
رونق کمسابقه سهام شرکتهای فناوری و سرمایهگذاری سنگین در زیرساختهای هوش مصنوعی، نگرانیها درباره شکلگیری یک حباب جدید در بازارهای مالی را افزایش داده است. یواخیم کلمنت، رئیس راهبرد بازار در بانک سرمایهگذاری پانمور لیبروم، معتقد است رونق فعلی سهام مرتبط با هوش مصنوعی ممکن است در سالهای ۲۰۲۷ یا ۲۰۲۸ پایان یابد و در صورت تحقق این سناریو، بازار سهام آمریکا با یکی از شدیدترین افتهای خود از زمان بحران مالی جهانی مواجه خواهد شد.
- یواخیم کلمنت احتمال ترکیدن حباب هوش مصنوعی در ۲۰۲۷ یا ۲۰۲۸ را بالا میداند.
- هدف او برای S&P 500 در پایان ۲۰۲۷، ۵ هزار واحد است؛ یعنی حدود ۳۶ درصد افت نسبت به سطح فعلی.
- هزینه سرمایهگذاری مراکز داده توسط شرکتهای بزرگ فناوری در سال ۲۰۲۶ ممکن است به ۷۱۳ میلیارد دلار برسد.
- کلمنت توصیه میکند در صورت عبور S&P 500 به زیر میانگین متحرک ۲۰۰روزه، سرمایهگذاران به سمت داراییها و صنایع دفاعی حرکت کنند.
کلمنت هدف پایان سال ۲۰۲۷ شاخص S&P 500 را ۵ هزار واحد تعیین کرده است؛ سطحی که بر اساس قیمتهای فعلی، به معنای احتمال افت حدود ۳۶ درصدی خواهد بود. او همچنین پیشبینی کرده شاخص استوکس ۶۰۰ اروپا به حدود ۴۳۰ واحد کاهش یابد که بیش از ۳۰ درصد پایینتر از سطوح فعلی خواهد بود.

چرا نگرانی درباره حباب هوش مصنوعی افزایش یافته است؟
رشد بازارهای سهام در سال ۲۰۲۶ تا حد زیادی تحت تأثیر خوشبینی نسبت به افزایش سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی بوده است. شرکتهای بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده، خرید تراشههای پیشرفته و توسعه ظرفیت پردازشی هزینه میکنند و همین سرمایهگذاریها انتظارات بالایی درباره رشد سودآوری آینده ایجاد کرده است.
بر اساس برآورد اطلاعات بلومبرگ، سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری در مراکز داده در سال ۲۰۲۶ ممکن است بیش از دو برابر سال قبل شود و به حدود ۷۱۳ میلیارد دلار برسد.
با این حال، کلمنت معتقد است بازار بیش از اندازه بر رشد سود شرکتهای فناوری تمرکز کرده و ریسکهای اقتصاد کلان، اعتبار و هزینه تأمین مالی را نادیده میگیرد. به گفته او، شرکتهای بزرگ فناوری بخش قابل توجهی از جریان نقد آزاد خود را برای سرمایهگذاریهای عظیم مصرف کردهاند و همزمان افزایش هزینه بدهی میتواند ادامه این روند را دشوارتر کند.
تورم و هزینه تأمین مالی؛ تهدید اصلی
یکی از نگرانیهای اصلی این تحلیلگر، تداوم تورم و افزایش هزینه استقراض است. سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی به منابع مالی بسیار بزرگی نیاز دارد و هرچه هزینه تأمین مالی افزایش پیدا کند، توجیه اقتصادی پروژههای جدید نیز دشوارتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، بازار ممکن است از خود بپرسد آیا رشد سود شرکتهای فناوری میتواند با سرعت فعلی ادامه پیدا کند یا خیر.
کلمنت معتقد است اگر رشد سودآوری نتواند هزینههای فزاینده سرمایهگذاری و بدهی را جبران کند، داستانی که تاکنون از سهام فناوری حمایت کرده است میتواند به نقطه ضعف بازار تبدیل شود. البته همه تحلیلگران با این دیدگاه موافق نیستند. برخی استراتژیستها معتقدند رشد سود شرکتها در سال ۲۰۲۷ میتواند حتی با وجود نرخهای بهره بالاتر، از ادامه رشد بازارهای سهام حمایت کند.
“
«به نظر من، مهمترین نکته این تحلیل نه عدد ۳۶ درصد، بلکه هشدار درباره شکنندگی مدلی است که بخش قابل توجهی از رشد بازار را به تداوم سرمایهگذاری عظیم در هوش مصنوعی وابسته کرده است. تا زمانی که رشد درآمد و بهرهوری حاصل از این سرمایهگذاریها بتواند هزینه سرمایه را پوشش دهد، بازار ظرفیت ادامه مسیر را دارد؛ اما اگر بازده سرمایهگذاری هوش مصنوعی از هزینه تأمین مالی عقب بماند، همان عاملی که امروز موتور صعود بازار است میتواند به محرک اصلی اصلاح تبدیل شود. بنابراین به جای تمرکز صرف بر زمان ترکیدن حباب، باید نسبت میان هزینه سرمایه، رشد سود، جریان نقد آزاد و ارزشگذاری سهام فناوری را زیر نظر گرفت؛ زیرا تغییر این نسبت میتواند بسیار زودتر از سقوط رسمی بازار، نشانههای پایان چرخه صعودی را آشکار کند.»
بابک شیری
کلمنت هنوز فروش فوری را توصیه نمیکند
با وجود پیشبینی بسیار بدبینانه، کلمنت معتقد نیست سرمایهگذاران باید همین حالا از بازار خارج شوند. او اذعان دارد که ممکن است هشدارش زودهنگام باشد و خود نیز انتظار دارد شاخص استوکس ۶۰۰ تا پایان سال ۲۰۲۶ حدود ۱۰ درصد رشد کند.
توصیه اصلی او آماده شدن برای سناریوی نزولی است، نه فروش فوری داراییها.وکلمنت معتقد است اگر S&P 500 به زیر میانگین متحرک ۲۰۰روزه سقوط کند، این اتفاق میتواند نشانه مهمی از تغییر روند بلندمدت بازار باشد. در چنین شرایطی، او سرمایهگذاران را به سمت صنایع دفاعی مانند مواد غذایی، دخانیات و داروسازی هدایت میکند.
جمعبندی
هشدار کلمنت در شرایطی مطرح شده که بازار سهام آمریکا در نزدیکی سطوح تاریخی قرار دارد و سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری در هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال افزایش است. از یک طرف، رشد درآمد و سود شرکتهای فناوری میتواند توجیهکننده بخشی از ارزشگذاریهای فعلی باشد و از طرف دیگر، افزایش هزینه بدهی و نیاز روزافزون به سرمایه میتواند تعادل این معادله را برهم بزند.
سناریوی سقوط ۳۶ درصدی S&P 500 هنوز یک پیشبینی بدبینانه و نه یک نتیجه قطعی است؛ اما افزایش فاصله میان انتظارات بازار و توان واقعی شرکتها برای تبدیل سرمایهگذاریهای عظیم هوش مصنوعی به جریان نقدی پایدار، ریسکی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.





















