
- تغییر ژئوپلیتیک: با انسداد تنگه هرمز، بابالمندب بهعنوان گلوگاه اصلی انرژی و تجارت جهان، به کانون رقابت قدرتهای منطقهای و بازیگران داخلی تبدیل شده است.
- بحران لجستیک: اختلالات دریایی و ریسکهای نظامی، زمان سفر نفتکشها را تا ۳۰ روز افزایش داده و موجب شده کشتیهای غولپیکر بهدلیل محدودیتهای بیمهای و فنی، قادر به عبور کامل از کانال سوئز نباشند.
- شوک قیمتی: قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده و ذخایر گاز اروپا به پایینترین سطح در ۲۲ سال اخیر کاهش یافته است که فشاری مضاعف بر بازارهای انرژی تحمیل میکند.
- مخاطرات مالی: دولتهای اروپایی برای مهار اثرات تورمی انرژی در سه ماهه دوم ۲۰۲۶ بیش از ۱۶ میلیارد دلار یارانه پرداخت کردهاند؛ رقمی که تداوم آن با توجه به رشد اقتصادی نزدیک به صفر، چالشی جدی برای بودجه عمومی است
با بسته شدن تنگه هرمز به دلیل افزایش تنشها میان ایران و ایالات متحده، تنگه بابالمندب به شریانی حیاتی برای انرژی و تجارت جهانی تبدیل شده است. این گذرگاه باریک که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، توسط جزیره پریم (میون) یمن به دو کانال تقسیم میشود. با عبور سالانه ۱۰ تا ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهان از این تنگه، از جمله محمولههای نفتی حیاتی به مقصد اروپا و آسیا، اهمیت راهبردی آن به شدت افزایش یافته است.
از نظر قانونی، کنترل بابالمندب میان سه کشور ساحلی یمن در شمال شرقی و جیبوتی و اریتره در ساحل جنوب غربی تقسیم شده است و هیچ کشوری به تنهایی بر آن تسلط کامل ندارد. در عمل، تسلط عملیاتی میان بازیگران مختلف تقسیم شده و تحت تأثیر حضور گروههای مسلح، پایگاههای نظامی خارجی، نظامیسازی جزایر و رقابت قدرتهای منطقهای قرار دارد. یمن حاکمیت قانونی خود را بر خط ساحلی شمال شرقی و جزیره پریم حفظ کرده است، اما مهمترین بازیگر در امتداد ساحل غربی یمن، جنبش انصارالله است که با بهرهگیری از ابزارهای نامتقارن نظیر موشکهای کروز ضدکشتی، پهپادهای زیرآبی و مهمات پرسهزنی، به عنوان یک دروازهبان بالفعل عمل و عبور کشتیها را بر اساس ضوابط سیاسی هدایت میکند.
در سوی دیگر، جیبوتی با میزبانی از پایگاههای نظامی قدرتهایی چون آمریکا (کمپ لمونیه)، چین، فرانسه و ژاپن، به یک مرکز امنیتی چندلایه تبدیل شده است. امنیت دریایی این منطقه همچنین توسط ناوگروههای بینالمللی نظیر ائتلاف «نگهبان رفاه» به رهبری آمریکا و عملیات «اسپیدز» اتحادیه اروپا پشتیبانی میشود که هدف آنها مقابله با تهدیدات و باز نگه داشتن مسیرهای تجاری است. همزمان، نظامیسازی جزایری مانند پریم و مجمعالجزایر سقطری از سوی امارات متحده عربی و گزارشهایی از پروژههای مشترک امارات و اسرائیل برای توسعه باند فرودگاهی و سامانههای نظارتی، مواضع جدیدی را برای رصد تحرکات دریایی ایجاد کرده است.
اکنون نیز با افزایش تنشها در نزدیکی باب المندب و پیشروی نیروهای انصارالله یمن، اهمیت این مسیر بر تجارت جهانی افزایش یافته است. حتی این نیروها به دنبال کنترل جزیره راهبردی «میون» هستند، که در باریکترین نقطه این گذرگاه قرار گرفته و حدود ۱۲ مایل با سواحل شبهجزیره فاصله دارد.
جزیره پریم از قرنها پیش اهمیت نظامی و تجاری داشته و در دوره استعمار بریتانیا نیز بهعنوان ایستگاه سوخترسانی کشتیهای عازم هند مورد استفاده قرار میگرفت. آزادسازی پریم توان اثرگذاری انصارالله بر تردد کشتیها در بابالمندب را بیش از پیش خواهد کرد.
جهش قیمت انرژی در پی تنشهای دریای سرخ
تلاقی تنشهای دریای سرخ با اختلالات جاری در تنگه هرمز، چشمانداز بازار جهانی انرژی را با پیچیدگیهای تازهای مواجه کرده است. همزمان با افزایش هزینههای حملونقل و تأخیر در ارسال محمولهها، فشار بر بازارهای اروپایی و آسیایی تشدید شده و قیمت نفت و گاز روند صعودی گرفته است.
تحلیلگران حوزه انرژی هشدار میدهند که افزایش قیمت گاز در اروپا، بهویژه در شرایطی که ذخایر این قاره به پایینترین سطح در ۲۲ سال گذشته رسیده، نشاندهنده یک بحران اقتصادی فراگیر است. پیامدهای امنیتی در دریای سرخ، فراتر از اختلال در تردد نفتکشها، با افزایش هزینههای بیمه نظامی و ریسکهای جنگی همراه شده است. این شرایط باعث شده تا برخی محمولههای نفتی برای رسیدن به مقصد، مسیری ۳۰ روزه را طی کنند که نتیجه مستقیم آن، افزایش هزینههای حملونقل و کاهش سرعت عرضه در بازار است.
در اروپا، اقتصاد در سه ماهه دوم سال جاری رشد نزدیک به صفر را ثبت کرد و اگرچه از رکود رسمی جلوگیری شد، اما دولتهای اروپایی ناچار شدند برای مقابله با رشد قیمت انرژی، مبالغ کلانی هزینه کنند. تنها در سه ماهه دوم سال ۲۰۲۶، اتحادیه اروپا حدود ۱۶ میلیارد دلار صرف یارانههای انرژی برای حمایت از مصرفکنندگان کرده است. با این حال، تداوم قیمتهای بالا نشان میدهد که دولتها در تأمین منابع مالی برای تداوم این یارانهها با چالشی جدی مواجه هستند.
در بخش عملیات دریایی، پیچیدگیها به امنیت نظامی و تردد نفتکشها محدود نمانده است. گزارشها حاکی از آن است که برخی شرکتهای بیمه در لندن، ارائه پوشش بیمه جنگی برای کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی را متوقف کردهاند. این محدودیتها باعث شده تا نفتکشهای غولپیکر نتوانند با ظرفیت کامل از کانال سوئز عبور کنند، زیرا وزن ناشی از بارگیری کامل، آبخور کشتی را تا حدود ۲۲ متر افزایش میدهد که عبور از آبراه سوئز را محدود میکند. در نتیجه، برخی محمولهها ناچار به انتقال به نفتکشهای دیگر یا طی کردن مسیرهای طولانیتر از اطراف آفریقا شدهاند که هزینههای نهایی را بهشدت افزایش داده است.
افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار برای هر بشکه در معاملات امروز نیز بیش از آنکه صرفاً ناشی از تنشهای سیاسی باشد، به تأخیر در زنجیره عرضه مرتبط است. بررسی آماری بازار نشان میدهد که علاوه بر اختلالات دریایی، کاهش تولید و صادرات در کشورهایی نظیر روسیه و قزاقستان، که در یک دوره زمانی کوتاه حدود ۳ میلیون بشکه در روز از تولید خود را از دست دادند، و همچنین کاهش صادرات مکزیک، برزیل و عمان، فضای عرضه را در بازار جهانی محدودتر کرده است. تداوم این وضعیت و کاهش موجودی ذخایر در کنارعدم قطعیتهای ژئوپلیتیک، احتمال استمرار فشار بر بازارهای انرژی و مصرفکنندگان را در ماههای آینده افزایش داده است.






















