این همان حسی است که بسیاری از جوانان امروز تجربه میکنند؛ شرطبندی ورزشی، قمار، سفتهبازی در رمزارزها و حالا معاملات آنلاین بخشی از روند بزرگتر رفع محدودیتها در حوزههای پرریسک و نبود مسیرهای قابل پیشبینی برای موفقیت در دنیای مدرن است.
در مقالهای از جان اهرت توضیح داده میشود که چرا بسیاری از مردان نسل Z با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکنند و به سمت رفتارهای پرریسک کشیده میشوند. استدلال او این است که اقتصاد بیش از پیش تصادفی شده است و برای مردان جوان، ارتباط میان تلاش و پاداش شکسته شده؛ زندگی به یک معامله با احتمال پایین تبدیل شده است، جایی که برخی کنار میکشند و برخی دیگر برای رسیدن به زندگی راحت، دست به ریسکهای بزرگ میزنند.
پذیرش دانشگاهها اکنون مبهم و تصادفی است و بسیاری احساس میکنند این روند توسط فارغالتحصیلان و ارتباطات خاص کنترل میشود.
استخدام و کلیدواژههای رزومه به یک جعبه سیاه الگوریتمی تبدیل شدهاند.
اپلیکیشنهای دوستیابی، روابط عاشقانه را به محیطی شبیه معاملات فرکانس بالا بدل کردهاند.
به گفته نویسنده، حتی اگر راهحلها جای بحث داشته باشند، سیستم نباید مانند یک دستگاه اسلات عمل کند. قرارداد اجتماعی برای جوانان از کار افتاده و نمیتواند دوام بیاورد.


















