
- تأثیر زنجیرهای بحران: تنش در تنگه هرمز تنها به قیمت انرژی محدود نمیشود، بلکه از طریق افزایش قیمت مواد اولیه مانند مس، لیتیوم و هلیوم و هزینههای انرژی، به تمام زنجیره تولید فناوری از تراشهها تا مراکز داده سرایت میکند.
- شوک قیمتی مواد اولیه: طی ۶ ماه اخیر، قیمت مواد حیاتی برای فناوری با رشد چشمگیری همراه بوده است؛ از جمله افزایش ۴۸.۶ درصدی قیمت مس، ۶۷ درصدی لیتیوم و افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی که هزینههای تولید را به شدت بالا برده است.
- فشار بر زیرساختهای هوش مصنوعی: افزایش هزینههای تولید و تأمین انرژی، تهدیدی مستقیم برای زیرساختهای حیاتی سال ۲۰۲۶، بهویژه تولید حافظهها و مراکز داده محسوب میشود.
- کاهش رشد اقتصادی بخش فناوری: تحلیلها نشان میدهد که یک درگیری طولانیمدت در خاورمیانه میتواند با ایجاد شوکهای هزینهای و دشوار کردن شرایط تأمین مالی، رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تا حدود ۱ درصد کاهش دهد
تشدید بحران تنگه هرمز نه تنها بر هزینههای انرژی، بلکه بر تأمین مواد اولیه حیاتی و گازهای صنعتی مورد استفاده در تولید فناوری نیز فشار وارد میکند. کمبود عرضه در بسیاری از نهادهها، از مس و لیتیوم گرفته تا هلیوم و آلومینیوم، باعث افزایش هزینهها در بخش فناوری شده و خطر شوک هزینهای جدید در سرمایهگذاریهای تراشه، حافظه و مراکز داده در سال ۲۰۲۶ را افزایش میدهد. کارشناسان باور دارند که این تأثیر، که از قیمت انرژی شروع میشود، از طریق هزینهها، تورم و شرایط تأمین مالی به بخش فناوری سرایت میکند.
بحران هرمز که به دنبال همهگیری کرونا و جنگ روسیه و اوکراین به وجود آمد، به عامل جدیدی از فشار بر تولید فناوری تبدیل شده است. تداوم مشکلات در تنگه هرمز، نوسان قیمت نفت برنت در حدود ۱۰۰ دلار و اختلال در زنجیرههای تأمین، دستیابی به مواد اولیه حیاتی مورد استفاده در تولید فناوری را دشوار میکند.
مشکلات تأمین، به ویژه در هلیوم، مس، گوگرد و آلومینیوم، باعث افزایش هزینهها در بسیاری از حوزهها، از نیمههادیها و دستگاههای الکترونیکی گرفته تا مراکز داده و زیرساختهای انرژی، میشود. با توجه به نقش مهم قطر در تأمین هلیوم جهانی، اختلالات آن میتواند مستقیماً بر تولیدکنندگان تراشه تأثیر بگذارد. به طور مشابه، محدودیت در تأمین گوگرد و اسید سولفوریک، هزینههای تولید مس را افزایش میدهد، همچنین مشکلات لجستیکی در تأمین آلومینیوم، فشار هزینهای اضافی را برای محصولات الکترونیکی و پیشرفته ایجاد میکند.
در واقع، اگر بحران تنگه هرمز ادامه یابد، اثرات آن تنها به قیمت انرژی محدود نخواهد شد. تولیدکنندگان مجبور خواهند شد به منابع جایگزین و مسیرهای لجستیکی طولانیتر روی آورند، در نهایت انتظار میرود هزینههای تراشهها، قطعات الکترونیکی و زیرساختهای مراکز داده بیشتر افزایش یابد. این وضعیت، نیاز بخش فناوری را برای نظارت دقیق بر تحولات تنگه هرمز، نه تنها از نظر هزینههای انرژی، بلکه از نظر امنیت تأمین مواد معدنی حیاتی، فلزات، مواد شیمیایی و گازهای صنعتی که نهادههای ضروری برای تولید را تشکیل میدهند، آشکار میکند.
افزایش قابل توجه کالاها در ۶ ماه
در دوره تقریباً شش ماهه که شامل دوران قبل و بعد از بحران بود، قیمت کالاها نیز افزایش قابل توجهی را تجربه کرد. مس، ماده اولیه مورد استفاده در تولید فناوری، شاهد افزایش قیمت هر پوند از ۴.۵۰ دلار به ۶.۶۹ دلار بود که افزایشی ۴۸.۶ درصدی را نشان میدهد. قیمت لیتیوم در هر تن از ۶۰ هزار دلار به ۱۰۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۶۷ درصدی را نشان میدهد. نیکل از ۲۱ هزار دلار به ۳۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۴۳ درصدی را نشان میدهد، در حالی که سیلیکون از ۱.۵۰ دلار به ۲ دلار در هر کیلوگرم افزایش یافت که افزایشی ۳۳ درصدی را نشان میدهد.
قیمت کبالت از ۴۵ هزار دلار به ۵۰ هزار دلار افزایش یافت که افزایشی ۱۱ درصدی را نشان میدهد. پالادیوم از ۹۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار و پلاتین از ۸۰۰ دلار به ۱۰۵۰ دلار افزایش یافت. قیمت آلومینیوم نیز از تقریباً ۲ هزار دلار به ۲۱۰۰ دلار در هر تن افزایش یافت.
البته افزایش هزینههای انرژی، اوضاع را بیش از پیش وخیمتر کرد. قیمت نفت خام از تقریباً ۸۰ دلار به ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت، در حالی که قیمت گاز طبیعی از ۱.۰۵ دلار به ۴.۲۱ دلار رسیده است. این افزایش در هزینههای انرژی و مواد اولیه، فشار هزینه را در بسیاری از حوزههای بخش فناوری، از نیمهرساناها و باتریها گرفته تا پنلهای خورشیدی و دستگاههای الکترونیکی، افزایش میدهد.
تأثیری که از انرژی تا تورم امتداد مییابد
بنابراین، بحران هرمز میتواند به یک شوک کالایی جدید در دنیای فناوری تبدیل شود. مسئله در اینجا صرفاً به خطرات ژئوپلیتیکی محدود نمیشود و یک سازوکار انتقال بسیار واضح وجود دارد که از قیمت انرژی به هزینهها و از هزینهها به تورم گسترش مییابد. براساس محاسبات، هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت میتواند تقریباً ۱ تا ۱.۵ درصد بر تورم تأثیر بگذارد که این امر دسترسی شرکتها به تأمین مالی را دشوارتر کرده و نیازهای سرمایه در گردش آنها را افزایش میدهد.
همچنین، افزایش هزینههای انرژی و مواد اولیه حیاتی میتواند بر سرمایهگذاریها، بهویژه در نیمههادیها، حافظه و مراکز داده، فشار وارد کند و به نظر میرسد سال ۲۰۲۶ نه تنها از نظر تقاضا و مبارزه با تورم، بلکه از نظر تأمین مالی نیز سالی چالشبرانگیز باشد. طبق دادههای S&P Global، تولید تراشههای حافظه در سال ۲۰۲۶ از افزایش تقاضا عقب مانده و همین امر باعث افزایش قیمتها شده است، در حالی که تقاضا برای تجهیزات مراکز داده همچنان بالا است.
احتمال کاهش یک درصدی رشد بخش فناوری اطلاعات
طبق چشمانداز ۲۰۲۶ شرکت بینالمللی داده (IDC)، انتظار میرود یک درگیری طولانیمدت در خاورمیانه، فشار رو به بالایی بر قیمتهای DRAM و NAND وارد کند. این امر میتواند هزینههای زیرساخت هوش مصنوعی را افزایش دهد و حتی یک درگیری سه ماهه میتواند رشد بخش فناوری اطلاعات جهانی را تقریباً ۱ درصد کاهش دهد. این فرآیند نمیتواند فقط به بازارهای نفت و گاز محدود شود، بلکه میتواند به یک شوک هزینهای تبدیل شود که به نهادههای اساسی تولید فناوری گسترش یابد.
در مجموع، بیثباتی در تنگه هرمز همچنین تأمین مواد معدنی حیاتی را تهدید میکند و این میتواند خطرات تأمین جدیدی را در تولید فناوری پیشرفته، از تراشههای هوش مصنوعی گرفته تا سیستمهای الکترونیکی، ایجاد کند. هزینههای انرژی به یک مشکل مهم برای مراکز داده تبدیل شده است و بنابراین، تحولات در هرمز احتمالا کشورها را به ارزیابی مجدد سیاستهای انرژی و سرمایهگذاریهای فناوری خود سوق دهد.



















