
- گلدمن ساکس پیشبینی میکند هوش مصنوعی از سال ۲۰۲۶ اثر معناداری بر اشتغال بگذارد.
- در سناریوی پایه، صنایع در معرض هوش مصنوعی ممکن است ماهانه حدود ۲۰ هزار شغل از دست بدهند.
- این ریسک هنوز بهطور کامل در قیمتگذاری بازارها منعکس نشده و میتواند معادلات کلان را پیچیدهتر کند.
روایت محبوب «افزایش بهرهوری با هوش مصنوعی» حالا وارد مرحلهای حساستر شده است. بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس این پرسش کلیدی را مطرح میکند: چه زمانی این جهش بهرهوری به یک مسئله واقعی در بازار کار تبدیل میشود؟
بر اساس یادداشتی تحلیلی از لی کوپرسمیت، استراتژیست این بانک، گذار از «داستان بهرهوری» به «داستان نیروی کار» عملاً آغاز شده است. هرچند آمارهای کلی اشتغال تاکنون مقاومت نشان دادهاند، اما روندهای زیرسطحی تصویر متفاوتی ترسیم میکنند. شرکتها با سرعت در حال پذیرش هوش مصنوعی هستند و بهطور فزایندهای از آن بهعنوان ابزاری برای کند کردن استخدام یا کاهش مستقیم هزینههای نیروی انسانی یاد میکنند.
گلدمن ساکس انتظار دارد این تغییر از سال آینده در دادهها بهوضوح دیده شود. در سناریوی پایه این بانک، صنایع در معرض هوش مصنوعی میتوانند در سال ۲۰۲۶ با کاهش اشتغال در حدود ۲۰ هزار نفر در ماه مواجه شوند؛ هرچند بخشی از این اثر ممکن است با ایجاد شغل در حوزههای مرتبط با هوش مصنوعی جبران شود.

به گفته کوپرسمیت، اثر هوش مصنوعی بر آمارهای کلی اشتغال تاکنون محدود بوده، اما جهت حرکت کاملاً مشخص است. پذیرش این فناوری در سال گذشته شتاب گرفته، بهویژه در مشاغلی که بیشترین قابلیت خودکارسازی را دارند. بسیاری از شرکتها نیز بهصراحت از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای کاهش هزینههای نیروی انسانی یا مهار رشد استخدام سخن میگویند.
برای بازارهای مالی، این نقطه میتواند «منطقه خطر» باشد. به باور گلدمن ساکس، عدمقطعیت پیرامون این گذار یکی از معدود ریسکهای کلان است که هنوز بهطور کامل در قیمت داراییها لحاظ نشده است. اگر بازار کار بهواسطه خودکارسازی و نه چرخههای سنتی اقتصادی دچار ترک شود، لایهای تازه از پیچیدگی به چشمانداز کلان افزوده خواهد شد؛ لایهای که معاملهگران فعلاً برای آن پوشش ریسک کافی در نظر نگرفتهاند.
“
«در این میان، برخی صنایع ممکن است همزمان با تهدید، فرصت نیز در خود داشته باشند.»
محمد زمانی
بخشهایی با هزینه نیروی انسانی بالا و حاشیه سود پایین (بهویژه صنایع سنتی مانند بانکداری و بیمه) میتوانند بیشترین انگیزه را برای جایگزینی نیروی انسانی با فناوری داشته باشند. نمونهای از این روند را میتوان در شرکت آمازون دید که بهطور تهاجمی در حال کاهش تعداد کارکنان خود است. هرچند این سیاست تاکنون به بهبود قیمت سهام منجر نشده، اما در مقاطعی، «انجام همان کار با نیروی کمتر» میتواند سودآوری را تقویت کند.
✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است
این تصویر زمانی جذابتر میشود که با سیاست پولی ترکیب شود. اگر افزایش بیکاری رخ دهد، بانک مرکزی آمریکا احتمالاً با شدت بیشتری به سمت کاهش نرخ بهره حرکت خواهد کرد. چنین ترکیبی؛ فشار بر بازار کار از ناحیه هوش مصنوعی و سیاست پولی انبساطی، میتواند در نهایت استدلالی قوی برای خرید در اصلاحهای بازار ایجاد کند.
بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، هشدار گلدمن ساکس نشان میدهد که هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک داستان فناورانه یا بهرهوری نیست. این فناوری در آستانه تبدیل شدن به یک متغیر تعیینکننده در بازار کار و اقتصاد کلان است؛ متغیری که اگر بهدرستی درک و قیمتگذاری نشود، میتواند بازارها را غافلگیر کند.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.


















