
- مسدودسازی بابالمندب توسط انصارالله، صادرات نفت عربستان و پروژههای اقتصادی ریاض را در یک بنبست راهبردی و حیاتی قرار داده است.
- ریاض برای شکستن محاصره و تأمین امنیت انرژی، طرح عملیاتی تهاجمی با تکیه بر ۱۰۰ هزار نیروی یمنی و پشتیبانی هوایی را در دستور کار دارد.
- ترکیه و پاکستان با وجود «پیمان مکه»، صرفاً به پشتیبانی مستشاری و تسلیحاتی بسنده کرده و از مشارکت مستقیم رزمی در یمن امتناع میکنند.
- بحران انسانی با ۱۵۲ هزار آواره جدید و گسترش ناامنی غذایی تشدید شده و نتایج عملیات پیشرو، آینده ثبات سعودی را تعیین خواهد کرد.
به باور برخی از کارشناسان، عربستان سعودی در محاصرهای راهبردی گرفتار شده است. با تصرف ساحل دریای سرخ یمن توسط حوثیها و تسلط آنها بر تنگه بابالمندب، شریان حیاتی نفت ریاض که پس از اختلال در تنگه هرمز به بندر «ینبع» منتقل شده بود، اکنون در تیررس پهپادها و موشکها قرار دارد. این بنبست، نه فقط بحران امنیتی، بلکه یک چالش وجودی برای پروژههای بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» محمد بن سلمان است.
در راستای رهایی از این تله، ریاض بر اساس گزارشها، یک طرح نظامی تهاجمی را تصویب کرده است که در آن، بیش از ۱۰۰ هزار نیروی یمنی وفادار، مسئولیت عملیات زمینی را بر عهده دارند و جتهای سعودی پشتیبانی هوایی را تأمین میکنند. اما نقطه مبهم این معادله، حضور بازیگران منطقهای، یعنی ترکیه و پاکستان است که با امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» در ۷ آگوست، حالا بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار دارند.
معادله پیچیده متحدان؛ مسلح کردن یا جنگیدن؟
پیمان مکه، حمله به یکی از اعضا را به منزله حمله به همه در نظر میگیرد، اما واقعیت میدانی با متن پیمان فاصله دارد. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، از همبستگی جدی گفته و پهپادهای شناسایی ترکیه هماکنون بر فراز یمن فعالاند. با این حال، پارلمان ترکیه هنوز این پیمان را تصویب نکرده و آنکارا با دغدغه امنیت خطوط تدارکاتی خود در سومالی، ترجیح میدهد در نقش تامینکننده تسلیحات و مشاور ظاهر شود تا یک نیروی رزمی.
پاکستان نیز حضور نظامی خود را به شکلی محسوس افزایش داده است. براساس برخی ادعاها، ۳۰ تا ۴۰ هزار سرباز پاکستانی در خاک عربستان حضور دارند و در ماه سپتامبر، چهار هواپیمای باری حامل سامانههای دفاع هوایی، توپخانه و پهپاد به عدن ارسال کرد. با این حال، تجربه سال ۲۰۱۵ و تصمیم پارلمان پاکستان مبنی بر عدم مداخله مستقیم، سدی بزرگ در برابر ورود رسمی سربازان این کشور به جنگ یمن است.
دلیل فوریت این اقدامات، تغییر موازنه و تصرف بخش بزرگی از ساحل دریای سرخ توسط انصارالله در سپتامبر است که منجر به حملات پهپادی و موشکی به شهرها، فرودگاهها و تأسیسات نفتی عربستان شد. بطوریکه مقامات سعودی از زخمی شدن سه نفر در حملات دوشنبه شب خبر دادند. علاوه بر تهدیدهای امنیتی، بحران نفت نیز نقشی حیاتی دارد، زیرا روزانه حدود ۸.۱ میلیون بشکه نفت خام و سوخت از تنگه بابالمندب عبور میکند و با توجه به اینکه ایران پیشتر کشتیرانی در تنگه هرمز را محدود کرده بود، ریاض تحت فشار شدیدی قرار گرفته است. در حالی که واشنگتن از درگیری مستقیم با حوثیها خودداری میکند، وضعیت پیچیدهای برای بازیگران منطقهای ایجاد شده است.
استراتژی «یمنیها برای یمنیها»
در شرایطی که واشنگتن درخواستهای مکرر ریاض برای حملات هوایی مستقیم را رد کرده و تنها به نظارت اطلاعاتی بسنده و فرانسه نیز صرفاً وعده استقرار سامانههای پدافندی در ینبع را داده است، ریاض چارهای جز تکیه بر نیروهای نیابتی ندارد. اما تحلیلگران نظامی معتقدند که این نیروها فاقد سازماندهی لازم برای یک نبرد فرسایشی هستند. در همین حال، مقامات انصارالله با لحنی صریح هشدار دادهاند که مداخله مستقیم هر نیروی خارجی، «بهای سنگینی» در پی خواهد داشت.
زنگ خطر انسانی
در حالی که اتاقهای جنگ در حال ارزیابی گزینههای عملیاتی اعم از حمله محدود به بابالمندب یا تهاجم گسترده در محورهای البیضاء، مأرب، تعز و الجوف هستند، بحران انسانی ابعاد تکاندهندهای یافته است. بر اساس گزارشهای برنامه جهانی غذا (FAO)، در مناطق تحت کنترل دولت، از هر چهار خانواده سه خانواده از گرسنگی رنج میبرند و بیش از ۱۵۲ هزار نفر در موج اخیر درگیریها آواره شدهاند.
چشم انداز آتی
باوجود گمانهزنیها پیرامون کمک به نیروهای تحت حمایت عربستان در یمن، بیانیه مشترک نشان میدهد که این نیروها در داخل خاک عربستان سعودی مستقر خواهند شد و ایفای نقش رزمی در خط مقدم یمن بعید به نظر میرسد. بهویژه آنکه خود عربستان سعودی نیز در جنگ زمینی حضور ندارد و تنها با حملات هوایی و تسلیح و آموزش نیروهای دولتی یمن نقشآفرینی میکند.
خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، نیز ضمن توصیف نقش نیروها به عنوان حمایتی و شناسایی، تأکید کرد که نیروهای پاکستان و ترکیه در نبرد شرکت ندارند. از سوی دیگر، ترکیه با مانع قانونی روبروست، زیرا اعزام نیرو به خارج از کشور تنها در صلاحیت پارلمان است و این پیمان هنوز به تصویب پارلمان ترکیه نرسیده است.
در حال حاضر، نیروی وفادار به دولت عدن نبرد زمینی را با پشتیبانی ۱۰۰ فروند جنگنده سعودی بر عهده دارند، هرچند که این نیروها با چالش تجهیزات قدیمی و پراکندگی جبههها مواجه هستند.
زمانبندی این عملیات که کارشناسان آن را از هفته آینده تا اوایل نوامبر تخمین میزنند، سرنوشتساز خواهد بود. آیا ترکیه و پاکستان تنها با تکیه بر تجهیزات و مستشاران، متحد راهبردی خود را از گرداب یمن نجات خواهند داد یا این پیمان دفاعی نیز به سرنوشت ائتلافهای پیشین دچار خواهد شد؟ پاسخ این پرسش نه در دفاتر دیپلماتیک مکه یا آنکارا، بلکه در میدان نبرد یمن که تنگه بابالمندب آینده ژئوپلیتیک سعودی را رقم میزند، نهفته است.


















