
دولت دونالد ترامپ طرحی را برای ایجاد یک صندوق بازسازی زیرساختهای انرژی در منطقه خلیج فارس پیشنهاد کرده که بر اساس آن، ایالات متحده در گام نخست ۵ میلیارد دلار سرمایه اختصاص خواهد داد. واشنگتن همچنین از کشورهای منطقه خواهد خواست منابع مالی مشابهی وارد این صندوق کنند تا اندازه آن در نهایت به حدود ۱۰ میلیارد دلار برسد.
- دولت ترامپ پیشنهاد اختصاص ۵ میلیارد دلار برای آغاز صندوق بازسازی زیرساخت انرژی خلیج فارس را مطرح کرده است.
- هدف صندوق، علاوه بر بازسازی تأسیسات آسیبدیده، توسعه مسیرهای صادراتی دورزننده تنگه هرمز است.
- آمریکا قصد دارد با مشارکت کشورهای منطقه، اندازه این صندوق را به حدود ۱۰ میلیارد دلار برساند.
- ادامه جنگ و آسیبپذیری حتی مسیرهای جایگزین، مهمترین مانع اجرای این طرح محسوب میشود.
این طرح در شرایطی مطرح شده که حملات مرتبط با جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا، بخشهایی از زیرساخت انرژی کشورهای منطقه را در معرض آسیب قرار داده و همزمان، تداوم نااطمینانی درباره امنیت تنگه هرمز نگرانیهای تازهای درباره صادرات نفت و گاز ایجاد کرده است.
طرح PACT برای بازسازی انرژی منطقه
بر اساس گزارشی که روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابعی در واشنگتن و کشورهای عربی خلیج فارس منتشر کرده، این طرح با عنوان PACT مطرح شده است؛ مخفف «مشارکت برای اعتماد و ساختوساز متحدان».
علاوه بر آمریکا، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت، عراق، عمان و اردن نیز در این طرح در نظر گرفته شدهاند. برخی از این کشورها در جریان درگیریهای اخیر به دلیل میزبانی پایگاهها و نیروهای نظامی آمریکا، هدف حملات قرار گرفتهاند و زیرساختهای انرژی آنها نیز با ریسک آسیب مواجه شده است.
هدف صندوق تنها بازسازی تأسیسات تخریبشده نیست. بخشی از منابع قرار است برای ایجاد مسیرهای جدید انتقال و صادرات نفت اختصاص یابد تا وابستگی کشورهای منطقه به تنگه هرمز کاهش پیدا کند.
اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که بخش بزرگی از صادرات انرژی خلیج فارس همچنان به عبور از این آبراه وابسته است و هرگونه اختلال در آن میتواند بازار جهانی نفت و گاز را تحت تأثیر قرار دهد.
چرا مسیرهای جایگزین اهمیت پیدا کردهاند؟
وابستگی به هرمز برای همه کشورهای منطقه یکسان نیست. عراق بخشی از نفت خود را از مسیر خط لوله به سمت ترکیه منتقل میکند، هرچند ظرفیت این مسیر بهمراتب کمتر از مسیر صادراتی آن از طریق هرمز است.
عربستان سعودی نیز از خط لوله شرق–غرب برخوردار است که امکان انتقال نفت به سواحل دریای سرخ را فراهم میکند. با این حال، این خط لوله در شرایط فعلی در حال تعمیر است و عربستان برای انتقال بخشی از نفت خود به دریای عمان از شناورهای کوچک استفاده میکند.
امارات متحده عربی نیز پیشتر برنامههایی برای افزایش ظرفیت خط لوله انتقال نفت به فجیره مطرح کرده بود. فجیره در خارج از محدوده تنگه هرمز قرار دارد و به همین دلیل میتواند بخشی از ریسک مرتبط با این آبراه را کاهش دهد اما این مسیرها نیز مصون از خطر نیستند.
مسیر جایگزین لزوماً مسیر امن نیست
یکی از مهمترین نکات درباره طرح جدید این است که ایجاد مسیرهای جایگزین، به معنای حذف کامل ریسک امنیتی نخواهد بود. در بسیاری از موارد، نخستین گزینه برای دور زدن یک مسیر دریایی، استفاده از خطوط لوله است. اما تجربه حملات گذشته در منطقه نشان داده که خطوط لوله نیز میتوانند هدف حملات قرار گیرند.
بنابراین اگرچه توسعه مسیرهای زمینی و خطوط لوله میتواند وابستگی به هرمز را کاهش دهد، اما نمیتواند امنیت صادرات انرژی را بهطور کامل تضمین کند.
این مسئله برای کشورهای تولیدکننده نفت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا علاوه بر مسیر انتقال، پالایشگاهها، میدانهای نفتی، تأسیسات گازی و پایانههای صادراتی نیز در صورت ادامه درگیری میتوانند در معرض آسیب قرار داشته باشند.
“
«اهمیت واقعی طرح PACT را نباید صرفاً در رقم ۵ میلیارد دلار جستوجو کرد؛ پیام مهمتر آن، تغییر نگاه کشورهای خلیج فارس از «عبور امن از هرمز» به سمت تنوعبخشی ساختاری به کریدورهای انرژی است. اگر این روند ادامه پیدا کند، سرمایهگذاری آینده منطقه میتواند از افزایش صرف ظرفیت تولید به سمت ایجاد شبکهای چندمسیره برای انتقال نفت و گاز حرکت کند؛ تغییری که در بلندمدت نهتنها معماری امنیت انرژی خلیج فارس، بلکه هزینه ریسک ژئوپلیتیکی در بازار جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. با این حال، تا زمانی که عامل اصلی ایجاد این نااطمینانی یعنی درگیری نظامی پابرجاست، سرمایهگذاری در مسیرهای جدید بیشتر اقدامی برای کاهش آسیبپذیری است تا ایجاد امنیت پایدار.»
بابک شیری
جنگ؛ بزرگترین مانع سرمایهگذاری
مشکل اصلی طرح پیشنهادی واشنگتن این است که برنامه بازسازی در شرایطی مطرح شده که جنگ همچنان ادامه دارد. سرمایهگذاری میلیاردها دلار برای ساخت خطوط لوله، پایانههای صادراتی و سایر زیرساختهای انرژی، پیش از دستیابی به یک توافق پایدار، میتواند به معنای سرمایهگذاری در تأسیساتی باشد که همچنان در معرض حمله قرار دارند.
از سوی دیگر، برخی کشورهای منطقه ممکن است به دلیل تفاوت میزان وابستگیشان به تنگه هرمز، انگیزه یکسانی برای مشارکت در چنین صندوقی نداشته باشند. به همین دلیل، موفقیت PACT تنها به تأمین منابع مالی وابسته نیست؛ بلکه به ایجاد یک چارچوب امنیتی پایدار برای حفاظت از زیرساختهایی بستگی دارد که قرار است با این منابع بازسازی یا توسعه پیدا کنند.
جمعبندی
پیشنهاد ایجاد صندوق PACT نشان میدهد که امنیت زیرساختهای انرژی خلیج فارس به یکی از دغدغههای اصلی سیاست انرژی آمریکا و کشورهای منطقه تبدیل شده است. اختصاص اولیه ۵ میلیارد دلار از سوی آمریکا و تلاش برای افزایش اندازه صندوق به ۱۰ میلیارد دلار میتواند منابع قابل توجهی برای بازسازی تأسیسات آسیبدیده و توسعه مسیرهای صادراتی جدید فراهم کند.
با این حال، ایجاد مسیرهای جایگزین برای هرمز بهتنهایی مسئله امنیت انرژی منطقه را حل نمیکند. خطوط لوله و تأسیسات جدید نیز در صورت ادامه درگیری میتوانند هدف قرار گیرند و همین مسئله، تصمیمگیری درباره سرمایهگذاریهای بلندمدت را دشوار میکند.
در چنین شرایطی، پایان پایدار جنگ و ایجاد سازوکار امنیتی قابل اتکا برای زیرساختهای انرژی، پیششرط اصلی موفقیت هر برنامه بازسازی خواهد بود.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

















