
- کِوین وارش، منتقد سرسخت سیاستهای فدرال رزرو، با انتخاب دونالد ترامپ در آستانه تصدی ریاست این نهاد قدرتمند قرار گرفته است.
- وارش سابقهای طولانی در هشدار نسبت به تورم، انتقاد از سیاستهای انبساطی و بازنگری در ترازنامه فدرال رزرو دارد.
- چالش اصلی او، ایجاد توازن میان انتظارات سیاسی کاخ سفید و جلب اعتماد همکارانی است که سالها هدف انتقادهای تندش بودهاند.
کوین وارش بیش از یک دهه است که خود را برای لحظهای آماده میکند که اکنون فرا رسیده است. انتخاب او از سوی دونالد ترامپ بهعنوان رئیس آینده فدرال رزرو، نقطه پایانی بر مسیری طولانی و پرتنش است؛ مسیری که از دل بحران مالی، اختلافات درونبانکی و سالها انتقاد علنی از سیاستگذاران پولی آمریکا عبور کرده است.
وارش نخستینبار در سال ۲۰۱۷ تصور میکرد که به ریاست فدرال رزرو خواهد رسید، اما ترامپ در آن مقطع تردید داشت. سن نسبتاً پایین او و سابقه نگرانیهایش درباره تورم، این تصور را ایجاد کرده بود که ممکن است حاضر نباشد نرخهای بهره را آنگونه که رئیسجمهور میخواهد پایین نگه دارد. در نهایت، ترامپ جروم پاول را برگزید. وارش اما عقب ننشست؛ او بهتدریج به یکی از منتقدان جدی پاول بدل شد، روابط خود را با حلقه نزدیک به ترامپ تقویت کرد و از دستورکار اقتصادی رئیسجمهور دفاع نمود. اکنون، در ۵۵ سالگی، همان سمتی را به دست آورده که سالها برایش موقعیتسازی کرده بود.
در صورت تأیید سنا، وارش جانشین جروم پاول خواهد شد؛ رئیس فدرال رزروی که طی ماههای اخیر بهدلیل امتناع از کاهش سریعتر نرخهای بهره، هدف حملات مکرر ترامپ قرار داشت. دوره ریاست پاول در اواسط ماه مه به پایان میرسد و انتقال قدرت، یکی از حساسترین مقاطع سیاست پولی آمریکا در سالهای اخیر را رقم خواهد زد.
طبق بررسیهای یوتوتایمز؛ وارش پیشتر پنج سال عضو هیئتمدیره فدرال رزرو بود و نقش فعالی در مدیریت بحران مالی ۲۰۰۹–۲۰۰۸ ایفا کرد. با این حال، او پس از خروج از بانک مرکزی، بخش عمدهای از فعالیت حرفهای خود را صرف نقد ساختار، سیاستها و عملکرد نهادی کرد که اکنون قرار است رهبری آن را بر عهده بگیرد.

برخی از همکاران پیشین او معتقدند نباید لحن تند انتقادات وارش را با جزماندیشی اشتباه گرفت. رندال کروزنر، عضو سابق هیئتمدیره فدرال رزرو، او را فردی عملگرا توصیف میکند که بیش از هر چیز به شفافسازی اهداف و یافتن مسیر اجرایی برای تحقق آنها اهمیت میدهد، نه پایبندی کورکورانه به یک مکتب فکری خاص.
این دیدگاه در شرایطی مطرح میشود که فدرال رزرو در پایان سال ۲۰۲۵ سه بار نرخ بهره را کاهش داد؛ تصمیمی که برخلاف دورههای پیشین، با اختلافنظر جدی میان مقامات همراه بود. پاول این کاهشها را با استناد به شکنندگی پنهان بازار کار پیش برد، در حالی که برخی دیگر معتقد بودند رشد قیمت داراییها و انتقال هزینههای ناشی از تعرفهها به مصرفکنندگان، فضای لازم برای تسهیل پولی را از بین برده است.
وارش در مواضع علنی خود، از ارائه نسخه مشخص درباره نحوه مدیریت این دوگانهها پرهیز کرده و بیشتر به الگوهای تاریخی ارجاع داده است. او بارها به تجربه آلن گرینسپن در دهه ۱۹۹۰ اشاره کرده؛ دورهای که فدرال رزرو با وجود رشد اقتصادی، افزایش نرخ بهره را به تعویق انداخت و تنها در مراحل پایانی شکلگیری حباب داتکام وارد فاز انقباضی شد.
“
«هشدارهای وارش درباره تورم، سابقهای طولانی دارد. او در سال ۲۰۲۱ بهدرستی هشدار داد که تداوم خرید گسترده اوراق خزانه و اوراق رهنی، میتواند بذر یک بحران تورمی بزرگتر را بکارد؛ هشداری که بعدها با جهش تورم، رنگ واقعیت به خود گرفت.»
محمد زمانی
در مرکز برنامههای او برای فدرال رزرو، بازنگری اساسی در ترازنامه ۶.۶ تریلیون دلاری بانک مرکزی قرار دارد. وارش بارها تأکید کرده که اندازه این ترازنامه بیش از حد بزرگ شده و باید در قالب توافقی جدید با وزارت خزانهداری، نقش فدرال رزرو در بازارهای پولی محدودتر شود. او همچنین خواستار مقررات سختگیرانهتر برای ارزهای دیجیتال خصوصی بوده؛ موضعی که طی سالهای اخیر با مقاومت جدی بخشی از جمهوریخواهان مواجه شده است.
با این حال، لحن انتقادی وارش برای برخی از همکاران آیندهاش نگرانکننده بوده است. شماری از مقامات سابق فدرال رزرو معتقدند او برای جلب اعتماد بدنه کارشناسی بانک مرکزی، مسیر دشواری در پیش دارد؛ بهویژه با توجه به اینکه در سالهای گذشته، حملات ترامپ به فدرال رزرو را بهطور صریح محکوم نکرد.
کارشناسان UtoTimes معتقدند که این موضوع در تضاد با مواضعی است که وارش در دوران عضویت خود در فدرال رزرو اتخاذ میکرد. او در سال ۲۰۱۰، سخنرانی مفصلی با عنوان «ستایشی بر استقلال» ایراد کرد و هشدار داد که هرگونه تلاش برای اعمال نفوذ سیاسی بر سیاست پولی، باید با واکنشی قاطع مواجه شود. به باور او، تنها محبوبیتی که بانکداران مرکزی باید در پی آن باشند، جایگاهشان در کتابهای تاریخ است.
در سالهای اخیر اما، وارش استدلال کرده که فدرال رزرو با اشتباهات سیاستی خود، استقلالش را به سپری برای فرار از پاسخگویی تبدیل کرده است. او در یکی از سخنرانیهایش تصریح کرد که بانکداران مرکزی نباید «شاهزادگان نازپرورده» باشند و استقلال، جایگزین مسئولیتپذیری نمیشود.
اکنون، موفقیت وارش در این سمت به توانایی او در ایجاد تعادل میان دو جبهه وابسته است: رئیسجمهوری که انتظار دارد فدرال رزرو همسو با دستورکار او حرکت کند، و نهادی که تصمیمگیری در آن بر پایه اجماع میان ۱۹ سیاستگذار مستقل انجام میشود. ریاست فدرال رزرو قدرت زیادی به همراه دارد، اما نه قدرت یکنفره.

وارش که در خانوادهای متوسط در ایالت نیویورک بزرگ شد، از همان دوران تحصیل در استنفورد، استعداد ویژهای در شبکهسازی و نفوذ به حلقههای تصمیمساز از خود نشان داد. این توانایی، او را در بحران مالی به یکی از چهرههای کلیدی ارتباط میان فدرال رزرو، والاستریت و سیاستمداران تبدیل کرد؛ تا جایی که در راهروهای بانک مرکزی، جملهای تکرار میشد: «اول با وارش چک کن.»
از منظر فکری، وارش همواره بیش از رکود اقتصادی، نگران تورم بوده است؛ نگرانیای که در مقاطعی نادرست از آب درآمد، اما بعدها در قالب جهش تورمی دهه ۲۰۲۰، بخشی از آن تأیید شد. او معتقد بود که سیاستهای بیشازحد انبساطی، به کنگره و دولت اجازه میدهد از تصمیمات سخت مالی فرار کنند.
✔️ بیشتر بخوانید: سقوط ناگهانی نقره؛ اصلاح موقت یا پایان بازار صعودی؟
وارش در نهایت در سال ۲۰۱۱ فدرال رزرو را ترک کرد و به دنیای آکادمیک، سرمایهگذاری و هیئتمدیره شرکتها وارد شد. ازدواج او با جین لادر، از خانواده بانفوذ لادر، نیز پیوندهای سیاسی و اقتصادیاش را تقویت کرد.
اکنون، منتقد دیرینه فدرال رزرو در آستانه رهبری همان نهادی قرار گرفته که سالها آن را به چالش کشیده است؛ موقعیتی که نهتنها آزمونی برای وارش، بلکه آزمونی برای استقلال، انسجام و آینده سیاست پولی آمریکا خواهد بود.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.






















