
لیزا کوک، عضو هیئترئیسه فدرال رزرو، اعلام کرد گذار اقتصاد به سمت هوش مصنوعی (AI) این ظرفیت را دارد که به یکی از عمیقترین تحولات ساختاری بازار کار در چند دهه اخیر تبدیل شود؛ با این حال، هنوز برای قضاوت قطعی درباره پیامدهای کلان آن زود است.
کوک که در نشست «انجمن ملی اقتصاددانان کسبوکار» (NABE) سخن میگفت، با اتخاذ لحنی محتاطانه اما خوشبینانه نسبت به چشمانداز بلندمدت هوش مصنوعی، در عین حال نسبت به ریسکهای کوتاهمدت آن برای بازار کار و چالشهای پیشروی سیاستگذاران پولی هشدار داد.
نشانههای اولیه در بازار کار
به گفته کوک، آثار اولیه پذیرش هوش مصنوعی در برخی بخشها از هماکنون قابل مشاهده است. تقاضا برای برنامهنویسان کاهش یافته و نرخ بیکاری در میان فارغالتحصیلان جدید دانشگاهی اندکی افزایش یافته است؛ موضوعی که تا حدی به استفاده شرکتها از ابزارهای هوش مصنوعی برای انجام وظایف سطح ورودی بازمیگردد.
با این حال، در مقیاس کلان هنوز نشانهای از اختلال گسترده مشاهده نمیشود. نرخ بیکاری در سطح ۴.۳ درصد باقی مانده و تعدیل نیروها محدود است. از این رو، آثار تجمیعی هوش مصنوعی بر بازار کار آمریکا هنوز بهطور کامل در دادههای کلان منعکس نشده است.
چالشهای سیاست پولی در عصر هوش مصنوعی
کوک در بخش مهمی از سخنان خود به پیامدهای احتمالی هوش مصنوعی برای سیاست پولی پرداخت و دو نکته کلیدی را برجسته کرد.
نخست آنکه اگر هوش مصنوعی به جهش قابل توجه بهرهوری منجر شود، افزایش نرخ بیکاری لزوماً به معنای ایجاد «مازاد ظرفیت» در معنای سنتی آن نخواهد بود. در چنین سناریویی، فدرال رزرو با معمایی پیچیده مواجه میشود؛ زیرا ابزارهای متعارف سیاست پولی که بر مدیریت تقاضا متمرکز هستند، ممکن است در مواجهه با بیکاری ناشی از جابهجایی شغلی ناشی از فناوری، کارایی محدودی داشته باشند و حتی خطر تشدید فشارهای تورمی را در پی داشته باشند.
کوک تأکید کرد که در چنین شرایطی، سیاستهای آموزشی و بازار کار میتوانند نقش مؤثرتری نسبت به سیاست پولی در تسهیل گذار ایفا کنند.
نرخ بهره خنثی و موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی
نکته دوم مورد اشاره کوک به تأثیر سرمایهگذاریهای سنگین در حوزه هوش مصنوعی بر نرخ بهره خنثی مربوط میشود. به گفته وی، افزایش چشمگیر سرمایهگذاری شرکتها در مراکز داده و تراشهها، حتی در شرایط نرخهای بهره بالا، میتواند نشانهای از آن باشد که نرخ بهره خنثی کنونی در سطحی بالاتر از دوران پیش از همهگیری قرار دارد.
با این حال، این پویایی میتواند در آینده تغییر کند؛ بهویژه اگر دستاوردهای بهرهوری بهطور کامل محقق شوند یا گذار به هوش مصنوعی به افزایش نابرابری درآمدی بینجامد.
«تخریب خلاق» در مقیاس نسلی
کوک وضعیت کنونی را بالقوه «مهمترین بازسازماندهی بازار کار در چند نسل اخیر» توصیف کرد و به چارچوب «تخریب خلاق» ژوزف شومپیتر اشاره داشت؛ مفهومی که بر جایگزینی فعالیتهای قدیمی با ساختارهای نوآورانه تأکید میکند.
وی هشدار داد که در فرآیند گذار، احتمال دارد جابهجایی نیروی کار پیش از خلق فرصتهای شغلی جدید رخ دهد. چنین شکافی میتواند بهطور موقت نرخ بیکاری را افزایش داده و مشارکت نیروی کار را تحت فشار قرار دهد.
بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، سخنان کوک حاکی از آن است که اگرچه هوش مصنوعی میتواند موتور محرک بهرهوری و رشد بلندمدت باشد، اما مسیر انتقالی آن با عدمقطعیتهای قابل توجهی برای بازار کار و چارچوب سیاستگذاری پولی همراه خواهد بود؛ چالشی که ممکن است تعریف سنتی از تعادل در اقتصاد کلان را بازنویسی کند.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.


















