
- رایان مکاینتایر، رئیس شرکت اسپرات (Sprott)، طلا را در جهانی با بدهی دولتی فزاینده «ستارهٔ قطبی» داراییهای پولی میداند.
- به گفتهٔ او سهم طلا در سبد سرمایهگذاران نهادی آمریکا همچنان کم است، آن هم بعد از یک سال پررشد.
- رشد اسمی اقتصاد آمریکا حدود ۴ درصد است و هزینهٔ بهرهٔ دولت بهطور خطرناکی به این آستانه نزدیک میشود.
- انتظار میرود دارایی صندوقهای قابل معاملهٔ طلا (ETF) به رکورد تازهای برسد.
بحث اصلی این روزهای بازار طلا یک پرسش ساده است: تصمیم بعدی فدرالرزرو مهمتر است یا وضعیت بدهی دولتها؟ رایان مکاینتایر، رئیس شرکت اسپرات (Sprott)، در گفتوگو با کیتکو نیوز پاسخ روشنی میدهد. او میگوید در جهانی که با بدهی دولتی فزاینده و تضعیف پایداری مالی دستوپنجه نرم میکند، طلا همچنان «ستارهٔ قطبی» داراییهای پولی است. برای مخاطب عادی، معنای این حرف این است که تمرکز بر یک تغییر ۲۵ واحدی در نرخ بهره، تصویر بزرگتر را از دید پنهان میکند.
نکتهٔ مهم دیگر، جای خالی طلا در سبد سرمایهگذاران بزرگ است. با وجود عملکرد قوی طلا در سال جاری، سهم آن در سبدها هنوز کم است؛ بهویژه میان سرمایهگذاران نهادی آمریکا (صندوقها و مؤسسات بزرگ سرمایهگذاری). عملکرد طلا در دورهٔ افزایش نااطمینانی سیاسی و مالی میتواند این گروه را وادار به بازنگری کند. در این نگاه، طلا ابزار تنوعبخشی سبد است؛ یعنی داراییای که همراه با بقیهٔ بازار سقوط نمیکند.
محرک اصلی این تقاضای تازه، بازنگری در ارزیابی ریسک مالی است. این بازنگری میتواند با رشد بازده اوراق قرضه (سود سالانهٔ این اوراق برای خریدار) یا ضعف بازار سهام آغاز شود. تا اینجا سرمایهگذاران بهطور غافلگیرکنندهای در بازنگری ارزشگذاری سبدهای خود بیمیل بودهاند، حتی با وجود بالا رفتن بازدههای بلندمدت.
هستهٔ این دیدگاه، نگرانی از پایداری مالی دولت آمریکا است. معیار پیشنهادی او رابطهٔ رشد اقتصاد با هزینهٔ بهرهٔ فزایندهٔ دولت است. مکاینتایر میگوید: «نظر من این است که وقتی هزینهٔ بهره از نرخ رشد اسمی در آمریکا بالاتر برود، دچار مشکل میشوید؛ چون واقعاً حتی نمیتوانید بهره را بپردازید. اقتصاد با رشد خودش از دل بهره بیرون نمیآید.» با رشد اسمی حدود ۴ درصد، هزینههای بهرهٔ نرمالشدهٔ دولت بهطور خطرناکی به همین آستانه نزدیک میشوند. همزمان، بازار اوراق نشانههایی میدهد که سیاستگذاران بخشی از کنترل خود بر نرخهای بهرهٔ بلندمدت را از دست دادهاند.
در این شرایط، استدلال سنتی «نرخ بهرهٔ بالا هزینهٔ فرصت طلا را زیاد میکند» کماهمیتتر میشود. هزینهٔ فرصت یعنی سودی که با نگهداشتن طلا بهجای سپرده یا اوراق از دست میرود. به گفتهٔ او: «با افزایش نااطمینانی مالی، قدرت استدلال نرخ بهرهٔ اسمی کم میشود. چون آمریکا آنقدر بزرگ است که فقط یک خروجی طبیعی برای مقابله با آن وجود دارد و آن طلا است. میدانیم شیر اطمینان طلا است. میدانیم. معادل دیگری وجود ندارد.» او انتظار دارد این فشارها تقاضای سرمایهگذاری را به سطحهای تازه برساند: «فکر میکنم رکورد دارایی طلا در صندوقهای قابل معامله (ETF) در راه است.» این مسئله محدود به آمریکا نیست؛ ریسک مالی در چند اقتصاد و ارز بزرگ جهان، جایگاه طلا را بهعنوان دارایی بدون بدهی دولتی متناظر تقویت میکند.
مانع کوتاهمدت اما همان تصمیم پولی فدرالرزرو است. بازار افزایش نرخ بهره را تا حد زیادی در قیمتها لحاظ کرده، ولی به باور مکاینتایر این تصمیم نزدیکتر از تصور بازار است: «فکر میکنم رأیگیری بسیار نزدیکتر از آن چیزی خواهد بود که بازار قیمتگذاری کرده.» سیاستگذاران باید بین فشار پایدار تورم و پیامدهای مالی گرانتر شدن وامگیری تعادل برقرار کنند. با این حال او تغییر مسیر طلا را بعید میداند: «اگر نرخ را بالا ببرند، فکر میکنم طلا افت کند؟ نه واقعاً. اگر هم افت کند، شاید فقط یک روز.»
جمعبندی تحلیلی روشن است: در این چارچوب، سرنوشت طلا بیشتر به مسیر مالی دولتها گره خورده تا نوسان ماهبهماه نرخ بهره. طلا در نهایت آینهٔ کاهش قدرت خرید پولی است که با آن قیمتگذاری میشود. جملهٔ پایانی این نگاه، همان معیار سنجش آن هم هست: «هر کاری که بکنند، در تصویر بزرگتر نسبتاً بیمعنی است. یا روند را تند میکنند یا کمی کند، اما پایان بازی یکی است.»
تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارش وبسایت کیتکو نیوز برای مخاطبان فارسیزبان بازنویسی و منتشر کرده است.
✔️ بیشتر بخوانید: ورود ۱۸ میلیارد دلار به ETFهای طلا؛ نگرانی از بدهی





















