آخرین مقالات
بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

آیا هوش مصنوعی سبدهای متنوع سرمایه‌گذاران را به یک شرط بزرگ تبدیل کرده است؟

آیا هوش مصنوعی سبدهای متنوع سرمایه‌گذاران را به یک شرط بزرگ تبدیل کرده است؟

هوش مصنوعی دیگر فقط یک صنعت در حال رشد در بازار سهام آمریکا نیست؛ به بخشی از ساختار اصلی بازار تبدیل شده است. نفوذ گسترده شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی در شاخص‌های بزرگ، افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در مراکز داده و رشد شدید تأمین مالی این حوزه باعث شده سرمایه‌گذارانی که تصور می‌کنند با خرید صندوق‌های شاخص یا ایجاد یک سبد متنوع، ریسک خود را به شکل قابل‌توجهی کاهش داده‌اند، با واقعیت پیچیده‌تری روبه‌رو باشند.

در یک نگاه
  •  موج سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی باعث شده حتی سبدهای ظاهراً متنوع سرمایه‌گذاران آمریکایی نیز تا حد زیادی به عملکرد این صنعت وابسته شوند.
  •  از ابتدای ۲۰۲۵ تاکنون بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار برای توسعه زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی استقراض شده و ارزش قراردادهای اجاره مراکز داده نیز به نزدیک ۱ تریلیون دلار رسیده است.
  •  طبق سناریوی مؤسسه فیچ، افت ۳۵ درصدی سهام هوش مصنوعی طی شش ماه می‌تواند رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۷ را به زیر یک درصد برساند و اقتصاد آمریکا را با فشار قابل‌توجهی مواجه کند.
  •  مسئله اصلی دیگر فقط موفقیت یا شکست چند شرکت فناوری نیست؛ رشد سریع هوش مصنوعی اکنون به شاخص‌ها، تأمین مالی، مراکز داده و حتی ساختار بازار سرمایه آمریکا گره خورده است.

موضوعی که دیوید ویدنر در تحلیلی برای مارکت‌واچ مطرح می‌کند، همین تغییر ماهیت تنوع سرمایه‌گذاری است. از نگاه او، وزن بالای شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی در بازار باعث شده بخش‌هایی از سرمایه‌گذاری که در ظاهر ارتباط مستقیمی با این فناوری ندارند نیز به موفقیت یا شکست آن وابسته شوند. به بیان ساده‌تر، ممکن است سرمایه‌گذار تصور کند در چندین صنعت و دارایی مختلف سرمایه‌گذاری کرده، اما در نهایت بخش قابل‌توجهی از ریسک او به یک روند مشترک بازمی‌گردد.

وقتی هوش مصنوعی به قلب بازار سرمایه رفت

شروع این روند را باید در موج گسترده وعده‌هایی جست‌وجو کرد که طی سال‌های اخیر درباره ظرفیت اقتصادی هوش مصنوعی مطرح شد. شرکت‌هایی مانند آنتروپیک، آلفابت، متا، اوپن‌ای‌آی و دیگر فعالان این صنعت از تغییرات گسترده در بهره‌وری، تولید، بازار کار و ساختار اقتصاد جهانی سخن گفتند.

مؤسسه مک‌کینزی برآورد کرده بود که هوش مصنوعی می‌تواند سالانه تا ۴.۴ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند. چنین برآوردهایی توجه شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرد و وال‌استریت نیز به سرعت وارد این جریان شد اما مسئله فقط رشد قیمت سهام شرکت‌های فناوری نبود. توسعه هوش مصنوعی به زیرساخت عظیمی نیاز دارد؛ از تراشه و تجهیزات محاسباتی گرفته تا مراکز داده، شبکه برق و خدمات ابری. همین نیاز باعث شد موج سرمایه‌گذاری از بازار سهام فراتر برود و به بازار بدهی و تأمین مالی شرکت‌ها نیز سرایت کند.

طبق داده‌های مورد اشاره در این گزارش، از ابتدای سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار استقراض برای فعالیت‌های مرتبط با این موج انجام شده است. مؤسسه مودیز نیز ارزش قراردادهای اجاره مربوط به مراکز داده را نزدیک به ۱ تریلیون دلار برآورد کرده است.

وال‌استریت از موج هوش مصنوعی چه به دست آورد؟

رشد هوش مصنوعی برای وال‌استریت فقط به معنای افزایش ارزش شرکت‌های فناوری نبود؛ بلکه موج بزرگی از فعالیت‌های تأمین مالی، انتشار سهام، معاملات و قراردادهای مرتبط با زیرساخت‌های این صنعت ایجاد کرد.

بر اساس اطلاعات ارائه‌شده در مقاله، گلدمن ساکس تنها در سال جاری حدود ۲۸ میلیارد دلار درآمد از بازار سرمایه گزارش کرده است. بنابراین هرچه سرمایه بیشتری برای توسعه مراکز داده و زیرساخت‌های محاسباتی جذب شود، بخش مالی نیز از کارمزدها و فعالیت‌های مرتبط با این جریان منتفع خواهد شد.

نمونه دیگر، ورود اسپیس‌ایکس به بازار سهام است که ارزش آن در زمان نگارش گزارش حدود ۲ تریلیون دلار برآورد شده بود. طبق گزارش مارکت‌واچ، نزدک مقررات خود را تغییر داد تا اسپیس‌ایکس بتواند تنها ۱۵ روز معاملاتی پس از عرضه وارد شاخص نزدک-۱۰۰ شود؛ در حالی که پیش از این حداقل سه ماه انتظار لازم بود.

این تصمیم از آن جهت اهمیت دارد که ورود یک شرکت بزرگ به شاخص می‌تواند صندوق‌های شاخصی را که از آن شاخص پیروی می‌کنند، به خرید سهام شرکت جدید وادار کند. البته شاخص S&P 500 چنین تغییری را نپذیرفت و همچنان الزامات مربوط به سودآوری و سابقه حضور شرکت‌ها را حفظ کرد. همین تفاوت نشان می‌دهد که حتی در میان شاخص‌های بزرگ آمریکا نیز درباره سرعت ادغام شرکت‌های جدید در ساختار بازار اختلاف رویکرد وجود دارد.

تریلیون‌ها دلار سرمایه در راه است

مقیاس سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای توسعه هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین بخش‌های این داستان است. برآوردهای مورد استناد مقاله نشان می‌دهد هزینه ساخت مراکز داده هوش مصنوعی طی سه تا پنج سال آینده می‌تواند به ۳ تا ۵ تریلیون دلار برسد.

در طرف دیگر، هنوز مشخص نیست درآمد حاصل از این سرمایه‌گذاری عظیم با چه سرعتی می‌تواند هزینه‌های ایجادشده را جبران کند. اوپن‌ای‌آی، یکی از بزرگ‌ترین بازیگران این صنعت، طبق گزارش‌های مورد اشاره در مقاله در آخرین فصل خود حدود ۱۲.۳ میلیارد دلار زیان ثبت کرده است. آنتروپیک نیز خود را شرکتی سودآور معرفی می‌کند، اما هزینه‌های سنگین توسعه محصولات و زیرساخت‌های آینده همچنان بخش بزرگی از منابع آن را مصرف می‌کند.

بنابراین شکاف میان سرمایه‌گذاری و درآمد، یکی از ریسک‌های اصلی موج فعلی است. اگر شرکت‌های هوش مصنوعی نتوانند از این حجم عظیم سرمایه‌گذاری درآمد و جریان نقدی متناسب ایجاد کنند، فشار آن تنها به چند شرکت محدود نخواهد ماند و می‌تواند به بازارهای بدهی، سهام و حتی اقتصاد واقعی منتقل شود.

اگر سهام هوش مصنوعی ۳۵ درصد سقوط کند چه می‌شود؟

مؤسسه فیچ برای بررسی همین ریسک، سناریویی را در نظر گرفته که در آن سهام هوش مصنوعی طی شش ماه ۳۵ درصد سقوط کند. در این سناریو، پیامدها تنها به بازار سهام محدود نمی‌شوند. رشد اقتصادی آمریکا می‌تواند در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۷ تا ۱.۵ درصد کاهش پیدا کند، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی بیش از ۶ درصد افت کند و رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۷ به زیر ۱ درصد برسد. این سناریو اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد وابستگی بازار به هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک مسئله مربوط به ارزش‌گذاری سهام فناوری نیست.

اگر سرمایه‌گذاری در مراکز داده کاهش پیدا کند، شرکت‌های سازنده تجهیزات و تراشه‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند؛ کاهش سرمایه‌گذاری شرکت‌های فناوری می‌تواند به پیمانکاران و شرکت‌های زیرساختی منتقل شود و افت ارزش سهام نیز می‌تواند ثروت مالی خانوارها و تمایل آنها به مصرف را کاهش دهد. به این ترتیب، یک اصلاح در بازار هوش مصنوعی می‌تواند از مسیرهای مختلف به اقتصاد واقعی منتقل شود.

آیا تنوع سرمایه‌گذاری دیگر کافی نیست؟

اصل تنوع سرمایه‌گذاری همچنان بر این ایده استوار است که قرار دادن سرمایه در دارایی‌ها و صنایع مختلف می‌تواند ریسک یک سرمایه‌گذاری منفرد را کاهش دهد. اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که دارایی‌های مختلف، در ظاهر مستقل باشند ولی در عمل از یک عامل مشترک تأثیر بگیرند.

امروز شرکت‌های فناوری بزرگ وزن قابل‌توجهی در شاخص‌های اصلی بازار آمریکا دارند. صندوق‌هایی که این شاخص‌ها را دنبال می‌کنند، به صورت غیرمستقیم در معرض عملکرد این شرکت‌ها قرار می‌گیرند.

از طرف دیگر، سرمایه‌گذاری گسترده در مراکز داده، بدهی شرکت‌ها، قراردادهای اجاره و زیرساخت‌های انرژی باعث شده ارتباط میان بازار فناوری و سایر بخش‌های اقتصاد افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذار ممکن است چندین دارایی مختلف در اختیار داشته باشد، اما اگر بخش بزرگی از آنها در نهایت به رشد سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی وابسته باشند، تنوع اسمی لزوماً به معنای تنوع واقعی ریسک نیست.

«به نظر می‌رسد مهم‌ترین نکته این گزارش، زیر سؤال بردن اصل تنوع سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه هشدار درباره تنوع ظاهری در برابر تمرکز واقعی ریسک است. وقتی یک فناوری به‌صورت هم‌زمان محرک ارزش سهام، سرمایه‌گذاری زیرساختی، تقاضای مراکز داده، تأمین مالی و رشد شاخص‌ها می‌شود، همبستگی میان دارایی‌ها می‌تواند در زمان بحران بسیار بیشتر از چیزی باشد که ترکیب ظاهری یک سبد نشان می‌دهد. از این منظر، ریسک اصلی بازار هوش مصنوعی لزوماً شکست فناوری نیست؛ بلکه احتمال فاصله گرفتن بازده اقتصادی واقعی از حجم سرمایه‌ای است که پیشاپیش برای آینده آن قیمت‌گذاری و تخصیص یافته است. به همین دلیل، در مرحله فعلی بازار، سنجش کیفیت جریان نقدی، بازده سرمایه‌گذاری و توان تبدیل هزینه‌های سنگین زیرساختی به درآمد پایدار، اهمیت بیشتری از صرفاً دنبال کردن رشد اسمی شرکت‌های هوش مصنوعی دارد.»

بابک شیری

حتی اوراق خزانه هم ممکن است مصون نباشند

در سناریوی فیچ، یکی از پرسش‌های مهم این است که اگر سهام هوش مصنوعی سقوط کند، آیا سرمایه‌گذاران می‌توانند مانند گذشته به اوراق خزانه آمریکا پناه ببرند؟

پاسخ به این پرسش ساده نیست. اقتصاد آمریکا هم‌زمان با موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی با بدهی دولتی بسیار بزرگی مواجه است؛ رقمی که در مقاله حدود ۴۰ تریلیون دلار عنوان شده است.

در یک رکود معمولی، کاهش تورم و افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن می‌تواند به نفع اوراق خزانه باشد. اما زمانی که دولت با بدهی بسیار بالا روبه‌رو است، فضای سیاست‌گذاری محدودتر می‌شود و نگرانی درباره رشد اقتصادی، تورم و توانایی دولت برای مدیریت بدهی می‌تواند رفتار بازار اوراق را پیچیده‌تر کند. به همین دلیل، حتی دارایی‌هایی که معمولاً در زمان بحران نقش پناهگاه دارند نیز لزوماً از تمام پیامدهای یک شوک گسترده مصون نیستند.

مسئله اصلی، شکست هوش مصنوعی نیست

با وجود تمام این نگرانی‌ها، یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود: ریسک بازار الزاماً از شکست کامل هوش مصنوعی ناشی نمی‌شود.

ممکن است هوش مصنوعی واقعاً بهره‌وری اقتصاد را افزایش دهد، محصولات جدید ایجاد کند و در نهایت ارزش اقتصادی بسیار بزرگی بسازد؛ اما این به معنای آن نیست که تمام شرکت‌های مرتبط با آن با قیمت‌های فعلی ارزش خرید دارند.

ممکن است فناوری موفق باشد، اما برخی شرکت‌ها بیش از حد ارزش‌گذاری شده باشند. ممکن است سرمایه‌گذاری در مراکز داده ادامه پیدا کند، اما بازده سرمایه در برخی پروژه‌ها کمتر از انتظار باشد. حتی ممکن است هوش مصنوعی به رشد اقتصادی کمک کند، اما بخش بزرگی از سود آن تنها نصیب تعداد محدودی از شرکت‌ها شود.

بنابراین فاصله میان موفقیت فناوری و بازده سرمایه‌گذاری یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که سرمایه‌گذاران باید در نظر داشته باشند.

جمع‌بندی

بازار سهام آمریکا اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که هوش مصنوعی دیگر یک موضوع محدود به چند شرکت فناوری نیست. سرمایه‌گذاری صدها میلیارد دلاری، استقراض بیش از ۸۰۰ میلیارد دلاری، قراردادهای نزدیک به یک تریلیون دلاری مراکز داده و برنامه سرمایه‌گذاری ۳ تا ۵ تریلیون دلاری در سال‌های آینده، این فناوری را به یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازار سرمایه تبدیل کرده است.

این شرایط می‌تواند در صورت تحقق رشد مورد انتظار، موتور قدرتمندی برای اقتصاد جهانی باشد؛ اما در صورت فاصله گرفتن درآمدها از حجم سرمایه‌گذاری، پیامدهای آن نیز می‌تواند بسیار گسترده باشد.

در نتیجه، مسئله اصلی برای سرمایه‌گذاران صرفاً این نیست که آیا هوش مصنوعی موفق خواهد شد یا خیر. مسئله مهم‌تر این است که چه مقدار از قیمت‌های فعلی بازار، چه میزان از بدهی شرکت‌ها و چه سطحی از ارزش‌گذاری دارایی‌ها، از قبل موفقیت آینده این فناوری را در خود منعکس کرده‌اند.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


بونوس