
شاخص S&P 500 تقریباً هر هفته رکورد تازهای ثبت میکند و به ظاهر نشانهای از شکوفایی اقتصادی آمریکا دیده میشود؛ همان تصویری که رئیسجمهور از «دوران طلایی» کشور ترسیم میکند. اما ورای این ظاهر درخشان، نشانههایی از فشارهای فزاینده در زیر پوست اقتصاد دیده میشود؛ از بدهی رو به افزایش دولت گرفته تا کسری بودجه سنگین و افت اعتماد مصرفکنندگان.
بر اساس برآوردهای صندوق بینالمللی پول (IMF)، نسبت بدهی دولت آمریکا به درآمد سالانه تا سال ۲۰۳۰ از ۱۲۵ درصد به حدود ۱۴۳ درصد خواهد رسید؛ رقمی که حتی از ایتالیا با ۱۳۷ درصد بالاتر میرود و تنها اندکی از یونانِ ۱۳۰ درصدی فراتر است.
IMF همچنین پیشبینی میکند کسری بودجه آمریکا در هر سال تا پایان دهه جاری بالای ۷ درصد تولید ناخالص داخلی باقی بماند؛ بالاترین سطح در میان اقتصادهای پیشرفته. این در حالی است که کشورهایی مانند ایتالیا در تلاشاند کسری خود را امسال به حدود ۲٫۹ درصد کاهش دهند؛ وعدهای که دولت ترامپ نیز زمانی داده بود اما هنوز محقق نشده است.
شاخص احساسات مصرفکننده دانشگاه میشیگان در ماه اکتبر از ۵۵٫۱ به ۵۳٫۶ کاهش یافته و کمتر از رقم اولیه ۵۵٫۰ ثبتشده است. شاخص اعتماد مصرفکننده کنفرانس بورد نیز در همین ماه افت مشابهی را نشان میدهد. این دادهها بیانگر آناند که خانوارهای آمریکایی نسبت به آینده اقتصادی خود محتاطتر شدهاند؛ پدیدهای که معمولاً مقدمهای بر کندی رشد مصرف و در نهایت کاهش درآمد شرکتهاست.
اگر این روند کاهش اعتماد با موج جدیدی از اخراجها همراه شود، میتواند به نقطه ضعف تازهای برای اقتصاد تبدیل شود. نشانههای اولیه این موج از هماکنون دیده میشود.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است که آمازون قصد دارد تا ۳۰ هزار شغل اداری را برای کاهش هزینهها و اصلاح استخدامهای بیش از اندازه دوران همهگیری حذف کند. شرکتهای بزرگی مانند UPS و نستله نیز هماکنون در حال تعدیل نیرو هستند.
سؤال اصلی این نیست که این روند ناشی از پیشرفت هوش مصنوعی است یا از نگرانیهای اقتصادی؛ آنچه اهمیت دارد تأثیر آن بر سودآوری شرکتهاست. افزایش بیکاری میتواند هزینههای مصرفکننده را کاهش دهد و بخشهایی چون کالاهای غیرضروری و خدمات را به شدت تحت فشار قرار دهد.
با وجود این نگرانیها، تصویر سودآوری شرکتهای آمریکایی هنوز نسبتاً امیدوارکننده است. دادههای FactSet نشان میدهد بخش کالاهای مصرفی اختیاری در فصل اخیر، بیشترین میزان «شگفتی مثبت» در درآمد را نسبت به پیشبینیها ثبت کرده است.
برای نمونه، سود هر سهم نایکی ۰٫۴۹ دلار اعلام شد در حالی که برآوردها تنها ۰٫۲۷ دلار بود و فورد نیز با ۰٫۴۵ دلار در برابر پیشبینی ۰٫۳۵ دلار، عملکردی فراتر از انتظار داشت.
هرچند شاخصهای کلان نشانههایی از فشار اقتصادی نشان میدهند، اما هنوز ضربه سنگینی به سود شرکتها وارد نشده است. فعلاً سرمایهگذاران بر موج خوشبینی و هیجان ناشی از پیشرفتهای هوش مصنوعی سوارند.
همکاریهای تازه بین انویدیا و شرکتهایی مانند Palantir، CrowdStrike، Uber، Stellantis، Lucid، مرسدسبنز، اوراکل، Eli Lilly، مایکروسافت، Super Micro، Johnson & Johnson، Hewlett-Packard و نوکیا؛ در کنار مشارکتهای جدید OpenAI، همچنان سوخت حرکت بازار را تأمین کردهاند.
اما پرسش اصلی پابرجاست: این موتور رشد تا کِی میتواند روشن بماند؟
اقتصاد آمریکا در حالی در اوج بازار سهام حرکت میکند که زیرساختهای مالی آن تحت فشار بدهی و کسری مزمن قرار دارد. ترکیبی که میتواند هر لحظه به موجی از تعدیل نیرو و کاهش سود شرکتها منتهی شود و شاید آغازی برای مرحلهای محتاطتر در چرخه اقتصادی ایالات متحده باشد.





















