
پروژههایی مثل Rootstock و Babylon باعث افزایش علاقهی مؤسسات به استفاده از بیتکوین برای کسب بازده (Yield) و استیکینگ مجدد (Restaking) شدهاند.
خلاصه
- مدیران دارایی و واحدهای خزانهداری شرکتها در حال بررسی فرصتهای کسب بازده (Yield) از بیتکوین هستند. آنها با استفاده از پلتفرمهایی مانند Rootstock و Babylon تلاش میکنند از مرحلهی نگهداری منفعل بیتکوین بهعنوان «طلای دیجیتال» فراتر بروند.
- زیرساختهای جدید امکان استیکینگ، استیکینگ مجدد (Restaking) و همچنین ایجاد استیبلکوینهای وثیقهگذاریشده با بیتکوین را فراهم کردهاند. این ابزارها به مؤسسات اجازه میدهند بدون خارج شدن از شبکهی بیتکوین، از دارایی خود سود بهدست آورند.
- با وجود اثبات کارایی فناوری، بازدهی فعلی هنوز پایین است. معمولاً کمتر از دو درصد. بنابراین استقبال گستردهی مؤسسات به میزان ریسکپذیری آنها و اعتمادشان به مدلهای نوپای دیفای بیتکوین بستگی دارد.
تغییر رویکرد مؤسسات نسبت به بیتکوین
علاقهی مؤسسات به بیتکوین دیگر محدود به نگهداری منفعلانهی دارایی نیست. با گسترش زیرساختهایی که امکان کسب بازده (Yield) و فعالیتهای مشابه دیفای (DeFi) را فراهم میکنند، نگاه مؤسسات در حال تغییر است.
پلتفرمهای تازهای مثل Rootstock و Babylon در حال ایجاد پلهایی میان شبکهی بیتکوین و پروتکلهای سودده هستند. این روند باعث شده برخی مدیران دارایی و بخشهای خزانهداری شرکتها، بیتکوین را نه فقط بهعنوان طلای دیجیتال، بلکه بهعنوان داراییای با قابلیت درآمدزایی فعال ببینند.
ریچارد گرین، مدیر تیم Rootstock Institutional میگوید:
“چه بیتکوین در ترازنامهی شرکت باشد و چه در سبد سرمایهگذاری، خیلیها آن را مثل گنجی میبینند که فقط گوشهای خاک میخورد.
تیمی تازه از سوی پروژهی زنجیرهجانبی بیتکوین (Bitcoin Sidechain) ایجاد شده تا روی بازار نهادی تمرکز کند.
او ادامه داد:
سرمایهگذاران میخواهند بیتکوین دارایی فعالی باشد، نه فقط ذخیرهای بیحرکت. این دارایی باید برایشان بازده ایجاد کند.”
این طرز فکر، تغییری مهم در مقایسه با روایت اولیهی بیتکوین در میان مؤسسات است؛ زمانی که بیشتر به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش شناخته میشد.
گرین در ادامه گفت که سرمایهگذاران حرفهای اکنون انتظار دارند بیشترین بهره را از داراییهایشان ببرند. همان ذهنیتی که پیشتر باعث رواج سرمایهگذاری در شبکههایی مثل اتریوم و سولانا شده بود، جایی که مدلهای بازده (Yield) نقش کلیدی دارند.
این تغییر رویکرد، با ظهور راهکارهای بومی بیتکوین ممکن شده که اجازه میدهند سرمایهگذاران در همان شبکهی بیتکوین، سود بهدست آورند.
پلتفرم Rootstock که قراردادهای هوشمند مبتنی بر توان محاسباتی شبکهی بیتکوین را فعال میکند ، شاهد رشد تقاضا برای محصولات وثیقهگذاریشده و صندوقهای توکنایزشده است که بازده خود را بر اساس بیتکوین پرداخت میکنند.
گرین میگوید:
“نقش ما این است که مؤسسات را در این مسیر راهنمایی کنیم. در حال حاضر تقاضا برای استیبلکوینهای مبتنی بر بیتکوین و ساختارهای اعتباری جدیدی وجود دارد که به ماینرها، شرکتهای حواله و خزانهداریها اجازه میدهد بدون خروج از شبکهی بیتکوین، نقدینگی خود را آزاد کنند.”
برای بسیاری از شرکتها، این موضوع فقط فلسفی نیست، بلکه کاربردی و مالی هم هست.
گرین توضیح میدهد:
“وقتی بهعنوان واحد خزانهداری بیتکوین نگهداری میکنید، بین ۱۰ تا ۵۰ نقطهی پایه (۰.۱ تا ۰.۵ درصد) هزینهی نگهداری میپردازید. طبیعی است که بخواهید این هزینه را جبران کنید. حالا گزینههای امن و قابلاعتمادی در دسترس هستند، طوری که دیگر نیازی نیست وارد استراتژیهای پیچیده و پرریسک و پیچیدهی دیفای بروید.”
فرصتهای کسب بازده بر پایهی بیتکوین که گاهی ۱ تا ۲ درصد سود سالانه ارائه میدهند، حالا از سوی سرمایهگذاران محافظهکار بهعنوان گزینهای قابلقبول دیده میشوند؛ راهی برای جبران هزینهی نگهداری داراییها، بدون ورود به ریسکهای مرتبط با داراییهای توکنایزشده یا بریجشده (Wrapped Assets).
Wrapped Assets نوع خاصی از توکنایز کردن است که با استفاده از پل (Bridge) بین دو شبکه متفاوت انجام میشود. مثلاً بیتکوین روی شبکه اتریوم منتقل میشود و به شکل WBTC قابل استفاده در دیفای است.
استیکینگ مجدد بیتکوین و چالش بازدهی
با وجود تمام پیشرفتها، بازدهی بیتکوین هنوز در مقایسه با اقتصاد استیکینگ اتریوم بسیار پایینتر است.
اندرو گیب، مدیرعامل شرکت Twinstake (ارائهدهندهی زیرساختهای استیکینگ) گفت:
“ما ۱۹ پلتفرم و پروتکل مختلف را بررسی کردیم که تبلیغ استیکینگ یا بازدهی بیتکوینی داشتند. فناوری لازم وجود دارد، اما تقاضای نهادی زمان میبرد تا شکل بگیرد.”
شرکت Twinstake زیرساخت پروژهی Babylon را مدیریت میکند؛ پروژهای که امکان استیکینگ مجدد بیتکوین برای شبکههای اثبات سهام (Proof of Stake) را فراهم میسازد.
به گفتهی گیب، هرچند این فناوری از نظر فنی کارآمد است اما بازده اندک آن فروشش را سخت میکند.
او همچنین گفت:
“اگر بیتکوین نگه میدارید، واقعاً برای یک درصد سود بیشتر این کار را میکنید؟ این همان مانع روانی است.”
برخی سرویسها سعی دارند این مانع را با مدلهایی بدون وامدهی مستقیم برطرف کنند؛ مثلاً از مکانیزمهایی استفاده میکنند که در آن بیتکوین برای مدتی قفل زمانی (Time-lock) میشود تا بازده ایجاد کند، بدون آنکه در جای دیگری مجدداً وام داده شود یا به خطر بیفتد.
گیب توضیح داد:
“شما همچنان مالک بیتکوین خود هستید، فقط برای مدتی قفل شده است. بعضی پروژهها با همین منطق تبلیغ میکنند، اما در نهایت بازده باید آنقدر قابلتوجه باشد که ارزش این قفل شدن را داشته باشد.”
حتی اگر پذیرش این مدلها بهتدریج پیش برود، نشانهها حاکی از آن است که دارندگان نهادی بیتکوین دیگر به رشد قیمتی منفعل قانع نیستند.
با گسترش محصولات بومی و امن برای کسب بازده از بیتکوین، بزرگترین دارایی دیجیتال جهان در مسیر تبدیل شدن به یک دارایی مولد قرار گرفته، بیآنکه اصل بنیادین خود، یعنی مالکیت مستقیم و بدون واسطه (Self-custody) را قربانی کند.
گرین در پایان گفت:
“موضوع این است که در دنیایی فعالیت کنیم که بازده بیتکوین، واقعی و قابلدریافت باشد و این بازده، در نهایت دوباره به شکل بیتکوین (BTC) به سرمایهگذار برگردد.”





















