
در حالی که جنگ ایران و آمریکا برای ماهها جریان صادرات عادی نفت از تنگه هرمز را مختل کرده، تولیدکنندگان نفت خلیج فارس شبکهای غیررسمی و پیچیده برای ادامه انتقال نفت ایجاد کردهاند. اکنون بیش از ۴ میلیون بشکه نفت در روز از طریق مجموعهای از خطوط لوله، نفتکشهایی که سامانه شناسایی خود را خاموش میکنند و انتقال محموله از یک کشتی به کشتی دیگر، از محدودیتهای تنگه عبور میکند و میلیونها بشکه نفت همچنان به بازارهای جهانی میرسد.
- تولیدکنندگان خلیج فارس اکنون بیش از ۴ میلیون بشکه نفت در روز را از طریق شبکهای از خطوط لوله و انتقال کشتی به کشتی، از محدودیتهای هرمز عبور میدهند.
- حدود ۱۵۰ نفتکش در نزدیکی عمان فعالاند؛ در حالی که این تعداد در ژانویه تنها حدود ۴۰ فروند بود.
- عربستان با خط لوله ۵ میلیون بشکهای و امارات با خط لوله ۱.۵ میلیون بشکهای بیشترین ظرفیت دور زدن هرمز را دارند، اما عراق، کویت و قطر همچنان وابستگی بالایی به این تنگه دارند.
- دور زدن هرمز ریسک را حذف نمیکند؛ بلکه آن را به دریای سرخ، بابالمندب، مسیر آفریقا و حتی خطر دزدی دریایی منتقل میکند.
این شبکه در شرایطی شکل گرفته که پیش از جنگ، روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد. به همین دلیل، بسته شدن کامل این مسیر از ابتدا یکی از بزرگترین تهدیدهای بازار نفت محسوب میشد و بسیاری از تحلیلگران احتمال جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار را مطرح میکردند. اما خطوط لوله، ذخایر اضطراری و شبکه جدید انتقال دریایی باعث شدهاند شوک عرضه نفت تاکنون به اندازهای که در سناریوی انسداد کامل هرمز تصور میشد، شدید نباشد.
شکلگیری مسیر سایه نفت در اطراف هرمز
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حدود ۱۵۰ فروند نفتکش اکنون در نزدیکی سواحل عمان مستقر هستند؛ رقمی که در ماه ژانویه تنها حدود ۴۰ فروند بود. این نفتکشها محمولههای نفتی را از خلیج فارس دریافت کرده و با خاموش کردن سامانههای شناسایی و چراغهای خود، از تنگه هرمز عبور میکنند.
پس از خروج از تنگه، نفتکشهای کوچکتر یا متوسط در نزدیکی سواحل عمان به کشتیهای بزرگتر نزدیک میشوند و محموله خود را به آنها منتقل میکنند. کشتیهای بزرگتر سپس نفت را به مسیرهای صادراتی بینالمللی منتقل کرده و نفتکشهای اولیه برای دریافت محموله بعدی دوباره به خلیج فارس بازمیگردند.
این عملیات که از اوایل ماه مه شکل جدیتری پیدا کرد، به یکی از مهمترین راهکارهای ادامه صادرات نفت در طول جنگ تبدیل شده است. طبق گزارشهای منتشرشده، تا اواسط ژوئن دستکم ۱۱۶ کشتی در این عملیات شناسایی شده بودند و تصاویر ماهوارهای نیز انجام همزمان ۱۷ انتقال محموله در دو منطقه نزدیک فجیره و صحار را نشان دادهاند.
در واقع، بازار نفت با یک مسیر صادراتی سایه مواجه شده است؛ مسیری که به جای حذف کامل تنگه هرمز، تلاش میکند با تغییر روش انتقال، محدودیتهای آن را دور بزند.
عربستان؛ برخوردار از بزرگترین مسیر جایگزین
عربستان سعودی در میان تولیدکنندگان بزرگ منطقه از موقعیت بهتری برای دور زدن تنگه هرمز برخوردار است. این کشور دارای خط لوله ۵ میلیون بشکهای شرق به غرب است که نفت تولیدشده در میادین شرقی عربستان را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
این زیرساخت به شرکت آرامکو اجازه میدهد بخشی از نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز صادر کند. در طول جنگ نیز عربستان تلاش کرده استفاده از این مسیر را افزایش دهد. اما مشکل اینجاست که دور زدن هرمز به معنای حذف کامل ریسک نیست. نفتکشهایی که از ینبع حرکت میکنند، باید از دریای سرخ و سپس تنگه بابالمندب عبور کنند؛ منطقهای که حملات حوثیها بار دیگر امنیت کشتیرانی را با تهدید مواجه کرده است.
به این ترتیب، بخشی از ریسکی که پیشتر در هرمز متمرکز بود، به یک آبراه استراتژیک دیگر منتقل شده است.
“
«برداشت نهایی این است که تولیدکنندگان خلیج فارس در حال یادگیری یک درس مهم از بحران هرمز هستند: وابستگی کامل به یک آبراه استراتژیک دیگر قابلقبول نیست. به همین دلیل، حتی پس از بازگشت آرامش، احتمالاً سرمایهگذاری روی خطوط لوله، پایانههای جایگزین و مسیرهای صادراتی جدید ادامه خواهد داشت؛ زیرا امنیت انرژی دیگر فقط به میزان تولید نفت وابسته نیست، بلکه به توانایی انتقال آن به بازار جهانی نیز بستگی دارد.»
بابک شیری
عربستان ناوگان نفتکشهای بزرگ را تقویت میکند
عربستان برای افزایش انعطافپذیری صادرات خود تنها به خط لوله شرق به غرب تکیه نکرده است. شرکت کشتیرانی دولتی بحری ۱۶ نفتکش بسیار بزرگ را در نزدیکی عمان مستقر کرده و گزارشها از اعزام سه نفتکش دیگر نیز حکایت دارند.
این ناوگان در مجموع ظرفیت حمل حدود ۳۸ میلیون بشکه نفت را خواهد داشت و میتواند به عربستان امکان دهد محمولههای بیشتری را در خارج از تنگه هرمز جابهجا کند.
اهمیت این اقدام زمانی بیشتر مشخص میشود که حملات حوثیها مسیر دریای سرخ را نیز با مشکل مواجه کرده است. بنابراین، ریاض تلاش میکند همزمان چند مسیر صادراتی در اختیار داشته باشد تا اختلال در یک مسیر، جریان صادرات را به طور کامل متوقف نکند.
گزارشهای اخیر همچنین نشان میدهد عربستان عرضه نفت خام عربستانی به پالایشگاههای آسیایی از طریق انتقال کشتی به کشتی در نزدیکی فجیره را آغاز کرده است. در این روش، خریداران آسیایی میتوانند نفت عربستان را بدون اعزام نفتکشهای خود به داخل تنگه هرمز دریافت کنند. همچنین آرامکو نفت سبک عرب را از پایانه سیدی کریر مصر پیشنهاد کرده است؛ اقدامی که نشان میدهد مسیرهای صادراتی عربستان در واکنش به تحولات امنیتی منطقه در حال تغییر هستند.
امارات نیز مسیر مستقیمی برای دور زدن هرمز دارد
امارات متحده عربی نیز یکی از معدود کشورهای منطقه است که از زیرساخت قابلتوجهی برای کاهش وابستگی به هرمز برخوردار است. این کشور خط لولهای با ظرفیت حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز دارد که نفت ابوظبی را مستقیماً به فجیره در ساحل دریای عمان منتقل میکند.
این خط لوله به امارات اجازه میدهد بخشی از نفت خود را بدون عبور از تنگه صادر کند و به همین دلیل، ابوظبی در مقایسه با برخی کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس انعطاف بیشتری در برابر اختلالات هرمز دارد.
با این حال، ظرفیت این خطوط لوله همچنان در برابر حجم عظیم نفتی که پیش از جنگ از تنگه عبور میکرد، محدود است.
عراق، کویت و قطر همچنان به هرمز وابستهاند
شرایط برای عراق، کویت و قطر دشوارتر است. بخش بزرگی از صادرات نفت این کشورها همچنان به عبور از تنگه هرمز وابسته است و ایجاد مسیرهای جایگزین در کوتاهمدت کار سادهای نیست. برای انتقال بخش قابلتوجهی از نفت منطقه از مسیرهای جایگزین، کشورهای تولیدکننده به سرمایهگذاریهای سنگین در خطوط لوله، پایانههای صادراتی و زیرساختهای دریایی نیاز دارند. حتی اگر بتوان ظرفیت خطوط لوله را افزایش داد، مسئله دیگری نیز وجود دارد: نفت در نهایت باید به پایانهای برسد که از نظر جغرافیایی و امنیتی امکان صادرات آن را فراهم کند.
به همین دلیل، جایگزین کردن کامل تنگه هرمز با خطوط لوله و مسیرهای دریایی دیگر، فرآیندی چندساله خواهد بود و نمیتوان انتظار داشت بازار در کوتاهمدت به طور کامل از این آبراه عبور کند.
دور زدن هرمز، ریسک را حذف نمیکند
یکی از مهمترین نکات در تحولات اخیر بازار نفت این است که کاهش وابستگی به هرمز الزاماً به معنای کاهش ریسک عرضه نیست. هر مسیر جایگزین، ریسکهای جدیدی را به همراه دارد.
مسیر دریای سرخ و بابالمندب در معرض حملات حوثیها قرار دارد و در صورت تشدید ناامنی، نفتکشها ممکن است مجبور شوند مسیر بسیار طولانیتری را در اطراف قاره آفریقا طی کنند.
این تغییر مسیر هزاران کیلومتر به سفر نفتکشها اضافه میکند و هزینه حملونقل، زمان تحویل و نیاز به کشتیهای بیشتر را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، افزایش تردد کشتیهای تجاری در اقیانوس هند و اطراف آفریقا احتمال بازگشت دزدی دریایی سومالی را نیز افزایش داده است. در سالهای گذشته، حضور گسترده نیروهای دریایی آمریکا و متحدانش نقش مهمی در کاهش این تهدید داشت، اما بخشی از این ظرفیت دریایی اکنون به خلیج فارس منتقل شده است.
در نتیجه، منطقهای که سالها از نظر دزدی دریایی کنترلشده بود، بار دیگر با احتمال افزایش حملات مواجه شده است.
مسیر طولانیتر، هزینه نفت را افزایش میدهد
گزارشهای اخیر نشان میدهد بسیاری از نفتکشهای بسیار بزرگ حتی از عبور از بابالمندب نیز اجتناب میکنند. در چنین شرایطی، نفت عربستان یا باید از مسیر شمالی دریای سرخ و کانال سوئز منتقل شود یا مسیر بسیار طولانی اطراف دماغه امید نیک را طی کند.
این وضعیت به معنی افزایش مسافت، مصرف سوخت و هزینه اجاره نفتکشهاست. بنابراین حتی اگر مقدار نفت موجود در بازار تغییر نکند، هزینه رساندن این نفت به مصرفکنندگان افزایش خواهد یافت.
این مسئله میتواند بر اختلاف قیمت مناطق مختلف جهان، هزینه حمل نفت و حاشیه سود پالایشگاهها اثر بگذارد و در نهایت بخشی از هزینههای جدید حملونقل را به قیمت نهایی انرژی منتقل کند.
آیا تنگه هرمز در آینده بیاهمیت میشود؟
وزیر خزانهداری آمریکا پیشبینی کرده است که تنگه هرمز ممکن است طی دو سال آینده اهمیت خود را تا حد زیادی از دست بدهد. تحولات اخیر نشان میدهد تولیدکنندگان نفت خلیج فارس دستکم در حال حرکت در همین مسیر هستند.
اما تحقق چنین سناریویی به سرمایهگذاری بسیار بزرگ در زیرساختهای جایگزین نیاز دارد. برای انتقال حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد از انرژیای که امروز از تنگه هرمز عبور میکند، خطوط لوله جدید، پایانههای صادراتی و ظرفیتهای دریایی بیشتری باید در چند کشور ایجاد شود.
بنابراین، هرمز ممکن است در آینده سهم کمتری از جریان نفت منطقه داشته باشد، اما حذف کامل نقش آن به این سادگی نیست.
آنچه اکنون در حال شکلگیری است، بیشتر شبیه یک شبکه چندلایه برای کاهش وابستگی به هرمز است؛ خطوط لوله عربستان و امارات، انتقال کشتی به کشتی، نفتکشهای خاموش و مسیرهای جایگزین دریایی همگی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا جریان صادرات نفت را زنده نگه دارند.
با این حال، هرچه نفت بیشتری از مسیرهای جایگزین عبور کند، ریسکها نیز در نقاط بیشتری توزیع میشوند. هرمز، بابالمندب، دریای سرخ، اقیانوس هند و مسیر آفریقا اکنون همگی بخشی از معادله امنیت انرژی جهان هستند.
در نهایت، بحران هرمز نشان داده است که بازار نفت تنها با کمبود فیزیکی نفت مواجه نمیشود؛ گاهی تغییر مسیر حملونقل، افزایش فاصله، ناامنی دریایی و هزینههای بیمه و کشتیرانی نیز میتوانند به اندازه کاهش تولید، بر قیمت انرژی اثر بگذارند.
اگر جنگ و محدودیتهای هرمز ادامه پیدا کند، شبکه سایه صادرات احتمالاً گستردهتر خواهد شد. اما اگر امنیت منطقه بهبود یابد و کشتیرانی عادی شود، بخش بزرگی از این مسیرهای پرهزینه دوباره کنار گذاشته خواهند شد.
در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.





















