سؤال اصلی این است که آیا میتوان دونالد ترامپ را «راستگرا» دانست یا او در قامت یک میانهرو یا حتی چپگرا قابلانطباق است؟ برای پاسخ نیاز به بررسی سیاستها، سبک حکمرانی و مقایسه تاریخی با رؤسایجمهور قبلی داریم.
چارچوب تحلیل
برای ارزیابی جایگاه یک رئیسجمهور در طیف سیاسی باید سه محور را در نظر گرفت: سیاست اقتصادی، سیاست خارجی/تجاری و مواضع هویتی-اجتماعی. علاوه بر این، «سبک سیاسی» (مثلاً پوپولیسم) رفتار سیاسی را شکل میدهد و میتواند با محتوای سیاستها تفاوت داشته باشد.
سیاستها و اقدامات ترامپ
- اقتصادی: کاهش مالیات، تلاش برای کاهش مقررات و تمرکز بر رشد اقتصادی از طریق محرکهای ساختاری مشخصههای محافظهکارانهاند؛ این موارد بهطور سنتی راستگرایانه شمرده میشوند.
- تجاری و خارجی: ترامپ رویکردی محافظتگرایانه در تجارت اتخاذ کرد (تعرفهها، بازنگری در توافقها) که با اصول کلاسیک محافظهکاریِ حامی تجارت آزاد تفاوت دارد.
- اجتماعی و هویتی: سیاستهای سختگیرانه در مهاجرت، تأکید بر قانون و نظم و زبان تقابلی نسبت به نخبگان، بخشی از هسته راستگرایانه او را تشکیل میدهد.
- سبک: پوپولیسم شخصمحورِ ترامپ او را از محافظهکارانِ کلاسیک متمایز میکند؛ او بهوسیلهی پیامهای ساده و مستقیم با بخشهایی از رأیدهندگان ارتباط برقرار کرده است.
جمعبندی: از منظر سیاستی و اجتماعی، ترامپ را میتوان عمدتاً راستگرا دانست؛ اما نوع او ترکیبی از محافظهکاری اقتصادی، ملیگرایی تجاری و پوپولیسم است که با راست سنتی کامل یکسان نیست.
مقایسه تاریخی: چه کسی «راستترین» رئیسجمهور آمریکا بود؟
تعریف «راستترین» بستگی به معیار انتخابی دارد (کوچکسازی دولت، کاهش مالیات، ملیگرایی یا سختگیری اجتماعی). چند نام که معمولاً مطرح میشوند:
- رونالد ریگان: نماد محافظهکاری نوین در قرن بیستم؛ کاهش مالیات گسترده و تاکید بر بازار آزاد او را مرجع محافظهکاران کرده است.
- کالوین کولیج یا هربرت هوور: در برخی تحلیلها بهخاطر گرایش بازارمحور و محدودسازی مداخله دولت در اقتصاد کلاسیک، «راست» خوانده میشوند؛ اما مقایسه میاننسلی دشوار است.
- ترامپ: در معیارهایی مثل ملیگرایی، سختگیری مهاجرتی و پوپولیسم معاصر، در بین رؤسای اخیر برجسته است و برخی تحلیلها پیوندهای مفهومی بین ریگان و ترامپ قائلاند، اگرچه تفاوتهای مهمی نیز وجود دارد.
نتیجه: انتخاب «راستترین» رئیسجمهور به معیار وابسته است؛ اگر معیار «محافظهکاری بازارمحور» باشد، ریگان نمادین است؛ اگر معیار «ملیگرایی و پوپولیسم» باشد، ترامپ بارز است.
نقش پوپولیسم در تعیین طیف
پوپولیسم یک سبک سیاسی است که میتواند هم در راست و هم در چپ ظهور کند؛ آنچه ترامپ را متمایز میسازد، ترکیب پوپولیسم با سیاستهای راستگرایانه در حوزه هویتی و تعدادی از سیاستهای اقتصادی محافظهکارانه است. این ترکیب باعث شده است که تعریف سنتی «راست/میانه/چپ» درباره او نیاز به ظرافت بیشتری داشته باشد.
نتیجهگیری و پیشنهاد برای پژوهش
- جمعبندی: ترامپ را میتوان «راستگرا» شناخت ولی از نوع پوپولیست-ملیگرا که با محافظهکاری کلاسیک همپوشانی و هم تفاوت دارد.
- برای پاسخ دقیقتر آکادمیک: پیشنهاد میشود پژوهش مقایسهای با معیارهای صریح (مثلاً سیاست اقتصادی، سیاست تجاری، مواضع هویتی و سبک سیاسی) انجام شود و رؤسای مختلف در بُعد زمانی با شاخصهای کمی سنجیده شوند؛ این کار کمک میکند تا «راستترین» بودن بهصورت قابل آزمون مشخص شود.
تحلیل کوتاه
ترامپ را میتوان راستگرا شمرد اما نوع خاص او (پوپولیست-ملیگرا) نشان میدهد که تقسیمبندی ساده طیف سیاسی جوابگوی تحولات معاصر نیست.
منابع
Pew Research Center
Brookings Institution
RAND Corporation
Carnegie Endowment for International Peace
Council on Foreign Relations (CFR)
Journal of Democracy
Oxford Handbooks Online
JSTOR
Google Scholar
Hoover Institution
Cato Institute
Washington Post
New York Times
Financial Times























