
- اقتصاد آمریکا در ۲۰۲۵ رشد قابلقبولی ثبت کرده، اما اشتغال تقریباً متوقف مانده است؛ پدیدهای که به «رونق بدون اشتغال» تعبیر میشود.
- برخلاف اوایل دهه ۲۰۰۰، این بار شکاف میان GDP و اشتغال بدون وقوع رکود شکل گرفته است.
- رشد بهرهوری و موج هوش مصنوعی سود شرکتها را تقویت کرده، اما بازار کار (بهویژه مشاغل یقهسفید) تحت فشار قرار دارد.
اقتصاد آمریکا در حال خلق ثروت است، اما نه لزوماً شغل. برآوردها نشان میدهد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۵ حدود ۲.۷ درصد رشد کرده؛ رقمی که برای یک اقتصاد توسعهیافته، عملکردی قابلقبول به شمار میرود. با این حال، رشد اشتغال در همین بازه زمانی ناچیز بوده و این واگرایی توجه اقتصاددانان را به پدیدهای جلب کرده که یادآور «بهبود بدون اشتغال» پس از ترکیدن حباب فناوری در اوایل دهه ۲۰۰۰ است.
تفاوت کلیدی با آن دوره در این است که آن زمان اقتصاد از رکود خارج میشد، اما اکنون این شکاف در میانه یک دوره انبساطی رخ داده است؛ موضوعی که به گفته تحلیلگران، در دوران پساجنگ جهانی دوم سابقه نداشته است. دایان سوانک، اقتصاددان ارشد KPMG، وضعیت فعلی را به «چهارپایهای با یک پایه» تشبیه میکند؛ رشدی که بر بهرهوری و سرمایهگذاری تکیه دارد، اما پشتوانه اشتغال گسترده ندارد.
در سطح سیاسی، دونالد ترامپ احتمالاً از آمار رشد اقتصادی در سخنرانی سالانه خود دفاع خواهد کرد. مصرفکنندگان، بازار سهام و سرمایهگذاری شرکتها (بهویژه در حوزه هوش مصنوعی) در سال ۲۰۲۵ از اقتصاد حمایت کردهاند. دادههای تازه نیز نشان میدهد سرمایهگذاری بنگاهها سال را قدرتمند به پایان رسانده و تولید صنعتی در ژانویه بیشترین افزایش تقریباً یکساله را ثبت کرده است.
اما پشت این تصویر مثبت، بازار کار نشانههای فرسایش را بروز میدهد. رشد بهرهوری که برخی آن را به موج هوش مصنوعی نسبت میدهند، در حال افزایش است، اما به افزایش اشتغال منجر نشده است.
“
«این وضعیت یادآور سخنرانی معروف بن برنانکی در سال ۲۰۰۳ درباره «بهبود بدون اشتغال» است؛ دورهای که کاهش مشاغل تولیدی و اداری، همزمان با رشد فناوری، ساختار بازار کار را تغییر داد..»
محمد زمانی
اکنون نیز بیشترین فشار بر مشاغل یقهسفید وارد شده است. نرخ بیکاری در میان افراد دارای تحصیلات دانشگاهی افزایش یافته، در حالی که در برخی مشاغل یقهآبی حتی کاهش مشاهده شده است. این تغییر ترکیب بیکاری نشان میدهد بازتخصیص نیروی کار در جریان است؛ فرآیندی که با گسترش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در محیطهای اداری همزمان شده است.
با این حال، میزان واقعی جایگزینی نیروی انسانی توسط AI همچنان محل بحث است. جروم پاول اخیراً تأکید کرده موج کنونی بهرهوری از پنج یا شش سال پیش آغاز شده و لزوماً به استقرار گسترده مدلهای زبانی بزرگ محدود نمیشود. برخی دیگر از سیاستگذاران فدرال رزرو معتقدند اصلاح ساختارها و تغییر مدلهای کسبوکار پس از همهگیری، اکنون ثمر داده است.
از سوی دیگر، بازار سهام و سودآوری شرکتها در اوج قرار دارند. شاخصهای سهامی نزدیک به رکوردهای تاریخیاند و حاشیه سود شرکتها در سطوحی قرار دارد که از پایان جنگ جهانی دوم بیسابقه بوده است. سرمایهگذاران از افزایش بهرهوری و کاهش هزینهها بهره میبرند، اما این دستاوردها هنوز به افزایش پایدار دستمزدها منجر نشده است.
طبق بررسیهای یوتوتایمز؛ دادههای اخیر اشتغال نشان میدهد هرچند در ژانویه افزایش استخدام مشاهده شده، بخش عمده آن در حوزههای سلامت و خدمات اجتماعی متمرکز بوده است. مشاغل اداری و مدیریتی همچنان با ضعف تقاضا مواجهاند. رشد دستمزدها نیز در حال کند شدن است؛ نشانهای از کاهش قدرت چانهزنی کارگران.
✔️ بیشتر بخوانید: اقتصاد آمریکا در آستانه فرود نرم؛ پیروزی زودهنگام یا آرامش قبل از طوفان؟
اقتصاددانانی مانند مایکل پیرس از Oxford Economics هشدار میدهند که ترکیب «بهرهوری بالا، استخدام بیش از حد در گذشته و نااطمینانی سیاستی» اقتصاد را در برابر شوکها آسیبپذیر میکند؛ زیرا بازار کار مهمترین سپر در برابر رکود است. اگر این سپر تضعیف شود، حتی رشد مناسب GDP نیز نمیتواند از اقتصاد در برابر افت ناگهانی محافظت کند.
بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، اقتصاد آمریکا در حال تجربه پدیدهای کمسابقه است: رشد قوی بدون پشتوانه اشتغال گسترده. اگر افزایش بهرهوری به افزایش دستمزدها و فرصتهای شغلی منجر نشود، این «رونق بدون اشتغال» میتواند به تدریج به چالشی ساختاری برای پایداری رشد تبدیل شود؛ چالشی که هم برای سیاستگذاران پولی و هم برای دولت، آزمونی جدی در سالهای پیشرو خواهد بود.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.






















