گیرد، ممکن است بر نحوه برخورد سایر کشورها با داراییهای دیجیتال تأثیر بگذارد.
موضع آرمسترانگ بازتابی از تغییر گستردهتری است که در نحوه نگرش دولتها و سازمانها به بیتکوین وجود دارد. علیرغم بحثهای جاری، جایگاه بیتکوین به عنوان دارایی دیجیتال غالب همچنان پایدار باقی مانده است.
بیشتر بخوانید:
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، امروز جلسهای برگزار میکند تا گامهای بعدی در بحران اوکراین را بررسی کند
یکی از موضوعات این دیدار، احتمال تعلیق کمکهای نظامی ایالات متحده است.
ترامپ در واکنش به اظهارنظر زلنسکی که گفته بود جنگ برای مدت طولانی ادامه خواهد داشت: این بدترین بیانیهای است که زلنسکی میتوانست بدهد.
پس از انتشار دادههای امروز از دفتر سرشماری ایالات متحده و موسسه مدیریت عرضه (ISM)، پیشبینی رشد واقعی هزینههای مصرف شخصی در سهماهه اول و رشد واقعی سرمایهگذاری ثابت خصوصی از 1.3 درصد و 3.5 درصد به ترتیب به 0.0 درصد و 0.1 درصد کاهش یافت.
در روز جمعه، این پیشبینی از %2.3 به %1.5- کاهش یافت.
توافق معدنی مورد انتظار بین ایالات متحده و اوکراین دیروز پس از یک جلسه پرتنش در دفتر بیضی شکل کاخ سفید میان رئیسجمهور دونالد ترامپ و رئیسجمهور اوکراین ولادیمیر زلنسکی امضا نشد.
پیشنهاد صندوق سرمایهگذاری بازسازی به "سپردههای مواد معدنی، هیدروکربنها، نفت و گاز" اشاره دارد. بهویژه، دولت ترامپ علاقهمندی خود را به ذخایر عناصر کمیاب زمین نشان داده است - گروهی از 17 عنصر شیمیایی مشابه که برای تولید محصولات پیشرفته فناوری، از جمله بلندگوها و هارد دیسکهای کامپیوتری، حیاتی هستند.
دادههای این نمودار از اداره زمینشناسی اوکراین گرفته شده است.
پتانسیل منابع بکر اوکراین
اوکراین ادعا میکند که تقریبا 15 تریلیون دلار منابع معدنی در اختیار دارد، که آن را به یکی از کشورهای پرمنبع اروپا تبدیل میکند. اوکراین خانه بزرگترین ذخایر لیتیم، تیتانیوم و اورانیوم قاره است.
بر اساس دادههای اداره زمینشناسی اوکراین، این کشور 5% از منابع معدنی جهان را در اختیار دارد، از جمله 23 مورد از 50 مادهای که توسط دولت ایالات متحده به عنوان مواد حیاتی شناخته شدهاند. این مواد شامل موارد زیر میشوند:
پیامدهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی
دسترسی به ثروت منابع اوکراین میتواند زنجیرههای تأمین ایالات متحده را تقویت کرده و وابستگی به چین را که بر پردازش عناصر نادر خاکی تسلط دارد، کاهش دهد. با این حال، جذب سرمایهگذاری و تضمین استخراج پایدار همچنان چالشی است در میان درگیریهای جاری با روسیه.
بیشتر بخوانید:
روند صعودی هشت هفتهای متوالی طلا که در آن قیمتها به طور مکرر رکوردهای جدیدی ثبت کردند، به پایان رسیده است. پیشبینی میشود که قیمتها این هفته بیش از 3% کاهش یابند.
با وجود بزرگترین کاهش هفتگی طلا از زمان انتخابات نوامبر آمریکا، تحلیلگران همچنان نسبت به چشمانداز بلندمدت فلز گرانبها خوشبین هستند. این کاهش به طور کامل غیرمنتظره نبوده است، چرا که بسیاری از تحلیلگران هشدار داده بودند که بازار بیش از حد شلوغ شده و نیاز به اصلاح دارد.
از ابتدای سال، شرطبندیهای صعودی بر روی قراردادهای آتی طلا به طور قابل توجهی افزایش یافته است. دادههای تجزیه شده کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) نشان میدهد که طول خالص طلا در پایان ژانویه به بیش از 200000 قرارداد رسید که بالاترین سطح در تقریباً سه سال گذشته بود. از آن زمان، معاملهگران با روند صعودی به طور مداوم موقعیتهای بلند خود را نقد کردهاند و فشار فروش به نقطه بحرانی رسیده است.
فشار فروش بیشتر میتواند طلا را به حمایت کلیدی در سطح 2800 دلار به ازای هر اونس برساند. با این حال، علیرغم این ریسکهای کوتاهمدت، روند صعودی بلندمدت همچنان به طور قوی حفظ شده است.
فراتر از حرکات کوتاهمدت سفتهبازی، تقاضای سرمایهگذاری برای طلا در حال افزایش است. هفته گذشته، دادههای شورای جهانی طلا نشان داد که 48 تن طلا به ارزش 4.6 میلیارد دلار وارد صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) طلا در آمریکای شمالی شده است، که بزرگترین افزایش یکهفتهای از ابتدای آوریل 2020 به شمار میرود.
با نگاه به آینده، تحلیلگران پیشبینی میکنند که تقاضای سرمایهگذاری غربی با تشدید عدم قطعیت اقتصادی تقویت خواهد شد. در هفتههای اخیر، سنتیمنت مصرفکنندگان به پایینترین سطح در چند سال گذشته رسیده و نگرانیها در مورد تورم افزایش یافته است.
این نگرانیها با دادههای اقتصادی ناامیدکننده تقویت شده است. روز جمعه، شاخص تولید ناخالص داخلی سهماهه اول فدرال رزرو آتلانتا نشان داد که اقتصاد در این فصل 1.5% انقباض خواهد داشت، که کاهشی شدید از پیشبینی رشد 2.3% هفته گذشته است - که یکی از سریعترین کاهشها در تاریخ این شاخص محسوب میشود.
تحلیلگران اشاره میکنند که رکود تورمی (stagflation) محیطی ایدهآل برای طلا فراهم میآورد، چرا که طلا به عنوان یک پناهگاه امن در برابر عدم قطعیت اقتصادی عمل میکند. علاوه بر این، تورم بالاتر منجر به کاهش بازده واقعی خواهد شد و هزینه فرصت نگهداری طلا به عنوان یک دارایی بدون بازده را کاهش میدهد.
شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری، از جمله ویزدامتری ( isdomTree) و گلدمن ساکس ( Goldman Sachs)، بر این باورند که علیرغم ریسکهای اصلاح کوتاهمدت، طلا همچنان در مسیر دستیابی به 3000 دلار به ازای هر اونس در سال جاری قرار دارد.
در یک شاخص دیگر از سنتیمنت سرمایهگذاران، تحلیلگران BMO Capital Markets گزارش دادند که طلا و مس پربحثترین کامودیتیها در کنفرانس اختصاصی معدنکاری آنها بودند. جالب اینجا است که نقره در زمینه علاقهمندیها "سومین گزینه دور (distant third)" قرار داشت. ("سومین گزینه دور" است و به موقعیتی اشاره دارد که یک انتخاب یا موضوع در مقایسه با دو گزینه یا موضوع دیگر، علاقه یا توجه کمتری را جلب کرده باشد.)
اگرچه ریسکهای نزولی برای طلا همچنان وجود دارد، اما ضروری است که بر چشمانداز بلندمدت تمرکز شود.
بیشتر بخوانید:
بازار رمزارزها پس از اعلامیه ذخایر استراتژیک ترامپ صعود کرد، اما تحلیلگران هشدار میدهند که این رشد ممکن است موقتی باشد چرا که موانع قانونی همچنان وجود دارند.
به گزارش کوین تلگراف، ترامپ در 2 مارس اعلام کرد که گروه کاری او در حوزه داراییهای دیجیتال مأمور شده است تا سه آلت کوین ریپل (XRP)، سولانا (SOL) و کاردانو (ADA) را در ذخایر رمزارز آمریکا بگنجاند.
این اعلامیه باعث بازگشت گسترده بازار شد و ارزش کل بازار کریپتو با 7% رشد به 3.04 تریلیون دلار رسید، در حالی که بیتکوین با یک صعود 7.7% از مرز روانی 95000 دلار عبور کرد.
با این حال، اورلی بارتیر، تحلیلگر ارشد تحقیقاتی در شرکت تحلیل بلاکچین نانسن، معتقد است که این صعود ممکن است موقتی باشد، چرا که فرآیند تأیید برای ایجاد ذخایر رمزارزها آمریکا زمانبر است.
«فکر میکنم ایجاد یک ذخیره از طریق خرید توکنهای جدید یک فرآیند پیچیده است که نیاز به رأی کنگره دارد، بنابراین زمانبر خواهد بود. من نسبت به پایداری رشد امروز کمی محتاط خواهم بود.»
برخی تحلیلگران انتظار دارند که بازار بهزودی به کف خود برسد، چرا ک تعداد آدرسهای فعال بیتکوین در 28 فوریه به بالاترین سطح سهماهه نزدیک شد. به گفته پلتفرم تحلیل رمزارزها IntoTheBlock، این موضوع نشاندهنده یک «نقطه عطف مهم» است که ممکن است لحظه «تسلیم بازار» را رقم بزند.
تحلیلگران نسبت به نوسانات کوتاه مدت هشدار میدهند
کاردانو، سولانا و ریپل پس از اعلام ترامپ درباره گنجاندن آنها در ذخایر استراتژیک آمریکا، عملکرد بهتری نسبت به بازار داشتهاند.
با این حال، نیکولای سوندرگارد، تحلیلگر پژوهشی در نانسن، معتقد است که رشد بازار رمزارزها ممکن است محدود باشد و در کوتاهمدت نوسانات قابلتوجهی را به همراه داشته باشد.
تحلیلگر به کوین تلگراف گفت:
«همانطور که اورلی اشاره میکند، احتمالاً این کار آنطور که به نظر میرسد ساده نخواهد بود و من انتظار نوساناتی در این توکنها دارم.
او اضافه کرد: «صرفنظر از اینکه این دستاوردها چقدر طول خواهند کشید، در حال حاضر برای بازار مثبت است، اما سوال برای آینده این است که آیا هیچکدام از اینها به نتیجه خواهد رسید. اگر نه، احتمالاً این موضوع به یک نقطه منفی برای رمزارزها تبدیل خواهد شد.»
با این حال، سرمایهگذاران رمزارزها همچنان به دنبال دیگر تحولات خاص صنعت به عنوان محرکهای بالقوه هستند، از جمله اولین نشست رمزارزها کاخ سفید که قرار است در 7 مارس توسط رئیسجمهور ترامپ برگزار شود.
اگرچه جزئیات بیشتری در مورد دستور کار نشست وجود ندارد، اما مقررات استیبلکوین و قوانین مربوط به احتمال ایجاد ذخایر استراتژیک رمزارزها در صدر مباحث نظارتی در آمریکا قرار داشتهاند.
بیشتر بخوانید:
بسیاری فکر میکردند که سرمایهداری (Capitalism) موتور نوآوری و آزادی فردی خواهد بود، اما واقعیت این است که اخیراً این نظام نتواسته به این انتظارات برسد. در هر صنعت، شرکتهای بزرگ مدام شرکتهای کوچکتر را بلعیدهاند و حالا قدرت سیاسی دارند تا قوانین را به نفع خود تنظیم کنند.
به همین دلیل است که امور مالی غیرمتمرکز (دیفای یا DeFi) بسیار جذاب به نظر میرسد. دیفای یک فرصت برای بازنشانی است تا بازارها عادلانه شوند، به جای اینکه به نفع تعداد معدودی از افراد خاص باشند. در دنیای ایدهآل، شفافیت و ساختار فراگیر دیفای میتواند اعتماد به مبادله داوطلبانه را دوباره بازسازی کند. اما با رشد این حوزه و توجه بیشتر نهادهای نظارتی، سوال این است که آیا دیفای میتواند به اصول بنیادین خود وفادار بماند یا به سیستم مشابهی که قرار بود جایگزین کند، تبدیل خواهد شد.
دیفای یک انقلاب بازار آزاد در امور مالی است
صنعت مالی غیرمتمرکز (DeFi) با ارزشی معادل 123.5 میلیارد دلار، واسطههای مورد اعتماد را با قراردادهای هوشمند از طریق برنامههای غیرمتمرکز (DApp) و پروتکلهای قابل ترکیب جایگزین میکند. برای دسترسی به خدمات مورد نیاز، نیازی به پر کردن فرمها یا درخواستهای پیچیده نیست. افراد میتوانند در هر زمان و از هر مکانی با تعامل با قراردادهای برنامههای غیرمتمرکز، استیبلکوین قرض کنند، توکنهای تأمین نقدینگی (Liquidity Providers) به دست آورند یا ارزها را مبادله کنند.
امور مالی غیرمتمرکز مانند امور مالی سنتی (traditional finance) نیست — در آن هیچ نگهبانی وجود ندارد. هر کسی که اتصال اینترنتی و دستگاهی سازگار داشته باشد، میتواند به اکوسیستم بپیوندد و از پروتکلها استفاده کند یا آنها را توسعه دهد. با پروتکلهای قابل ترکیب و متنباز (Open Source)، توسعهدهندگان میتوانند بخشهایی (یا حتی تمام) برنامههای غیرمتمرکز موجود را دوباره استفاده کنند یا بر روی سایر برنامهها بسازند تا راهحلهای خود را ایجاد کنند. این خدمات مالی باز و بدون نیاز به مجوز شرایط بازار عادلانهای را برای تمامی شرکتکنندگان بازار ایجاد میکنند و رقابت را به سطح کاملاً جدیدی میبرند.
پروتکلهای دیفای همچنین غیر حضانتی (non-custodial) هستند. افراد کنترل کامل بر داراییهای خود دارند و از طریق کیف پولهای خودحضانتی (Self-custodial) با قراردادهای هوشمند تعامل میکنند. با حذف ریسکهای طرف مقابل، این مالکیت واقعی بر داراییها آزادی فردی را تقویت کرده و از مداخلات اشخاص ثالث مانند مسدود شدن حسابها توسط بانکها یا دیگر ارائهدهندگان خدمات مالی حضانتی جلوگیری میکند.
بیایید صادق باشیم: دیفای هنوز کامل نیست و در مراحل اولیه است، بنابراین ریسکهایی مانند آسیبپذیریهای قراردادهای هوشمند و ضررهای موقتی وجود دارد. با این حال، این "موج جدید" سرمایهداری امکاناتی دارد که میتواند مشکلات بزرگ مالی سنتی را حل کند. البته چالشهایی هم دارد که جامعه و توسعهدهندگان باید قبل از مستقل شدن دیفای، به آنها رسیدگی کنند.
IRS و تهدید مقررات بیش از حد
مقررات همیشه مانع بزرگی در مسیر تحقق کامل پتانسیل سرمایهداری بودهاند و حالا تهدیدی برای توسعه دیفای به حساب میآیند. اخیراً، سرویس درآمد داخلی ایالات متحده (IRS) قوانینی وضع کرده است که از پلتفرمهایی مانند صرافیهای غیرمتمرکز میخواهد تا تراکنشها را همانند کارگزاران گزارش دهند. این قوانین از سال 2027 اجرایی خواهند شد.
مشکل این است که چنین الزامات برای پلتفرمهای غیر حضانتی (که به طور مستقل عمل میکنند) با مفهوم غیرمتمرکزسازی همخوانی ندارد. علاوه بر این، این موضوع میتواند توسعهدهندگان را ترسانده و مجبورشان کند به کشورهایی با قوانین سادهتر منتقل شوند. این تهدیدی برای معنای واقعی بازار آزاد است که دیفای بر اساس آن ساخته شده و خطر متمرکز شدن دوباره همه چیز در دستان ساختارهای متمرکز را به همراه دارد.
دیفای درباره آزادی است: بازارهای آزاد، موفقیت خودساخته، استقلال. این سیستم الگوهای قدیمی را میشکند، جایی که چند بازیگر بزرگ همه چیز را کنترل میکنند، و امکانات جدیدی را باز میکند. تعجبی ندارد که بازیگران بازارهایی مانند کانسنسیس (Consensys) و یونی سواپ (Uniswap) این مقررات جدید را محکوم کردهاند. برخی حتی از کنگره ایالات متحده خواستهاند که قوانین IRS را لغو کند.
اگر قوانین بیش از حد سختگیرانه باشند، تمام جنبههای مثبت دیفای را محو خواهند کرد. بنابراین، بهتر است به دنبال رویکردهای جدیدی باشیم که از توسعه این صنعت حمایت کنند و فضایی برای رشد آن فراهم کنند. در نهایت، دیفای فقط در مورد پول نیست. بلکه فرصتی است برای اینکه مردم احساس آزادی بیشتری داشته باشند و از اطمینان بیشتری در امور مالی خود برخوردار شوند.
تجلی جدید سرمایه داری
به دلیل عدم قطعیت مقررات در ایالات متحده، چندین پروژه رمزارز و دیفای مجبور شدهاند به دنبال حوزههای قضائی دوستانهتر مانند امارات متحده عربی، سوئیس و سنگاپور بگردند. اگر این روند ادامه یابد، بازار جهانی داراییهای دیجیتال بزرگترین اقتصاد جهان را به عنوان رهبر فعلی خود از دست خواهد داد و این موضوع رشد آن را محدود خواهد کرد.
چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ به جای تطبیق قوانین با واقعیت جدید، مقامات نظارتی در تلاشند تا فناوریهای غیرمتمرکز را به چارچوب سیستم قدیمی وادار کنند. این مشکل فقط مربوط به رمزارزها نیست. این موضوع به آینده تمام فناوریهایی مربوط میشود که بدون کنترل مرکزی عمل میکنند. چگونه میتوان چیزی را که قوانین بازی معمولی را میشکند، تنظیم کرد؟ با پیدا کردن تعادل. در غیر این صورت، این روند منجر به رکود خواهد شد.
رویکرد حمایتگرایانه ترامپ نسبت به رمزارزها امیدهایی ایجاد میکند، اما پروژههای دیفای باید هماکنون خود را سازگار کنند: جابهجایی به کشورهای دوستانهتر، پیادهسازی حاکمیت غیرمتمرکز از طریق سازمانهای غیرمتمرکز خودمختار (DAO) یا یافتن راههایی برای حفظ روحیه غیرمتمرکز حتی در محیط جدید.
امور مالی غیرمتمرکز بیشتر از یک ابزار جالب است — این یک فلسفه اقتصادی کامل است که بر آزادی، شفافیت، انصاف و حاکمیت مالی واقعی استوار است. به نوعی، دیفای و سرمایهداری به طور کامل با هم سازگارند و هر کدام ایدهآلهای اصلی دیگری را تقویت میکنند.
این یک دیدگاه تازه از سرمایهداری است که برای از بین بردن قدرتهای انحصاری، توزیع کنترل مالی و بازگرداندن رقابت سالم طراحی شده است. دقیقاً همین وعده مالی غیرمتمرکز است: فرصتی برای بازگرداندن روحیه عدالت واقعی در بازار.
برای رشد دیفای، مقامات نظارتی باید سیاستهایی طراحی کنند که از مصرفکنندگان محافظت کرده و در عین حال به بازیگران بازار این امکان را بدهد که به پیشرفت فناوریهای غیرمتمرکز ادامه دهند. دستیابی به این تعادل، از کاربران محافظت کرده و ایالات متحده را در صدر صنعت رمزارزها نگه میدارد، به جای اینکه رهبری را به حوزههای قضائی جسورتر و پیشروتر واگذار کند.
بیشتر بخوانید:
در اواخر 2024، موجودیهای COMEX افزایش یافت، چرا که نگرانیها درباره تأثیر تعرفهها بر واردات طلا بیشتر شده بود. این رشد ناگهانی واردات طلا به آمریکا بسیاری را شگفتزده کرد، چون این کشور هم تولیدکننده و هم مصرفکننده بزرگی در بازار طلا است و معمولاً به واردات وابسته نیست. هرچند طلا مستقیماً مشمول تعرفهها نشده، اما گمانهزنیها و تغییر در مدیریت ریسک باعث نوسانات قیمت و تغییر الگوهای معاملاتی شده است. این روند در 2025 هم ادامه دارد و تاکنون موجودیهای ثبتشده و واجد شرایط COMEX به ترتیب حدود 300 تن (9 میلیون اونس) و 500 تن (17 میلیون اونس) افزایش یافته است (نمودار 1).
نمودار 1: موجودی طلای COMEX به بالاترین حد دوران ویروس کرونا رسیده است
دادهها تا 24 فوریه 2025: توضیح: فلزات ثبتشده (Registered) به فلزاتی گفته میشود که مطابق با استانداردهای تحویل قراردادهای آتی طلا، نقره، مس یا آلومینیوم هستند و برای آنها رسیدی از یک انبار یا مخزن مورد تأیید بورس صادر شده است. فلزات واجد شرایط (Eligible) نیز استانداردهای تحویل را دارند اما هنوز رسیدی از انبار مورد تأیید بورس برای آنها صادر نشده است.
به طور کلی، سفتهبازان کوتاهمدت و برخی سرمایهگذاران معمولاً موقعیتهای خرید خالص (Net-long) بزرگی در قراردادهای آتی طلای COMEX دارند، در حالی که بانکها و سایر مؤسسات مالی به عنوان طرف مقابل این قراردادها، در موقعیت فروش (Short) قرار میگیرند. اما این مؤسسات مالی در واقع در موقعیت فروش خالص طلا نیستند؛ بلکه معمولاً موقعیتهای خریدی در بازار خارج از بورس (OTC) دارند تا ریسک موقعیتهای فروش آتی خود را پوشش دهند.
از آنجا که طلای فیزیکی بیشتر در بازار OTC لندن نگهداری میشود – به عنوان یک مرکز تجاری بزرگ و مکانی ارزانتر برای ذخیره طلا – مؤسسات مالی معمولاً ترجیح میدهند پوشش ریسک خود را در لندن نگه دارند، با این اطمینان که در شرایط عادی بازار، میتوانند بهسرعت طلا را به آمریکا ارسال کنند.
✔️ خبر مرتبط: راز های فورت ناکس: چرا تایید ذخایر طلا برای آینده اقتصادی ایالات متحده حیاتی است
با این حال، در ماههای اخیر، بسیاری از معاملهگران برای پیشگیری از تأثیر تعرفههای احتمالی، تصمیم گرفتهاند که طلا را زودتر به آمریکا منتقل کنند تا از پرداخت هزینههای بالاتر در آینده جلوگیری کنند.
همزمان با افزایش موجودیها، قیمت قراردادهای آتی طلای COMEX و اختلاف آن با قیمت نقدی طلا در لندن نیز افزایش یافت، چرا که معاملهگران هزینههای احتمالی ناشی از تعرفهها را در معاملات خود لحاظ کردند. به عنوان مثال، اختلاف قیمت بین قرارداد آتی فعال طلای COMEX و قیمت اسپات طلا تا 40 تا 50 دلار در هر اونس (140 تا 180 نقطه پایه) افزایش یافت، که بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین 13 دلار در هر اونس (60 نقطه پایه) طی دو سال گذشته است.
البته، این اتفاق جدیدی نیست. موجودیهای COMEX و اختلاف قیمت بین قراردادهای آتی و قیمت اسپات طلا در گذشته نیز افزایش یافتهاند، بهویژه در اوایل دوران همهگیری ویروس کرونا.
سؤال اصلی سرمایهگذاران، در میان گزارشهایی درباره کاهش موجودیها، این است: آیا بزرگترین مرکز معاملات خارج از بورس (OTC) طلا، یعنی لندن، میتواند با این اختلالات بازار مقابله کند؟
برای پاسخ، میتوان به نمونههای گذشته نگاهی انداخت و با تجزیه و تحلیل دادههای موجود، دیدگاه آگاهانهتری ارائه داد - البته با در نظر گرفتن سطح بالای عدم قطعیتی که در شرایط فعلی بر تمامی بازارهای مالی حاکم است.
موجودی انبارهای لندن کاهش یافته است، اما نه آنقدر که برخی فکر میکنند
در دوران همهگیری ویروس کرونا، با افزایش موجودیهای COMEX، موجودیهای لندن کاهش یافت، اما در نهایت هر دو به حالت عادی بازگشتند. در حال حاضر، مجموع موجودیهای گزارش شده توسط LBMA حدود 8500 تن است (نمودار 2)، که تقریباً 5200 تن آن در بانک مرکزی انگلیس (BoE) نگهداری میشود.
اگرچه گزارشهایی از صفهای طولانی برای دریافت طلا منتشر شده، اما باید در نظر داشت که بانک مرکزی انگلیس برخلاف خزانههای تجاری عمل میکند. زمان انتظار طولانیتر ممکن است باعث ایجاد تصور کمبود شود، در حالی که این موضوع بیشتر ناشی از مسائل لجستیکی است تا کمبود واقعی طلا.
یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت، افزایش نرخ وامدهی طلا بوده است. محاسباتی که بر اساس نرخهای وامگیری شبانه و نرخهای سواپ طلا به عنوان معیاری انجام شده، نشان میدهد که نرخ اجاره یکماهه طلا در ژانویه تا 5% افزایش یافته است که این موضوع نشاندهنده فشردگی در بازار طلای لندن است (نمودار 3).
نمودار 2: طلای ذخیرهشده در لندن کاهش یافته است، اما همچنان بالاتر از سطح خود در سال 2020 باقی مانده است.
منابع متنوع عرضه طلا میتواند عادی سازی را افزایش دهد
دادههای تجاری از اداره سرشماری نشان میدهد که بخش بزرگی از طلای وارد شده به ایالات متحده از سوئیس است. در عین حال، بخشی از این طلا ممکن است از بریتانیا منشأ گرفته باشد، چرا که برای تحویل به قراردادهای آتی COMEX باید از شمشهای Good Delivery (~400 اونس) به شمشهای 1 کیلوگرمی که برای تحویل پذیرفته میشوند، تصفیه شود. دیگر منابع طلا شامل کانادا، آمریکای لاتین، استرالیا و به میزان کمتری هنگ کنگ هستند. علاوه بر این، طلا از تولیدات معدنی داخلی نیز وارد بازار میشود – ایالات متحده پنجمین تولیدکننده بزرگ طلا در جهان است – که میتواند بهطور محلی تصفیه شود. (Good Delivery به مجموعهای از استانداردها و معیارها گفته میشود که برای شمشهای طلا و سایر فلزات گرانبها تعیین شده است تا آنها را برای تحویل در بازارهای بینالمللی مانند بازار لندن (LBMA) یا بازار COMEX قابل قبول کند. این استانداردها شامل ویژگیهایی مانند وزن، خلوص، نوع و مشخصات فنی شمشها هستند.)
✔️ خبر مرتبط: طلا و نقره: فرصتی طلایی که رو به پایان است!
البته، طلای وارد شده به ایالات متحده از سراسر جهان ممکن است میزان طلای وارد شده به بازارهای دیگر، از جمله لندن، را محدود کند، اما بر این باوریم که این تأثیر موقت خواهد بود. این موضوع بهویژه زمانی صادق است که طلا منابع تأمین متعددی دارد – تولید معادن و بازیافت – که در سراسر جهان پخش شده و وابستگی به واردات طلا برای تأمین تقاضای محلی را در کوتاهمدت کاهش میدهد.
چند نشانه از بازگشت به حالت عادی در حال ظهور است: سرعت افزایش موجودیهای COMEX کاهش یافته است؛ اختلاف بین قیمتهای آتی طلا و قیمتهای اسپات در حال کاهش است، و همچنین اسپرد خرید و فروش برای ETFهای طلا – بسیاری از این ETFها طلاهای خود را در لندن ذخیره میکنند – همچنان در وضعیت پایدار باقی ماندهاند. علاوه بر این، نرخهای اجاره طلا نیز به نظر میرسد که در حال کاهش است، به طوری که دادهها نشان میدهند که این نرخ اکنون به حدود 1% رسیده و بهطور قابلتوجهی پایینتر از بالاترین رکورد ماه ژانویه است (نمودار 3).
در حالی که بخشی از عملکرد قوی قیمت طلا ممکن است به مومنتوم (momentum) نسبت داده شود، تحلیلهای ما نشان میدهد که این عملکرد تحت تأثیر جریانهای فرار به کیفیت (flight-to-quality) در پی افزایش نوسانات بازارهای مالی ناشی از نگرانیهای ژئواقتصادی و ژئوپولیتیکی قرار گرفته است. (Flight-to-quality به معنی حرکت سرمایهگذاران به سمت داراییهای امنتر در زمانهایی است که بازارهای مالی نوسانات زیادی دارند یا عدم اطمینان اقتصادی و سیاسی افزایش مییابد. در این شرایط، سرمایهگذاران معمولاً داراییهایی مانند طلا، اوراق قرضه دولتی کشورهای با اعتبار بالا یا سایر داراییهای کمریسک را خریداری میکنند تا از ریسکهای موجود در بازارهای پرنوسان دور بمانند. این فرایند معمولاً به افزایش تقاضا برای این داراییها و در نتیجه افزایش قیمت آنها منجر میشود.)
نمودار 3: نرخ اجاره طلا پس از رسیدن به بالاترین رکورد کاهش یافته است
خلاصه
طلا هدف مستقیم تعرفهها نبوده است، اما واکنشهای بازار به عدم قطعیتهای تجاری موجب تغییرات قابلتوجهی در رفتارهای معاملاتی و تأثیر بر قیمت طلا شده است. حرکت طلا از لندن به ایالات متحده، افزایش حق بیمههای COMEX و نگرانیها درباره در دسترس بودن طلا عمدتاً نتیجه تصمیمات مدیریت ریسک بوده است، نه مشکلات واقعی در تأمین طلا.
اکنون که به نظر میرسد موجودیهای COMEX به خوبی تأمین شدهاند و عقبماندگی برداشتها از بانک مرکزی انگلیس همچنان در حال رفع شدن است، این اختلالات باید در هفتههای آینده کاهش یابند. با این حال، این دوره بهعنوان یادآوری واضحی است که حتی نگرانیهای غیرمستقیم مرتبط با سیاستهای تجاری میتوانند اثرات قابلتوجهی بر بازارهای مالی جهانی بگذارند.
این احتمال وجود دارد که این آخرین باری نباشد که اختلالات موقت در بازار طلا مشاهده میشود. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که عمق و نقدینگی بازار طلا قادر است در طول زمان بیشتر این شوکها را جذب کند.
بیشتر بخوانید:
ذخایر طلا در ایالات متحده حالا بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند، چرا که نگرانیهایی درباره مقدار واقعی طلاهای موجود در انبارها پیش آمده است. به همین دلیل، رئیسجمهور دونالد ترامپ و ایلان ماسک، رئیس دپارتمان کارایی دولت (DOGE)، اعلام کردند که میخواهند از انبار طلا در فورت ناکس بازدید کنند و شاید این بازدید را بهطور زنده پخش کنند.
ترامپ به حضار گفت: “ما میخواهیم نگاهی بیندازیم و اگر 27 تن طلا در آنجا وجود داشته باشد، خیلی خوشحال خواهیم شد. نمیدانم چطور میخواهیم آن را اندازهگیری کنیم، اما اشکالی ندارد. ما میخواهیم طلاهای زیبا و درخشان زیادی را در فورت ناکس ببینیم.”
با توجه به اهمیت طلا در سیستمهای مالی گذشته و حال، ثابت کردن این که فورت ناکس 147.3 میلیون اونس طلا (به ارزش حدود 428 میلیارد دلار در قیمتهای کنونی) دارد، بسیار ضروری است. کمبود طلا میتواند پیامدهای جدی داشته باشد، از جمله بیثباتی در بازار، کاهش ارزش دلار آمریکا و افزایش چشمگیر قیمت طلا.
اطمینان و ثبات بازار
اینکه فورت ناکس یکی از بزرگترین ذخایر طلا در جهان را دارد، به اعتماد به سیستم مالی ایالات متحده کمک میکند. اگر یک حسابرسی کامل نشان دهد که ذخایر کمتر از مقدار گزارش شده هستند، میتواند به بازارهای جهانی شوک وارد کند، باعث فروش داراییهای ایالات متحده شود و تأثیراتی در بازارهای بینالمللی ایجاد کند.
آخرین حسابرسی کامل از انبار طلا در سال 1953 انجام شد. در سال 1974، خبرنگاران و اعضای کنگره یک بازدید کوتاه داشتند که اغلب به اشتباه به عنوان بازرسی شناخته میشود. از آن زمان، فقط چکهای روتین مهر و موم انبار انجام شده و دسترسی محدود به مقامهای خزانهداری، مانند استیو منوچین در سال 2017 بوده است.
تاثیر بر دلار آمریکا
اگرچه دلار آمریکا دیگر به طلا پشتوانه ندارد، وجود یک ذخیره طلای قابل توجه بهعنوان نشانهای از ثبات عمل میکند. اگر مشخص شود که فورت ناکس کمتر از مقدار مورد انتظار طلا دارد، اعتماد به دلار تضعیف میشود و این میتواند به کاهش ارزش آن منجر گردد. این کاهش ارزش، واردات ایالات متحده را گرانتر کرده و به تورم دامن میزند، در حالی که صادرات را رقابتیتر میکند.
در حالی که برخی از سیاستگذاران، مانند استیون میران، نامزد ترامپ برای شورای مشاوران اقتصادی، پیشنهاد کردهاند که فروش ذخایر طلای ایالات متحده میتواند به طور عمدی دلار را تضعیف کند تا مزایای تجاری به همراه داشته باشد، یک کاهش غیرقابل کنترل در اعتماد به دلار عواقبی به مراتب خطرناکتر خواهد داشت.
قیمت طلا و بانکهای مرکزی
شک و تردیدها درباره ذخایر ایالات متحده میتواند تقاضای بیشتری را از سوی سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی ایجاد کند و در نتیجه ممکن است قیمتها به شدت افزایش یابد.
بازارهای نوظهور که در سالهای اخیر طلا جمعآوری کردهاند، احتمالاً خریدهای خود را تسریع خواهند کرد و این موضوع میتواند افزایش قیمتها را تشدید کند. قیمتهای بالاتر طلا میتواند به دارندگان فعلی طلا سود برساند، اما ممکن است این فلز را برای افرادی که به دنبال حفاظت در برابر عدم قطعیتهای اقتصادی هستند، کمتر در دسترس کند.
ژئوپلیتیک
یکی دیگر از اثرات یافتن مقدار کمتر طلا نسبت به انتظارات، تضعیف موقعیت جهانی و قدرت چانهزنی ایالات متحده خواهد بود. کشورهایی مانند چین و روسیه که بهطور فعال در حال افزایش ذخایر طلای خود هستند، ممکن است از این وضعیت بهرهبرداری کرده و سیستمهای مالی جایگزینی را ترویج دهند که وابستگی کمتری به نفوذ ایالات متحده داشته باشند.
نیاز به شفافیت
عدم انجام یک حسابرسی جامع از سال 1953، به همراه دسترسی محدود به این تأسیسات، دههها نظریههای توطئه را تقویت کرده است. برخی معتقدند که طلاها در انبارها بدون تغییر باقی ماندهاند، در حالی که دیگران به فروشهای مخفی یا شمشهای جعلی مشکوک هستند.
شخصیتهای برجستهای مانند ایلان ماسک و سناتور رند پل خواستار شفافیت بیشتری شدهاند و بر این باورند که مردم آمریکا سزاوارند که مدرکی مبنی بر سلامت داراییهای ملی خود داشته باشند.
یک حسابرسی کامل و مستقل — حتی احتمالاً یک تأیید بهصورت زنده — میتواند شک و تردیدها را از بین ببرد و اعتماد به مؤسسات مالی ایالات متحده را تقویت کند.
بیشنر بخوانید:
رئیسجمهور آرژانتین، خاویر میلی، پس از ورود کوتاهش به حوزه رمزارزها در وضعیت بحرانی قرار دارد، بهطوری که مخالفان خواستار استیضاح او شدهاند و یک قاضی نیز تحقیقات مربوط به کلاه برداری وی را آغاز کرده است.
در تاریخ 14 فوریه، میلی به شبکه اجتماعی X رفت تا یک توکن ناشناخته به نام لیبرا را معرفی کند و ادعا کرد که این توکن با تأمین مالی کسبوکارهای کوچک، به اقتصاد آرژانتین کمک خواهد کرد. پست او به وبسایتی با شعار معروفش، "زنده باد آزادی"، لینک شد و به 3.8 میلیون دنبالکنندهاش اطمینان داد که "دنیا میخواهد در آرژانتین سرمایهگذاری کند." هزاران نفر این کار را کردند. قیمت لیبرا (LIBRA) از نزدیک صفر به تقریباً 5 دلار افزایش یافت و سپس در عرض چند ساعت به کمتر از 1 دلار سقوط کرد.
میلی به سرعت پست را حذف کرد و ادعا کرد که از جزئیات پروژه بیخبر بوده است، اما آسیب وارد شده بود. وکلا در آرژانتین، به رهبری رقیب سیاسی میلی، کلودیو لوزانو، بیش از 100 شکایت کلاه برداری علیه رئیسجمهور ثبت کردند و یک قاضی آرژانتینی تحقیقات را آغاز کرد.
کارآفرین حوزه رمزارزها، هایدن دیویس، به مشارکت در راهاندازی لیبرا و همچنین ملانیا (MELANIA)، یک میمکوین مرتبط با بانوی اول آمریکا که بهطور موقت به ارزش بازار 2 میلیارد دلار رسیده بود و سپس سقوط کرد، اعتراف کرده است. در یک مصاحبه با Coffeezilla (استیون فیندیسن)، دیویس فاش کرد که کنترل حدود 100 میلیون دلار کسب شده از لیبرا را در دست دارد و به تفصیل یک طرح به نام "sniping" را توضیح داد - روشی که در آن افراد داخلی یا رباتها به سرعت توکنهای تازه راهاندازی شده را با قیمتهای بسیار پایین خریداری میکنند قبل از اینکه عموم مردم بتوانند واکنش نشان دهند، که باعث افزایش تقاضا و قیمت میشود و سپس با سود کلان میفروشند. در بازارها رگوله شده، این عمل بهعنوان جلو افتادن غیرقانونی محسوب میشود. ("Illegal front-running" به معنای "جلو افتادن غیرقانونی" است و به عملی اشاره دارد که در آن یک فرد یا نهاد اطلاعات محرمانه یا غیرعمومی درباره معاملات آینده را دریافت کرده و قبل از اینکه این معاملات به صورت عمومی انجام شوند، اقدام به خرید یا فروش دارایی میکند. این عمل بهطور معمول در بازارهای مالی ممنوع است، زیرا میتواند به نفع افرادی باشد که به این اطلاعات دسترسی دارند و به ضرر سایر سرمایهگذاران عمل کند. این نوع فعالیت بهعنوان یک عمل غیراخلاقی و غیرقانونی در نظر گرفته میشود.)
او همچنین دو نفر از برگزارکنندگان Tech Forum، یک کنفرانس فناوری در آمریکای لاتین، را بهعنوان شرکتکنندگان دیگر در راهاندازی این پروژه نام برد.
با افزایش واکنشها، دیویس تلاش کرد تا اوضاع را کنترل کند. او در یک بیانیه در شبکه اجتماعی X نوشت: "میخواهم بهطور قاطع اعلام کنم که هیچگاه و در هیچ شرایطی از این وجوه برای منافع شخصی استفاده نکردهام و نخواهم کرد." در مصاحبهای جداگانه با بارستول اسپورتز، او این فاجعه را بهعنوان "یک آزمایش که به طرز بسیار بدی پیش رفت" توصیف کرد. او تأکید کرد که میلی فاسد نیست، بلکه فقط در احاطه افرادی است که ممکن است چنین باشند. در همین حال، دیو پورتنوی بارستول اسپورتز ادعا کرد که دیویس شخصاً 5 میلیون دلار از خسارت ناشی از فاجعه لیبرا را به او بازپرداخت کرده است.
اعداد تصویر غمانگیزی را به نمایش میگذارند: بر اساس گزارش شرکت تجزیه و تحلیل بلاکچین نانسن، 86% از معاملهگرانی که به لیبرا وارد شدند، متحمل ضرر شدند و مجموع خسارات به 251 میلیون دلار رسید. در مقابل، عدهای از خوششانسها 180 میلیون دلار به جیب زدند.
بن چائو، یکی از بنیانگذاران صرافی غیرمتمرکز Meteora که در راهاندازیهای لیبرا، ملانیا و ترامپ (Trump) کمک کرده بود، طبق پستی که در تاریخ 18فوریه از سوی همبنیانگذار ناشناسش، میائو، منتشر شد، استعفا داد.
هکرها 1.5 میلیارد دلار از صرافی بای بیت سرقت کردند
در آنچه اکنون بزرگترین سرقت ارز دیجیتال ثبت شده است، بایبت، یک صرافی رمزارز مستقر در دبی، پس از اینکه هکرها کنترل یکی از کیفپولهای سرد آن، که سیستمهای ذخیرهسازی آفلاین هستند، را در روز جمعه به دست آوردند، 1.5 میلیارد دلار از داراییهای دیجیتال خود را از دست داد. تحلیلگران بلاکچین به هکرهای کره شمالی اشاره میکنند که معمولاً در برخی از بزرگترین نقضهای امنیتی صنعت دخیل هستند. وجوه سرقت شده، عمدتاً اتریوم، به سرعت در بین چندین کیفپول و پلتفرم منتقل شد. با وجود این ضربه، بن ژو، مدیرعامل بایبت، به مشتریان اطمینان داد که این صرافی همچنان توانایی پرداخت بدهیها را دارد و ادعا کرد که تمام داراییهای مشتریان بهطور کامل پشتیبانی میشوند و شرکت قادر به جبران خسارت است.
رمزارزها و بلاک چین در لیست فوربز
با ورود رمزارزها به جریان اصلی، موج جدیدی از شرکتها در حال بازسازی صنعت مالی هستند و لیست Fintech 50 مجله فوربز (50 شرکت برتر و نوآور در حوزه فناوری مالی (فینتک))، بزرگترین بازیگران این تغییر را معرفی میکند. از توکنسازی داراییهای واقعی گرفته تا تأمین سرمایه نهادی، این نوآوران بلاکچین در حال هدایت یک تغییر مالی هستند که پیشتر بهعنوان هیاهوی سفتهبازانه نادیده گرفته شده بود.
بیشتر بخوانید:
افزایش در پیشنهادات ذخیره بیتکوین در سطح ایالتها در سراسر ایالات متحده به مانع برخورد کرده است، چرا که چندین ایالت لایحههای سرمایهگذاری بودجههای عمومی در رمزارزهای پیشرو را رد کردند.
از 50 ایالت ایالات متحده، بیش از 20 ایالت لایحههایی را در زمینه ذخایر بیتکوین یا سرمایهگذاری در داراییهای دیجیتال معرفی کرده یا در حال بررسی آنها هستند، اما سرنوشت بسیاری از این لایحهها هنوز نامشخص است.
اما در چند هفته گذشته، چندین ایالت از جمله مونتانا، داکوتای جنوبی، داکوتای شمالی، پنسیلوانیا و وایومینگ موانعی سد راه ابتکار رو به رشد ذخیره بیتکوین قرار دادند.
پیشنهاد ذخیره بیتکوین مونتانا، لایحه مجلس 429، پس از معرفی آن در اواخر ژانویه با مشکل مواجه شد. این لایحه به دنبال تخصیص حداکثر 50 میلیون دلار از بودجههای عمومی برای بیتکوین، استیبلکوینها و فلزات گرانبها بود.
با وجود استدلالهای کورتس شومر، نماینده مونتانا، که این لایحه را به عنوان روشی برای متنوع سازی به داراییهای ایالت متحده و احتمالاً تأمین بازده بالاتر حمایت کرده بود، این پیشنهاد در تاریخ 21 فوریه با رأی 59 به 41 در مجلس نمایندگان رد شد.
بهطور مشابه، لایحه HB 1202 داکوتای جنوبی که پیشنهاد میکرد حداکثر 10% از بودجههای عمومی ایالت به بیتکوین اختصاص یابد، در تاریخ 24 فوریه با رأی 9 به 3 توسط کمیته بازرگانی و انرژی مجلس رد شد.
در حالی که نماینده لوگان مانهارت، حامی این لایحه، استدلال کرد که بیتکوین میتواند در شرایط تورمی ارزش خود را حفظ کند، مت کلارک، مسئول سرمایهگذاری ایالت داکوتای جنوبی، در برابر نوسانات این دارایی هشدار داد.
پنسیلوانیا، داکوتای شمالی و وایومینگ نیز شاهد رد یا توقف پیشنهادات ذخیره بیتکوین خود در کمیتههای قانونی بودهاند.
پیشنهاد داکوتای شمالی، HB 1184، که به دنبال بررسی امکانسنجی ذخیره بیتکوین بود، با 57 رای در برابر 32 رای در مجلس، تصویب نشد.
لایحه HB 2664 پنسیلوانیا پیشنهاد میکرد حداکثر 10% از بودجههای ایالت در بیتکوین سرمایهگذاری شود، اما عملاً لغو شد. همچنین، لایحه وایومینگ که در اواسط ژانویه معرفی شده بود، در تاریخ 6 فوریه توسط کمیته ایالتی رد شد.
ذخایر بیت کوین دولتی و ملی
تلاش برای ذخایر بیتکوین در سطح ایالتها در پی حمایت رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در ایجاد یک ذخیره ملی بیتکوین در طول کارزار انتخاباتی سال گذشته برمیگردد.
سناتور وایومینگ، سینتیا لومییس، رئیس زیرکمیته سنا در زمینه داراییهای دیجیتال، در ژوئیه 2024 لایحهای را معرفی کرد که خواستار خرید 1 میلیون بیتکوین توسط دولت ایالات متحده در طول پنج سال برای یک ذخیره استراتژیک ملی بود، با این حال پیشنهاد ذخیره بیتکوین ایالت خودش با چالشهایی در جلب حمایت مواجه شده است.
نگاهی به آینده
اگرچه برخی ایالتها با این موضوع مخالفت کردهاند، اما پیشنهادات ذخیره بیتکوین در مناطق دیگر در حال پیشرفت هستند.
یوتا بیشترین پیشرفت را داشته است، بهطوری که لایحه اصلاحات بلاکچین و نوآوری دیجیتال آن با رأی 4 به 2 به 1 در کمیته فرعی درآمد و مالیات در تاریخ 20 فوریه تصویب شد.
لایحه HB 230 اکنون تنها یک قدم تا تحقق فاصله دارد و به خزانهدار ایالت اجازه میدهد حداکثر 5% از بودجههای عمومی را به داراییهای دیجیتال اختصاص دهد، با این حال بیتکوین تنها دارایی است که شرایط حداقل 500 میلیارد دلار ارزش بازار را دارد و به همین دلیل نامزد اصلی برای دارایی ذخیره ایالت محسوب میشود.
تگزاس، که به خاطر رویکرد مثبتش نسبت به رمزارزها شناخته میشود، با دو پیشنهاد متفاوت مرتبط با بیتکوین در حال پیشرفت است.
یک لایحه به ایالت اجازه میدهد حداکثر 1% از بودجه عمومی خود را به بیتکوین اختصاص دهد، در حالی که لایحه دوم به موضوعات مرتبط با کمکهای مالی بیتکوینی و پرداختهای ارزهای دیجیتال میپردازد.
در تاریخ 25 فوریه، کمیته نظارت بر دولت مجلس نمایندگان اوکلاهما لایحه HB 1203، قانون ذخیره استراتژیک بیتکوین، را با رأی 12 به 2 تصویب کرد.
کمیته مالی سنای آریزونا لایحه SB 1025 را پیش برد، که پیشنهاد میکند حداکثر 10% از بودجههای عمومی، از جمله مستمریها، در رمزارزها مانند بیتکوین سرمایهگذاری شود. این لایحه اکنون منتظر رأی مجلس است.
با 18 لایحه که در حال حاضر در ایالتهای مختلف در حال بررسی است، حرکت برای ذخایر بیتکوین در سطح ایالتها همچنان پویا و فعال است، چرا که قانونگذاران به بررسی پتانسیل داراییهای دیجیتال در امور مالی عمومی ادامه میدهند.
بیشتر بخوانید:
به گفته دانیل غالی، استراتژیست ارشد کامودیتی در TD Securities، قیمت طلا در موقعیتی منحصربهفرد قرار دارد که بدون توجه به عملکرد دلار آمریکا در هفتههای آینده میتواند افزایش یابد، در حالی که جریانهای فیزیکی نقره و کسری ساختاری آن میتواند این فلز را به برنده بلندمدت تبدیل کند.
در مصاحبهای در 21 فوریه، غالی گفت که حتی در حالی که واشنگتن کاهش ارزش دلار آمریکا را برای رقابتیتر کردن صادرات در نظر میگیرد، قدرت این ارز در واقع به افزایش قیمت طلا کمک میکند.
او گفت: «چیزی که در این مرحله از روند صعودی طلا جالب است، این است که من واقعاً معتقدم دلار قوی آمریکا به افزایش قیمت طلا کمک میکند.» وی افزود: «یکی از باورهای اصلی من این است که ما میتوانیم از ناهنجاریهای بازار چیزهای بسیار بیشتری بیاموزیم.»
غالی گفت که عملکرد چشمگیر طلا در سال گذشته کاملاً غیرعادی بوده است. او خاطرنشان کرد: «طلا علیرغم قدرت دلار آمریکا و در دورههایی که نرخهای بهره ایالات متحده در حال افزایش بود، رشد کرده است.» وی افزود: «طلا در تاریخ تنها دو بار چنین عملکرد خوبی را در کنار عملکرد قوی شاخص S&P 500 تجربه کرده است. بار اول در سال 1933 بود، زمانی که دولت آمریکا تصمیم گرفت ارزش طلا را مجدداً ارزیابی کند. بار دوم در سال 2009، در جریان بزرگترین دور سیاست تسهیل کمی (QE) که در آن زمان رخ داد.»
او خاطرنشان کرد که طلا هرگز چنین روند صعودی قدرتمندی را بدون یک بازار نزولی برای دلار آمریکا تجربه نکرده است. وی افزود: «بنابراین، بهوضوح قدرت قیمت طلا یک ناهنجاری بازار است و فکر میکنم این موضوع پیامی برای کسانی دارد که مایل به شنیدن آن هستند.»
غالی معتقد است که فلز زرد نقش جدیدی به خود گرفته است. او گفت: «قدرت دلار آمریکا به حدی قابل توجه است که فعالیت خرید طلا را بهعنوان پوششی در برابر کاهش ارزش ارز تحریک میکند، بهویژه در آسیا.» وی افزود: «این روندی است که در دو سال گذشته شاهد شکلگیری آن بودهایم و از ژانویه امسال دوباره به کانون توجه بازگشته است.»
تعرفهها یکی دیگر از مسائلی هستند که همچنان در کانون توجه معاملهگران فلزات گرانبها قرار دارند، و غالی به جدیدترین تحولات در جریانهای فیزیکی که مشاهده میکند، اشاره کرد.
او گفت: «این یک ناهنجاری قابل توجه در بازارهای کامودیتی است که در حال حاضر پشت افزایش قیمت طلا پنهان شده است.» وی افزود: «این موضوع لزوماً ارتباط مستقیمی با قیمت طلا ندارد، اما در پسِ پرده، بازدهی حاصل از انتقال طلای فیزیکی از لندن به ایالات متحده در ماههای اخیر بهطور غیرعادی بالا بوده است.»
✔️ خبر مرتبط: چگونه ایالات متحده می تواند از ذخایر طلا خود برای تحول اقتصاد استفاده کند؟
او افزود: «این وضعیت اکنون نشانههایی از کاهش را برای طلا نشان میدهد، اما لزوماً چنین چیزی در مورد نقره و سایر فلزات گرانبها صدق نمیکند.»
غالی روند کنونی "ذوب شدن" قیمت طلا را بهعنوان پدیدهای بسیار خاص اما احتمالاً کوتاهمدت توصیف کرد.
او گفت: «من فکر میکنم که وضعیت طلا را میتوانیم بهعنوان 'اگر شیر بیندازم، برندهام؛ اگر خط بیندازم، بازندهی' خلاصه کنیم.» وی افزود: «در لحظاتی که دلار آمریکا در حال افزایش است و نرخهای بهره ایالات متحده در حال بالا رفتن هستند، تمایل به خرید طلا از آسیا بهعنوان پوششی در برابر کاهش ارزش ارز وجود دارد. و در لحظاتی که نرخهای بهره ایالات متحده در حال کاهش است و دلار آمریکا کاهش مییابد، صندوقهای کلان - که بهطور عمده غربی هستند - به طلا بهعنوان یک کامودیتی سنتی نگاه میکنند و تصور میکنند که کاهش دلار آمریکا باید برای طلا خوب باشد، و این گروه است که بهطور متقابل طلا میخرد. بنابراین، این یک وضعیت فوقالعاده در بازار طلا است.»
او هشدار داد: «این وضعیت نسبتاً نادر است و لزوماً برای مدت طولانی دوام نمیآورد. اما تا زمانی که این وضعیت ادامه یابد، عاملی بسیار قوی برای طلا ایجاد میکند.»
غالی در مورد نقره گفت که این فلز خاکستری دیگر بهعنوان یک خویشاوند فقیر برای طلا محسوب نمیشود.
او گفت: «نقره واقعاً داستان منحصربهفردی دارد. ما به سمت پنجمین سال متوالی کسری ساختاری آن پیش میرویم. این کسری از نظر شدت عدم تعادل بین عرضه و تقاضا بیسابقه است که به دلیل افزایش تقاضا به وجود آمده و به افزایش ظرفیت انرژی خورشیدی در جهان مربوط میشود.
غالی گفت: «وضعیت نقره متفاوت است چرا که ما در حال گذر از یک افزایش تقاضا به سمت یک بحران نقدینگی هستیم. کشش فلز از لندن به ایالات متحده به قدری شدید بوده است که سیستم بزرگترین انبار طلا در جهان را به شدت تحت فشار قرار داده و در نتیجه فعالیتهای روزانه تجارت در بازارهای فیزیکی را مختل کرده است.»
او افزود: «ما فکر میکنیم که این وضعیت میتواند حتی بدتر شود و در نهایت قیمتهای ثابت نقره باید افزایش یابد تا انگیزهای برای بازگشت فلز از منابع غیرمتعارف به لندن ایجاد کند.»
بیشتر بخوانید:
ایالات متحده و روسیه برای بحث در مورد بازگرداندن کارکنان سفارت ملاقات خواهند کرد
به گزارش AFP، اتحادیه اروپا قاطعانه و فوری به تعرفه های آمریکا واکنش نشان خواهد داد
پیشبینی می شود قیمت خانهها در نیوزیلنددر سال 2025 به میزان 5% افزایش یابد و در سال 2026 به 6% برسد (در مقابل 5.1 درصد برای هر دو سال در نظرسنجی سه ماهه چهارم 2024)
رئیسجمهور بایدن در تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد، به ونزوئلا نوعی دست دوستی ارائه داد، اما این طرح به نتیجه نرسید و حالا ترامپ میگوید که این اقدام را پایان میدهد. او همچنین اشاره کرد که ونزوئلا مهاجران غیرقانونی را بازپس نمیگیرد.
"این توافق تحریمها را بر روی نفت، گاز و طلا کاهش داده بود، اما بخشی از آن در آوریل 2024 پس از این که کاندیدای مخالف، ماریا کورینا ماچادو، از شرکت در انتخابات ریاستجمهوری منع شد، لغو گردید."
ترامپ در Truth Social نوشت: ما بدین وسیله امتیازاتی که جو بایدن فاسد به نیکلاس مادورو، از ونزوئلا، در مورد توافق معامله نفتی، به تاریخ 26 نوامبر 2022، و همچنین شرایط انتخاباتی در ونزوئلا که توسط رژیم مادورو برآورده نشده است، لغو میکنیم. علاوه بر این، رژیم به سرعتی که توافق کرده بودند، جنایتکاران خشنی را که به کشور ما (آمریکای خوب) فرستاده بودند، به ونزوئلا بازنگردانده است. بنابراین، من دستور میدهم که توافق امتیاز جو بایدن که مؤثر نبوده و برآورده نشده است، از تاریخ تمدید 1 مارس لغو شود.
نخست وزیر نروژ: اگر ترامپ تعرفه ها را اعمال کند، ایالات متحده در یک درگیری تجاری جدی با اتحادیه اروپا قرار خواهد گرفت"
امتیازاتی که بایدن به مادورو در مورد توافق نفتی داده بود را پس میگیریم
طبق آخرین دادههای دولتی، واردات طلا چین از طریق هنگ کنگ در ماه گذشته به پایینترین سطح خود در نزدیک به سه سال اخیر رسید، در حالی که صادرات جواهرات از این منطقه نیز در ژانویه کاهش یافته است.
اداره آمار و سرشماری هنگ کنگ روز سهشنبه اعلام کرد، کل واردات طلا چین از طریق هنگ کنگ در ژانویه به 13.816 تن رسید که پایینترین سطح از آوریل 2022 است. واردات از 25.007 تن در دسامبر کاهش یافته و نشاندهنده کاهش 44.8 درصدی نسبت به ماه گذشته است.
دادههای هنگ کنگ ممکن است تصویر کاملی از خریدهای طلای چین ارائه ندهد، چرا که این فلز گرانبها همچنین از طریق شانگهای و پکن نیز وارد میشود.
هفته گذشته، دادههای گمرک سوئیس نشان داد که صادرات طلا از سوئیس به چین نسبت به سال گذشته 99% کاهش یافته است.
در همین حال، صادرات جواهرات و سایر محصولات طلا و نقره از هنگ کنگ نیز در ژانویه ادامه کاهش داشت و این موضوع روند نزولی مداوم در تجارت جهانی جواهرات را در میان قیمتهای بیسابقه طلا تأکید میکند.
طبق آخرین دادههای اداره آمار و سرشماری هنگ کنگ، حمل و نقل جواهرات و محصولات طلا و نقرهسازان در ژانویه نسبت به سال گذشته 4.8% کاهش یافته و در سه ماه گذشته 8.4% کاهش داشته است.
واردات این دستهها به هنگ کنگ نیز در ژانویه نسبت به سال گذشته 9.6% کاهش یافته و همین میزان کاهش از نوامبر 2024 تا ژانویه 2025 مشاهده شده است.
صادرات جواهرات هنگ کنگ سال گذشته را با یک روند نزولی به پایان رساند، به طوری که در سال 2024، 4.4% کاهش و تنها در دسامبر 8.3% کاهش داشت.
چین بزرگترین مصرفکننده طلا در جهان است و بازار آن تأثیر قابلتوجهی بر قیمتهای جهانی طلا دارد.
بیشتر بخوانید:
زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین: روز جمعه برای مذاکره با ترامپ ملاقات خواهم کرد
آلفابت، شرکت مادر گوگل، تعدادی از کارکنان خود را در بخش ابری کاهش داد
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، روز سهشنبه دستور تحقیق درباره احتمال وضع تعرفه بر واردات مس را داد تا تولید این فلز مهم برای خودروهای برقی، تجهیزات نظامی و کالاهای مصرفی در ایالات متحده تقویت شود.
یک مقام کاخ سفید اعلام کرد که این تحقیق واردات مس خام استخراجشده، کنسانتره مس، آلیاژ مس، ضایعات مس و محصولات مشتقشده از این فلز را بررسی خواهد کرد. نتیجه این بررسی بهسرعت اعلام خواهد شد.
واردات آمریکا
ایالات متحده تنها کمی بیش از نیمی از مس تصفیهشده مورد نیاز خود را سالانه در داخل تولید میکند. بیش از دوسوم این مقدار در آریزونا استخراج میشود، جایی که توسعه یک معدن عظیم برای بیش از یک دهه متوقف شده است. مابقی مس تصفیهشده، یعنی نزدیک به 1 میلیون تن در سال، از خارج وارد میشود.
در حالی که کاخ سفید تعرفههای جدید را راهی برای مقابله با سلطه چین بر بازار جهانی معرفی کرده است، ایالات متحده در واقع بیشتر مس تصفیهشده خود را از کشورهای قاره آمریکا وارد میکند.
بر اساس گزارش خدمات زمینشناسی ایالات متحده (USGS)، شیلی، کانادا و پرو بیش از 90% از واردات مس تصفیهشده سال گذشته را تشکیل میدهند.
تولید جهانی
چین بر فرآوری مس جهانی تسلط دارد، اما بیشتر سنگ معدنی که به کورههای ذوب آن وارد میشود، از مکانهای دیگر، به ویژه در آمریکای لاتین استخراج میشود. بر اساس گزارش USGS، شیلی و پرو بهطور مشترک تقریباً یکسوم مس جهانی را در سال گذشته استخراج کردند.
با این حال، چین با سرمایهگذاریهای کلان خود در معادن جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) در حال گسترش کنترل خود بر استخراج مس جهانی است.
جمهوری دموکراتیک کنگو اکنون پس از شیلی، به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ مس جهان شناخته میشود و این موضوع عمدتاً به دلیل سرمایهگذاریهای کلان چین در بخش معدن این کشور آفریقایی است.
بخش ذوب مس چین نسبت به سایر کشورها بسیار بزرگتر است. این کشور در سال گذشته دهها کوره ذوب مس فعال داشت. بر اساس گزارش USGS، در عوض، ایالات متحده تنها دو کوره ذوب مس اصلی دارد.
بیشتر بخوانید: