
نگاهی به نحوهی تکامل اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن، و سولانا برای پاسخ به افزایش تقاضا در شبکهها
خلاصه
- اتریوم بهطور پیوسته در حال افزایش ظرفیت در شبکه اصلی (Mainnet) و لایه دوم (Layer-2 Rollups) است. از مشکلات ازدحام اولیه در NFT و دیفای گرفته تا نوسانات اخیر بازار، افزایش محدودیت گس (Gas Limit) و ارتقاهایی مانند Dencun و Pectra ظرفیت شبکه را گسترش دادهاند، در حالی که تراکنشهای Blob هزینههای داده را بهشدت کاهش دادهاند.
- لایه دومها (Layer-2s) به توزیع تقاضای فزاینده اتریوم و افزایش کارایی تراکنشها کمک میکنند. رویدادهایی مانند افزایش Blobscriptions در آوریل ۲۰۲۴ و نقدینگیهای اکتبر ۲۰۲۵ نشاندهندهی تابآوری آنها در شرایط پرفشار و در عین حال وابستگی مستمر به ظرفیت شبکه اصلی است.
- سولانا با طراحی پرظرفیت خود، ازدحام تراکنشها را بهصورت داخلی مدیریت میکند و نیازی به لایههای مقیاسبندی خارجی ندارد. در جریان عرضه توکن TRUMP در ژانویه ۲۰۲۵، میانگین کارمزدها به ۰.۳۷ دلار رسید در حالی که میانگین کارمزدها کمتر از ۰.۰۰۳ دلار باقی ماند، که نشان میدهد چگونه کارمزدهای درون ساختاری، ازدحام شبکه را بدون افزایش هزینه در سراسر شبکه کنترل میکنند.
- شبکههای جدیدی نیز در فضای توازن بلاکچین ظهور کردهاند که برای کاربردهای خاص بهینهسازی شدهاند و با رشد حجم و تنوع تقاضا، جایگاه خود را تثبیت میکنند.
مقدمه
دورههایی که فعالیت آنچین یا ازدحام شبکه افزایش مییابد، درست مانند ترافیک ساعت شلوغی که جادههای یک شهر را به چالش میکشد، اهمیت افزایش ظرفیت و مقیاسپذیری را در فرآیند بلوغ بلاکچینها برای پذیرش گسترده نشان میدهد. عرضه توکنها، ایردراپها و نوسانات بازار همگی میتوانند باعث افزایش ناگهانی تقاضا فراتر از ظرفیت شبکه شوند، کارمزدها را بالا ببرند و محدودیتهای زیرساختها را آشکار کنند.
از گسترش ظرفیت شبکه اصلی و مقیاسبندی لایه دوم اتریوم گرفته تا رویکرد یکپارچه و پرظرفیت سولانا، بلاکچینها بهطور پیوسته در حال پختگی برای پاسخ به افزایش فعالیتها هستند. رویدادهای ازدحام شبکه در گذشته، بهعنوان آزمونهای فشار ارزشمند عمل کرده و نشان دادهاند که شبکهها چگونه تکامل یافتهاند و چه چالشهایی هنوز در مسیر پذیرش گسترده باقی مانده است.
در این شماره از گزارش وضعیت شبکه، بررسی میکنیم که مقیاسپذیری چگونه در اتریوم، اکوسیستم لایه دوم آن و سولانا شکل میگیرد. با نگاه به فعالیت تراکنشها، دینامیک کارمزدها و ظرفیت شبکه، ارزیابی میکنیم که شبکهها چگونه خود را با افزایش تقاضا تطبیق میدهند و این موضوع چه پیامدهایی برای مرحله بعدی رشد آنچین دارد.
شبکهی اصلی اتریوم لایه ۱
سفر مقیاسبندی اتریوم نشاندهندهی چالش افزایش توان پردازش تراکنشها و سرعت شبکه برای پذیرش گسترده است، بدون آنکه تمرکززدایی یا امنیت قربانی شود؛ تعادلی که همچنان مرکز اصلی برنامهي اتریوم (roadmap) باقی مانده است.
در سالهای اولیه، کاربران با چندین مورد مواجه شدند که ظرفیت محدود شبکه همراه با افزایش ناگهانی تقاضا، باعث افزایش هزینه استفاده از شبکه شد و نیاز به راهکارهای مقیاسبندی را برجسته کرد.
ظرفیت اتریوم با محدودیت گس در هر بلاک (Block Gas Limit) تعریف میشود؛ این محدودیت مشخص میکند چه میزان محاسبات میتواند در هر بلاک جای بگیرد. هر تراکنش بر اساس پیچیدگی خود گس مصرف میکند و کاربران کارمزدها را به واحد ETH (با واحد Gwei) پرداخت میکنند تا تراکنشهایشان پردازش شود. وقتی تقاضا برای قرارگیری تراکنشها بیشتر از فضای موجود در بلاک باشد، شبکه کارمزد گس را افزایش میدهد تا رقابت برای ظرفیت محدود را منعکس کند.
نمودار زیر نوسانات قیمت گس اتریوم در چهار رویداد مهم ازدحام شبکه را نشان میدهد، که هر کدام تحول دینامیک قیمتگذاری در حین مقیاسبندی شبکه را به تصویر میکشند:

رویدادهای کلیدی ترافیک شبکه در اکو سیستم اتریوم
۲۰۱۸ ، عرضه بازی CryptoKitties:
یکی از نخستین شوکهای ازدحام در شبکه اتریوم، زمانی رخ داد که یک بازی NFT تقریباً بیشتر فضای بلاکها را اشغال کرد. در آن دوره، کارمزد گس از ۴۵۰ Gwei (حدود ۵۹۶ دلار) فراتر رفت، زیرا کاربران برای وارد شدن تراکنشهایشان در بلاکها با یکدیگر رقابت میکردند.
در آن زمان، کارمزدها از طریق حراج باز تعیین میشد، به این معنا که برنامههای محبوب میتوانستند هنگام افزایش تقاضا، عملاً سایر تراکنشها را از شبکه بیرون برانند.
۲۰۲۱، رونق DeFi و NFT:
رشد انفجاری در حوزههای دیفای و NFT باعث شد کارمزدها از ۲۰۰۰ Gwei فراتر بروند و محدودیتهای بازار کارمزد اتریوم در مواجهه با قراردادهای هوشمند پیچیدهتر نمایان شود. این مسئله منجر به معرفی EIP-1559 شد؛ طرحی که سیستم حراج را با کارمزد پایهی پویا جایگزین کرد. کارمزدی که با توجه به سطح تقاضا تنظیم میشود و بخشی از هزینه تراکنشها را میسوزاند تا ساختار قیمتگذاری قابل پیشبینیتر شود.
۲۰۲۲ ، عرضه زمین متاورس Otherside از Yuga Labs:
با وجود اجرای EIP-1559، عرضهی زمین مجازی Otherside در متاورس باعث شد کارمزد گس برای مدتی کوتاه از ۸۰۰۰ Gwei عبور کند که بالاترین رقم ثبتشده تا آن زمان بود. این رویداد نشان داد که اصلاحات بازار کارمزد بهتنهایی نمیتواند جهشهای شدید تقاضا را کنترل کند.
در نتیجه، توسعهی رولآپهای لایه دوم (Layer-2 Rollups) و زنجیرههای اختصاصی برنامه (App-Specific Chains) برای کاهش فشار از روی شبکه اصلی، شتاب گرفت.
۲۰۲۵ ، نقدینگیهای اکتبر و عرضه توکن WLFI:
در رویدادهای اخیر، مانند عرضه توکن WLFI و موج نقدینگی در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، افزایش کارمزدها بسیار محدودتر بود.
کارمزدها بهندرت از ۱۰۰۰ Gwei فراتر رفتند و بهسرعت به حالت عادی بازگشتند که نشانهای از تأثیر شبکههای لایه دوم و افزایش تدریجی ظرفیت لایه اول است.
مجموعهی این رویدادها نشاندهندهی پیشرفت اتریوم در مسیر مقیاسپذیری است.
EIP-1559 موجب کارایی بیشتر در بازار کارمزدها شد، در حالی که رولآپهای لایه دوم اکنون بخش بزرگی از فعالیتهایی را که پیشتر تنها در شبکه اصلی انجام میشد، به عهده دارند.
همزمان، افزایش تدریجی محدودیت گس بلاکها باعث شده حجم محاسبات قابل انجام در هر بلاک افزایش یابد که چیزی شبیه به گسترش ظرفیت پردازشی اتریوم است.
در سال ۲۰۲۵، تعداد تراکنشهای روزانه اتریوم از ۱.۸ میلیون عبور کرده و میانگین کارمزد تراکنشها به پایینترین سطح چند سال اخیر رسیده است.
همانطور که در نمودار زیر دیده میشود، محدودیت گس بهتازگی به ۴۵ میلیون افزایش یافته و برنامههایی برای رسیدن به ۱۰۰ میلیون و حتی بیشتر وجود دارد تا از حجم بالاتر تراکنشها در آینده پشتیبانی شود.

شبکههای لایهدوم L2 خطوط سریع مقیاسپذیری :
شبکههای لایهدوم با افزودن خطوط عبور سریعتر به ظرفیت اتریوم، توان پردازش شبکه را افزایش میدهند و ضمن جذب تقاضای روبهرشد، هزینهی کارمزدها را پایین نگه میدارند. شبکههایی مانند Base و Optimism در ماههای اخیر شاهد رشد چشمگیری در فعالیت بودهاند، چراکه تراکنشها را بهصورت مقرونبهصرفه پردازش کرده و سپس آنها را بهصورت دستهای روی شبکه اصلی اتریوم نهایی میکنند.
کارمزد تراکنشها در لایهدومها را میتوان نوعی درآمد شبکه در نظر گرفت، درآمدی که از تقاضای کاربران برای انجام تراکنش بهدست میآید. این کارمزدها شامل کارمزد پایه (base fee) و کارمزد اولویت (priority fee) هستند که کاربران میپردازند. در مقابل، کارمزد blob هزینهای است که رولآپها برای ثبت دادههای تراکنش خود در شبکه اصلی اتریوم پرداخت میکنند.
نمودار زیر کارمزد کل تراکنشها (آبی) و میانگین کارمزد هر تراکنش (قرمز) را در شبکهی لایهدوم Coinbase، یعنی Base، نشان میدهد و مشخص میکند که هزینهی کاربران و درآمد شبکه در دورههای ازدحام شبکه چگونه رفتار کرده است.

آوریل ۲۰۲۴ Blobscriptions:
کمی پس از ارتقای Dencun در شبکهی اتریوم، پدیدهای تازه به نام blobscription نوعی دادهنویسی شبیه NFT که در فضای blob ذخیره میشود، باعث انفجار فعالیت در شبکههای لایهدوم شد. در آن زمان، فضای blob هنوز محدود بود و همین موضوع موجب جهش کارمزدهای blob شد. در نتیجه میانگین کارمزد تراکنش در شبکهی Base به بیش از ۱٫۴ دلار رسید، زیرا کاربران برای ثبت تراکنشهای خود در بلاکها رقابت میکردند.
اکتبر ۲۰۲۵ تسویههای اجباری بازار (Market Liquidations):
در جریان نوسانات شدید بازار در تاریخ ۱۰ اکتبر، شبکهی Base در مجموع نزدیک به ۱.۸ میلیون دلار کارمزد تراکنش تولید کرد؛ زیرا حجم معاملات لیکوییدیشن بهشدت افزایش یافت. بااینحال میانگین هزینهی تراکنشها زیر ۰٫۲۰ دلار باقی ماند. بهدلیل ارتقای Pectra در اوایل همان سال که ظرفیت blob را دو برابر کرد، کارمزدهای blob پایین ماند و شبکه توانست حجم بالای تراکنشها را بدون افزایش هزینهی کاربران پردازش کند.

فضای بلاب(Blobspace) که با EIP-4844 در بهروزرسانی Dencun معرفی شد و در Pectra گسترش یافت، اکنون به بخش مرکزی راهبرد مقیاسپذیری اتریوم تبدیل شده است. همانطور که در نمودار بالا دیده میشود، تعداد بلابهای ثبتشده در هر بلاک همزمان با افزایش ظرفیت شبکه رشد کرده و اکنون به هدف جدید شش بلاب در هر بلاک نزدیک شده است.
در همین حال، کارمزد بلابها تقریباً در سطح صفر باقی مانده و هزینه استفاده از شبکه را برای لایهدومها و کاربران نهایی به حداقل رسانده است.
افزایشهای موقتی در کارمزد بلاب، مانند آنچه در آوریل ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ مشاهده شد، درست پس از معرفی این قابلیت زمانی رخ داد که تقاضا از ظرفیت اولیه فراتر رفت اما با ارتقاهای بعدی، از جمله Pectra و بهروزرسانی پیشرو به نام Fusaka، ثبات قیمتگذاری بلابها برقرار شد و لایه دادهای انعطافپذیرتری برای رشد مداوم لایهدومها شکل گرفت.
سولانا؛ موتور پرقدرت تراکنشهای آنچین
سولانا برای کارایی بالا و هزینه بسیار پایین تراکنشها بهینهسازی شده و رویکردی متفاوت نسبت به مقیاسپذیری بلاکچین اتخاذ کرده است. برخلاف اتریوم که بخشی از پردازش را به لایههای بیرونی میسپارد، سولانا همه فرایندها از اجرا و اجماع تا تسویه را در یک زنجیره واحد انجام میدهد. این طراحی، توان عملیاتی شبکه را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد، هرچند نیاز به سختافزار قدرتمندتر برای اعتبارسنجها را نیز بالا میبرد.
نمودار زیر فعالیت تراکنشهای کاربری سولانا (آبی) را در کنار کارمزد تراکنشها و انعامهای خارج از پروتکل MEV tips (زرد و بنفش) نشان میدهد. ترکیب این دادهها بیانگر آن است که چگونه تقاضای تراکنش و درآمد شبکه در گذر زمان و همزمان با تغییر رفتار کاربران و شرایط بازار تحول یافته است.

افزایش تب میمکوینها و عرضهی توکن TRUMP
در اواخر سال ۲۰۲۴، شبکهی سولانا شاهد انفجار معاملاتی در حوزهی میمکوینها بود؛ روندی که در نهایت با عرضهی توکن TRUMP در ژانویهی ۲۰۲۵ به اوج خود رسید. در این دوره، تراکنشهای کاربری به بالاترین سطح تاریخی خود رسیدند، چراکه کاربران برای دسترسی به فضای بلاک با یکدیگر رقابت میکردند.
در این بازه:
- کل کارمزد شبکه به حدود ۳۰.۶ میلیون دلار افزایش یافت، و کارمزدهای اولویتدار (Priority Fees) حدود ۹۸٪ از مجموع کارمزدها را تشکیل میدادند، زیرا کاربران برای ثبت سریعتر تراکنشهای خود در بلاکها پیشنهاد قیمت میدادند.
- انعامهای MEV خارج از پروتکل پرداختهایی خارج از زنجیره برای تشویق اعتبارسنجها به گنجاندن تراکنشها نیز جهشی چشمگیر داشت و به ۲۱.۵ میلیون دلار رسید.
- میانگین کارمزد تراکنشها حدود ۸۲۵٪ افزایش یافت و به ۰.۳۷ دلار رسید، در حالیکه میانگین کارمزدها همچنان زیر ۰.۰۰۳ دلار باقی ماند.

این آمار نشان میدهد که با وجود رشد شدید تقاضا، طراحی درون ساختاری بازار کارمزدها در سولانا توانست از افزایش هزینهها در کل شبکه جلوگیری کند.
طراحی کارمزد درون ساختاری سولانا
این وضعیت طراحی بازار کارمزد درون ساختاری در سولانا را نشان میدهد؛ جایی که تراکم شبکه در یک نقطهی خاص باعث افزایش هزینه در سراسر شبکه نمیشود. هر تراکنش شامل یک کارمزد پایهی ثابت و یک کارمزد اولویتدار اختیاری است که بر اساس میزان واحدهای محاسباتی(Compute Units) درخواستی تعیین میشود.
بنابراین کاربرانی که با برنامهها یا توکنهای پرتقاضا تعامل دارند ممکن است کارمزدهای بیشتری بپردازند، اما بیشتر کاربران همچنان میتوانند با هزینههای پایین در شبکه تراکنش انجام دهند.
بهروزرسانیهای آینده مانند Alpenglow که هدفش کاهش زمان نهایی شدن تراکنشها به حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیثانیه است و Firedancer یک نرمافزار اعتبارسنج جدید با هدف افزایش توان پردازش و مقاومت شبکه، قرار است مسیر مقیاسپذیری یکپارچه سولانا را تقویت کنند.
چشمانداز آینده
مقیاسپذیری در حال تبدیل شدن به یکی از ستونهای کلیدی پذیرش گستردهی بلاکچین است. با رشد حجم و تنوع تقاضا برای فضای بلاک، شبکهها همچنان در حال یافتن توازن میان کارایی، تمرکززدایی و امنیتاند تا بتوانند دامنهی گستردهای از فعالیتها را پشتیبانی کنند، از تراکنشهای DeFi و معاملات پرسرعت گرفته تا پرداختهای مبتنی بر هوش مصنوعی، انتشار استیبلکوینها، داراییهای توکنایزشده و تسویههای نهادی.
همانطور که بررسی ما نشان داد، چند سال اخیر با وجود تراکم در شبکه، پیشرفتهای قابلتوجهی را رقم زده است:
- اتریوم با افزایش ظرفیت بلابها در لایهدو و افزایش گس لیمیت در لایهیک، بهصورت تدریجی در حال گسترش است.
- سولانا با طراحی یکپارچه و درون ساختاری، مرزهای توان عملکردی زنجیرهی واحد را گسترش میدهد.
هر دو رویکرد گرچه متفاوتاند، اما مسیرهایی مکمل در جهت بهبود کارایی فضای بلاک و کاهش هزینهی کاربران را ارائه میدهند.
در عین حال، شبکههای جدیدی در حال ظهورند که در پی گسترش مرزهای این توازناند. زنجیرههایی مانند Hyperliquid، Tempo، Arc و Canton برای حوزههای خاصی همچون معاملات، پرداختها و امور مالی قانونگذاریشده بهینهسازی شدهاند، در حالی که پلتفرمهای عمومیتر مانند Monad و MegaETH با حفظ سازگاری با محیط EVM، به دنبال دستیابی به توان پردازشی بالاتر هستند.
در مجموع این روندها آیندهای را ترسیم میکنند که در آن شبکهها به سمت تخصصیشدن بیشتر حرکت میکنند؛ هرکدام حول یک هدف و عملکرد مشخص شکل میگیرند، در حالی که تعادل میان چندپارگی شبکهها و قابلیت تعامل میان آنها همچنان در حال شکلگیری است.
















