معمای توافق مکه؛ سناریوهای چهارگانه پیشروی نشست تهران
- سفر راهبردی: هیئت عالیرتبه «توافق مکه» شامل عربستان، پاکستان و ترکیه در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶ برای مهار بحران و جلوگیری از جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران، وارد تهران شد.
- سناریوهای پیشرو: کارشناسان این دیدار را به چهار سناریو تقسیم میکنند؛ از تفاهم امنیتی محدود و گشایش دیپلماتیک بدون تعهد (با احتمال بالا) تا تشدید تنش یا توافق فراگیر منطقهای.
- چشمانداز آینده: این ابتکار به تلاشهای میانجیگرانه وزن امنیتی میدهد، اما موفقیت آن در گروی تفکیک اقدامات فوری تنشزدایی از شکافهای راهبردی عمیق میان تهران و واشنگتن است.
سفر هیئت عالیرتبه «توافق مکه» به تهران در تاریخ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، در برههای حساس از معادلات منطقهای صورت گرفت. زیرا تنشها میان حوثیها و عربستان سعودی به موازات تهدیدات نظامی ایالات متحده علیه ایران و آمادگیهای همهجانبه برای سناریوی احتمالی جنگی تازه، به اوج خود رسیده بود.
این هیئت کلیدی را شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین ،رئیس سازمان اطلاعات ترکیه – میت، تشکیل میدادند. اهمیت راهبردی این سفر از آن روست که هر سه کشور به ائتلاف و توافق دفاعی مشترک متعهد هستند و ریاض همزمان با موج فزایندهای از تهدیدات نظامی از سوی شبهنظامیان حوثی دستوپنجه نرم میکند.
به باور کارشناسان، این دیدار با هدف ایجاد کانالی مستقیم برای رویکردی منطقهای در قبال ایران شکل گرفته است که به طور بالقوه ظرفیت جلب موافقت واشنگتن و تهران را داشته و میکوشد راههای برونرفت از بحران یا دستیابی به تفاهمات و امتیازات متقابل پذیرفتنی برای طرفهای درگیر را هموار کند.
این ابتکار دیپلماتیک از اسلامآباد سرچشمه گرفته و هدف اصلی آن، گسترش دایره تلاشهای میانجیگرانه و گنجاندن دغدغهها و منافع امنیتی عربستان سعودی و ترکیه در معادلات و محاسبات تهران است. البته، این سه کشور جایگزینی برای میانجیگری سنتی قطر و پاکستان یا کانالهای دیپلماتیک مسکو در اختیار ندارند. با این حال، ورود مستقیم آنها به صحنه احتمالا این فرصت را فراهم آورد تا پرونده تهدیدات علیه تأسیسات سعودی و امنیت ناوبری دریایی، پیگیری و مدیریت شود.
سناریوهای احتمالی برای نشست تهران
براساس گزارش اندیشکده «مرکز پیشرفت عرب» در لندن، نتایج این دیدار را میتوان از طریق چهار سناریوی اصلی ارزیابی کرد که از نظر احتمال وقوع و پیامدهایشان متفاوت هستند.
سناریوی نخست: تفاهم امنیتی محدود، با احتمال بالا
این سفر احتمالا در ایجاد تفاهمهای محدودی در راستای کاهش حملات به عربستان سعودی و ارائه تضمینهای اعلام نشده برای ناوبری دریایی از طریق تنگه هرمز، بدون تبدیل به توافق جامع، موفق عمل میکند. تهران این ترتیبات را به عنوان کمک منطقهای به امنیت و نه پاسخی به فشار آمریکا معرفی کرده و همزمان موضع مذاکره خود را در قبال واشنگتن حفظ میکند.
تحت این سناریو، مسائل راهبردی مانند برنامه هستهای، حضور نظامی ایالات متحده و آینده حوثیها خارج از تفاهم باقی میمانند. شاخصهای این سناریو شامل تداوم جلسات دوجانبه، کاهش حملات به عربستان سعودی و عدم ابراز مخالفت علنی آمریکا است.
سناریوی دوم: گشایش دیپلماتیک بدون تعهد، با احتمال بالا
تهران از این دیدار بدون ارائه امتیازات اساسی در مورد حوثیها یا شرایط مذاکره با واشنگتن، برای نشان دادن انعطافپذیری دیپلماتیک و تضعیف چشمانداز جبهه متحد منطقهای علیه خود استفاده میکند. در مقابل، ریاض، اسلامآباد و آنکارا نیز به دستاورد سیاسی محدود در راستای نشان دادن نقش منطقهای خود و جلوگیری از تشدید فوری تنش، بسنده میکنند.
شاخصهای این سناریو نیز شامل بیانیههای کلی، حملات مداوم حوثیها در سطح پایین و فقدان سازوکار اجرایی یا جدول زمانی برای تفاهمات است.
سناریوی سوم: تشدید همزمان تنشها، با احتمال کم اما خطرناکتر
این دیدار در تغییر محاسبات بازیگران ناکام میماند. در نتیجه، واشنگتن و اسرائیل فشارهای خود را بر ایران از سر میگیرند و حوثیها نیز با تشدید حملات علیه عربستان سعودی پاسخ میدهند. در این حالت، سه کشور میانجی خود را در برابر آزمون سخت و عملی توافق مکه میبینند، در حالی که از ابزار و تواناییهای کافی برای مهار بحران بیپروای پیشرو بیبهرهاند.
شاخصهای این سناریو شامل موضعگیریهای صریح آمریکاییها در مخالفت با این طرح، حملات کوبنده حوثیها به تأسیسات سعودی، و تحرکات نظامی ایران در خلیج فارس خواهد بود.
سناریوی چهارم: تفاهم منطقهای گستردهتر، با کمترین احتمال
این دیدار به هسته مرکزی یک چارچوب امنیتی همهجانبه در منطقه تبدیل میشود. چارچوب با حضور ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه، پاکستان و تحت نظارت و پشتوانه ضمنی ایالات متحده شکل گرفته و بهطور ساختاری به پروندههایی چون حوثیها، امنیت ناوبری دریایی و حضور نظامی نیروهای خارجی رسیدگی میکند. تحقق این سناریو مستلزم اجماعی گسترده و راهبردی میان واشنگتن و تهران است که در شرایط کنونی وجود ندارد. با این وجود، این سناریو همچنان بهعنوان چشمانداز و معیاری نهایی برای سنجش هرگونه پیشرفت دیپلماتیک در آینده باقی میماند.
موازنه میان جنگ و صلح
این نشست تلاشی راهبردی برای پیشگیری از شعلهور شدن جنگی تازه میان ایالات متحده و ایران و همزمان، مهار موج جدید تنشها علیه عربستان سعودی به شمار میرود که در پی نشست مشترک چهار کشور منطقهای با چهار کشور اروپایی صورت گرفته است.
اسلامآباد میکوشد جایگاه خود را به عنوان میانجی صلح حفظ کند، بهطوری که این نقشآفرینی با تعهدات دفاعی این کشور در چارچوب «توافق مکه» دچار اصطکاک و تعارض نشود.
حضور و مشارکت عربستان سعودی گویای این درک واقعبینانه است که بازدارندگی نظامی بهتنهایی برای دفع تهدیدات حوثیها کارساز نیست و در کنار آن، باید اصل ضرورت دستیابی به تفاهم با تهران را نیز به رسمیت شناخت.
نقشآفرینی ترکیه نشاندهنده تمایل این کشور برای پیوند زدن همکاریهای دفاعی با رویکردی مثبت نسبت به ایران همراه با پرهیز از مداخله مستقیم در جنگ یمن و در هماهنگی کامل با پاکستان است.
موافقت تهران با این ابتکار، به آن مشروعیت اولیه برای آغاز گفتگوها میبخشد، اما لزوماً بهمعنای تمایل جمهوری اسلامی برای تغییر بنیادین در رویکردها و سیاستهای کلان خود نیست.
واشنگتن دلیل قانعکنندهای برای رد روند تنشزدایی ندارد، اما احتمالا با توافقی که شروط و منافع اساسیاش را نادیده بگیرد، مخالفت کند. با این وجود، شواهد نشان میدهد که این سفر احتمالاً با اطلاع و هماهنگی نسبی مقامات آمریکایی انجام شده است.
در مجموع، این ابتکار، فارغ از آنکه ابزارهای کافی برای حلوفصل نهایی شکافهای عمیق میان تهران و واشنگتن را در اختیار ندارد، وزن و اعتبار امنیتی قابلتوجهی به تلاشهای میانجیگرانه پیشین میدهد.
دیدگاهتان را بنویسید.
برای مشارکت در گفتوگو وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبتنام