
کشوری که روزانه میلیونها بشکه نفت استخراج میکند، پالایشگاههای عظیم دارد و سالها یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی جهان بوده است، اکنون برای تأمین سوخت داخلی خود به واردات بنزین روی آورده است. این شاید یکی از واضحترین نشانهها از تغییر ساختار اقتصاد جنگی روسیه باشد؛ اقتصادی که هنوز فرو نریخته، اما برای ادامه فعالیت خود مجبور است هزینههای بیشتری پرداخت کند.
- روسیه با وجود تولید روزانه بیش از ۹ میلیون بشکه نفت خام، برای نخستینبار در تاریخ مجبور به واردات بنزین از هند شده است.
- حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه باعث کاهش شدید ظرفیت پالایشی این کشور و افت تولید سوخت شده است.
- میزان فرآوری نفت در روسیه در ماه ژوئیه بیش از ۳۰ درصد پایینتر از میانگین فصلی قرار گرفت.
- صادرات فرآوردههای نفتی روسیه در ماه ژوئیه ۲۷ درصد کاهش یافت و صادرات گازوئیل نیز ۶۵ درصد سقوط کرد.
- درآمد نفتی روسیه همچنان حفظ شده، اما این موضوع بیشتر نتیجه افزایش قیمت نفت است، نه قدرت واقعی بخش انرژی این کشور.
- جنگ انرژی میان روسیه و اوکراین وارد مرحلهای شده که هزینه حفظ سیستم اقتصادی برای مسکو هر ماه افزایش پیدا میکند.
روسیه نفت خام تولید میکند، آن را به هند میفرستد، پالایشگاههای هندی این نفت را به سوخت تبدیل میکنند و بخشی از همان سوخت دوباره هزاران کیلومتر مسیر دریایی را طی میکند تا به بنادر روسیه بازگردد.
در ظاهر، این چرخه غیرمنطقی به نظر میرسد، اما در واقع تصویری دقیق از شرایط جدید اقتصاد انرژی روسیه است؛ سیستمی که همچنان کار میکند، اما با پیچیدگی، هزینه و وابستگی بیشتری نسبت به گذشته.
تغییر ماهیت جنگ؛ از خطوط مقدم تا قلب صنعت انرژی روسیه
در بیشتر سالهای جنگ روسیه و اوکراین، تمرکز اصلی روی میدانهای نبرد و تغییر خطوط جغرافیایی بود. اما در ماههای اخیر، اوکراین مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. به جای تمرکز صرف بر مناطق مرزی، حملات این کشور به عمق خاک روسیه منتقل شده و زیرساختهایی را هدف قرار داده که نقش حیاتی در تأمین مالی جنگ دارند.

بر اساس دادههای مؤسسه بررسی درگیریها که توسط رسانههای بینالمللی تحلیل شده است، در ماه ژوئیه بیش از ۱۰۰ حمله در فاصله بیشتر از ۲۰۰ کیلومتری داخل خاک روسیه ثبت شد؛ بالاترین میزان ماهانه از آغاز جنگ. شدت این حملات بهخصوص در فاصلههای ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتری افزایش یافته و حتی برخی حملات به مناطقی بیش از هزار کیلومتر دورتر از مرزهای اوکراین رسیده است.
این تغییر نشان میدهد که هدف اصلی دیگر تنها تجهیزات نظامی نیست، بلکه زیرساختهایی است که اقتصاد جنگی روسیه را تغذیه میکنند. پالایشگاهها در این میان اهدافی بسیار حساس هستند. برخلاف میدانهای نفتی که میتوانند نفت خام را ذخیره یا مسیر صادرات را تغییر دهند، پالایشگاهها ساختارهای پیچیدهای هستند که آسیب به یک بخش کلیدی آنها میتواند تولید را برای هفتهها یا حتی ماهها کاهش دهد.
مشکل دیگر برای روسیه، تحریمهای فناوری است. تعمیر تجهیزات تخصصی پالایشگاهی که پیشتر از کشورهای غربی تأمین میشد، اکنون زمانبرتر و پرهزینهتر شده است. در نخستین هفته ماه اوت، اوکراین چندین مرکز پالایشی روسیه را هدف قرار داد؛ از جمله پالایشگاه تانکو در منطقه نیژنی کامسک که ظرفیت پردازش آن بیش از ۳۰۰ هزار بشکه در روز است.
این پالایشگاه در فاصله حدود ۹۰۰ کیلومتری مسکو قرار دارد و حمله به آن نشان داد که عمق استراتژیک روسیه دیگر مانند گذشته امنیت ایجاد نمیکند. همچنین مجموعه پتروشیمی زاپسیبنفتخیم در غرب سیبری نیز هدف حمله قرار گرفت؛ مرکزی که نزدیک به ۱۸۶۰ کیلومتر از اوکراین فاصله دارد. این حملات تنها یک عملیات نظامی محدود نیستند؛ بلکه نشانه آغاز مرحلهای جدید در جنگ انرژی میان دو کشور هستند.
کاهش ظرفیت پالایشی؛ نقطه ضعف جدید روسیه

نتیجه این حملات بهسرعت در آمارهای انرژی روسیه نمایان شد. میزان فرآوری نفت خام روسیه در پنج روز نخست ماه اوت به حدود ۳.۹ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ در حالی که این رقم در ماه ژوئیه حدود ۴ تا ۴.۱ میلیون بشکه در روز بود. برخی برآوردها حتی رقم ماه ژوئیه را نزدیک به ۳.۶ میلیون بشکه در روز اعلام کردهاند؛ سطحی که بیش از ۳۰ درصد پایینتر از میانگین معمول این فصل سال است.
کاهش یکسوم ظرفیت پالایشی برای کشوری مانند روسیه یک مشکل کوچک نیست. این موضوع نه تنها میزان تولید بنزین و گازوئیل را کاهش میدهد، بلکه منطق اصلی صنعت انرژی این کشور را نیز تغییر میدهد. ساختار انرژی روسیه برای صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی طراحی شده بود؛ نه برای آنکه یک تولیدکننده بزرگ نفت مجبور شود برای تأمین نیاز داخلی خود سوخت وارد کند.
اکنون مسکو با چهار انتخاب دشوار مواجه است: واردات سوخت، کاهش صادرات، استفاده از ذخایر داخلی یا انتقال فشار به مصرفکنندگان داخلی.
در عمل، روسیه مجبور شده ترکیبی از همه این راهکارها را اجرا کند.
سقوط صادرات فرآوردههای نفتی روسیه

اولین اثر این بحران در بازار جهانی سوخت مشاهده شد. روسیه برای حفظ عرضه داخلی، صادرات بنزین و گازوئیل را محدود کرده است. این اقدام باعث شد صادرات گازوئیل روسیه در ماه ژوئیه نسبت به ماه قبل ۶۵ درصد کاهش پیدا کند.
همچنین مجموع صادرات فرآوردههای نفتی این کشور ۲۷ درصد افت کرد. کشوری که سالها یکی از مهمترین تأمینکنندگان سوخت جهان بود، اکنون بخشی از صادرات خود را متوقف کرده تا بتواند بازار داخلی را مدیریت کند. این اتفاق تنها مسئلهای داخلی برای روسیه نیست. کاهش عرضه روسیه در شرایطی رخ داده که بازار جهانی انرژی همزمان با بحرانهای دیگری مانند تنشهای دریای سرخ و محدودیتهای عبور نفتکشها در خلیج فارس مواجه است.
زمانی که چند عامل محدودکننده عرضه بهطور همزمان رخ دهند، بازار جهانی بهسرعت تحت فشار قرار میگیرد. در حال حاضر، مشکل اصلی بازار فقط نفت خام نیست؛ بلکه کمبود فرآوردههایی مانند گازوئیل و بنزین اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
روسیه از هند بنزین میخرد؛ چرخهای که هزینه جنگ را آشکار میکند
مهمترین نشانه فشار بر سیستم انرژی روسیه، جایی دیده شد که مسکو برای نخستینبار در تاریخ، واردات بنزین از هند را آغاز کرد. بر اساس دادههای مؤسسه تحلیل حملونقل انرژی، یک محموله حدود ۴۲ هزار تنی بنزین تولیدشده در پالایشگاه وادینار هند در اوایل ماه اوت وارد روسیه شد.
این محموله متعلق به پالایشگاه نایارا انرژی بود؛ شرکتی که بخشی از سهام آن در اختیار شرکت نفتی روسنفت روسیه قرار دارد. به این ترتیب، یک چرخه غیرمعمول شکل گرفت:
روسیه نفت خام خود را به هند صادر میکند، پالایشگاه هندی این نفت را به بنزین تبدیل میکند و سپس همان سوخت دوباره به روسیه بازمیگردد. این مسیر، شاید کوچکترین بخش از تجارت انرژی روسیه باشد، اما از نظر نمادین اهمیت زیادی دارد. زیرا نشان میدهد تحریمها و حملات به زیرساختهای انرژی، ساختار تجارت نفت روسیه را تغییر دادهاند.
محمولهای که در ماه ژوئن از پالایشگاه وادینار بارگیری شد، ابتدا توسط یک نفتکش روسی منتقل شد و سپس در نزدیکی مصر از طریق انتقال دریایی به یک کشتی دیگر منتقل شد تا در نهایت در پنجم اوت به روسیه برسد. استفاده از مسیرهای پیچیده، انتقال میان کشتیها و تغییر مالکیت محمولهها، اکنون به بخش مهمی از تجارت انرژی روسیه تبدیل شده است.
این همان شبکهای است که پیشتر برای دور زدن محدودیتهای صادرات نفت خام روسیه استفاده میشد، اما اکنون برای بازگرداندن سوخت به داخل کشور نیز به کار گرفته میشود. به گفته تحلیلگران بازار انرژی، ورود محمولههای هندی نشاندهنده شدت کمبود داخلی سوخت در روسیه است؛ کمبودی که نتیجه مستقیم کاهش فعالیت پالایشگاهها و آسیبهای ناشی از حملات پهپادی است.
البته این واردات در مقیاس کل انرژی روسیه بسیار محدود است، اما اهمیت آن در پیام اقتصادی آن قرار دارد. یک قدرت بزرگ نفتی که سالها سوخت به بازار جهانی صادر میکرد، اکنون مجبور است بخشی از نیاز خود را از طریق زنجیرهای پیچیده از واسطهها و مسیرهای غیرمستقیم تأمین کند.
فشار فقط روی پالایشگاهها نیست؛ صادرات نفت خام هم آسیب دیده است

در ابتدا تصور میشد روسیه بتواند با کاهش صادرات فرآوردهها، همچنان صادرات نفت خام خود را حفظ کند و از درآمدهای انرژی برای ادامه جنگ استفاده کند. اما دادههای جدید نشان میدهد حتی جریان نفت خام روسیه نیز تحت فشار قرار گرفته است.
صادرات نفت خام دریایی روسیه در چهار هفته منتهی به ۹ اوت به حدود ۳.۷۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ پایینترین سطح از اواخر ماه مه. دو پایانه مهم صادراتی روسیه یعنی بندر نووروسیسک در دریای سیاه و بندر اوستلوگا در دریای بالتیک، کاهش قابل توجه فعالیت را تجربه کردهاند.
در بندر نووروسیسک، حملات اوکراین به زیرساختهای دریایی و نفتکشها باعث اختلال در روند بارگیری شد. این بندر اهمیت زیادی برای روسیه دارد، زیرا یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت خام این کشور به بازارهای جهانی است.
کاهش فعالیت این بنادر نشان میدهد جنگ انرژی تنها به پالایشگاهها محدود نشده و زنجیره کامل تولید تا صادرات نفت روسیه را تحت تأثیر قرار داده است. در همین حال، حجم قابل توجهی از نفت خام روسیه روی دریا باقی مانده است. برآوردها نشان میدهد حدود ۱۰۷ میلیون بشکه نفت روسیه در نفتکشها در حال انتظار برای تخلیه یا تغییر مسیر هستند.
در نزدیکی سواحل مصر، نفت روسیه اکنون حدود یک ماه و نیم برای تخلیه منتظر میماند؛ در حالی که در ابتدای سال این زمان کمتر از یک هفته بود. همچنین دهها محموله نفتی روسیه در نزدیکی سنگاپور متوقف ماندهاند و برخی از آنها از طریق انتقال میان کشتیها جابهجا شدهاند. این وضعیت نشان میدهد نفت روسیه همچنان به بازار میرسد، اما مسیر رسیدن آن طولانیتر، پرهزینهتر و پیچیدهتر شده است.
“
«در مجموع، بحران انرژی روسیه را نمیتوان یک شکست ناگهانی دانست، بلکه بیشتر شبیه فرسایشی تدریجی است که هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی آن هر ماه افزایش پیدا میکند. مسکو همچنان توانسته جریان صادرات نفت و درآمدهای انرژی خود را حفظ کند، اما این موفقیت بیش از آنکه حاصل قدرت ساختاری باشد، نتیجه سازگاری پرهزینه، وابستگی به خریداران آسیایی و استفاده از مسیرهای پیچیده تجاری است. کاهش ظرفیت پالایشی، واردات سوخت از هند و فشار بر زیرساختهای صادراتی نشان میدهد تحریمها و حملات اوکراین نتوانستهاند اقتصاد انرژی روسیه را متوقف کنند، اما کارایی و استقلال گذشته آن را کاهش دادهاند. آینده اقتصاد جنگی روسیه بیش از هر چیز به سه عامل وابسته خواهد بود: سطح قیمت جهانی نفت، توان حفظ زیرساختهای انرژی و ادامه دسترسی به بازارهای آسیایی؛ زیرا هرچه جنگ طولانیتر شود، حفظ همین سطح از تابآوری برای مسکو پرهزینهتر خواهد شد.»
بابک شیری
تغییر بزرگ در نقشه صادرات نفت روسیه؛ اروپا جای خود را به آسیا داد
یکی از مهمترین تغییرات ساختاری اقتصاد انرژی روسیه، تغییر مسیر صادرات از اروپا به آسیا بوده است. پیش از آغاز جنگ اوکراین، اروپا بزرگترین مشتری نفت روسیه محسوب میشد. نزدیکی جغرافیایی، زیرساختهای آماده و روابط چند دههای باعث شده بود پالایشگاههای اروپایی به شدت به نفت روسیه وابسته باشند.
اما پس از تحریمهای گسترده غرب، این بازار تقریباً از دست رفت. امروز صادرات نفت روسیه به اروپا و مناطق نزدیک آن به حداقل رسیده و بخش عمده نفت این کشور به سمت آسیا حرکت میکند.
هند و چین اکنون ستون اصلی تجارت نفت روسیه هستند. برآوردها نشان میدهد آسیا حدود ۳.۵ میلیون بشکه نفت خام روسیه در روز دریافت میکند. چین کمی بیش از یک میلیون بشکه در روز وارد میکند و هند نیز در برخی دورهها نزدیک به رکورد ۲.۴ میلیون بشکه در روز خرید داشته است.
در ظاهر، این تغییر مسیر نشاندهنده موفقیت روسیه در یافتن مشتریان جایگزین است. اما بررسی دقیقتر تصویر متفاوتی ارائه میدهد. روسیه از یک بازار گسترده و رقابتی در اروپا خارج شده و اکنون به دو خریدار بزرگ وابسته شده است. این وابستگی قدرت چانهزنی مسکو را کاهش داده است.
چین و هند میدانند روسیه گزینههای محدودی برای فروش نفت خود دارد و همین موضوع به آنها اجازه میدهد شرایط بهتری برای خرید تعیین کنند. به بیان دیگر، تحریمها نتوانستند جریان نفت روسیه را متوقف کنند، اما هزینه ادامه این تجارت را افزایش دادهاند. نفت روسیه همچنان فروخته میشود، اما با تخفیف بیشتر، مسیرهای طولانیتر و وابستگی بالاتر به تعداد محدودی مشتری.
درآمد نفتی روسیه حفظ شده، اما پشتوانه آن شکننده است
با وجود تمام مشکلات موجود، درآمد نفتی روسیه هنوز سقوط شدیدی نکرده است. در چهار هفته منتهی به اوت، ارزش ناخالص صادرات نفت خام روسیه حدود ۱.۷ میلیارد دلار در هفته باقی ماند؛ رقمی که نسبت به دورههای قبل تغییر زیادی نشان نمیدهد.
دلیل اصلی این موضوع افزایش قیمت نفت بوده است. قیمت نفت صادراتی روسیه حدود چهار دلار در هر بشکه افزایش یافت و به بالاترین سطح هفت هفته اخیر رسید. این افزایش قیمت توانست کاهش حجم صادرات را تا حد زیادی جبران کند. اما این وضعیت نشانه قدرت پایدار نیست. در واقع، درآمد روسیه اکنون بیشتر به شرایط بازار جهانی نفت وابسته شده است. اگر قیمت نفت بالا بماند، مسکو میتواند کاهش حجم صادرات را تحمل کند.
اما در صورت کاهش قیمت جهانی نفت، فشار همزمان کاهش تولید، هزینه حملونقل و تخفیفهای صادراتی میتواند درآمدهای دولت روسیه را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. اقتصاد روسیه در حال حاضر نمونهای از «تابآوری پرهزینه» است؛ سیستمی که هنوز فعال است، اما برای حفظ عملکرد خود مجبور است منابع بیشتری مصرف کند.
اقتصاد جنگی روسیه؛ رشد ظاهری در کنار فشارهای پنهان
اگر تنها به آمارهای کلی اقتصاد روسیه نگاه کنیم، ممکن است تصور شود که این کشور توانسته اثرات جنگ و تحریمها را بهطور کامل کنترل کند. پس از نخستین کاهش فصلی تولید ناخالص داخلی روسیه در سه سال اخیر، اقتصاد این کشور در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ حدود ۰.۹ درصد رشد سالانه ثبت کرد. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد بخش مهمی از این رشد نه از افزایش بهرهوری اقتصادی یا سرمایهگذاری مولد، بلکه از هزینههای جنگی و فعالیتهای مرتبط با صنایع دفاعی ایجاد شده است.
در هفت ماه نخست سال، هزینههای دولتی روسیه در بخش خریدهای نظامی حدود ۳۹ درصد افزایش یافت. افزایش دستمزدها، رشد مصرف خانوارها و فعالیت کارخانههای تولید تجهیزات نظامی باعث شدهاند اقتصاد روسیه همچنان حرکت کند.
اما همین موضوع یک تناقض بزرگ ایجاد کرده است؛ بخشی که اقتصاد را در کوتاهمدت تقویت میکند، در بلندمدت میتواند فشار بیشتری بر منابع مالی کشور وارد کند. قویترین بخش رشد اقتصادی روسیه در سال جاری مربوط به صنایع مرتبط با جنگ، تولید پهپادها و تجهیزات نظامی بوده است. در مقابل، بخش پالایش نفت که یکی از مهمترین منابع درآمدی و صنعتی کشور محسوب میشود، اکنون با بیشترین فشار مواجه است.
به بیان دیگر، همان صنعتی که اوکراین هدف قرار داده، یکی از بخشهایی است که میتواند در آینده محدودیت بیشتری برای اقتصاد روسیه ایجاد کند.
تورم و کاهش ظرفیت تولید؛ هزینه واقعی ادامه جنگ
یکی از پیامدهای بحران انرژی داخلی روسیه، افزایش فشارهای تورمی است. کاهش تولید سوخت، افزایش هزینه حملونقل، پیچیدهتر شدن زنجیره تأمین و افزایش هزینههای نظامی باعث شده نرخ تورم روسیه همچنان بالاتر از ۶ درصد باقی بماند.
بانک مرکزی روسیه نیز مجبور شده زمان رسیدن تورم به هدف موردنظر خود را یک سال دیگر به تعویق بیندازد. در همین شرایط، نرخ بهره روسیه همچنان در سطح بالای ۱۴ درصد قرار دارد؛ اقدامی که برای کنترل تورم ضروری است، اما همزمان هزینه تأمین مالی برای شرکتها و خانوارها را افزایش میدهد.
بانک مرکزی روسیه پیشبینی رشد اقتصادی خود را نیز کاهش داده و انتظار دارد رشد اقتصادی در ادامه سال به حدود نیم درصد محدود شود. پیشبینی سالانه این بانک اکنون در محدوده صفر تا یک درصد قرار دارد. این اعداد نشان میدهد اقتصاد روسیه هنوز فرو نریخته، اما وارد مرحلهای شده که رشد اقتصادی آن بهشدت به هزینههای دولتی و شرایط جنگ وابسته است.
نفت؛ منبع اصلی تأمین هزینههای جنگ
در نهایت، تمام این معادلات به یک موضوع بازمیگردد: درآمد انرژی. نفت و گاز همچنان مهمترین منبع درآمد دولت روسیه هستند و نقش اصلی را در تأمین هزینههای بودجه ایفا میکنند. در سال ۲۰۲۵، با وجود کاهش حدود ۲۵ درصدی درآمدهای انرژی نسبت به سال قبل، بخش نفت و گاز حدود ۸.۵ تریلیون روبل برای دولت روسیه درآمد ایجاد کرد.
این منابع به مسکو اجازه دادهاند کسری بودجه بالا، هزینههای نظامی گسترده و سیاستهای حمایتی داخلی را ادامه دهد. اما هر بشکه نفتی که با تخفیف بیشتر فروخته شود، هر محمولهای که زمان بیشتری روی دریا منتظر بماند و هر مسیری که هزینه انتقال آن افزایش یابد، بخشی از این توان مالی را کاهش میدهد.
در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، کسری بودجه روسیه به حدود ۵.۷۳ تریلیون روبل رسید. همزمان، دولت مجبور است با افزایش هزینههای جنگ، فشار تورمی و کاهش ظرفیت برخی صنایع مقابله کند. به همین دلیل، مسئله اصلی برای روسیه این نیست که آیا میتواند یک مشکل خاص را حل کند یا نه.
مسکو تاکنون نشان داده که برای بسیاری از مشکلات راهحل پیدا میکند. مسئله اصلی این است که هر راهحل جدید چه مقدار از سرمایه، بهرهوری و استقلال اقتصادی این کشور را کاهش میدهد.
جنگ نفتکشها؛ مرحله جدید تقابل روسیه و غرب
همزمان با افزایش فشار بر زیرساختهای انرژی روسیه، یک جبهه جدید نیز در حوزه حملونقل دریایی شکل گرفته است. اتحادیه اروپا در بسته جدید تحریمهای خود، محدودیتهای بیشتری علیه ناوگان موسوم به ناوگان سایه روسیه اعمال کرده است.
این ناوگان شامل نفتکشهایی است که برای انتقال نفت روسیه خارج از چارچوب محدودیتهای غربی استفاده میشوند. در آخرین مرحله، اتحادیه اروپا ۴۱ نفتکش دیگر را به فهرست تحریمها اضافه کرد و تعداد کشتیهای تحت تحریم مرتبط با این شبکه به ۶۷۳ فروند رسید. کشورهای اروپایی تلاش کردهاند با محدود کردن خدمات بیمه، سوخترسانی و پشتیبانی فنی، هزینه انتقال نفت روسیه را افزایش دهند.
در مقابل، روسیه تهدید کرده است که در صورت توقیف کشتیهای خود، اقدامات متقابل انجام خواهد داد. ولادیمیر پوتین اعلام کرده که مسکو این اقدامات را «دزدی و مصادره غیرقانونی» میداند و ممکن است علیه کشتیهای کشورهای اروپایی واکنش نشان دهد. این تحولات نشان میدهد جنگ انرژی از بازار نفت فراتر رفته و اکنون به حوزه حملونقل دریایی و امنیت تجارت جهانی نیز کشیده شده است.
توقف حملات به برخی نفتکشها؛ نگرانی درباره بازار جهانی نفت
در همین شرایط، گزارشهایی منتشر شد که نشان میدهد اوکراین پس از درخواست آمریکا، حملات پهپادی به برخی نفتکشها در بندر نووروسیسک را متوقف کرده است.
دلیل این درخواست نگرانی از تأثیر حملات بر بازار جهانی نفت عنوان شده است. بندر نووروسیسک علاوه بر نفت روسیه، یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت قزاقستان نیز محسوب میشود. خط لوله کنسرسیوم دریای خزر که نفت مناطق بزرگ نفتی قزاقستان مانند تنگیز، کاشاگان و کاراچاگاناک را منتقل میکند، از همین مسیر استفاده میکند. پس از حملات اخیر، تولید نفت قزاقستان در پایان ماه ژوئیه به حدود یک میلیون بشکه در روز کاهش یافت؛ در حالی که این رقم در ماه ژوئن بیش از دو میلیون بشکه در روز بود. واشنگتن اعلام کرده که این مسیر برای صادرات انرژی قزاقستان به بازارهای جهانی اهمیت زیادی دارد و جایگزینی برای کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه محسوب میشود. این موضوع نشان میدهد حملات به زیرساختهای انرژی، حتی خارج از محدوده مستقیم روسیه، میتواند پیامدهایی برای بازار جهانی داشته باشد.
آینده روسیه؛ فروپاشی یا فرسایش تدریجی؟
تصویر فعلی اقتصاد روسیه نه یک فروپاشی سریع است و نه یک پیروزی کامل. مسکو همچنان نفت صادر میکند، درآمد انرژی دارد و توانسته مسیرهای جایگزین برای تجارت خود ایجاد کند. اما هزینه این سازگاری هر ماه بیشتر میشود. روسیه برای فروش نفت خود به مشتریان کمتری وابسته شده، برای صادرات از مسیرهای پیچیدهتر استفاده میکند، برای تأمین سوخت داخلی مجبور به واردات شده و برای حفظ رشد اقتصادی به هزینههای نظامی تکیه بیشتری دارد.
این همان چیزی است که میتوان آن را «تابآوری پرهزینه» نامید. سیستمی که هنوز کار میکند، اما با هر ضربه جدید، بخشی از کارایی و استقلال گذشته خود را از دست میدهد. بازار انرژی در ماههای آینده بیش از هر زمان دیگری به سه عامل نگاه خواهد کرد: میزان آسیب به پالایشگاههای روسیه، مسیر صادرات نفت این کشور و وضعیت قیمت جهانی نفت. اگر قیمت نفت بالا باقی بماند، روسیه میتواند بخش زیادی از فشارها را تحمل کند. اما اگر قیمتها کاهش یابد، مشکلاتی که اکنون پنهان شدهاند، سریعتر نمایان خواهند شد. در نهایت، سؤال اصلی درباره روسیه این نیست که آیا میتواند راهحل بعدی را پیدا کند. تجربه چند سال گذشته نشان داده که مسکو معمولاً راهی برای ادامه مسیر پیدا میکند.
سؤال مهمتر این است که هر راهحل جدید چه مقدار هزینه اقتصادی، وابستگی بیشتر و کاهش قدرت بلندمدت برای این کشور به همراه خواهد داشت. جنگ انرژی روسیه شاید هنوز به نقطه شکست نرسیده باشد، اما هر محمولهای که مسیر طولانیتری طی میکند، هر پالایشگاهی که دوباره تعمیر میشود و هر سوختی که از خارج وارد میشود، نشانهای از افزایش هزینه ادامه این مسیر است.




















