بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

کالبدشکافی مواضع کِوین وارش؛ وقتی صورتجلسات فدرال رزرو روایت دیگری دارند

بررسی مواضع کوین وارش

در یک نگاه
  • بررسی صورتجلسات FOMC نشان می‌دهد کوین وارش در بحران مالی ۲۰۰۸ به‌مراتب انقباضی‌تر از آن چیزی بود که امروز از او شنیده می‌شود.
  • بسیاری از هشدارهای او درباره تورم، در عمل نادرست از آب درآمد و اقتصاد آمریکا وارد رکود عمیق شد.
  • چرخش اخیر وارش به مواضع داویش، بیش از آنکه ریشه در تجربه تاریخی داشته باشد، رنگ و بوی ملاحظات سیاسی دارد.

کوین وارش در حساس‌ترین مقطع تاریخ معاصر فدرال رزرو، یعنی بحران مالی ۲۰۰۹–۲۰۰۸، یکی از اعضای هیئت سیاست‌گذاری این نهاد بود. امروز، با انتشار کامل صورتجلسات FOMC پس از گذشت دوره محرمانگی، می‌توان با دقت دید که او در آن سال‌ها دقیقاً چه می‌گفت، چه می‌خواست و چگونه آینده اقتصاد را می‌دید.

این اسناد تصویری روشن از یک سیاست‌گذار به‌شدت انقباضی ارائه می‌دهند؛ چهره‌ای که تقریباً در تمامی بزنگاه‌های کلیدی، ریسک تورم را بیش از حد بزرگ و ریسک رکود را به‌طور معناداری دست‌کم گرفت. این تصویر، در تضاد آشکار با مواضع امروز وارش قرار دارد؛ کسی که حالا از کاهش سریع‌تر نرخ بهره سخن می‌گوید و خود را حامی رشد اقتصادی معرفی می‌کند.

در نخستین ماه‌های ۲۰۰۷، زمانی که تَرَک‌های بازار مسکن به‌وضوح قابل مشاهده بود، وارش در صورتجلسات فدرال رزرو همچنان از «رشد متوازن و قوی اقتصاد» سخن می‌گفت و تأکید داشت که نگرانی اصلی او نه رشد، بلکه تورم است. همان سال، تورم کاهش یافت و اقتصاد آمریکا وارد رکودی شد که به بدترین بحران مالی دهه‌های اخیر انجامید.

در همان مقطع، وارش همچنین معتقد بود که حتی اگر بازار مسکن دچار مشکل شده باشد، این موضوع تأثیر معناداری بر مخارج مصرف‌کننده و سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها نخواهد داشت. این ارزیابی، با فروپاشی بازار مسکن و زنجیره بحران اعتباری، به‌سرعت بی‌اعتبار شد.

حتی در بهار ۲۰۰۷، زمانی که نشانه‌های اختلال در سیستم مالی پررنگ‌تر شده بود، وارش همچنان سناریوی «رشد متوسط» را محتمل‌ترین مسیر اقتصاد می‌دانست. تنها چند ماه بعد، بحران اعتباری وارد مرحله‌ای شد که دیگر قابل انکار نبود.

در سال ۲۰۰۸، با افزایش شدید قیمت کالاها و نفت ۱۴۰ دلاری، وارش بار دیگر تمرکز خود را بر «اعتبار ضدتورمی» فدرال رزرو گذاشت. او هشدار می‌داد که بانک مرکزی نباید در واکنش به ضعف اقتصاد واقعی، بیش از حد از هدف مهار تورم فاصله بگیرد.

«در حالی که اقتصاد در حال لغزش بود، نگرانی اصلی او این بود که فدرال رزرو بیش از اندازه «راحت» شده و در حفظ اعتبار خود تعلل می‌کند.»

محمد زمانی

جالب آنکه در همان نشست‌ها، با وجود مخالفت لفظی، در نهایت با کاهش نرخ بهره همراهی کرد؛ اما هم‌زمان اصرار داشت که پیام سیاستی فدرال رزرو به‌گونه‌ای تنظیم شود که بازارها این کاهش را نه آغاز یک چرخه انبساطی، بلکه یک اقدام موقت تلقی کنند. این دوگانگی (رأی موافق در عمل و تردید در بیان) به یکی از ویژگی‌های پایدار رفتار سیاستی وارش تبدیل شد.

کوین وارش در کنار بن برنانکه

در میانه سال ۲۰۰۸، زمانی که اقتصاد آمریکا عملاً وارد رکود شده بود، وارش هنوز معتقد بود نرخ بهره ۲ درصدی بیش از حد انبساطی است و فدرال رزرو باید به‌زودی به فکر «جمع‌کردن محرک‌ها» باشد. این موضع در شرایطی مطرح می‌شد که بازارهای مالی به‌سرعت در حال ازهم‌گسیختگی بودند.

حتی پس از فروپاشی لمان برادرز و اوج‌گیری بحران در پاییز ۲۰۰۸، وارش همچنان نگران بود که کاهش بیش از حد نرخ بهره، اعتبار فدرال رزرو را خدشه‌دار کند. او صراحتاً نسبت به کاهش نرخ‌ها به زیر ۱ درصد هشدار می‌داد و معتقد بود چنین اقدامی می‌تواند به اختلال بیشتر در عملکرد بازارهای مالی منجر شود.

در دسامبر همان سال، زمانی که فدرال رزرو در آستانه رساندن نرخ بهره به محدوده صفر قرار داشت، وارش استدلال می‌کرد که منافع کلان این اقدام، ممکن است کمتر از هزینه‌های آن باشد. او نگران بود که نرخ بهره صفر، نه‌تنها بحران را مهار نکند، بلکه کارکرد بازارها را تضعیف کند. با این حال، فدرال رزرو نرخ‌ها را به محدوده صفر رساند و بسیاری از این نگرانی‌ها تحقق نیافت.

وارش پس از ترک فدرال رزرو نیز به انتقادات خود ادامه داد. او در سال ۲۰۱۰ سیاست‌های مالی و پولی را بیش از حد انبساطی توصیف کرد و در عین حال، به‌درستی نسبت به گسترش حمایت‌گرایی تجاری هشدار داد؛ موضعی که در تضاد آشکار با سیاست‌های تجاری دولت ترامپ قرار دارد.

در سال ۲۰۱۱، مخالفت او با دور دوم تسهیل کمی (QE2) عملاً به نقطه پایان حضورش در فدرال رزرو تبدیل شد. وارش معتقد بود بانک مرکزی «ابزارهای خود را از دست داده»، اما تاریخ مسیر دیگری را نشان داد: عملیات توئیست، QE3 و یک دهه تورم پایین‌تر از هدف.

حتی همه‌گیری کرونا نیز ثابت کرد که اگر فدرال رزرو زودتر و قاطع‌تر از ابزارهای غیرمتعارف استفاده می‌کرد، شاید هزینه‌های اقتصادی کمتری به اقتصاد تحمیل می‌شد؛ واقعیتی که ارزیابی‌های محتاطانه و انقباضی وارش را بیش از پیش زیر سؤال برد.

✔️  بیشتر بخوانید: منتقد دیروز، رئیس امروز؛ وارش چگونه سکان سیاست پولی آمریکا را در دست گرفت؟

اکنون، با قرار گرفتن کوین وارش در آستانه ریاست فدرال رزرو، این پرسش اساسی دوباره مطرح شده است: آیا وارشِ امروز، همان سیاست‌گذار انقباضیِ دیروز است که صرفاً لحن خود را تغییر داده، یا واقعاً درک او از نقش بانک مرکزی دگرگون شده است؟

در این مقاله از UtoTimes دریافتیم که صورتجلسات فدرال رزرو، دست‌کم یک پاسخ روشن می‌دهند: پیش‌بینی‌های وارش در بحرانی‌ترین دوره اقتصادی قرن، بارها و بارها از مسیر واقعیت منحرف شد. همین سابقه است که باعث شده بازارها، بیش از هر چیز، نه به سخنان امروز او، بلکه به کارنامه دیروز او نگاه کنند.

لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.

کانال تلگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها