بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

آیا سیاست‌های ترامپ می‌تواند بازار سهام آمریکا را تحت فشار قرار دهد؟

آیا سیاست‌های ترامپ می‌تواند بازار سهام آمریکا را تحت فشار قرار دهد؟

بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ همچنان در سطوح بالایی قرار دارد، اما مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و سیاسی در حال افزایش ریسک‌های پیش روی آن است. افزایش تورم، رشد بازده اوراق خزانه، سیاست‌های تجاری دولت دونالد ترامپ، افزایش هزینه انرژی و نیاز شدید شرکت‌های فناوری به سرمایه، همگی می‌توانند در ماه‌های آینده مسیر بازار را پیچیده‌تر کنند.

در یک نگاه
  •  بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ همچنان رشد قابل توجهی داشته، اما فشار تورمی و افزایش نرخ بهره ریسک جدیدی ایجاد کرده است.
  •  بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله به بیش از ۵.۲ درصد رسیده و هزینه سرمایه را برای شرکت‌ها افزایش داده است.
  •  سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی در صورت تداوم نرخ‌های بالا می‌تواند با فشار بیشتری بر جریان نقدی شرکت‌های فناوری مواجه شود.
  •  ترکیب قیمت بالای انرژی، کسری بودجه و نرخ بهره بالا می‌تواند آزمون مهمی برای ارزش‌گذاری سهام باشد.

شاخص S&P 500 در پایان معاملات ۲۸ سپتامبر با افت ۰.۷۷ درصدی به ۷۶۸۳.۶۹ واحد رسید. هم‌زمان شاخص نزدک ۰.۹۲ درصد و داوجونز ۰.۶۷ درصد کاهش یافتند. مهم‌تر از افت یک‌روزه، افزایش بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله آمریکا به حدود ۵.۲۳ درصد بود؛ سطحی که از سال ۲۰۰۷ تاکنون سابقه نداشته است.

بازار سهام؛ رشد قدرتمند در سایه ریسک‌های جدید

از زمان پیروزی ترامپ در انتخابات نوامبر ۲۰۲۴، بازار سهام آمریکا عملکرد قدرتمندی داشته است. بر اساس گزارش مورد بررسی، شاخص S&P 500 از زمان انتخابات تا زمان انتشار گزارش حدود ۲۷.۶ درصد افزایش یافته بود.

بخشی از این عملکرد را می‌توان به انتظار سرمایه‌گذاران برای کاهش مالیات شرکت‌ها، مقررات‌زدایی و حمایت بیشتر از سرمایه‌گذاری در حوزه‌هایی مانند انرژی و فناوری نسبت داد. در همین دوره، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی نیز به یکی از موتورهای مهم بازار تبدیل شده است اما رشد بازار الزاماً به معنای کاهش ریسک نیست. زمانی که ارزش‌گذاری سهام بالا باشد، تغییر در نرخ بهره یا چشم‌انداز سودآوری شرکت‌ها می‌تواند اثر قابل توجهی بر قیمت دارایی‌های مالی داشته باشد.

در روزهای اخیر نیز همین مسئله در رفتار بازار دیده شده است. در ۲۸ سپتامبر، افزایش بازده اوراق خزانه و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی موجب شد سه شاخص اصلی سهام آمریکا هم‌زمان کاهش پیدا کنند.

تورم؛ مسئله‌ای که دوباره به مرکز توجه بازگشته است

یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده مسیر بازار، تورم است. سیاست‌های تعرفه‌ای دولت آمریکا می‌تواند هزینه واردات کالاها و قطعات را افزایش دهد. از سوی دیگر، اختلال در مسیرهای انرژی در پی جنگ ایران و افزایش ریسک در تنگه هرمز و باب‌المندب، فشار مضاعفی بر قیمت نفت ایجاد کرده است.

افزایش قیمت انرژی اهمیت زیادی دارد، زیرا نفت فقط یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه بخشی از هزینه حمل‌ونقل، تولید و زنجیره تأمین بسیاری از صنایع را تشکیل می‌دهد. بانک مرکزی آمریکا نیز در واکنش به تداوم فشارهای تورمی، در نشست سپتامبر نرخ بهره هدف را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. این بانک در بیانیه خود اعلام کرد که تورم همچنان بالا است و هدف سیاست پولی، بازگرداندن آن به سطح ۲ درصد است.

اظهارات اخیر مقام‌های فدرال رزرو نیز نشان می‌دهد نگرانی سیاست‌گذار تنها به شوک‌های موقت انرژی و تعرفه محدود نیست و تقاضای داخلی و فعالیت اقتصادی همچنان می‌تواند فشار صعودی بر قیمت‌ها ایجاد کند.

اوراق خزانه؛ رقیب جدید سهام پرریسک

شاید مهم‌ترین هشدار فعلی برای بازار سهام نه از خود بازار سهام، بلکه از بازار اوراق بدهی آمریکا آمده باشد. بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله در ۲۸ سپتامبر به حدود ۵.۲۳ درصد رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷. بازده اوراق ۳۰ ساله نیز به محدوده ۵.۵ درصد نزدیک شد.

افزایش بازده اوراق دو اثر مهم دارد. نخست اینکه هزینه تأمین مالی شرکت‌ها افزایش پیدا می‌کند. دوم اینکه سرمایه‌گذاران می‌توانند بازده بالاتری را از دارایی‌های کم‌ریسک‌تر دریافت کنند و در نتیجه برای نگهداری سهام شرکت‌های پرریسک، بازده بیشتری مطالبه کنند.

این مسئله برای شرکت‌های فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از سرمایه‌گذاری آنها، به‌خصوص در حوزه هوش مصنوعی، به هزینه‌های سنگین ساخت مراکز داده، خرید تجهیزات و توسعه زیرساخت مربوط می‌شود.

آیا رونق هوش مصنوعی می‌تواند ادامه پیدا کند؟

هوش مصنوعی یکی از ستون‌های اصلی رشد بازار سهام آمریکا در سال‌های اخیر بوده است. شرکت‌های بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای توسعه مراکز داده، پردازنده‌ها و زیرساخت‌های محاسباتی هزینه می‌کنند اما افزایش سرمایه‌گذاری الزاماً به معنای افزایش فوری جریان نقدی نیست.

شرکت‌های فعال در توسعه مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی نیز با هزینه‌های بسیار سنگین مواجه‌اند. هم‌زمان، شرکت‌های بزرگ زیرساختی باید سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای پاسخ به تقاضای محاسباتی انجام دهند.

اگر نرخ بهره برای مدت طولانی بالا باقی بماند، هزینه این سرمایه‌گذاری‌ها افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه، سرمایه‌گذاران ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به نسبت میان هزینه‌های سرمایه‌ای و درآمد واقعی شرکت‌های فناوری نشان دهند.

از طرف دیگر، پیشرفت مدل‌های ارزان‌تر و متن‌باز چینی می‌تواند فشار بیشتری بر حاشیه سود شرکت‌های آمریکایی وارد کند. در چنین شرایطی، بازار باید نه فقط میزان رشد هوش مصنوعی، بلکه بازده اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در این صنعت را نیز ارزیابی کند.

“

«به نظر می‌رسد مهم‌ترین نکته این گزارش، تغییر تدریجی مرکز ثقل ریسک در بازار آمریکا است. در ماه‌های گذشته، روایت غالب بازار بر رشد هوش مصنوعی و افزایش سودآوری شرکت‌های بزرگ فناوری متمرکز بود، اما اکنون متغیرهایی مانند بازده اوراق، قیمت انرژی و هزینه سرمایه دوباره در حال تعیین قیمت دارایی‌ها هستند. اگر این روند ادامه پیدا کند، بازار ممکن است از مرحله‌ای که صرفاً «رشد سود» اهمیت داشت، وارد مرحله‌ای شود که کیفیت سود، بازده سرمایه‌گذاری و توان شرکت‌ها برای تولید جریان نقدی واقعی اهمیت بیشتری پیدا کند. از این منظر، ریسک اصلی نه یک سقوط ناگهانی، بلکه احتمال تغییر تدریجی معیارهای ارزش‌گذاری بازار است؛ تغییری که می‌تواند میان شرکت‌هایی که صرفاً از موج سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی بهره می‌برند و شرکت‌هایی که قادر به تبدیل این سرمایه‌گذاری به سود پایدار هستند، فاصله بیشتری ایجاد کند.»

بابک شیری

کسری بودجه و فشار بازار اوراق

عامل دیگری که نباید نادیده گرفته شود، وضعیت مالی دولت آمریکا است. افزایش هزینه‌های دولت و نیاز مستمر به انتشار اوراق می‌تواند عرضه اوراق خزانه را بالا نگه دارد. اگر هم‌زمان سرمایه‌گذاران برای خرید این اوراق بازده بیشتری مطالبه کنند، هزینه تأمین مالی دولت افزایش خواهد یافت.

این وضعیت می‌تواند به یک حلقه بازخورد تبدیل شود: کسری بودجه بالا به انتشار بیشتر اوراق منجر شود، عرضه بالاتر فشار صعودی بر بازده ایجاد کند و نرخ‌های بالاتر نیز هزینه تأمین مالی اقتصاد را افزایش دهد. در شرایط فعلی، بازار اوراق دقیقاً به همین مسئله حساس شده است و افزایش بازده اوراق یکی از عوامل اصلی فشار اخیر بر سهام آمریکا بوده است.

آیا سقوط بازار در راه است؟

مجموع این عوامل به معنای آن نیست که سقوط بازار سهام قطعی است. بازارهای مالی معمولاً تحت تأثیر مجموعه‌ای از متغیرها قرار دارند و حتی در شرایط افزایش نرخ بهره، رشد اقتصادی و سودآوری شرکت‌ها می‌تواند از قیمت سهام حمایت کند.

در واقع، گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد اقتصاد آمریکا همچنان از رشد فعالیت اقتصادی، سرمایه‌گذاری و مصرف برخوردار است. بنابراین مسئله اصلی در شرایط فعلی بیشتر افزایش شکنندگی بازار نسبت به شوک‌های جدید است تا وجود یک نشانه قطعی برای سقوط.

اگر قیمت انرژی افزایش بیشتری پیدا کند، تورم پایدار بماند و بازده اوراق همچنان صعودی باشد، فشار بر ارزش‌گذاری سهام می‌تواند بیشتر شود. در مقابل، کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی، ثبات قیمت انرژی یا کاهش فشارهای تورمی می‌تواند بخشی از این نگرانی‌ها را کاهش دهد. به همین دلیل، مسیر بازار در ماه‌های آینده احتمالاً بیش از گذشته به تعامل میان تورم، نرخ بهره، قیمت انرژی، سود شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی وابسته خواهد بود.

جمع‌بندی

بازار سهام آمریکا پس از یک دوره رشد قدرتمند وارد مرحله‌ای شده که در آن چند ریسک اقتصادی به‌صورت هم‌زمان در حال تقویت یکدیگر هستند. نرخ بهره در محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد قرار گرفته، بازده اوراق ۱۰ ساله از ۵.۲ درصد عبور کرده و افزایش قیمت انرژی نیز نگرانی‌های تورمی را تشدید کرده است.

در همین حال، شرکت‌های فناوری برای حفظ شتاب هوش مصنوعی به سرمایه‌گذاری‌های سنگین ادامه می‌دهند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که در محیط نرخ بهره بالا، هزینه بیشتری خواهند داشت.

بنابراین، مسئله اصلی برای بازار لزوماً این نیست که آیا یک سقوط ناگهانی رخ خواهد داد یا خیر؛ بلکه این است که آیا رشد سود شرکت‌ها می‌تواند در برابر افزایش هزینه سرمایه، تورم و کاهش احتمالی جذابیت سهام پرریسک مقاومت کند یا نه.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


بونوس