
- تشدید تنشهای سیاسی و تجاری میان اروپا و آمریکا، ابزارهای اقتصادی اتحادیه اروپا را به اهرم فشار بالقوه تبدیل کرده است.
- فروش داراییهای دلاری و استفاده از «ابزارهای فشار تجاری» میتواند بازارهای آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد، اما هزینه سنگینی برای اروپا دارد.
- به همین دلیل، بروکسل احتمالاً دیپلماسی را بر رویارویی اقتصادی مستقیم ترجیح خواهد داد.
در ماههای اخیر، روابط میان اروپا و ایالات متحده وارد یکی از پرتنشترین دورههای خود از زمان تأسیس ناتو شده است. ژوزه مانوئل باروسو، رئیس پیشین کمیسیون اروپا، بهتازگی اعلام کرده که سطح تنش کنونی، بیسابقه است. این ارزیابی در سایه اظهارات تند دونالد ترامپ درباره اتحادیه اروپا، اعمال تعرفههای ۱۵ درصدی بر کالاهای اروپایی و حتی طرح ادعاهایی درباره گرینلند، چندان دور از واقعیت به نظر نمیرسد.
در چنین فضایی، گمانهزنیها درباره ابزارهای بالقوه اروپا برای اعمال فشار بر آمریکا افزایش یافته است. یکی از مهمترین این ابزارها، «سازوکار ضد اجبار» یا همان «بازوکای تجاری» اتحادیه اروپاست؛ ابزاری که در صورت استفاده کامل، میتواند دسترسی شرکتهای آمریکایی به بازار ۴۵۰ میلیونی اروپا را بهشدت محدود کند.
طبق بررسی تحلیلگران یوتوتایمز، اجرای چنین اقدامی، در تئوری میتواند میلیاردها دلار به شرکتهای آمریکایی آسیب بزند و پیامدهایی مستقیم برای شاخص S&P 500، بازده اوراق خزانهداری و نرخ برابری یورو–دلار داشته باشد؛ در حالی که همزمان به نفع داراییهایی مانند طلا تمام شود. با این حال، این ابزار بههیچوجه ماشهای فوری نیست و فعالسازی آن ممکن است تا شش ماه زمان ببرد. هدف اصلی این سازوکار، بازدارندگی است، نه تشدید تنش.
علاوه بر این، استفاده عملی از «بازوکای تجاری» تقریباً بهطور قطع با واکنش متقابل واشنگتن همراه خواهد شد. یکی از سناریوهای محتمل، محدودسازی صادرات گاز طبیعی مایع آمریکا به اروپا است؛ اقدامی که میتواند بحران انرژی را دوباره شعلهور کرده و به صنعت و رشد اقتصادی اروپا آسیب جدی وارد کند.
سناریوی دیگر، فروش هماهنگ داراییهای آمریکایی توسط سرمایهگذاران اروپایی است. اروپا مالک تریلیونها دلار اوراق خزانه، اوراق شرکتی و سهام آمریکاست.
“
«در نگاه نظری، فروش گسترده این داراییها میتواند هزینه استقراض دولت آمریکا را افزایش دهد، بازارهای مالی را متلاطم کند و فشار مضاعفی بر دلار وارد سازد؛ فشاری که حتی ممکن است به تقویت یورو منجر شود.»
محمد زمانی
اما این گزینه نیز با محدودیتهای جدی روبهروست. بخش عمده این داراییها در اختیار نهادها و سرمایهگذاران خصوصی قرار دارد و دولتها ابزار مستقیمی برای اجبار به فروش ندارند. اعمال کنترلهای سرمایه یا محدودیتهای قانونی، نهتنها دشوار است، بلکه میتواند آسیب مستقیمی به اقتصاد اروپا وارد کند و اعتماد سرمایهگذاران را تضعیف نماید.
در واقع، هر یک از ابزارهای بالقوه اروپا برای اعمال فشار بر آمریکا، نوعی «سلاح دو لبه» محسوب میشود. استفاده از آنها ممکن است به بازارهای مالی آمریکا ضربه بزند، اما هزینه اقتصادی و سیاسی آن برای خود اروپا نیز بسیار بالا خواهد بود. به همین دلیل، احتمال توسل سریع بروکسل به چنین اقدامات تهاجمی، پایین ارزیابی میشود.
در مقابل، مسیر محتملتر، تداوم تلاشهای دیپلماتیک و استفاده از کانالهای مذاکره برای مهار تنشهاست. اتحادیه اروپا بهخوبی آگاه است که تبدیل اهرمهای اقتصادی به ابزار تقابل مستقیم، میتواند به یک جنگ اقتصادی تمامعیار منجر شود که بازنده اصلی آن، هر دو طرف خواهند بود.
✔️ بیشتر بخوانید: چرا طلا دوباره به پناهگاه اول سرمایهگذاران جهانی تبدیل شده است؟
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند اروپا حتی بدون اقدام مستقیم نیز میتواند بر بازارهای آمریکا اثر بگذارد. تشدید تنشهای سیاسی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران جهانی به داراییهای دلاری و حرکت تدریجی کشورها به سمت تنوعبخشی ذخایر ارزی، میتواند بهطور خودکار فشار بر بدهی و بازار سهام آمریکا را افزایش دهد.
در چنین سناریویی، واکنش بازارها ممکن است دولت آمریکا را وادار به عقبنشینی و تعدیل مواضع کند؛ الگویی که پیشتر نیز در قالب تغییر ناگهانی سیاستها پس از فشار بازارها مشاهده شده است.
بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، اروپا از نظر نظری ابزارهایی برای ایجاد فشار بر اقتصاد آمریکا در اختیار دارد، اما استفاده عملی از آنها بسیار پرهزینه و پرریسک است. به همین دلیل، احتمال وقوع یک بحران بدهی ناشی از اقدام مستقیم اروپا در آمریکا پایین است. با این حال، تداوم تنشهای سیاسی و فرسایش تدریجی اعتماد جهانی به دلار، میتواند در بلندمدت چالشهای جدیتری برای بازارهای مالی ایالات متحده ایجاد کند.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.























