
نقره بار دیگر به کانون توجه بازارهای جهانی بازگشته است. این فلز گرانبها تنها در یک روز بیش از ۵ درصد رشد کرده و برای دومین بار در تاریخ خود از سطح ۸۰ دلار عبور کرده است؛ حرکتی که اینبار برخلاف جهش کوتاهمدت و کمعمق پایان سال، در ساعات فعال بازارهای نیویورک و اروپا و با حضور کامل بازیگران نهادی و خرد رخ داده است. همین نکته نشان میدهد که این افزایش قیمت صرفاً حاصل نقدشوندگی پایین یا نوسان مقطعی نیست، بلکه بازتاب تقاضایی واقعی و پایدارتر در بازار است. نقره در سال ۲۰۲۵ یکی از درخشانترین عملکردها را در میان کالاها ثبت کرد و بهنظر میرسد این روند در ابتدای ۲۰۲۶ نیز ادامه یافته است.
نخستین عبور نقره از سطح ۸۰ دلار در تعطیلات پایان سال و در شرایطی با حجم معاملات محدود اتفاق افتاد و بهسرعت نیز فروکش کرد، اما جهش اخیر در زمانی رخ داده که دفاتر معاملاتی فعال بودهاند و جریان سرمایه، بهویژه از سمت سرمایهگذاران خرد، همچنان از این حرکت حمایت میکند. این همزمانی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد بازار نهتنها از این سطوح قیمتی استقبال کرده، بلکه آن را بهعنوان سطحی قابل دفاع میپذیرد. در همین حال، طلا نیز هممسیر با نقره حرکت کرده و با وجود برخی نشانههای ذخیره سود در نزدیکی سطوح روانی، همچنان در محدودههای بالای تاریخی خود باقی مانده است؛ نشانهای از اینکه تقاضا برای کل مجموعه فلزات گرانبها در حال تقویت شدن است.
این حرکت صعودی تنها به عوامل فصلی یا تکنیکال محدود نیست، هرچند الگوهای تاریخی نشان میدهد که ماههای پایانی سال و آغاز سال میلادی معمولاً برای فلزات گرانبها دورههای مساعدی هستند. آنچه این بار به این روند شتاب بیشتری داده، فضای ژئوپلیتیک پرتنش و تغییر لحن سیاست خارجی آمریکا است.
تحولات اخیر در آمریکای لاتین، از جمله بازداشت نیکلاس مادورو توسط دولت آمریکا، و سپس اظهارات مقامهای واشنگتن درباره کشورهایی مانند کلمبیا، مکزیک، کوبا و ایران، سطح عدم قطعیت سیاسی را در بازارها بالا برده است. بازگشت بحث گرینلند به صدر اخبار و سخنان رئیسجمهور آمریکا درباره احتمال الحاق این جزیره؛ با وجود تعلق آن به دانمارک و عضویت در ناتو، نیز به این احساس دامن زده که سیاست قدرت دوباره به عنصر محوری روابط بینالملل تبدیل شده است.
چنین فضایی بهطور طبیعی سرمایهگذاران را به سمت داراییهایی سوق میدهد که خارج از چارچوب نظامهای پولی و سیاسی دولتها تعریف میشوند. طلا و نقره، بهعنوان ذخایر ارزش مستقل از سیاستهای مالی و پولی، در این شرایط بار دیگر نقش پناهگاه سرمایه را پررنگتر ایفا میکنند. اظهارات چهرههای نزدیک به دولت آمریکا که صراحتاً از جهانی سخن میگویند که بر پایه «قدرت» و «زور» اداره میشود، این ذهنیت را تقویت کرده که اتکا صرف به داراییهای مالی وابسته به نظم سیاسی موجود میتواند پرریسکتر از گذشته باشد.
در همین چارچوب، انتظار میرود مدیران ذخایر ارزی و بانکهای مرکزی نیز بهتدریج ترکیب داراییهای خود را بازتنظیم کنند. فاصلهگیری محتاطانه از دلار آمریکا و افزایش سهم طلا در ذخایر، نه لزوماً بهعنوان یک تصمیم سیاسی آشکار، بلکه بهعنوان واکنشی منطقی به افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک و مالی، میتواند در سالهای پیش رو شتاب بگیرد. حتی کشورهایی مانند دانمارک که بخش بزرگی از ذخایر خود را به دلار نگه داشتهاند، در چنین محیطی ممکن است به این نتیجه برسند که تنوعبخشی بیشتر به ذخایر، یک ضرورت احتیاطی است.
✔️ بیشتر بخوانید: چرا تعرفهها برخلاف انتظار اقتصاددانان، تورم را شعلهور نکردند؟
در مجموع، جهش اخیر نقره بیش از آنکه یک رویداد مقطعی در بازار کالا باشد، نشانهای از تغییرات عمیقتر در نگرش سرمایهگذاران نسبت به ریسک، قدرت و ثبات در نظام جهانی است. عبور دوباره از سطح ۸۰ دلار را میتوان بازتابی از این واقعیت دانست که بازارها در حال قیمتگذاری مجدد نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی هستند و در این فرآیند، طلا و نقره بار دیگر جایگاه تاریخی خود را بهعنوان داراییهایی فراتر از سیاست و نظمهای موقتی بازمییابند.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.




















