
- تحلیلگران معتقدند شکست مذاکرات ایران و آمریکا میتواند ریسک ژئوپلیتیک را دوباره به بازارهای جهانی بازگرداند.
- بازار نفت محتملترین و سریعترین واکنش را نشان خواهد داد، زیرا نگرانیها درباره عرضه انرژی افزایش مییابد.
- افزایش قیمت نفت ممکن است انتظارات تورمی و چشمانداز نرخهای بهره را تغییر دهد و از دلار و بازدهی اوراق حمایت کند.
بررسی گزارشهای منتشرشده توسط مؤسسات مالی بینالمللی و تحلیلگران بازار نشان میدهد که واکنش احتمالی بازارها به شکست مذاکرات، بیش از هر چیز از مسیر نفت، تورم و سیاست پولی عبور خواهد کرد.
نفت؛ نخستین بازاری که به شکست مذاکرات واکنش نشان میدهد
در میان تمام داراییهای جهانی، بازار نفت بیشترین حساسیت را نسبت به تحولات روابط ایران و آمریکا دارد. ایران یکی از بازیگران مهم بازار انرژی جهان است و هرگونه افزایش تنش در منطقه میتواند نگرانیها درباره عرضه نفت و امنیت مسیرهای انتقال انرژی را افزایش دهد.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند نخستین واکنش بازار به شکست مذاکرات، افزایش قیمت نفت خواهد بود.
بازگشت ریسک ژئوپلیتیک به بازار انرژی میتواند بخشی از کاهش اخیر قیمتها را جبران کند و معاملهگران را وادار سازد بار دیگر احتمال اختلال در عرضه یا تشدید تنشهای منطقهای را در قیمتها لحاظ کنند.
اثر دومینویی نفت بر تورم جهانی
اهمیت افزایش قیمت نفت تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. نفت یکی از مهمترین محرکهای تورم در اقتصاد جهانی است و رشد قیمت آن میتواند هزینه حملونقل، تولید و زنجیره تأمین را افزایش دهد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند مهمترین پیامد شکست احتمالی مذاکرات، نه صرفاً افزایش قیمت نفت، بلکه تغییر انتظارات تورمی بازارها خواهد بود.
اگر سرمایهگذاران به این نتیجه برسند که رشد قیمت انرژی میتواند تورم را در سطوح بالاتری نگه دارد، انتظارات درباره مسیر نرخهای بهره نیز تغییر خواهد کرد.
دلار و اوراق خزانه در کانون توجه قرار میگیرند
افزایش نگرانیهای تورمی معمولاً باعث میشود بازارها احتمال کاهش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی، بهویژه فدرال رزرو، را کمتر ارزیابی کنند.
در چنین شرایطی، بازدهی اوراق خزانه آمریکا میتواند افزایش یابد و دلار از این وضعیت حمایت بگیرد.
در واقع یکی از مهمترین واکنشهای بازار به شکست مذاکرات میتواند تقویت دلار باشد؛ نه صرفاً به دلیل ریسکگریزی سرمایهگذاران، بلکه به دلیل تغییر انتظارات نسبت به سیاست پولی آمریکا.
این موضوع در ماههای اخیر بارها در بازارهای مالی مشاهده شده و بسیاری از معاملهگران اکنون بیش از گذشته به ارتباط میان قیمت نفت، تورم و نرخ بهره توجه میکنند.
واکنش متفاوت طلا
در گذشته، هرگونه افزایش تنش ژئوپلیتیک معمولاً به رشد قیمت طلا منجر میشد. با این حال، تحلیلگران در ماههای اخیر بارها تأکید کردهاند که این رابطه دیگر به سادگی گذشته نیست.
دلیل این موضوع آن است که افزایش قیمت نفت میتواند انتظارات تورمی را بالا ببرد و احتمال حفظ نرخهای بهره در سطوح بالا را تقویت کند. افزایش بازدهی اوراق و تقویت دلار معمولاً به زیان طلا عمل میکند.
بنابراین برخلاف الگوی سنتی بازار، شکست مذاکرات ایران و آمریکا لزوماً به معنای رشد خودکار قیمت طلا نخواهد بود.
واکنش نهایی طلا به این بستگی دارد که کدام عامل قدرت بیشتری پیدا کند؛ افزایش تقاضا برای دارایی امن یا نگرانی از تداوم نرخهای بهره بالا.
بازارهای سهام با چه ریسکی روبهرو هستند؟
بازارهای سهام نیز از جمله داراییهایی هستند که میتوانند تحت تأثیر این سناریو قرار بگیرند. افزایش قیمت انرژی و احتمال تداوم سیاستهای پولی انقباضی معمولاً به کاهش اشتهای ریسک سرمایهگذاران منجر میشود.
در چنین شرایطی، بخشی از سرمایه ممکن است از داراییهای پرریسک خارج شود و به سمت بازارهای امنتر حرکت کند. در مقابل، شرکتهای فعال در حوزه انرژی ممکن است از افزایش قیمت نفت سود ببرند.
به همین دلیل واکنش بازار سهام احتمالاً یکدست نخواهد بود و میان بخشهای مختلف تفاوت قابل توجهی وجود خواهد داشت.
جمعبندی
اگر مذاکرات ایران و آمریکا به شکست منجر شود، تحلیلگران انتظار دارند نخستین واکنش جدی در بازار نفت مشاهده شود. افزایش قیمت انرژی میتواند انتظارات تورمی را تقویت کرده و بر مسیر نرخهای بهره در اقتصادهای بزرگ جهان اثر بگذارد.
در چنین سناریویی، دلار و بازدهی اوراق خزانه آمریکا ممکن است از حمایت بیشتری برخوردار شوند و بازارهای سهام با افزایش نوسان مواجه شوند. در عین حال، برخلاف تصور رایج، طلا دیگر برنده قطعی تنشهای ژئوپلیتیک نیست و واکنش آن به نحوه تأثیرگذاری قیمت نفت بر تورم و سیاست پولی بستگی خواهد داشت.
در نهایت، آنچه بازارها امروز دنبال میکنند صرفاً سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی آن بر انرژی، تورم و نرخهای بهره جهانی است؛ عواملی که میتوانند مسیر بسیاری از داراییهای مالی را در ماههای آینده تعیین کنند.
تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارشها و ارزیابیهای منتشرشده توسط مؤسسات مالی بینالمللی، از جمله ING، UBS و منابع معتبر بازارهای جهانی، برای مخاطبان فارسیزبان بازنویسی و منتشر کرده است.





















