
- جروم پاول بار دیگر از اعلام تصمیم خود درباره ماندن در هیئتمدیره فدرال رزرو پس از پایان دوره ریاستش خودداری کرد.
- این سکوت به ابزاری راهبردی برای حفظ استقلال بانک مرکزی در برابر فشارهای سیاسی تبدیل شده است.
- تصمیم پاول میتواند ترکیب آینده هیئتمدیره فدرال رزرو و مسیر سیاست پولی آمریکا را تغییر دهد.
جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، برای چهارمین بار طی ماههای اخیر از پاسخ دادن به این پرسش که آیا پس از پایان دوره ریاستش در ماه مه ۲۰۲۶ در هیئتمدیره بانک مرکزی باقی خواهد ماند یا نه، خودداری کرد. پاسخ همیشگی او «نمیخواهم وارد این بحث شوم» تصادفی نیست؛ بلکه بخشی از یک راهبرد حسابشده است.
ساختار حکمرانی فدرال رزرو به پاول این امکان را میدهد که چنین موضعی اتخاذ کند. رؤسای این نهاد در واقع برای دو سمت منصوب میشوند: یک دوره چهار ساله بهعنوان رئیس و یک دوره ۱۴ ساله بهعنوان عضو هیئتمدیره. اگرچه اغلب رؤسا پس از پایان ریاست خود کنارهگیری میکنند، اما از نظر قانونی الزامی برای این کار وجود ندارد. دوره عضویت پاول بهعنوان عضو هیئتمدیره تا سال ۲۰۲۸ اعتبار دارد.
همین اختیار، اکنون به مهمترین اهرم فشار پاول در برابر دولتی تبدیل شده که ماهها تلاش کرده بر سیاستهای پولی فدرال رزرو اثر بگذارد. احضاریههای هیئت منصفه که اخیراً برای بانک مرکزی صادر شدهاند، انگیزه او برای حفظ این ابهام را بیش از پیش تقویت کردهاند.
این تحقیقات رسمی به بازسازی ۲.۵ میلیارد دلاری ساختمان مرکزی فدرال رزرو مربوط میشود، اما پاول معتقد است هدف اصلی آن، افزایش فشار برای تسریع کاهش نرخ بهره است؛ موضوعی که دونالد ترامپ بارها خواستار آن شده است.
به گفته نزدیکان پاول، او پس از نزدیک به ۱۴ سال حضور در فدرال رزرو و هشت سال ریاست، آمادگی بازگشت به زندگی خصوصی را دارد. با این حال، زمانبندی تحقیقات قضایی، او را در موقعیتی دشوار قرار داده است. کنارهگیری در شرایط کنونی میتواند بهگونهای تفسیر شود که گویی تحت فشار سیاسی صورت گرفته؛ برداشتی که با مواضع سالهای اخیر او درباره استقلال بانک مرکزی در تضاد است.
در داخل دولت ترامپ، امیدواریهایی وجود داشت که پاول پس از پایان دوره ریاست، از فدرال رزرو خارج شود. اما آغاز تحقیقات قضایی، این محاسبات را برهم زد. برخی مقامات دولتی اکنون نگراناند که این پرونده نهتنها کمکی به تغییر مدیریت فدرال رزرو نکند، بلکه موضع پاول را سرسختانهتر سازد.
تحلیلگران یوتوتایمز معتقدند که اهمیت این موضوع به ترکیب خاص هیئتمدیره فدرال رزرو بازمیگردد. این نهاد دارای هفت عضو اصلی است و در حال حاضر تنها یک کرسی در آستانه خالی شدن قرار دارد.
“
«اگر پاول طبق سنت کنارهگیری کند، رئیسجمهور فرصت معرفی دو عضو جدید را خواهد داشت و میتواند نفوذ بیشتری بر ساختار بانک مرکزی اعمال کند.»
محمد زمانی
اما اگر پاول در هیئتمدیره باقی بماند، دولت تنها یک کرسی برای انتصاب در اختیار خواهد داشت و دامنه مانور آن بهطور محسوسی محدود میشود. در این سناریو، آینده برخی اعضای فعلی، از جمله استیون میران، مستقیماً به تصمیم پاول گره میخورد.
در تاریخ فدرال رزرو، موارد بسیار محدودی وجود داشته که یک رئیس پس از پایان دوره خود بهعنوان عضو باقی بماند. آخرین نمونه به دهه ۱۹۴۰ بازمیگردد؛ زمانی که مارینر اکلز به درخواست رئیسجمهور وقت در هیئتمدیره ماند. از آن زمان تاکنون، رؤسا ترجیح دادهاند با پایان ریاست، کاملاً کنار بروند.
وضعیت پاول اما متفاوت است. او نه دعوت رسمی برای ماندن دارد و نه علاقه جدی به ادامه حضور. اگر در نهایت تصمیم به ماندن بگیرد، احتمالاً نه از سر تمایل شخصی، بلکه به این دلیل خواهد بود که خروج در شرایط فعلی، پیامدهای بدتری برای اعتبار فدرال رزرو به همراه دارد.
ماندن نیز هزینههای خاص خود را دارد. پاول ممکن است ناچار شود در برابر سیاستهایی که آنها را پرریسک میداند، مخالفت علنی کند؛ اقدامی که میتواند به حاشیهسازی سیاسی منجر شود. یا برعکس، مجبور شود از تصمیماتی حمایت کند که با آنها موافق نیست و اعتبار خود را در خدمت مدیریت جدید قرار دهد.
برخی تحلیلگران معتقدند تنها در صورتی که پاول احساس کند حضورش مانع تضعیف جدی استقلال بانک مرکزی میشود، به ماندن تن خواهد داد؛ حتی اگر این تصمیم برای او ناخوشایند باشد.
خود پاول در نشست اخیر، از اظهار نظر درباره آیندهاش خودداری کرد، اما بار دیگر بر اصل استقلال بانک مرکزی تأکید نمود. او هشدار داد که اگر افکار عمومی تصور کند تصمیمات پولی با انگیزههای سیاسی اتخاذ میشوند، اعتبار فدرال رزرو بهشدت آسیب خواهد دید.
✔️ بیشتر بخوانید: چرا طلا دوباره به پناهگاه اول سرمایهگذاران جهانی تبدیل شده است؟
او گفت: «ما هنوز این اعتبار را از دست ندادهایم. باور دارم که از دست هم نخواهیم داد. دستکم امیدوارم چنین شود.»
بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، سکوت پاول نه نشانه تردید، بلکه یک تاکتیک حسابشده است؛ تاکتیکی برای حفظ استقلال نهادی که در قلب نظام مالی آمریکا قرار دارد، در دورهای که فشارهای سیاسی بر سیاست پولی به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده است.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.



















