بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

روانشناسی بازار در بحران؛ چرا دنبال ناجی می‌گردیم؟

trader

در یک نگاه
  • در زمان استرس بازار، معامله‌گران به جای تحلیل، ناخودآگاه به دنبال کسی می‌گردند که با قاطعیت آینده را پیش‌بینی کند.
  • «تله اعتماد» زمانی رخ می‌دهد که شما با تحلیل دیگران وارد معامله می‌شوید اما چون ایمان درونی ندارید، در بدترین زمان خارج می‌شوید.
  • کسانی که در بحران‌ها با قاطعیت و اطمینان کامل صحبت می‌کنند، معمولاً کمترین قابلیت اعتماد را دارند.
  • راهکار اصلی: استراتژی خود را در زمان آرامش بازار بسازید و در طوفان، فقط به فرآیند خودتان اعتماد کنید.

جستجو برای تاییدیه؛ درسی مهم برای روزهای سخت

لحظه‌ای در هر ریزش بازار، هر سقوط ناگهانی و هر وحشتِ «این بار فرق می‌کند» وجود دارد که چیزی درون شما تغییر می‌کند. این حس فقط ترس نیست؛ بلکه نیاز ناامیدکننده‌ای است برای اینکه کسی پیدا شود و به شما بگوید دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد. هر معامله‌گری در دنیایی که به تازگی بی‌رحمی‌اش را نشان داده، دنبال قطعیت می‌گردد.

این الگو در طول دهه‌ها در بازار تکرار شده و هرگز تغییر نمی‌کند. وقتی نوسانات اوج می‌گیرد یا سهام و کریپتو سقوط می‌کنند، اولین کاری که معامله‌گران می‌کنند «تحلیل» نیست، بلکه «جستجو» است. آن‌ها شبکه‌های اجتماعی را اسکرول می‌کنند و سایت‌ها را رفرش می‌کنند تا کسی را پیدا کنند که با اطمینان حرف می‌زند و مثل یک قایق نجات به او می‌چسبند. این رفتار طبیعی است، اما یکی از خطرناک‌ترین کارهایی است که می‌توانید با پول خود انجام دهید.

تله اعتماد

در بازارهای آرام، شما به مفسران توجهی ندارید چون خودتان فرآیند و تحلیل دارید. اما وقتی حساب شما قرمز است و تیترها فریاد می‌زنند، ناگهان کسی که محکم‌ترین صدا را دارد، مغناطیسی می‌شود.
روانشناسان ثابت کرده‌اند که مغز در شرایط عدم قطعیت، تشنه «بسته شدن» است. در بازار، این یعنی پیدا کردن کسی که جواب را می‌داند. اما تلخ‌ترین طنز ماجرا اینجاست: کسانی که در بحران با بیشترین اطمینان حرف می‌زنند، معمولاً غیرقابل‌اعتمادترین افراد هستند. گفتن جملاتی مثل «این کف قیمت است، همه چیز را بخرید!» وقتی هیچ ریسکی روی دوش گوینده نیست، آسان است.

بازار سهام همان‌قدر که نیازمند «ایمان» است، افراد بی‌ایمان و مردد را قربانی می‌کند. شما نمی‌توانید ایمان را از کسی قرض بگیرید.

پیتر لینچ

شما نمی‌توانید ایمان را قرض بگیرید

مشکل اصلی اینجاست: حتی اگر آن صدای مطمئن درست بگوید، شما باز هم می‌بازید. چرا؟ چون ایمان را نمی‌توان قرض گرفت.
فرض کنید در ریزش بازار، کسی را پیدا می‌کنید که فریاد می‌زند «بخرید». شما می‌خرید. بازار ۳ درصد دیگر می‌ریزد. چه می‌کنید؟ چون تحلیل زیربنایی معامله را نمی‌دانید و آن را با گوشت و پوست خود حس نکرده‌اید، دقیقاً در بدترین زمان (قبل از برگشت بازار) می‌فروشید. آن گورو (استاد) نگه می‌دارد چون تحقیق کرده، اما شما می‌فروشید چون فقط تقلید کرده‌اید.

چگونه فکر خود را اصلاح کنیم؟

۱. آگاهی: دفعه بعد که جذب تحلیل کسی شدید، بپرسید: «آیا این را می‌خوانم تا یاد بگیرم، یا می‌خوانم تا حالم بهتر شود؟» جستجوی تاییدیه یعنی آنقدر بگردید تا کسی را پیدا کنید که با شما موافق است. این یک پرچم قرمز است.
۲. ساختن در آرامش: هیچ‌کس در طوفان خانه نمی‌سازد. قوانین خود را زمانی بنویسید که بازار آرام و خسته‌کننده است. وقتی استرس آمد، فقط به آن قوانین رجوع کنید.
۳. ژورنال‌نویسی: قبل از معامله بنویسید چرا وارد می‌شوید. این تنها راه رسیدن به ایمان درونی است. هیچ میانبری وجود ندارد.

معامله‌گرانی که در بازار دوام می‌آورند، کسانی هستند که یاد گرفته‌اند با «عدم قطعیت» کنار بیایند. آن‌ها نیازی به یک صدای مطمئن در اینترنت ندارند تا به آن‌ها بگوید همه چیز درست می‌شود؛ آن‌ها چیزی بهتر ساخته‌اند: ایمان درونی آرام که حاصل انجام دادنِ کارِ سخت است.

لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

کانال تلگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها