بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

آیا نروژ می‌تواند هم استقلال انرژی خود را حفظ کند و هم از بازار اروپا بهره ببرد؟

نروژ می‌خواهد در بازار انرژی اروپا بماند، اما هزینه‌های آن را نپذیرد

نروژ در حال ارسال پیامی دوگانه به اروپا است؛ از یک سو قصد دارد اکتشاف نفت و گاز در دریای بارنتز را ادامه دهد و از سوی دیگر نسبت به نقش خود در تأمین برق اروپا و طرح تبدیل شدن به «باتری سبز اروپا» ابراز تردید می‌کند. وزیر انرژی نروژ تأکید کرده است که تصمیم‌گیری درباره منابع نفت و گاز این کشور در حوزه حاکمیت ملی قرار دارد و اسلو الزامی برای پذیرش پیشنهادهای اتحادیه اروپا درباره محدودیت حفاری در قطب شمال ندارد.

در یک نگاه
  • نروژ قصد ندارد از بازار انرژی اروپا فاصله بگیرد، اما می‌خواهد درباره نفت، گاز و برق خود استقلال تصمیم‌گیری را حفظ کند.
  • این کشور حدود ۳۰٪ گاز اتحادیه اروپا و بریتانیا را تأمین می‌کند و انتظار دارد در سال ۲۰۲۶ حدود ۶۸۶ میلیارد کرون جریان نقدی نفت و گاز داشته باشد.
  • تراز برق نروژ ممکن است از ۲۲ تراوات‌ساعت در ۲۰۲۳ به ۷ تراوات‌ساعت در ۲۰۳۰ کاهش یابد؛ نشانه‌ای از افزایش فشار تقاضای داخلی.
  • مسئله اصلی برای اسلو دیگر «اروپا یا استقلال» نیست؛ چگونگی تبدیل مزیت انرژی به قدرت اقتصادی، بدون از دست دادن منافع بازار اروپا است.

اما این موضع را نباید به معنای فاصله گرفتن نروژ از اروپا دانست. واقعیت این است که نروژ همچنان به بازار انرژی اروپا وابسته است و هم‌زمان اروپا نیز به نفت، گاز و برق نروژ نیاز دارد. پس از کاهش شدید صادرات گاز روسیه به اروپا، نروژ به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده گاز این قاره تبدیل شد و اکنون حدود ۳۰ درصد از مجموع تقاضای گاز اتحادیه اروپا و بریتانیا را تأمین می‌کند. دولت نروژ نیز انتظار دارد جریان نقدی خالص حاصل از فعالیت‌های نفت و گاز در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۸۶ میلیارد کرون برسد.

نروژ واقعا در برابر بروکسل ایستاده است؟

نروژ عضو اتحادیه اروپا نیست و درباره استخراج منابع در فلات قاره خود اختیار قانونی دارد. بنابراین مخالفت اسلو با پیشنهاد توقف حفاری در قطب شمال، از نظر حقوقی موضوعی داخلی است.

با این حال، تبدیل این اختلاف به یک تقابل بزرگ میان نروژ و بروکسل، تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمی‌دهد. اتحادیه اروپا درباره آینده فعالیت‌های انرژی در قطب شمال موضع سیاسی خود را مطرح کرده، اما این موضوع به معنای اعمال مستقیم ممنوعیت حفاری بر نروژ نیست. در واقع، پیام نروژ بیشتر تجاری است تا سیاسی: ما منابع را توسعه می‌دهیم و اروپا می‌تواند تصمیم بگیرد که آیا مایل به خرید آنها هست یا خیر.

این موضع کاملاً قابل درک است. نروژ پس از جنگ روسیه و اوکراین از تقاضای بالای اروپا برای انرژی سود قابل‌توجهی برد و در مقابل، اروپا نیز از عرضه پایدار نروژ برای جبران کاهش گاز روسیه استفاده کرد. این وابستگی متقابل نشان می‌دهد بازار انرژی دو طرف همچنان به یکدیگر نیاز دارد.

دریای بارنتز؛ سرمایه‌گذاری برای بازاری که ممکن است کوچک‌تر شود

مسئله اصلی درباره توسعه میادین جدید در دریای بارنتز، نه حاکمیت نروژ، بلکه اقتصاد این پروژه‌ها در سال‌های آینده است. توسعه میادین نفت و گاز قطبی ممکن است یک دهه یا بیشتر زمان ببرد. در همین فاصله، اروپا قصد دارد مصرف سوخت‌های فسیلی را کاهش دهد. بنابراین سؤال مهم این است که آیا پروژه‌های پرهزینه قطبی در زمان آغاز تولید، همچنان توان رقابت با منابع ارزان‌تر را خواهند داشت یا خیر.

نفت نروژ قابلیت فروش در بازار جهانی را دارد و گاز دریای بارنتز نیز می‌تواند از مسیر تأسیسات مایع‌سازی در ملکویا صادر شود. اما وجود خریدار احتمالی به معنای تضمین اقتصادی بودن پروژه نیست.

نروژ حق دارد این ریسک را بپذیرد، اما نگرانی اروپا درباره سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی که ممکن است ده‌ها سال عمر داشته باشند را نباید حمله به حاکمیت ملی تلقی کند.

افسانه «باتری سبز اروپا»

نروژ در یک نکته حق دارد: این کشور به‌تنهایی نمی‌تواند نقش باتری برق کل اروپا را ایفا کند. نیروگاه‌های برق‌آبی نروژ حدود ۸۵ تراوات‌ساعت ظرفیت ذخیره آبی دارند و انعطاف‌پذیری بالایی ایجاد می‌کنند. زمانی که تولید برق بادی و خورشیدی در کشورهای اروپایی افزایش می‌یابد، نیروگاه‌های نروژی می‌توانند تولید خود را کاهش دهند و آب را ذخیره کنند. سپس در دوره کمبود برق و افزایش قیمت، تولید را بالا برده و برق صادر کنند.

این ویژگی اقتصادی بسیار ارزشمند است، اما به معنای آن نیست که نروژ می‌تواند تمام مازاد برق اروپا را جذب یا تمام کمبودهای آن را جبران کند. بازار مشترک برق اروپا اساساً بر همین ترکیب منابع بنا شده است؛ برق‌آبی نروژ در کنار برق‌آبی و هسته‌ای سوئد، انرژی بادی دانمارک، انرژی خورشیدی قاره اروپا، ذخیره‌سازها، مدیریت مصرف و ظرفیت‌های تولیدی دیگر قرار می‌گیرد.

بنابراین شاید تعبیر «باتری اروپا» بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شده باشد، اما کارکرد اقتصادی برق‌آبی نروژ در بازار مشترک کاملاً واقعی است.

تجارت برق یک خیابان دوطرفه است

مخالفت داخلی نروژ با خطوط انتقال جدید زمانی شدت گرفت که اتصال بازار این کشور به آلمان و بریتانیا، قیمت برق جنوب نروژ را بیشتر در معرض قیمت‌های بالای اروپا قرار داد. نگرانی خانوارهای نروژی قابل درک است. وقتی برق تولید داخل صادر می‌شود و قیمت داخلی نیز تحت تأثیر بازار خارجی افزایش می‌یابد، طبیعی است که درباره منافع این تجارت سؤال ایجاد شود. اما این موضوع به معنای بی‌فایده بودن اتصال شبکه‌ها نیست.

نروژ در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶۲ تراوات‌ساعت برق تولید کرد، در حالی که مصرف آن حدود ۱۳۹.۲ تراوات‌ساعت بود. طبق آمار شرکت شبکه برق نروژ، صادرات برق حدود ۳۴ تراوات‌ساعت و واردات حدود ۱۱.۵ تراوات‌ساعت بوده است.

این اعداد نشان می‌دهند نروژ همچنان صادرکننده بزرگ خالص برق است، اما در ساعاتی که خرید برق از کشورهای دیگر اقتصادی‌تر است، واردات نیز انجام می‌دهد. دقیقاً همین، فلسفه تجارت برق است.

اگر برق تولیدشده در کشورهای همسایه ارزان‌تر از مصرف آب ذخیره‌شده در مخازن نروژ باشد، واردات منطقی است. زمانی که برق‌آبی نروژ ارزش بیشتری در بازارهای دیگر داشته باشد، صادرات نیز منطقی خواهد بود.

«به نظر من، نقطه ضعف اصلی روایت موجود درباره نروژ این است که بحث «حاکمیت انرژی» را بیش از حد در برابر «همگرایی اروپایی» قرار می‌دهد؛ در حالی که واقعیت اقتصادی بسیار پیچیده‌تر است. نروژ دقیقاً از همان بازاری بهره می‌برد که اکنون درباره هزینه‌های آن تردید دارد و مزیت واقعی این کشور نیز نه در فاصله گرفتن از اروپا، بلکه در قدرت چانه‌زنی ناشی از منابع نفت و گاز، ذخایر برق‌آبی و زیرساخت‌های مشترک نهفته است. از این منظر، سیاست بهینه برای اسلو نه خروج از بازار اروپا و نه پذیرش بی‌قیدوشرط سیاست‌های بروکسل است؛ بلکه استفاده هوشمندانه از مزیت انرژی برای تأمین منافع داخلی، بدون تضعیف جایگاه نروژ در معماری انرژی اروپا است. مسئله اصلی در نهایت این خواهد بود که آیا نروژ می‌تواند درآمدهای حاصل از نفت و گاز را به سرمایه‌گذاری در ظرفیت برق، شبکه و فناوری‌های کم‌کربن تبدیل کند یا اینکه افزایش تقاضای داخلی، همان مازاد انرژی را که امروز به یک مزیت ژئو‌اقتصادی تبدیل شده، به یک محدودیت داخلی تبدیل خواهد کرد.»

بابک شیری

مشکل واقعی نروژ در داخل است

مهم‌ترین چالش آینده نروژ احتمالاً بروکسل نیست؛ بلکه رشد تقاضای داخلی برق است. صنعت، حمل‌ونقل، سکوهای فراساحلی و پروژه‌های کم‌کربن همگی به برق بیشتری نیاز دارند، در حالی که توسعه نیروگاه‌های بادی و خطوط انتقال جدید با مقاومت داخلی روبه‌رو است.

اداره منابع آب و انرژی نروژ پیش‌بینی می‌کند تراز عادی برق این کشور از حدود ۲۲ تراوات‌ساعت در سال ۲۰۲۳ به تقریباً ۷ تراوات‌ساعت در سال ۲۰۳۰ کاهش یابد و پس از سال ۲۰۳۰، با ورود ظرفیت‌های جدید، دوباره بهبود پیدا کند. در برخی سال‌ها نیز به دلیل تغییر میزان بارش، برف و تولید برق‌آبی، احتمال واردات خالص برق وجود خواهد داشت.

بنابراین محدود کردن تجارت برق نمی‌تواند مشکل اصلی را حل کند. اگر تقاضا سریع‌تر از تولید داخلی رشد کند، نروژ ناچار خواهد بود میان سه گزینه انتخاب کند: افزایش تولید برق، توسعه شبکه داخلی و مدیریت تقاضا.

حاکمیت انرژی به معنای تجارت یک‌طرفه نیست

نروژ حق دارد درباره توسعه میادین نفت و گاز خود تصمیم بگیرد و حتی اگر احساس کند هزینه خطوط انتقال جدید بیشتر از منافع آن است، از اجرای آنها خودداری کند. اما هم‌زمان نمی‌توان از مزایای بازار اروپا بهره برد و تنها زمانی به تجارت متعهد بود که نتیجه آن به نفع تولیدکننده باشد.

اروپا برای نروژ بزرگ‌ترین بازار انرژی، زیرساخت مشترک و پشتوانه تأمین برق در دوره‌های کم‌آبی است. نروژ نیز برای اروپا تأمین‌کننده مهم گاز، تولیدکننده انعطاف‌پذیر برق‌آبی و یکی از ستون‌های امنیت انرژی است. هر دو طرف از این رابطه سود می‌برند و هر دو طرف در مقاطعی هزینه آن را نیز پرداخت می‌کنند.

در نهایت، نروژ مجبور نیست «باتری اروپا» باشد؛ اما اگر می‌خواهد همچنان فروشنده بزرگ نفت و گاز و بازیگر مهم بازار برق اروپا باقی بماند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که تجارت فقط زمانی برقرار باشد که قیمت‌ها و منافع کاملاً به نفع او حرکت می‌کنند.

جمع‌بندی

مسئله اصلی نروژ، انتخاب میان اروپا و استقلال انرژی نیست؛ بلکه یافتن تعادل میان حاکمیت ملی، امنیت انرژی، درآمدهای نفت و گاز و هزینه‌های داخلی گذار انرژی است. این کشور هنوز از بازار اروپا سود می‌برد و اروپا نیز به منابع نروژ نیاز دارد، اما کاهش مازاد برق و افزایش تقاضای داخلی نشان می‌دهد اسلو در سال‌های آینده ناچار است تصمیم‌های دشوارتری درباره توسعه تولید، شبکه انتقال و صادرات انرژی بگیرد.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


paxg