
- مدیریت تنش با دیپلماسی اقتصادی: تهران و باکو برای مهار اختلافات ژئوپلیتیک قفقاز، منافع مشترک خود را به توسعه پیوندهای اقتصادی و انرژی گره زدهاند.
- سوآپ انرژی برای بیاثرسازی تحریمها: تبادل «گاز در برابر برق» و نوسازی نیروگاههای برقآبی، نیاز فصلی ایران را بدون درگیری با محدودیتهای بانکی و تحریمی تأمین میکند.
- تسریع در تکمیل کریدور شمال-جنوب: توسعه مسیر ترانزیتی ۷۲۰۰ کیلومتری با تمرکز بر تکمیل راهآهن رشت-آستارا و افزایش ظرفیت حمل بار به ۱۵ میلیون تن در سال پیگیری میشود.
- مصونسازی زیرساختها از نوسانات سیاسی: اجرای توافقنامه دهبخشی و کارگروههای فنی، مانع از سرایت تنشهای دیپلماتیک به خطوط انتقال انرژی و پروژههای مرزی مشترک میشود.
در سالهای اخیر و به ویژه پس از پیروزی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰ که منجر به بازپسگیری این منطقه شد، روابط دوجانبه تهران و باکو رو به تیرگی نهاد. دلیل اصلی این امر نیز بحث ایجاد کریدور زنگزور برای اتصال جمهوری خودمختار نخجوان به سرزمین اصلی آذربایجان از طریق جنوب ارمنستان بود. به باور تهران این امر موجب تغییر ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی بوده و مرزهای ایران و ارمنستان را مسدود میکرد که از چند بعد برای تهران از اهمیت بالایی برخوردار بود.
هرچند بحث کریدور زنگزور با وجود ورود واشنگتن به آن و حتی تغییر نام به کریدور «TRIPP» داغ است، اما تهران و باکو به دنبال مدیریت تنش و حتی کاهش سطح آن هستند. از همین روی، دو کشور درپی استفاده از فرصتهای موجود برای گره زدن منافع خود به ویژه در حوزه اقتصاد هستند که یکی از موارد مهم بحث انرژی و تبادلات آن است.
بطوریکه در هفته گذشته مقامات دو کشور در دیدارهای خود به ابعاد مختلف آن از گاز گرفته تا برق پرداختند. بطوریکه، محمد اللهداد، مدیرعامل شرکت توانیر در نشست مشترک با النور سلطان اف معاون وزیر انرژی جمهوری آذربایجان از بررسی افزایش واردات برق از این کشور در زمستان پیشرو خبر داد و گفت: همکاریهای مشترک در زمینه توسعه نیروگاههای برقآبی و تبادل انرژی و سوآپ گاز و برق نیز در دستور کار دو کشور قرار دارد.
از همین روی، جمهوری آذربایجان که هم پتانسیل برقآبی و هم حرارتی اضافی دارد، و همچنین دارای اتصال شبکه و یکی از معدود مسیرهای ترانزیت باز بین روسیه و خلیج فارس است، به یکی از راهحلها برای چالشهای انرژی ایران تبدیل میشود.
بر اساس گزارش تارنمای «آذر نیوز» جمهوری آذربایجان، دادهها نیز گویای این همکاری هستند. آذربایجان در ماههای ژانویه و فوریه ۷۲.۲ میلیون کیلووات ساعت برق صادر کرد که ایران خریدار اصلی آن بود و انتظار میرفت در تابستان ۲۰۲۶ به بالاترین ارقام در مبادلات دوجانبه برسد. در حالی که تولید برق آبی و حرارتی آذربایجان در تمام فصول سال به طور پیوسته ادامه دارد، اوج مصرف ایران در تابستانها باعث افزایش مبادلات برق میشود.
برای باکو، این تجارت شاید مزیت دیگری نیز داشته باشد. هر کیلووات ساعت برق جایگزین شده برای تولید داخلی گازسوز، گاز را برای بازار بسیار پرسودتر اروپا از طریق کریدور گاز جنوبی آزاد میکند، که آذربایجان صادرات خود را از این طریق تا سال ۲۰۲۷ تقریباً دو برابر خواهد کرد.
محورهای اصلی همکاری تهران و باکو
اکنون از ظاهر امر پیداست که موضوع بحث فراتر از صرفاً حجم صادرات است. به گفته محمد اللهداد، سه موضوع موازی در دستور کار قرار دارد: نخست واردات برق، دوم توسعه و نوسازی نیروگاههای برقآبی مشترک و سوم، معاملات سوآپ برای تحویل برق در برابر گاز.
چنین معاملاتی ایران را قادر میسازد تا تحویل گاز را در مقابل دریافت برق، از طریق معاملهای بدون پیچیدگی دیپلماتیک مرتبط با پرداخت را انجام دهد. این امر برای ایران بهویژه در شرایطی که با مشکل تحریمهای اعمال شده بر اکثر بانکهای خود دستوپنج نرم میکند، اهمیت حیاتی دارد.
در حال حاضر، برخی همکاریهای شبکهای در مکانهای مختلف در امتداد مرز مشترک، از جمله نخجوان، وجود دارد. همچنین یک توافقنامه همکاری دیگر که در ماه فوریه امضا شد، به پروژه همگامسازی شبکههای برق ایران، آذربایجان و روسیه میپردازد. این ابتکار سهجانبه برای باکو، که مرکز ارتباط بین دو کشور تحریمشده است، شرایط بهتری را فراهم میکند.
نقش کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب
در همین راستا، شاهین مصطفیاف، معاون نخستوزیر آذربایجان، با فرزانه صادق، وزیر حملونقل ایران، دیدار کرد تا کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب را به پیش ببرند. این مسیر چندوجهی ۷۲۰۰ کیلومتری روسیه، کشورهای حاشیه دریای خزر و هند را به خلیج فارس متصل میکند. البته که حجم مبادلات در این کریدور بسیاری بالاتر از تبادلات برقی خواهد بود.
مصطفیاف اظهار داشته است که ظرفیت کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب به صورت مرحلهای به ۱۵ میلیون تن در سال افزایش مییابد و هدف موقت آن از ژانویه ۲۰۲۸، تحت توافقات انجام شده با روسیه، ۵ میلیون تن خواهد بود. طبق آمار ارائهشده توسط صادق، حملونقل کانتینری در امتداد مسیر غربی کریدور از طریق آستارا در ده ماه نخست سال گزارشدهی اخیر، ۵۸.۳ درصد افزایش یافته و تجارت دوجانبه ایران و آذربایجان در دو سال گذشته با روندی صعودی به حدود ۶۵۰ میلیون دلار رسیده است.
آخرین وضعیت پروژههای زیرساختی
در مورد محدودیتهای فیزیکی نیز همچنان راهآهن رشت-آستارا در ایران به یکی از بزرگترین موانع تبدیل شده که به عنوان «حلقه مفقوده» شناخته میشود و مانع از فعالیت این کریدور با تمام پتانسیل خود شده است. در همین حال، قرار است تأسیسات پایانه آستارا که توسط راهآهن آذربایجان ساخته شده، در سه ماهه نخست سال ۲۰۲۶ تکمیل شود. علاوه بر این، پل جاده کلاله-آغبند، پل آستارا و تعریض جاده کلاله-جلفا از جمله پروژههای زیرساختی هستند که وعده تسریع در اجرای آنها داده شده است.
چارچوب سیاسی و چالشها
هر دو حوزه کریدور انرژی و حملونقل ریشه در یک توافقنامه همکاری ده بخشی دارند که در ماه فوریه در باکو، همزمان با هفدهمین نشست کمیته مشترک اقتصادی ایران و آذربایجان، منعقد شد. این امر چارچوب مهمی است، زیرا روابط باکو و تهران به طور سنتی در معرض اختلافات سیاسی از جمله اسرائیل، ارمنستان، مسائل دینی و … بوده است.
با تشکیل جلسات منظم کمیسیونها، کارگروههای فنی که اتصالات شبکه را بررسی میکنند و پروژههای زیرساختی بلندمدت در زمینه برق و حملونقل، دو کشور در حال ایجاد چارچوبی هستند که رسیدن اختلافات به خطوط لوله گاز و شبکه برق آنها را دشوار میکند.



















