
مایکروسافت همچنان یکی از بازیگران اصلی رایانش ابری و هوش مصنوعی است؛ اما افت قیمت سهام آن، در کنار نگرانیها درباره هزینههای سنگین زیرساختهای هوش مصنوعی، توجه سرمایهگذاران را به ارزشگذاری این شرکت جلب کرده است. از یک سو، رشد تقاضا برای خدمات ابری و گسترش دستیار هوشمند کوپایلوت فرصتهای تازهای ایجاد کردهاند؛ از سوی دیگر، میزان سرمایهگذاری، کیفیت محصولات هوش مصنوعی و بازده اقتصادی این هزینهها همچنان محل بحث است.
- تقاضا برای خدمات ابری آژور از ظرفیت فعلی عرضه فراتر رفته است.
- تعداد جایگاههای پولی کوپایلوت از ۳۰ میلیون عبور کرده است.
- تنوع محصولات نرمافزاری، درآمدهای مایکروسافت را تقویت میکند.
- ارزشگذاری پایینتر، فرصت احتمالی خرید است؛ نه تضمین بازدهی.
آژور؛ برنده زیرساختی موج هوش مصنوعی
رشد هوش مصنوعی تنها به تولیدکنندگان تراشه و توسعهدهندگان مدلهای هوشمند محدود نیست. شرکتهای ارائهدهنده زیرساخت ابری نیز از افزایش نیاز به پردازش، ذخیرهسازی و اجرای برنامههای هوش مصنوعی بهره میبرند. آژور، سکوی ابری مایکروسافت، در موقعیتی قرار دارد که با گسترش کاربردهای تجاری هوش مصنوعی میتواند درآمد بیشتری ایجاد کند.
طبق مقاله مبنا، تقاضا برای ظرفیت ابری مایکروسافت از توان عرضه فعلی آن پیشی گرفته است. این وضعیت از قدرت تقاضا حکایت دارد؛ هرچند استمرار رشد به توسعه مراکز داده، دسترسی به انرژی، افزایش بهرهوری و توان تبدیل سرمایهگذاری به درآمد وابسته خواهد بود.
کوپایلوت؛ تبدیل هوش مصنوعی به درآمد
مزیت دیگر مایکروسافت، ادغام هوش مصنوعی با ابزارهایی است که شرکتها و کارکنان از قبل استفاده میکنند. کوپایلوت میتواند در نگارش اسناد، خلاصهسازی جلسات و تحلیل دادهها به کاربران کمک کند؛ بدون آنکه سازمانها ناچار باشند زیرساخت نرمافزاری خود را بهطور کامل تغییر دهند.
بر اساس گزارش نقلشده در مقاله، شمار جایگاههای پولی کوپایلوت در پایان سال مالی ۲۰۲۶ از ۳۰ میلیون گذشت. همچنین تعداد گفتوگوهای کاربران با این ابزار در سهماهه چهارم، نسبت به سال قبل تقریباً دو برابر شد. بااینحال، افزایش استفاده لزوماً به معنای سودآوری متناسب نیست؛ درآمد هر کاربر، هزینه توسعه و توان رقابت محصول نیز اهمیت دارند.
“
«به نظر من، جذابیت مایکروسافت صرفاً در رشد هوش مصنوعی نیست، بلکه در توانایی تبدیل این فناوری به درآمد پایدار از مسیر مشتریان سازمانی و محصولات موجود نهفته است. بااینحال، ارزانتر بودن نسبت ارزشگذاری نسبت به رقبا الزاماً به معنای وجود حاشیه امن نیست؛ اگر بازده سرمایهگذاری در مراکز داده یا قدرت رقابتی کوپایلوت کمتر از انتظار باشد، تخفیف بازار میتواند توجیه اقتصادی داشته باشد. بنابراین، تصمیم حرفهای باید بر مقایسه ارزش شرکت با جریان نقدی مورد انتظار، هزینه سرمایهای و بازده سرمایهگذاری استوار باشد، نه صرفاً افت اخیر قیمت سهم.»
بابک شیری
تنوع درآمدی و رقابت بر سر ارزشگذاری
مایکروسافت علاوه بر خدمات ابری و هوش مصنوعی، از محصولات مایکروسافت ۳۶۵، نرمافزارهای سازمانی داینامیکس و شبکه حرفهای لینکدین درآمد کسب میکند. این تنوع، امکان فروش خدمات مکمل به مشتریان فعلی را فراهم میسازد و وابستگی شرکت به یک محصول را کاهش میدهد.
مقاله دیگری از همان رسانه، با مقایسه نسبت قیمت به سود عملیاتی، مایکروسافت را ارزانتر از آمازون و آلفابت معرفی میکند. طبق برآورد مطرحشده در آن، هزینه سرمایهای برنامهریزیشده مایکروسافت حدود ۱۷۵ میلیارد دلار است؛ درحالیکه هزینه سرمایهای آمازون و آلفابت هرکدام از ۲۰۰ میلیارد دلار فراتر میرود. این تفاوت میتواند نشاندهنده رویکرد محتاطانهتر مایکروسافت باشد؛ اما نگرانی درباره عقبماندن محصول کوپایلوت از رقبا نیز ممکن است بر ارزشگذاری آن فشار وارد کند.
جمعبندی
افت ۴ درصدی سهام مایکروسافت از اوج ۵۲ هفتهای، بهتنهایی نشانه ارزانشدن معنادار سهم نیست. قدرت آژور، گسترش کوپایلوت و درآمدهای متنوع، پشتوانههای مهم شرکت هستند؛ اما ارزش سرمایهگذاری به قیمت خرید، سودآوری آینده و بازده سرمایهگذاریهای سنگین بستگی دارد.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.



















