EURUSD 1.12073 USD ▲ 0.44%
XAUUSD 3,904.21 USD ▲ 0.75%
AAPL 344.63 USD ▼ 1.23%
WTI 99.40 USD ▼ 4.53%
BTCUSD 77,791.75 USD
SP500 7,580.07 ▼ 1.82%
AUDUSD 0.70083 USD ▼ 0.31%
EURJPY 176.946 JPY ▲ 0.39%

ترمینال خبری

آخرین بروزرسانی ۱۵ دقیقه پیش

ترمینال خبری یوتوتایمز؛ پوشش لحظه‌ای بازارهای مالی، اقتصاد جهانی، تصمیم‌های بانک‌های مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک

آخرین بروزرسانی ۱۵ دقیقه پیش

جنگ ایران و شوک انرژی در آمریکا؛ آیا افزایش قیمت سوخت به ضرر جمهوری‌خواهان تمام می‌شود؟

در یک نگاه قیمت بنزین در آمریکا نسبت به سال گذشته ۳۴.۲ درصد و قیمت نفت گرمایشی ۷۴.۲ درصد افزایش یافته است؛ این در حالی است که تورم کلی مصرف‌کننده به ۳.۷ درصد رسیده و اختلالات ناشی از جنگ ایران، هزینه‌های انرژی را به یکی از محورهای اصلی رقابت‌های انتخاباتی میان‌دوره‌ای تبدیل کرده است. شورای آتلانتیک هشدار می‌دهد که بی‌ثباتی سیاسی اکنون به یکی از هزینه‌های بخش انرژی تبدیل شده است؛ چرا که هر دولت جدید، سیاست‌های انرژی دولت قبلی را تغییر می‌دهد و اقتصاد پروژه‌ها را به اعتبارهای مالیاتی، کمک‌هزینه‌ها یا دستورالعمل‌های سیاسی وابسته می‌کند. افزایش هزینه‌های انرژی صرفاً مختص دوران ریاست‌جمهوری ترامپ نیست. نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو نشان خواهد داد که بازارهای جهانی انرژی تا چه اندازه بر سیاست‌های داخلی ایالت‌های آمریکا تأثیرگذار هستند و در مقابل، تغییر دولت‌ها و جابه‌جایی قدرت سیاسی چه هزینه‌هایی برای صنعت جهانی انرژی به همراه دارد. با نزدیک شدن زمان رأی‌گیری، قیمت انرژی به سطوح بسیار بالایی رسیده است. بر اساس تحلیل وب‌سایت پولیتیکو از داده‌های انجمن خودروی آمریکا (AAA)، میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده تا روز دوشنبه رسماً از بالاترین سطح ثبت‌شده در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن نیز فراتر رفته است. این وضعیت می‌تواند تهدیدی جدی برای دولت ترامپ و همچنین نامزدهای فعلی انتخابات فرمانداری و کنگره باشد؛ چراکه با افزایش فشارهای مالی بر خانوارها، اعتماد میان رهبران سیاسی و شهروندان تحت فشار اقتصادی در حال تضعیف شدن است. بر اساس گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در تاریخ ۱۴ اکتبر، قیمت کلی کالاها و خدمات در ایالات متحده طی ۱۲ ماه گذشته ۳.۷ درصد افزایش یافته است؛ روندی که رشد شدید هزینه‌های انرژی آن را تشدید کرده است. در این میان، قیمت بنزین با افزایشی قابل‌توجه به میزان ۳۴.۲ درصد رسیده و قیمت نفت گرمایشی، که عمدتاً برای تأمین گرمایش منازل استفاده می‌شود، نیز ۷۴.۲ درصد جهش کرده است. بخش عمده این افزایش قیمت‌ها ناشی از اختلال در تجارت نفت و گاز در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده است. وب‌سایت بیزینس اینسایدر در گزارشی نوشت: این شرایط، چشم‌انداز ناخوشایندی را برای آمریکایی‌هایی ترسیم می‌کند که با هزینه‌های بالای زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و احتمالاً در آینده نزدیک نیز کاهش محسوسی در قیمت سوخت تجربه نخواهند کرد؛ به‌ویژه در شرایطی که احتمال اقدامات نظامی بیشتر علیه ایران همچنان وجود دارد. این گزارش در ادامه می‌افزاید: برای شهروندان عادی آمریکا، مجموع این فشارهای بین‌المللی عملاً به معنای کاهش قدرت خرید و نوعی کاهش دستمزد واقعی است. رشد دستمزدها همچنان آهسته و باثبات پیش می‌رود، اما طی ماه‌های اخیر افزایش قیمت‌ها از رشد درآمدها پیشی گرفته است. با این حال، این مشکل صرفاً به دولت ترامپ محدود نمی‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که محرک‌های بازار نفت و گاز، که اغلب خارج از کنترل دولت‌ها هستند، بارها برنامه‌ها و اولویت‌های سیاسی رهبران جهان را تحت تأثیر قرار داده یا حتی مختل کرده‌اند. ایزابل اشنابل، از مقام‌های بانک مرکزی اروپا، برای توصیف این پدیده از اصطلاح «تورم فسیلی» (Fossilflation) استفاده کرده است. با این وجود، تنها سیاستمداران نیستند که باید نگران تحولات بازار انرژی باشند؛ بلکه بازارهای انرژی نیز بیش از گذشته باید نگران تصمیمات سیاستمداران باشند. شورای آتلانتیک در گزارشی درباره سیاست انرژی ایالات متحده که اوایل هفته جاری منتشر شد، تأکید کرده است: بی‌ثباتی سیاسی به یکی از هزینه‌های بخش انرژی تبدیل شده است. به گفته این شورا، در چند دوره اخیر انتخابات فدرال آمریکا، هر بار با تغییر دولت، سیاست‌های انرژی و دستاوردهای دولت قبلی کنار گذاشته شده و مورد بازنگری اساسی قرار گرفته‌اند. شورای آتلانتیک در ادامه به نقش مشوق‌های مالی و مقرراتی خاص برای فناوری‌های مختلف انرژی اشاره می‌کند: مشوق‌های مختص هر فناوری، این چرخه را تشدید می‌کنند. چنین مشوق‌هایی می‌توانند به گسترش سریع‌تر فناوری‌ها، به‌ویژه در صنایع نوظهور، کمک کنند؛ اما در عین حال، توجیه اقتصادی پروژه‌ها را به دوام سیاسی یک اعتبار مالیاتی، کمک‌هزینه، الزام قانونی یا تفسیر مقرراتی خاص وابسته می‌کنند. به این ترتیب، تغییر ناگهانی اولویت‌های دولت در هر دوره چهارساله می‌تواند اختلالی گسترده و پرهزینه در چرخه تأمین مالی فدرال ایجاد کند. این شورا معتقد است: ایالات متحده به چیزی فراتر از شعار استفاده از همه منابع انرژی نیاز دارد. این کشور باید چارچوبی فدرال، باثبات و قابل اتکا برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند که به‌جای ترجیحات سیاسی، عملکرد و کارایی بخش انرژی را مبنای حمایت و پاداش قرار دهد. این رویکرد جامع باید انواع مختلف انرژی در حال توسعه را نیز در بر بگیرد؛ چراکه هرچه سبد انرژی متنوع‌تر باشد، امنیت و تاب‌آوری آن نیز بیشتر خواهد بود. افزون بر این، متنوع‌سازی منابع انرژی نه‌تنها صنعت انرژی را در برابر تغییرات ناگهانی سیاست‌های دولت‌ها محافظت می‌کند، بلکه می‌تواند از شهروندان و سیاستمداران نیز در برابر پیامدهای اجتناب‌ناپذیر «تورم فسیلی» محافظت کند. تیم مک‌دانل، سردبیر حوزه اقلیم و انرژی در رسانه مستقل سمفور، در یادداشتی تحلیلی در این زمینه می‌نویسد: «نوسانات ذاتی قیمت نفت و گاز، یکی از آسیب‌پذیری‌های پایدار اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود که تنها از طریق کاهش وابستگی به این منابع انرژی قابل حل است.» او در ادامه تأکید می‌کند: «افزایش حفاری‌های داخلی باعث شده است بخش بیشتری از توازن عرضه و تقاضا تحت کنترل آمریکا قرار بگیرد، اما این موضوع نمی‌تواند مصرف‌کنندگان آمریکایی را از آشفتگی قیمت‌ها در بازار جهانی مصون نگه دارد.» به بیان دیگر، افزایش تولید داخلی نفت و گاز نیز نمی‌تواند مانع از تأثیرپذیری مصرف‌کنندگان آمریکایی از نوسانات بازارهای جهانی شود؛ همان‌طور که نمی‌تواند از ابراز نارضایتی آن‌ها در پای صندوق‌های رأی جلوگیری کند.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

خبرگزاری تاس: روسیه قصد دارد در ماه نوامبر ۲.۱۵ میلیون تن گازوئیل صادر کند

خبرگزاری اینترفاکس: روسیه قصد دارد ممنوعیت صادرات گازوئیل را با در نظر گرفتن برخی استثناها، تا پایان ماه ژانویه تمدید کند. خبرگزاری تاس به نقل از الکساندر نواک، معاون نخست‌وزیر روسیه: روسیه قصد دارد در ماه اکتبر ۵۱۰ هزار تن و در ماه نوامبر ۲.۱۵ میلیون تن گازوئیل صادر کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

یورگنسن، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا: نیمی از نفتی که طی ماه‌های آینده از ذخایر آزاد می‌شود، گازوئیل خواهد بود.

انتظار نداریم تأمین نفت و گاز با مشکل امنیتی مواجه شود، اما شهروندان برای پرداخت قبوض انرژی خود با دشواری روبه‌رو هستند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا بار دیگر بر تعهد خود برای آزادسازی سریع‌تر ۴۲.۶ میلیون بشکه نفت از ذخایر تأکید کرده‌اند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

چرا حتی توافق صلح هم نمی‌تواند قیمت نفت را به‌سرعت کاهش دهد؟

در یک نگاه کشورهای خاورمیانه تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای کاهش تنش‌ها با ایران تشدید کرده‌اند، اما بانک استاندارد چارترد انتظار دارد قیمت نفت تا زمان بازگشت کامل حمل‌ونقل دریایی و تولید نفت در خلیج فارس به وضعیت عادی، همچنان در سطوح بالا باقی بماند. کاهش ذخایر استراتژیک نفت می‌تواند قیمت‌ها را بالا نگه دارد؛ چرا که دولت‌ها برای بازسازی ذخایر اضطراری خود اقدام به خرید نفت خواهند کرد و این موضوع حتی در صورت احیای عرضه خاورمیانه، تقاضای جدیدی ایجاد می‌کند. قیمت گاز طبیعی در اروپا به آستانه ۱۰۰ یورو به‌ازای هر مگاوات‌ساعت نزدیک شده است. افزایش تقاضای زمستانی، کاهش سطح ذخایر و تداوم کمبود گاز طبیعی مایع (LNG)، خطر افزایش بیشتر قیمت‌ها را به همراه دارد. کشورهای خاورمیانه تلاش‌های دیپلماتیک خود را از سر گرفته‌اند. روز دوشنبه، هیئت‌های بلندپایه‌ای از عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در تهران با مقام‌های ایرانی دیدار کردند تا چارچوبی برای امنیت منطقه‌ای بررسی کنند؛ اقدامی که با هدف کاهش تنش‌ها صورت گرفته است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، از آمادگی تهران برای حل‌وفصل اختلافات منطقه‌ای سخن گفته است. بااین‌حال، ایران همچنان تأکید دارد که پیش از آغاز مذاکرات گسترده‌تر، باید تحریم‌های آمریکا و محاصره بنادر ایران مورد رسیدگی قرار گیرد. بانک استاندارد چارترد انتظار دارد دستیابی به توافقی معتبر، بخش قابل‌توجهی از صرف ریسک ژئوپلیتیکی را به‌سرعت از قیمت نفت حذف کند. بااین‌حال، قیمت‌ها تا زمانی که امنیت مسیرهای کشتیرانی تضمین نشود و عرضه نفت از منطقه خلیج فارس به وضعیت قابل‌اتکایی بازنگردد، همچنان بالا خواهند ماند. درحالی‌که مقام‌های عربستان سعودی و ایران در تهران دیدار می‌کردند، حوثی‌ها مدعی شدند حملات جدیدی به ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله نفت شرق به غرب عربستان انجام داده‌اند. بااین‌حال، هنوز شواهد تأییدشده‌ای درباره وارد شدن خسارت جدید به این خط لوله یا اختلال در جریان انتقال نفت آن منتشر نشده است. با توجه به این شرایط، استاندارد چارترد پیش‌بینی می‌کند که قیمت نفت خام طی ماه‌های آینده همچنان در سطوح بالا باقی بماند. از نظر این بانک، سرعت و پایداری بازگشت عرضه نفت از منطقه خلیج فارس، مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده توازن بازار خواهند بود. به گفته این بانک، ازسرگیری بخشی از صادرات نفت خام توانسته است از شدت کمبود فوری عرضه بکاهد، اما اختلال در تولید، محدودیت فعالیت پالایشگاه‌ها و استفاده از مسیرهای جایگزین و پرهزینه برای حمل‌ونقل، همچنان عرضه مؤثر نفت را محدود کرده‌اند. بیشترین ریسک متوجه فرآورده‌های نفتی پالایش‌شده است؛ چرا که کمبود گازوئیل و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، فشارهای تورمی را به بخش‌هایی فراتر از بازار نفت خام منتقل می‌کنند. دیپلماسی می‌تواند صرف ریسک ناشی از تنش‌های سیاسی را کاهش دهد، اما افت پایدار قیمت‌ها به عبور ایمن نفتکش‌ها از خلیج فارس و بازگشت حجم قابل‌توجهی از نفت منطقه به بازار نیاز دارد. در حال حاضر، آزادسازی ذخایر استراتژیک و تغییر مسیر تجارت نفت بخشی از کمبود عرضه را جبران می‌کنند، اما هیچ‌یک از این راهکارها نمی‌تواند برای مدت نامحدود جایگزین عرضه ازدست‌رفته شود. بازسازی ذخایر استراتژیک؛ عامل جدید افزایش تقاضای نفت دولت‌ها برای جبران کمبود عرضه، از ذخایر اضطراری نفت خود برداشت کرده‌اند. اکنون بازسازی این ذخایر می‌تواند طی ماه‌های آینده به افزایش تقاضای نفت منجر شود. بر اساس آخرین آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، ذخایر استراتژیک نفت این کشور تنها ۲۸۲.۷ میلیون بشکه است؛ رقمی که پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۸۲ تاکنون محسوب می‌شود. بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت در آسیا نیز برای جبران کاهش عرضه از منطقه خلیج فارس، از ذخایر استراتژیک و تجاری خود برداشت کرده‌اند. استاندارد چارترد انتظار دارد که بازسازی این ذخایر، بخش قابل‌توجهی از نفتی را که دوباره وارد بازار می‌شود، جذب کند؛ به‌ویژه اگر دولت‌ها پیش از بازگشت تولید و حمل‌ونقل نفت در خلیج فارس به شرایط عادی، خریدهای خود را آغاز کنند. در چنین شرایطی، نفت کمتری برای بازسازی ذخایر تجاری باقی خواهد ماند و این مسئله می‌تواند حتی با کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی، قیمت‌ها را در سطوح بالا نگه دارد. قیمت گاز اروپا به آستانه ۱۰۰ یورو نزدیک می‌شود در بازار گاز طبیعی، استاندارد چارترد پیش‌بینی قبلی خود را درباره باقی ماندن قیمت گاز اروپا در سطوح بالا طی فصل زمستان تکرار کرده است. حتی با وجود آنکه دما در محدوده معمول فصلی قرار دارد، توازن عرضه و تقاضای فیزیکی گاز در اروپا به‌اندازه‌ای محدود شده که قیمت‌ها به محدوده ۱۰۰ یورو به‌ازای هر مگاوات‌ساعت نزدیک شده‌اند. روز چهارشنبه (6 آبان)، قراردادهای آتی گاز طبیعی اروپا در شاخص TTF با قیمت ۹۸.۵۸ یورو به‌ازای هر مگاوات‌ساعت معامله شدند. به نظر می‌رسد اروپا وارد دوره برداشت زمستانی از ذخایر گاز شده است؛ دوره‌ای که در آن مصرف از ذخایر افزایش می‌یابد و روند تزریق گاز به مخازن کاهش پیدا می‌کند. تقاضای گاز برای گرمایش در منطقه اروپای مرکزی و شمال‌غربی (CNWE) نسبت به هفته قبل حدود ۴۲ درصد افزایش یافته است، درحالی‌که میزان خالص تزریق گاز به ذخایر با افت شدید ۷۱ درصدی مواجه شده است. این منطقه در روزهای ۲۰ و ۲۱ اکتبر، برای نخستین بار در فصل جاری دو روز متوالی برداشت خالص از ذخایر را ثبت کرد. البته در مجموع هفته، تراز ذخایر همچنان اندکی مثبت بود؛ به این معنا که میزان تزریق گاز در کل هفته، با اختلافی محدود از برداشت آن بیشتر باقی ماند. اکنون اروپا با سرعت بیشتری نسبت به میزان ذخیره‌سازی، گاز مصرف می‌کند. افزایش تقاضا برای گرمایش و افت شدید تزریق گاز به مخازن، فشار بر بازار را تشدید کرده است. نکته مهم این است که این محدودیت عرضه، بدون وقوع موج سرمای شدید شکل گرفته است. دما عمدتاً در محدوده معمول فصلی قرار داشته و پیش‌بینی می‌شود همین وضعیت ادامه پیدا کند. بااین‌حال، قیمت گاز در بازارهای روز آینده و قراردادهای ماه پیش‌رو در شاخص TTF به محدوده ۱۰۰ یورو نزدیک شده است و کشورهای شمال‌غربی قاره اروپا نیز به‌صورت مقطعی برداشت از ذخایر را آغاز کرده‌اند. استاندارد چارترد معتقد است بازار در حال حاضر زمستانی ملایم را در قیمت‌ها لحاظ کرده است؛ بنابراین، حتی اگر دما در محدوده معمول فصلی باقی بماند، همچنان امکان افزایش بیشتر قیمت گاز وجود دارد. رقابت اروپا و آسیا برای تأمین گاز طبیعی مایع اروپا اکنون از موقعیت بهتری برای رقابت بر سر محموله‌های گاز طبیعی مایع (LNG) برخوردار است. در ۲۶ اکتبر، اختلاف قیمت قرارداد گاز TTF اروپا برای ماه دوم با شاخص JKM آسیا به ۱.۰۸ دلار به‌ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (mmBtu) کاهش یافت؛ این در حالی است که اختلاف قیمت در اوایل ماه بیشتر بود. کاهش این فاصله قیمتی به اروپا اجازه می‌دهد هم‌زمان با افزایش تقاضای گرمایشی و آغاز برداشت از ذخایر، برای جذب محموله‌های انعطاف‌پذیر گاز از آمریکا و حوزه اقیانوس اطلس رقابت کند. به گفته استاندارد چارترد، افزایش صرف قیمت گاز اروپا نسبت به شاخص هنری هاب آمریکا، انگیزه صادرکنندگان آمریکایی برای ارسال محموله‌های بیشتر به اروپا را تقویت می‌کند. بااین‌حال، این بانک تأکید دارد که پیش از محاسبه این مزیت به‌عنوان عرضه اضافی، باید تداوم آن در بازار مشاهده شود. صادرات LNG از منطقه خلیج فارس همچنان با اختلال مواجه است و خریداران آسیایی نیز با محدودیت‌های مشابهی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در نتیجه، اروپا و آسیا برای دسترسی به حجم محدودی از محموله‌های گاز طبیعی مایع با یکدیگر رقابت می‌کنند. احتمالاً اروپا برای تأمین گاز موردنیاز خود در طول زمستان، ناچار خواهد بود قیمت گاز در شاخص TTF را هم‌پای شاخص JKM آسیا افزایش دهد یا حتی از آن فراتر ببرد. کاهش فاصله قیمتی، توجه تأمین‌کنندگان را به بازار اروپا جلب می‌کند؛ اما برای جبران کاهش ذخایر، اروپا باید اطمینان حاصل کند که ورود محموله‌های گاز طبیعی مایع در طول زمستان ادامه خواهد داشت.  

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

منابع آگاه: روسیه در نظر دارد ممنوعیت صادرات گازوئیل را تا پایان سال جاری میلادی تمدید کند

روسیه برای عمل به تعهدات خود در قبال آمریکا، از نظام سهمیه‌بندی صادرات برای شرکت‌های مختلف استفاده می‌کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

قطر انرژی برای مقابله با اختلالات احتمالی تنگه هرمز، به‌دنبال خرید گاز طبیعی مایع از آمریکا است

قطر انرژی قصد دارد از طریق قراردادهای جدید تأمین، سالانه بیش از ۷ میلیون تن گاز طبیعی مایع (LNG) خریداری کند. این توافق‌ها می‌تواند شامل قراردادهای احتمالی با شرکت آمریکایی ونچر گلوبال (Venture Global) با نماد بورسی VG باشد. هدف از این راهبرد، بهره‌برداری از افزایش احتمالی قیمت گاز طبیعی مایع در آینده و کسب سود از جهش قیمت‌ها، بدون نیاز به سرمایه‌گذاری کلان در زیرساخت‌های جدید است. قطر همچنین احداث خطوط لوله برای دور زدن تنگه هرمز را رد کرده و دلیل این تصمیم را خطرات امنیتی عنوان کرده است. مدیرعامل قطر انرژی: قطر برای پوشش ریسک اختلالات احتمالی در تنگه هرمز، گاز طبیعی مایع (LNG) از آمریکا خریداری می‌کند. این شرکت انتظار دارد تا پایان سال ۲۰۲۶ قراردادهای بلندمدت بیشتری منعقد کند و هدف آن بسیار بالاتر از ۷ میلیون تن در سال است. مدیرعامل قطر انرژی: طی دو هفته گذشته، دو بار با سرپرست وزارت نفت ایران دیدار کرده‌ایم و در حال بررسی زمینه‌های همکاری در بخش نفت و گاز پس از جنگ هستیم.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

جنگ خاورمیانه کدام کشور را بیشتر گرفتار گرانی سوخت کرد؟

در یک نگاه بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های انرژی و هوای پاک (CREA)، آمریکایی‌ها بیشترین سهم از هزینه‌های ناشی از افزایش قیمت سوخت در پی جنگ خاورمیانه را متحمل می‌شوند؛ به‌طوری‌که از مجموع ۴۶۸ میلیارد دلار افزایش هزینه جهانی، ۱۶۰ میلیارد دلار به آمریکا اختصاص دارد. مصرف بالای سوخت در آمریکا و وابستگی گسترده به خودروهای بنزینی، فشار اقتصادی را تشدید کرده است؛ به‌طوری‌که هزینه اضافی برآوردشده برای هر آمریکایی به ۴۷۱ دلار می‌رسد. اروپا و آسیا نیز با هزینه‌های سنگین انرژی، به‌ویژه در بخش برق و سوخت‌های وارداتی، مواجه هستند؛ موضوعی که این ادعا را زیر سؤال می‌برد که آمریکایی‌ها در مجموع بیشترین آسیب را از بحران انرژی دیده‌اند. آمریکایی‌ها بیشترین سهم از افزایش جهانی قیمت انرژی ناشی از جنگ در خاورمیانه را پرداخت می‌کنند. رسانه‌ای فنلاندی در حوزه انرژی و اقلیم با استناد به گزارش مرکز پژوهش‌های انرژی و هوای پاک (CREA) این موضوع را گزارش کرده است. بر اساس برآورد این مرکز که توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است، مجموع افزایش هزینه‌های ناشی از تورم قیمت سوخت در سراسر جهان به ۴۶۸ میلیارد دلار رسیده که سهم آمریکا از این رقم، ۱۶۰ میلیارد دلار است. طبق برآورد CREA، آمریکایی‌ها از نظر سرانه نیز بیشترین هزینه بیشتر را متحمل می‌شوند. این مرکز هزینه بیشتر هر آمریکایی را ۴۷۱ دلار تخمین زده، در حالی که میانگین جهانی این هزینه به ۶۰ دلار می‌رسد. با این حال، مقایسه این ارقام نیازمند احتیاط است؛ چرا که میانگین جهانی با میانگین یک کشور مقایسه شده و چنین مقایسه‌ای لزوماً تصویر دقیقی از تفاوت فشار اقتصادی در کشورهای مختلف ارائه نمی‌دهد. علاوه بر این، CREA صرفاً هزینه‌های سوخت را بررسی کرده است؛ در حالی که جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران بر قیمت برق نیز تأثیر گذاشته است. در این زمینه، برخی کشورهای دیگر به دلیل وابستگی به واردات گاز و زغال‌سنگ، با فشار بیشتری نسبت به آمریکا مواجه شده‌اند. این در حالی است که آمریکا از جایگاه خود به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده گاز طبیعی جهان بهره‌مند است. برای مثال، ژاپن که یکی از کشورهای به‌شدت وابسته به واردات انرژی در جهان محسوب می‌شود، در پی جنگ با افزایش چشمگیر قیمت برق مواجه شده است. قیمت برق در سراسر این کشور در ماه گذشته به رکوردی بی‌سابقه رسید؛ اتفاقی که پس از کاهش یارانه‌های دولتی رخ داد، چرا که دولت دیگر قادر به ادامه پرداخت این یارانه‌ها نبود. کشورهای اروپایی نیز ضربه سنگینی از افزایش قیمت انرژی متحمل شده‌اند و قیمت سوخت در سراسر اتحادیه اروپا به‌مراتب بالاتر از آمریکا است. برای نمونه، آلمانی‌ها به‌طور متوسط برای هر لیتر گازوئیل ۲.۳۰ یورو پرداخت می‌کنند؛ رقمی معادل ۹.۷۳ دلار برای هر گالن. از سوی دیگر، خودروهای دیزلی در اروپا بسیار رایج‌تر از آمریکا هستند و همین موضوع تأثیر افزایش قیمت گازوئیل بر هزینه‌های حمل‌ونقل را پررنگ‌تر می‌کند. مرکز پژوهش‌های انرژی و هوای پاک فنلاند، عادت رانندگی آمریکایی‌ها را عامل اصلی بالا بودن هزینه‌های سوخت در این کشور می‌داند. این مرکز در گزارش خود توضیح داده است که مصرف بالای نفت در آمریکا، ناشی از وابستگی گسترده به خودروهای شخصی پرمصرف و کندی روند جایگزینی بنزین و گازوئیل با گزینه‌های دیگر است. در نتیجه، خانوار، شرکت‌های حمل‌ونقل جاده‌ای و کشاورزان آمریکایی بیش از دیگران در معرض شوک‌های بازار جهانی سوخت قرار می‌گیرند. با این حال، کشورهای اروپایی تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند. فروش خودروهای برقی در اروپا طی سال جاری و در واکنش به افزایش قیمت سوخت رشد چشمگیری داشته است؛ اما این روند تاکنون نتوانسته به کاهش محسوس هزینه انرژی برای مصرف‌کنندگان اروپایی منجر شود. گسترش اعتراضات اجتماعی، که بسیاری از آن‌ها به افزایش هزینه‌های زندگی نسبت داده می‌شوند، نیز نشان می‌دهد فشار اقتصادی همچنان ادامه دارد. به بیان دیگر، افزایش وابستگی حمل‌ونقل به برق، دست‌کم در کشورهای اروپایی مورد اشاره، به کاهش هزینه‌های انرژی منجر نشده است. در همین حال، گروه لابی صنعت انرژی خورشیدی اتحادیه اروپا در اوایل سال جاری ادعا کرد که استفاده از انرژی خورشیدی در این سال حدود ۳۷.۴ میلیارد یورو در هزینه‌های انرژی این بلوک صرفه‌جویی کرده است. این رقم معادل ۴۱.۷۶ میلیارد دلار است و برآورد آن بر این فرض استوار است که اگر ظرفیت تولید برق خورشیدی وجود نداشت، کشورهای عضو اتحادیه اروپا ناچار بودند برای تولید برق، گاز طبیعی بیشتری وارد کنند. با این حال، در شرایطی که برخی شرکت‌های فعال در صنعت خورشیدی به دلیل رقابت بیش از حد و منفی شدن قیمت عمده‌فروشی برق با مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند، می‌توان استدلال کرد که برآوردهای ارائه‌شده از سوی SolarPower Europe لزوماً تمام ابعاد اقتصادی این صرفه‌جویی را نشان نمی‌دهد. قیمت سوخت در آمریکا همچنان به‌مراتب بالاتر از سطح آن در مدت مشابه سال گذشته است. جایگاه این کشور به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و گاز جهان نیز مانع افزایش قیمت‌های داخلی نشده است؛ چرا که آمریکا هم‌زمان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت و گاز جهان به شمار می‌رود و صادرات انرژی می‌تواند بر قیمت‌های داخلی تأثیر بگذارد. با این وجود، این ادعا که آمریکایی‌ها به دلیل جنگ بیشترین هزینه انرژی را در جهان پرداخت می‌کنند، بدون در نظر گرفتن شرایط سایر مناطق جهان، از جمله اروپا و آسیا، تصویری ناقص ارائه می‌دهد. این موضوع به‌ویژه درباره چین اهمیت دارد؛ کشوری که بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان را در اختیار دارد و در زمینه سرمایه‌گذاری برای گذار انرژی نیز در جایگاه نخست جهان قرار گرفته است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا: احتمالاً صادرات گازوئیل از منطقه خلیج فارس افزایش خواهد یافت

قیمت گازوئیل به‌طور قابل‌توجهی کاهش خواهد یافت. احتمال دارد چین صادرات گازوئیل را از سر بگیرد. روسیه تنها در صورتی از صادرات گازوئیل سود می‌برد که جنگ پایان یابد.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

جنگ ایران چگونه ۳۹ میلیارد دلار به هزینه جهانی گاز اضافه کرد؟

در یک نگاه واردکنندگان جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) در سال ۲۰۲۶ با وجود کاهش ۶۰.۷ میلیون تنی واردات، به‌دلیل اختلال در عرضه از خاورمیانه، دست‌کم ۳۹ میلیارد دلار هزینه بیشتر متحمل خواهند شد. اروپا بیشترین آسیب مالی را متحمل می‌شود و هزینه واردات ال‌ان‌جی این منطقه دست‌کم ۱۲ میلیارد دلار افزایش می‌یابد؛ چرا که وابستگی زیاد به بازار نقدی، خریداران را در معرض جهش قیمت‌ها قرار داده است. آسیای شرقی به‌لطف قراردادهای بلندمدت مبتنی بر قیمت نفت و متنوع‌سازی منابع تأمین، در برابر بحران مقاوم‌تر است و افزایش هزینه واردات ال‌ان‌جی این منطقه به ۹.۷ درصد محدود می‌شود. درگیری‌های خاورمیانه جریان انتقال انرژی در جهان را مختل کرده و کشورها را وادار ساخته است مسیرهای تأمین خود را بازنگری کنند و امنیت انرژی را در اولویت قرار دهند. با افزایش مراجعه خریداران به بازار نقدی برای جبران حجم عرضه مختل‌شده، شرکت ریستاد انرژی (Rystad Energy) برآورد می‌کند که واردکنندگان جهانی گاز طبیعی مایع در سال ۲۰۲۶، با وجود خرید ۶۰.۷ میلیون تن کمتر از این سوخت، دست‌کم ۳۹ میلیارد دلار بیشتر برای تأمین محموله‌های قراردادی و خریدهای نقدی هزینه خواهند کرد. اختلال در صادرات ال‌ان‌جی قطر و امارات متحده عربی از طریق تنگه هرمز، خریداران را ناگزیر کرده است محموله‌های جایگزین را با قیمت‌های بالاتر تأمین کنند. انتظار می‌رود مجموع هزینه سبد تأمین ال‌ان‌جی به ۲۵۶ میلیارد دلار برسد که نسبت به برآورد پیش از جنگ، ۱۸ درصد افزایش نشان می‌دهد. این وضعیت نشان می‌دهد که میزان آسیب‌پذیری واردکنندگان به عواملی مانند پوشش قراردادهای بلندمدت، شاخص‌های مبنای قیمت‌گذاری و توانایی کاهش تقاضا بستگی دارد. مدل‌سازی ریستاد انرژی بر این فرض استوار است که محموله‌های ال‌ان‌جی قطر و امارات از ماه مارس تا پایان سال ۲۰۲۶ در دسترس نخواهند بود. در این سناریو، هزینه سبد تأمین جهانی ال‌ان‌جی از ۲۱۷.۸ میلیارد دلار به دست‌کم ۲۵۶.۳ میلیارد دلار افزایش می‌یابد. اروپا با بزرگ‌ترین افزایش هزینه مواجه است؛ به‌طوری‌که صورت‌حساب واردات ال‌ان‌جی این منطقه دست‌کم ۱۲ میلیارد دلار، معادل ۱۸ درصد، افزایش خواهد یافت؛ آن هم در شرایطی که تقاضا ۲۴ میلیون تن کاهش پیدا می‌کند. اروپا پیش از آغاز بحران نیز به‌شدت به خرید از بازار نقدی وابسته بود و همین مسئله فضای محدودی برای افزایش بیشتر سهم این بازار باقی گذاشته است. در نتیجه، با احتساب کاهش تقاضا، پیش‌بینی می‌شود سهم خریدهای نقدی از کل واردات این منطقه تنها ۵.۴۹ درصد افزایش یابد. هم‌زمان، اروپا از مجموع ۲۴.۷ میلیون تن ال‌ان‌جی قطر که پیش از آغاز درگیری برای تحویل در سال ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده بود، ۲۰.۶ میلیون تن را از دست خواهد داد. آسیای شرقی در موقعیت بهتری برای مقابله با این اختلال قرار دارد؛ چرا که خریدهای نقدی تنها ۱۴.۵ درصد از واردات این منطقه را تشکیل می‌دهند. تنوع بیشتر قراردادهای تأمین از منابع خارج از خاورمیانه و تقاضای کمتر برای ال‌ان‌جی، به کاهش آسیب‌پذیری این منطقه در برابر اختلال در تحویل محموله‌های قطر و امارات کمک می‌کند. با وجود آنکه آسیای شرقی از نظر اسمی بیشترین میزان وابستگی به قراردادهای تأمین از کشورهای حاشیه خلیج فارس را دارد، در میان مناطق خارج از خاورمیانه با کمترین افزایش نسبی هزینه واردات ال‌ان‌جی مواجه خواهد شد؛ افزایشی معادل ۹.۷ درصد. در همین حال، کشورهای جنوب آسیا عمدتاً از طریق کاهش واردات خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند و پاکستان بیش از هند خریدهای خود را کاهش می‌دهد. در آفریقا و آمریکای جنوبی نیز مصر و برزیل، به‌ترتیب، عوامل اصلی افزایش قیمت‌ها و حجم واردات هستند؛ در حالی که خاورمیانه عمدتاً از طریق کاهش تقاضا با این وضعیت سازگار می‌شود. به گفته کریستوف هالسر، تحلیلگر ارشد حوزه تحقیقات گاز و ال‌ان‌جی در ریستاد انرژی: این درگیری به درجات مختلف بر تمام بازیگران بازار گاز تأثیر گذاشته است، اما همه اقتصادها به یک اندازه توانایی جذب این شوک را ندارند. برخی واردکنندگان آمادگی بیشتری برای مدیریت افزایش هزینه‌ها دارند، در حالی که برخی دیگر چاره‌ای جز کاهش حجم واردات و پذیرش پیامدهای اقتصادی آن نداشته‌اند. این بحران یک ضعف اساسی در امنیت تأمین گاز را آشکار می‌کند: متنوع‌‌سازی شاخص‌های قیمت‌گذاری می‌تواند به مدیریت هزینه‌ها کمک کند، اما تأمین فیزیکی گاز را تضمین نمی‌کند. واردکنندگان باید در کنار ریسک‌های قیمتی، میزان آسیب‌پذیری خود در برابر اختلالات عرضه را نیز ارزیابی کنند و سبد قراردادهای خود را بر پایه مسیرهای مطمئن تحویل و تقاضایی تنظیم کنند که جایگزین کردن آن آسان نیست. در نهایت، وقتی محموله‌های گاز ممکن است یک‌شبه از دسترس خارج شوند، پایداری و قابلیت اطمینان عرضه به‌اندازه قیمتی که برای آن پرداخت می‌شود اهمیت دارد. چرا آسیا در برابر بحران بهتر از اروپا مقاومت می‌کند؟ آسیای شرقی بهتر از اروپا با اختلالات عرضه کنار می‌آید و شرایط قیمت‌گذاری قراردادها یکی از عوامل اصلی این تفاوت است. تحقیقات ریستاد انرژی نشان می‌دهد که قیمت ۸۲ درصد از قراردادهای بلندمدت ال‌ان‌جی در آسیای شرقی بر اساس قیمت نفت تعیین می‌شود؛ قیمتی که در مقایسه با نرخ‌های نقدی ال‌ان‌جی افزایش بسیار کمتری داشته است. قیمت ال‌ان‌جی در این قراردادها حدود ۲۸ درصد افزایش یافته، در حالی که افزایش قیمت در قراردادهای مبتنی بر شاخص‌های مراکز معاملاتی گاز و بازار نقدی به ۷۲ درصد رسیده است. در مقابل، میانگین قیمت ال‌ان‌جی در اروپا ۴۷ درصد افزایش یافته است. اروپا حدود ۶۵ درصد از ال‌ان‌جی مورد نیاز خود را از بازار نقدی خریداری می‌کند و تقریباً یک‌چهارم قراردادهای بلندمدت آن نیز به شاخص‌های قیمت گاز وابسته‌اند. این ساختار، اروپا را به‌مراتب بیشتر در معرض تمام آثار نوسانات بازار قرار می‌دهد. تجربه اروپا یک ضعف راهبردی را آشکار می‌کند: اتکای بیش از حد به نقدشوندگی بازار نقدی برای تأمین بخش باقی‌مانده از تقاضای گاز. حتی اگر گاز به‌عنوان یک سوخت انتقالی در مسیر گذار انرژی در نظر گرفته شود، این موضوع نیاز به تأمین حجم گازی را که همچنان مصرف می‌شود، از بین نمی‌برد. به تعویق انداختن خریدهای قراردادی بلندمدت، پیش از آنکه منابع جایگزین در دسترس قرار گیرند، واردکنندگان را در معرض شوک ناشی از افزایش هزینه تأمین محموله‌های جایگزین قرار می‌دهد. مدت قراردادها و انعطاف‌پذیری حجم خرید باید با میزان تقاضای باقی‌مانده متناسب باشد و منابع تأمین و مسیرهای انتقال نیز تنوع داشته باشند. نقش گاز آمریکا و مسیرهای جایگزین تأمین قیمت‌گذاری مبتنی بر شاخص هنری هاب (Henry Hub) و مسیرهای انتقال گاز، هرکدام به مدیریت نوع متفاوتی از ریسک کمک می‌کنند. تحلیل ژئواستراتژیک ریستاد انرژی نیز بر اهمیت منابع تأمینی تأکید دارد که کمتر در معرض انسداد قرار می‌گیرند؛ یعنی منابعی که از گلوگاه‌های دریایی یا آبراه‌های مورد مناقشه عبور نمی‌کنند. محموله‌های ارسالی از سواحل خلیج مکزیک آمریکا به اروپا، بدون عبور از تنگه هرمز به مقصد می‌رسند. با این حال، محموله‌های ارسالی به آسیا ممکن است با محدودیت‌های کانال پاناما مواجه شوند یا ناچار باشند مسیرهای جایگزین طولانی‌تری را طی کنند. از این رو، عرضه از استرالیا و کانادا از مسیر اقیانوس آرام می‌تواند گزینه‌های جایگزین مهمی برای تأمین گاز آسیا باشد. واردکنندگان همچنین باید مفاد قراردادهای سبد تأمین خود را از نظر تعهدات مربوط به جایگزینی محموله‌ها و انعطاف‌پذیری در انتخاب منابع بررسی کنند؛ به‌ویژه در شرایطی که تحویل محموله‌های قراردادی مطابق برنامه امکان‌پذیر نباشد. افزایش ظرفیت صادرات ال‌ان‌جی آمریکا؛ فرصت یا ریسک جدید؟ گسترش ظرفیت مایع‌سازی گاز در آمریکا فرصت‌های بیشتری برای واردکنندگان فراهم می‌کند تا قراردادهای مبتنی بر شاخص هنری هاب منعقد کنند و وابستگی خود به شاخص‌های قیمت‌گذاری جهانی گاز را متنوع سازند. با این حال، این روند پیوند میان تقاضای جهانی ال‌ان‌جی و بازار گاز آمریکا را نیز تقویت می‌کند. افزایش نیاز پایانه‌های ال‌ان‌جی به گاز طبیعی، در کنار تقاضای بخش برق، می‌تواند از قیمت‌های هنری هاب حمایت کند؛ حتی اگر افزایش ظرفیت جهانی مایع‌سازی گاز، قیمت‌های نقدی در آسیا و شاخص تی‌تی‌اف هلند (Dutch TTF) را کاهش دهد. بنابراین، واردکنندگان باید ارزیابی کنند که آیا مزیت هزینه‌ای فعلی قراردادهای مبتنی بر هنری هاب در تمام طول دوره قرارداد پایدار خواهد ماند یا خیر؛ به‌جای آنکه فرض کنند برتری قیمتی امروز الزاماً در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

نواک، معاون نخست‌وزیر روسیه: پالایشگاه‌های روسیه پس از انجام تعمیرات، واحدهای خود را با سرعت بسیار بالایی دوباره وارد مدار می‌کنند

تقریباً تمام تجهیزات موردنیاز در صنعت نفت و گاز نیز در داخل روسیه تولید می‌شود. روسیه در حال مذاکره با آمریکا درباره پروژه‌های ال‌ان‌جی در منطقه قطب شمال است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

سایه جنگ بر گلوگاه خلیج فارس؛ جهش قیمت گوکرد به بالای ۱۰۰۰ دلار

در یک نگاه ریشه بحران: بسته شدن تنگه هرمز در پی جنگ با ایران، یک‌چهارم تولید و نیمی از صادرات دریایی گوگرد منطقه خلیج فارس را قفل و زنجیره تأمین را مختل کرده است. جهش قیمت: قیمت گوگرد از ۱۰۰۰ دلار در هر تن فراتر رفته است. هم‌زمان تعلیق صادرات توسط روسیه، ترکیه و هند، عرضه جهانی را تا ۴۰ درصد کاهش داده و تلاش‌ها برای جبران آن بی‌ثمر مانده است. پیامدها: این تنگنای شدید، کارخانه‌های تولید کودهای فسفاته را به توقف یا کاهش تولید واداشته و فعالیت معادن مس، نیکل و صنایع الکترونیک را به‌شدت تحت‌الشعاع قرار داده است.   کمبود جهانی گوگرد رو به افزایش است و این امر بر تولید کود و استخراج معادن فشار وارد می‌کند. گوگرد که در طیف وسیعی از صنایع از تولید کود و استخراج مس و نیکل گرفته تا تولید تراشه و کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرد، قیمت آن به بالای هزار دلار در هر تن افزایش یافته و برخی از کشورها را مجبور به کاهش یا توقف تأسیسات تولیدی کرده است. گوگرد، یک ماده اولیه حیاتی برای تولیدات صنعتی و کشاورزی در سراسر جهان، به دلیل اختلالات در زنجیره تأمین جهانی با فشار قابل توجهی در عرضه مواجه است. به گفته اکونومیست، جنگ با ایران بر پالایشگاه‌ها و محموله‌های گوگرد در خلیج فارس تأثیر گذاشته و کمبود عرضه در بازارهای بین‌المللی را تشدید کرده است. گوگرد عمدتاً به عنوان یک محصول جانبی در فرآوری نفت و گاز طبیعی به دست می‌آید. بنابراین، مشکلات تولید و حمل‌ونقل در بخش انرژی مستقیماً بر بازار گوگرد تأثیر می‌گذارد. انسداد تنگه هرمز تقریباً یک‌چهارم تولید جهانی گوگرد و حدود نیمی از صادرات دریایی آن را در منطقه خلیج فارس به دام انداخته است.  جهش قیمت گوگرد به بیش از ۱۰۰۰ دلار در هر تن کاهش عرضه جهانی باعث افزایش شدید قیمت گوگرد شده است. طبق گزارش‌ها، در ماه ژوئن، قیمت‌ها به رکورد بی‌سابقه‌ای رسیدند و برای حمل‌ونقل به بسیاری از مناطق، از هزار دلار در هر تن فراتر رفتند. پیش‌بینی می‌شود صادرات گوگرد از خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ به زیر ۱۱ میلیون تن کاهش یابد که به طور قابل‌توجهی کمتر از ۲۰.۵ میلیون تن ثبت‌شده در سال ۲۰۲۵ است. محموله‌های کشورهای خارج از خلیج فارس نیز برای پوشش این کمبود کافی نیستند. با وجود افزایش صادرات از ایالات متحده و کانادا، عرضه خارج از منطقه تقریباً ۴۰ درصد کمتر از سطح قبل از جنگ است. تعلیق صادرات روسیه و ترکیه محدودیت‌های صادراتی نیز این تحولات را تشدید کرده است. صادرات گوگرد روسیه از ۴.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۱.۸ میلیون تن تاکنون در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. علاوه بر روسیه، طبق گزارش‌ها، هند، قزاقستان و ترکیه نیز صادرات گوگرد را به حالت تعلیق درآورده‌اند. این تحولات دسترسی به منابع جایگزین در زنجیره تأمین جهانی را دشوارتر می‌کند. چین همچنین صادرات اسید سولفوریک را در ماه مه ممنوع کرد. صادرات تقریباً صفر اسید این کشور، فشار عرضه را بر صنایعی که از گوگرد و مشتقات آن استفاده می‌کنند، افزایش داده است.  فشار هزینه بر تولیدکنندگان کود یکی از بخش‌هایی که بیشترین تأثیر را از کمبود گوگرد متحمل شده، تولید کودهای فسفاته است. گوگرد یک ماده اولیه کلیدی برای اسید سولفوریک است که در تولید کود استفاده می‌شود. به طوری که تقریباً برای تولید ۱۰ تن کود، ۴ تن گوگرد مورد نیاز است. افزایش هزینه‌های مواد اولیه، ادامه فعالیت تولیدکنندگان را دشوار کرده است. طبق گزارش‌ها، برخی از تأسیسات در ایالات متحده، برزیل، مصر و مراکش تولید را متوقف یا کند کرده‌اند. ادامه اختلالات در تولید کود می‌تواند فشار بیشتری بر هزینه‌های تولید کشاورزی و دسترسی کشاورزان به کود وارد کند.  تأثیر بر استخراج مس، نیکل و صنایع الکترونیک کمبود گوگرد نه تنها بر بخش کشاورزی، بلکه بر عملیات معدنکاری نیز تأثیر می‌گذارد. تولید مس و نیکل به مقادیر زیادی اسید سولفوریک برای استخراج این فلز از سنگ معدن نیاز دارد. به طور ویژه، خرید گوگرد در اندونزی ۷۵ درصد کاهش یافته است که معدنچیان نیکل را مجبور به تسریع کارهای تعمیر و نگهداری می‌کند. مشکلات دسترسی به مواد اولیه باعث شده است که شرکت‌های معدنی برنامه‌های تولید خود را دوباره ارزیابی کنند. علاوه بر این، گوگرد و اسید سولفوریک نقش حیاتی در فرآوری مواد خام مورد استفاده در تولید برخی از قطعات الکترونیکی دارند. بنابراین، اثرات کمبود عرضه می‌تواند فراتر از کشاورزی و معدن به بخش‌های مختلف صنعتی گسترش یابد. چشم‌انداز ظرفیت‌های جدید تولید انتظار می‌رود ظرفیت‌های جدید تولید گوگرد در چین و هند راه‌اندازی شود. با این حال، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این سرمایه‌گذاری‌ها قادر به پر کردن شکاف عرضه فعلی در زمان مناسب نخواهند بود. در کوتاه‌مدت، آرام شدن بازار به از سرگیری حمل‌ونقل از منطقه خلیج فارس بستگی دارد. اگرچه هنوز مشخص نیست چه زمانی مشکلات عرضه جهانی گوگرد کاهش خواهد یافت، اما جریان حمل‌ونقل و فعال‌سازی مجدد تأسیسات تولید برای کود، معدن و سایر بخش‌های صنعتی نقش بسیار مهمی در عبور از این بحران خواهد داشت.

خواندن کامل خبر
اخبار کامودیتی کم اثر
اخبار کامودیتی کم اثر

معادن مس به ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید نیاز دارند؛ زنگ خطر کمبود عرضه تا سال ۲۰۵۰

مس، فلزی حیاتی برای اقتصاد جهانی، در آستانه یکی از مهم‌ترین چالش‌های عرضه در دهه‌های آینده قرار گرفته است. گسترش خودروهای برقی، توسعه زیرساخت‌های برق و افزایش مصرف انرژی، تقاضا برای این فلز سرخ را به‌سرعت افزایش می‌دهد؛ اما توسعه معادن جدید و جایگزینی ظرفیت‌های فرسوده با سرعت کافی پیش نمی‌رود. برآوردهای مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ نشان می‌دهد که برای جلوگیری از تشدید کمبود عرضه، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن مس موردنیاز است؛ سرمایه‌ای که تأمین‌نشدن آن می‌تواند روند برقی‌سازی اقتصاد جهان را با محدودیت جدی مواجه کند. در یک نگاه بازار جهانی مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ با کسری عرضه روبه‌رو شود؛ زیرا تقاضا افزایش می‌یابد و تولید معادن موجود کاهش پیدا می‌کند. برای جلوگیری از کمبود بلندمدت مس، حدود ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جدید در معادن موردنیاز است. تقاضای مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۸۹ درصد افزایش می‌یابد و به ۲۳٫۳ میلیون تن می‌رسد. حتی با انجام سرمایه‌گذاری‌های لازم، کسری عرضه احتمالاً تا سال ۲۰۴۳ ادامه خواهد داشت؛ زیرا توسعه یک معدن جدید به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد. چرا بازار مس در آستانه کمبود قرار دارد؟ بر اساس گزارش چشم‌انداز فلزات گذار انرژی مؤسسه پژوهشی انرژی‌های نو بلومبرگ، بازار مس ممکن است از سال ۲۰۲۸ وارد دوره کسری عرضه شود. افزایش تقاضا از یک سو و دشواری جایگزینی تولید معادن رو به افول از سوی دیگر، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری این وضعیت هستند. اهمیت مس به نقش گسترده آن در زیرساخت‌های اقتصادی بازمی‌گردد. این فلز در شبکه‌های انتقال برق، تجهیزات صنعتی، ساختمان‌سازی و محصولات مصرفی کاربرد دارد. بااین‌حال، گذار از سوخت‌های فسیلی به فناوری‌های برقی، اهمیت راهبردی مس را بیش از گذشته افزایش داده است. برقی‌سازی حمل‌ونقل سریع‌ترین بخش در حال رشد مصرف مس محسوب می‌شود. خودروهای برقی، کامیون‌ها و اتوبوس‌های برقی برای موتور، مبدل‌های الکتریکی، باتری، سیم‌کشی ولتاژ بالا و تجهیزات شارژ به این فلز نیاز دارند. گسترش این فناوری‌ها در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۵۰، فشار فزاینده‌ای بر بازار مس وارد خواهد کرد. شکاف عرضه؛ چالش بزرگ معادن جهان برآوردهای این گزارش نشان می‌دهد تقاضای مس مرتبط با برقی‌سازی تا سال ۲۰۵۰ با افزایشی ۸۹ درصدی به ۲۳٫۳ میلیون تن خواهد رسید؛ حجمی که بیش از نیمی از کل مصرف مس را تشکیل می‌دهد. در مقابل، عرضه معدنی با محدودیت‌های ساختاری مواجه است. اگر سرمایه‌گذاری کافی انجام نشود، تولید جهانی مس می‌تواند از حدود ۳۰ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۲۵٫۷ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ کاهش یابد؛ افتی معادل ۱۴٫۵ درصد. کاهش عیار سنگ معدن نیز چالش دیگری است. هرچه میزان مس موجود در سنگ استخراج‌شده کمتر شود، برای تولید مقدار مشخصی از فلز باید حجم بیشتری سنگ استخراج و فرآوری شود. این روند می‌تواند هزینه تولید، مصرف انرژی و فشار بر منابع آب را افزایش دهد و سودآوری برخی معادن را کاهش دهد. بازیافت مس بخشی از نیاز آینده را تأمین خواهد کرد، اما برآوردهای گزارش نشان می‌دهد که به‌تنهایی برای جبران افت تولید معادن اولیه کافی نیست. بنابراین، افزایش بازیافت باید در کنار توسعه ظرفیت‌های معدنی دنبال شود، نه به‌عنوان جایگزینی کامل برای سرمایه‌گذاری جدید. چرا ۳۳۲ میلیارد دلار هم راه‌حل فوری نیست؟ یکی از مهم‌ترین نکات گزارش، فاصله زمانی طولانی میان تصمیم سرمایه‌گذاری و آغاز تولید است. توسعه یک معدن مس به‌طور متوسط ۱۷ سال زمان می‌برد؛ دوره‌ای که می‌تواند شامل اکتشاف، ارزیابی اقتصادی، دریافت مجوزها، تأمین مالی، ساخت زیرساخت‌ها و راه‌اندازی تأسیسات باشد. به همین دلیل، حتی اگر ۳۳۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری موردنیاز تأمین شود، شکاف عرضه احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۴۳ باز خواهد ماند. این تأخیر نشان می‌دهد که واکنش بازار به افزایش قیمت‌ها لزوماً به رشد سریع تولید منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، پروژه‌های معدنی به سرمایه‌گذاری بلندمدت، ثبات سیاست‌گذاری، زیرساخت مناسب و مدیریت ریسک‌های زیست‌محیطی و اجتماعی نیاز دارند. هرگونه تأخیر در اجرای پروژه‌ها می‌تواند فشار بر عرضه را تشدید کند. شیلی؛ تولیدکننده بزرگ با چشم‌انداز نزولی شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی جهان باقی خواهد ماند، اما تولید این کشور نیز با کاهش مواجه می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که تولید مس شیلی از ۵٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۶ به ۴٫۸ میلیون تن در سال ۲۰۵۰ خواهد رسید. بااین‌حال، سهم شیلی از عرضه معدنی جهان ممکن است از ۲۴ درصد به ۲۸ درصد افزایش یابد؛ نه به دلیل رشد تولید داخلی، بلکه به این علت که تولید سایر مناطق با سرعت بیشتری کاهش پیدا می‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که آینده بازار مس فقط به ظرفیت تولید بزرگ‌ترین کشورها وابسته نیست؛ بلکه عملکرد مجموعه معادن جهان، هزینه استخراج، کیفیت ذخایر و سرعت راه‌اندازی پروژه‌های جدید، مسیر عرضه را تعیین خواهند کرد.

خواندن کامل خبر
تحلیل اثر متوسط
تحلیل اثر متوسط

کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا: در صورت موافقت کشورهای اروپایی با آزادسازی هماهنگ ذخایر، امکان کاهش قابل‌توجه قیمت گازوئیل وجود دارد

اگر گازوئیل روسیه وارد آمریکا شود، احتمالاً به منطقه نیوانگلند در شمال‌شرق این کشور خواهد رسید. اقدامات بیشتری در زمینه پالایش نفت و تأمین مالی بر اساس قانون تولیدات دفاعی باید انجام شود.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ایران چگونه محاصره دریایی آمریکا را دور می‌زند؟ رد پای نفتکش‌ها در آب‌های عمان

در یک نگاه صادرات گاز مایع: از اواسط ژوئیه، دست‌کم ۸ کشتی حامل گاز نفتی مایع‌شده (LPG) ایران از خلیج عمان خارج شده‌اند. روش انتقال: ایران با استفاده از انتقال محموله از کشتی به کشتی، به‌ویژه در نزدیکی عمان و آب‌های مالزی، تلاش کرده محموله‌های خود را جابه‌جا کند. موضع واشنگتن: ارتش آمریکا می‌گوید محاصره دریایی همچنان پابرجاست. طبق اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، طی سه ماه از اجرای دور جدید محاصره، ۱۳۵ کشتی وادار به تغییر مسیر شده‌اند و چهار کشتی تجاری از کار افتاده‌اند. بر اساس داده‌های اطلاعات کشتیرانی و اظهارات افراد مطلع از مسائل امنیت دریایی، ایران از ماه ژوئیه تاکنون، با وجود محاصره دریایی آمریکا، توانسته است مقداری گاز نفتی مایع‌شده (LPG) و سوخت جت صادر کند. این گزارش توسط Oilprice منتشر و توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است. چهار نفر از فعالان حوزه امنیت دریایی که تحرکات نفتی در خلیج فارس را رصد می‌کنند، به رویترز گفتند تهران طی هفته‌های اخیر، محموله‌های خود را در میان حجم فزاینده انتقال محموله از کشتی به کشتی توسط سایر تولیدکنندگان منطقه خلیج فارس در آب‌های نزدیک عمان پنهان کرده است. این گزارش برای نخستین بار جزئیاتی از صادرات ایران و روش‌های مورد استفاده برای انجام آن را فاش می‌کند. اگرچه حجم این محموله‌ها در مقایسه با صادرات انرژی ایران در گذشته بسیار ناچیز است، اما شواهد نادری از عبور فرآورده‌های نفتی از محاصره‌ای به شمار می‌رود که صادرات نفت خام ایران را متوقف کرده است. تحلیل‌های گروه آمریکایی «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» (United Against Nuclear Iran) یا UANI) که با استفاده از داده‌های ردیابی کشتی‌ها و ماهواره‌ها، تردد نفتکش‌های مرتبط با ایران را زیر نظر دارد، نشان می‌دهد از اواسط ژوئیه تاکنون، دست‌کم هشت کشتی حامل گاز نفتی مایع‌شده ایران از خلیج عمان خارج شده‌اند. ✔️ بیشتر بخوانید: ایران از عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز پول می‌گیرد؟ ادعای تازه کپلر همچنین، تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های تکمیلی گروه اطلاعات دریایی «سین‌مکس» (SynMax) نشان می‌دهد یک نفتکش دیگر حامل سوخت جت ایران در ماه سپتامبر به میانمار رسیده است. قیمت گاز مایع و سوخت جت چه واکنشی به گزارش‌های مربوط به محاصره نشان داده‌اند؟ آمریکا در سال ۲۰۲۳ تحریم‌های هدفمندی علیه صنعت سوخت جت میانمار اعمال کرد. واشنگتن دلیل این اقدام را حملات هوایی ارتش میانمار به غیرنظامیان اعلام کرد؛ حملاتی که به گفته سازمان ملل متحد، هزاران کشته بر جای گذاشته‌اند. حکومت نظامی میانمار بارها هدف قرار دادن غیرنظامیان را رد کرده و مدعی شده است عملیات آن علیه گروه‌های مسلح انجام می‌شود. بررسی رویترز درباره کشتی‌ها و تحریم‌های اعمال‌شده از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد شش فروند از هشت کشتی حامل گاز و همچنین نفتکش حامل سوخت جت، به دلیل انتقال فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی ایران، تحت تحریم‌های آمریکا قرار دارند. جمیما شلی، تحلیلگر ارشد پژوهشی در گروه UANI، گفت: «آنچه مشاهده کرده‌ایم، عبور تعداد محدودی نفتکش حامل گاز نفتی مایع‌شده ایران است؛ اما اکثریت قاطع نفتکش‌های حامل محصولات ایرانی، توسط نیروهای آمریکایی به مسیرهای دیگری هدایت شده‌اند.» شلی افزود برخی از نفتکش‌های حامل گاز مایع ایران، محموله‌های خود را در نزدیکی شهرهای ساحلی شناص و صحار در عمان منتقل کرده‌اند. برخی دیگر نیز مدتی در خلیج عمان منتظر مانده‌اند و سپس از محدوده محاصره دریایی آمریکا عبور کرده‌اند؛ محدوده‌ای که فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرده در خلیج عمان، نزدیک مرز ایران و پاکستان، قرار دارد. به گفته شلی، حجم مجموع این محموله‌های گاز مایع حدود ۴.۱ میلیون بشکه برآورد شده است. او تأکید کرد که این محموله‌ها بیشتر تحت تأثیر «فرصت‌طلبی» جابه‌جا شده‌اند و لزوماً نشان‌دهنده شکل‌گیری روندی تازه نیستند که در آن ایران بخواهد با استفاده از کشتی‌های کوچک‌تر، نفت و محصولات پتروشیمی خود را صادر کند. بر اساس تحلیل UANI، بیشتر این محموله‌ها به محدوده بندری خارجی شرقی مالزی رفته‌اند تا در آنجا بار دیگر از طریق انتقال کشتی به کشتی جابه‌جا شوند؛ اقدامی که مقصد نهایی احتمالی آن‌ها را چین نشان می‌دهد. ✔️ بیشتر بخوانید: بحران گازوئیل تا سال ۲۰۲۷ ادامه دارد؛ چرا افزایش عرضه نفت هم کافی نیست؟ دولت ایران به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداد. دولت مورد حمایت ارتش میانمار نیز در پاسخ به پرسشی درباره دریافت سوخت جت ایران، اظهار نظری نکرد. ارتش آمریکا: محاصره دریایی «نفوذناپذیر» است فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرد محاصره دریایی این کشور که نخستین بار در ۱۳ آوریل علیه صادرات نفت مرتبط با ایران اعمال شد، «نفوذناپذیر» است. این محاصره در ماه ژوئن، پس از دستیابی آمریکا و ایران به یک تفاهم اولیه، لغو شد؛ اما پس از فروپاشی توافق، در ۱۴ ژوئیه بار دیگر به اجرا درآمد. یک مقام نظامی آمریکا به رویترز گفت عبور یک کشتی از منطقه لزوماً به این معنا نیست که آن کشتی از محاصره گریخته است. به گفته او، هر کشتی به‌صورت جداگانه ارزیابی می‌شود و اسناد آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. این مقام افزود ممکن است برخی کشتی‌ها به دلایل بشردوستانه اجازه عبور دریافت کنند. او همچنین توضیح داد که قرار گرفتن نام یک کشتی در فهرست تحریم‌های آمریکا، تنها عامل تعیین‌کننده برای مشمول شدن آن در محاصره نیست. نیروهای آمریکایی برخی کشتی‌ها را نیز از نزدیک زیر نظر دارند، اما به دلایل عملیاتی علیه آن‌ها اقدامی انجام نمی‌دهند. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در گزارشی که ۱۳ اکتبر منتشر کرد، اعلام کرد طی سه ماه از اجرای دور جدید محاصره، چهار کشتی تجاری از کار انداخته شده‌اند و نیروهای آمریکایی ۱۳۵ کشتی را وادار به تغییر مسیر کرده‌اند. بر اساس بیانیه‌های پیشین فرماندهی مرکزی، ارتش آمریکا کشتی‌هایی را که از آسیا حرکت می‌کردند نیز به عقب بازگردانده و چند نفتکش را توقیف کرده است. واشنگتن در کنار محاصره دریایی، کارزار تحریمی گسترده‌ای را نیز دنبال می‌کند که هدف آن قطع ارتباطات مالی باقی‌مانده ایران و محروم کردن تهران از درآمدهای ارزی است. آمریکا هفته گذشته تحریم‌های جدیدی علیه ۱۷ کشتی دخیل در انتقال نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی ایران اعمال کرد. تحریم‌های اخیر چه تأثیری بر حمل‌ونقل دریایی انرژی ایران داشته‌اند؟ سخنگوی وزارت خزانه‌داری آمریکا، داده‌های کشتیرانی حاکی از دور زدن محاصره توسط برخی کشتی‌ها را زیر سؤال برد و گفت کشتی‌ها ممکن است هنگام بارگیری، موقعیت مکانی خود را جعل کنند یا از هویت‌های جعلی استفاده کنند. او تأکید کرد که این داده‌ها «باید با کمی تردید مورد توجه قرار گیرند». توربیورن سولتوِدت، تحلیلگر ارشد خاورمیانه در شرکت اطلاعات ریسک «وریسک مِیپل‌کرافت» (Verisk Maplecroft)، گفت: اگر ایران بتواند حتی در تعداد محدود، نفتکش‌های حامل فرآورده‌های نفتی را از محاصره عبور دهد، سوخت جت می‌تواند گزینه مناسبی باشد. صنعت هوانوردی ایران تحت فشار فزاینده تحریم‌های آمریکا قرار دارد، تعداد هواپیماهای زمین‌گیرشده رو به افزایش است و پالایشگاه‌های ایران نیز ممکن است با مازاد سوخت جت مواجه باشند.» بر اساس داده‌های شرکت کپلر (Kpler)، صادرات نفت خام ایران در ماه سپتامبر به صفر رسید. این نخستین ماه بدون ثبت هیچ محموله صادراتی از زمان آغاز رصد این تولیدکننده توسط شرکت مذکور در سال ۲۰۱۳ بود. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پیش‌تر گفته است محاصره دریایی مانع از آن شده که چین بخش عمده نفت ایران را خریداری کند و ایران دیگر قادر نیست نفت خام خود را به مشتریانش تحویل دهد. ✔️ بیشتر بخوانید: تنگه هرمز و کابوس زمستانی اروپا؛ آیا بحران گاز ۲۰۲۲ تکرار می‌شود؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

بحران گازوئیل تا سال ۲۰۲۷ ادامه دارد؛ چرا افزایش عرضه نفت هم کافی نیست؟

در یک نگاه کمبود جهانی گازوئیل با وجود بهبود صادرات نفت خام همچنان ادامه دارد؛ چرا که آسیب‌دیدگی پالایشگاه‌ها در خاورمیانه و روسیه، عرضه سوخت را محدود کرده است. بازار گازوئیل ممکن است تا اواسط سال ۲۰۲۷ همچنان با کمبود عرضه مواجه باشد. آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داده است که کاهش ذخایر و محدودیت‌های پالایشی، روند بازگشت بازار به شرایط عادی را به تأخیر می‌اندازد. ثبت رکوردهای جدید قیمت گازوئیل، فشارهای تورمی را تشدید کرده و با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، قیمت کالاهای مصرفی را نیز بالا برده است؛ به‌طوری‌که آثار کمبود عرضه به بخش‌های مختلف اقتصاد سرایت می‌کند. افزایش اخیر جریان نفت خام از تنگه هرمز، نتوانسته است مهم‌ترین مشکل فعلی بازار جهانی سوخت را برطرف کند؛ یعنی کمبود گازوئیل و ثبت رکوردهای قیمتی که اکنون آثار آن به بخش‌های گسترده‌تری از اقتصاد سرایت می‌کند. در حالی که جریان نفت خام از خاورمیانه به سطوح پیش از جنگ نزدیک شده است، عرضه جهانی گازوئیل همچنان به‌مراتب پایین‌تر از سطح موردنیاز قرار دارد. دلیل اصلی این وضعیت، محدودیت‌های پالایشی در خاورمیانه و روسیه است؛ محدودیت‌هایی که سایر نقاط جهان قادر نیستند به‌طور کامل آن‌ها را جبران کنند. فشار کمبود گازوئیل در اواسط سپتامبر، قیمت‌های عمده‌فروشی و خرده‌فروشی را به رکوردهای جدیدی رساند. در آن مقطع، بازار به این واقعیت پی برد که افزایش عرضه نفت خام لزوماً به معنای افزایش عرضه فرآورده‌های پالایش‌شده نیست. هم‌زمان، تقاضای فصلی برای فرآورده‌های میان‌تقطیر (Middle distillates)، از جمله گازوئیل، با افزایش فعالیت‌های کشاورزی، حمل‌ونقل جاده‌ای بار و نزدیک شدن فصل زمستان رو به رشد گذاشت. کدام بخش‌ها بیشترین فشار را از افزایش فصلی تقاضای گازوئیل متحمل می‌شوند؟ برای رفع این کمبود، راهکار ساده‌ای وجود ندارد. نه وعده گروه هفت (G7) برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه نفت، از جمله گازوئیل، و نه توافق بحث‌برانگیز ترامپ و پوتین درباره خرید گازوئیل روسیه توسط ایالات متحده، به‌تنهایی قادر به حل این بحران نیستند. ✔️ بیشتر بخوانید: توافق نفتی ترامپ و پوتین؛ آیا قیمت سوخت در آمریکا پایین می‌آید؟ بحران کمبود جهانی گازوئیل زمانی پایان خواهد یافت که بازارها تا حدی به شرایط عادی بازگردند؛ اتفاقی که حتی در بهترین حالت نیز چند ماه زمان می‌برد و قطعاً پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر محقق نخواهد شد. آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارش ماهانه بازار نفت که این هفته منتشر شد، اعلام کرد بحران کنونی در بازار گازوئیل و گازوئیل گرمایشی احتمالاً تا اواسط سال آینده میلادی ادامه خواهد داشت. این نهاد توضیح داد که برخلاف الگوی معمول فصلی، بازار گازوئیل و گازوئیل گرمایشی در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۶، به دلیل تداوم اختلال در فعالیت پالایشگاه‌ها در خاورمیانه و روسیه، با محدودیت بیشتری در عرضه مواجه شد. آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرد: «این وضعیت، در کنار کاهش بسیار شدیدتر از حد معمول ذخایر در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶، بازارهای جهانی گازوئیل گرمایشی را از پشتوانه ذخایر حیاتی پیش از اوج تقاضای زمستانی محروم کرده است.» به گفته این نهاد، تقاضای گازوئیل که نسبت به تغییرات قیمت حساسیت نسبتاً پایینی دارد، همچنان در سطح بالایی باقی مانده است. اقدامات دولت‌ها برای کاهش تأثیر قیمت‌های بالا بر مصرف‌کنندگان نیز از این تقاضا حمایت کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی افزود: کاهش ذخایر، افزایش شدید حاشیه سود پالایش و تشدید وضعیت بک‌وردیشن (Backwardation) نشان‌دهنده ضرورت تأمین عرضه بیشتر است. (در حالت بک‌وردیشن، قیمت فیوچرز نفت پایین‌تر از قیمت نقدی است. این ساختار نشان می‌دهد که بازار در حال حاضر با کمبود عرضه مواجه است یا انتظار می‌رود شرایط عرضه در آینده بهبود یابد. در این وضعیت، معامله‌گران حاضرند نفت را با قیمتی بالاتر به صورت نقدی خریداری کنند، چرا که نگرانی‌هایی درباره دسترسی فوری به عرضه وجود دارد. بک‌وِردیشن اغلب در دوران تنش‌های ژئوپولیتیکی، اختلالات در تولید یا کاهش شدید ذخایر نفتی مشاهده می‌شود.) حتی اگر میزان فرآوری نفت خام در پالایشگاه‌ها تا پایان سال جاری با سرعت احیا شود، عرضه گازوئیل گرمایشی در سه‌ماهه جاری همچنان پاسخگوی تقاضا نخواهد بود. این نهاد تأکید کرد که با توجه به این شرایط، جبران ذخایر ازدست‌رفته، فراتر از نوسانات فصلی معمول، احتمالاً تا نیمه دوم سال ۲۰۲۷ امکان‌پذیر نخواهد بود. چه شاخص‌هایی می‌توانند تأیید کنند که روند بازسازی ذخایر گازوئیل آغاز شده است؟ برآورد آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد صادرات جهانی گازوئیل در ماه سپتامبر، در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، روزانه ۷۰۰ هزار بشکه کاهش یافته است. این افت عمدتاً ناشی از کاهش روزانه ۱.۳ میلیون بشکه‌ای عرضه از روسیه و خاورمیانه بود که تنها بخشی از آن با افزایش عرضه از سایر منابع جبران شد. این نهاد همچنین خاطرنشان کرد: «با آشکار شدن پیامدهای جنگ ایران در قالب محدودیت دسترسی به فرآورده‌های نفتی، جهش قیمت سوخت و تضعیف چشم‌انداز اقتصادی، گازوئیل ۲۵ درصد از کاهش مورد انتظار ۲.۶ میلیون بشکه‌ای تقاضای جهانی نفت در سال جاری را به خود اختصاص خواهد داد.» به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، قیمت جهانی گازوئیل از رکورد تاریخی بیش از ۲۰۰ دلار به‌ازای هر بشکه که در سپتامبر ثبت شد، عقب‌نشینی کرده است؛ با این حال، شاخص‌های قیمتی گازوئیل همچنان نزدیک به دو برابر قیمت نفت خام و سطوح پیش از بحران هستند. افزایش عرضه نفت خام به معنای افزایش عرضه گازوئیل نیست اوله هانسن، رئیس بخش استراتژی کامودیتی در بانک ساکسو، در تحلیلی که این هفته منتشر کرد، نوشت اگرچه طی هفته‌های اخیر حجم بیشتری از نفت خام از خلیج فارس و خاورمیانه خارج شده، این محموله‌ها همچنان با هزینه‌های بالا و ریسک‌های قابل‌توجه همراه هستند. هانسن گفت: «کاهش ذخایر، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و تداوم ریسک‌های ژئوپلیتیکی توضیح می‌دهند که چرا با وجود بهبود جریان فیزیکی نفت، قیمت نفت خام همچنان در سطوح بالا باقی مانده است.» ✔️ بیشتر بخوانید: تنگه هرمز و کابوس زمستانی اروپا؛ آیا بحران گاز ۲۰۲۲ تکرار می‌شود؟ با این حال، بازار گازوئیل شرایط کاملاً متفاوتی دارد. افزایش صادرات نفت خام نمی‌تواند کاهش تولید پالایشگاه‌های خاورمیانه را جبران کند؛ پالایشگاه‌هایی که پیش از جنگ، از تأمین‌کنندگان اصلی گازوئیل و سوخت جت در جهان بودند. هانسن اظهار داشت: «اگرچه محموله‌های نفت خام تا حد زیادی احیا شده‌اند، صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده همچنان با محدودیت‌های شدیدی روبه‌رو است.» او افزود: «روشن‌ترین نشانه اینکه بازار هنوز فاصله زیادی با شرایط عادی دارد، تداوم قیمت‌های بالای فرآورده‌های پالایش‌شده، به‌ویژه گازوئیل است.» به گفته این تحلیلگر، معاملات آتی گازوئیل فوق‌کم‌گوگرد آمریکا (Ultra-Low Sulfur Diesel) و گازوئیل گرمایشی اروپا نیز در هفته جاری بار دیگر به سطوحی بالاتر از معادل ۲۰۰ دلار به ‌ازای هر بشکه بازگشتند؛ وضعیتی که نشان‌دهنده کمبودی است که صرفاً با افزایش صادرات نفت خام برطرف نخواهد شد. این کمبود را نمی‌توان تنها با افزایش صادرات نفت خام حل کرد. برای کاهش قیمت‌ها، لازم است تمام اجزای اصلی زنجیره تأمین انرژی جهان، از تولید و حمل‌ونقل گرفته تا پالایش، به شرایط عادی بازگردند. بحران نفت اکنون به بحرانی در بخش حمل‌ونقل دریایی و گلوگاهی در ظرفیت پالایش تبدیل شده است؛ عواملی که محدودیت عرضه فرآورده‌های نفتی و فشارهای تورمی را تشدید می‌کنند. در حال حاضر، کدام بخش از زنجیره تأمین به بزرگ‌ترین گلوگاه تبدیل شده است؟ آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش خود هشدار داد: «قیمت‌های بی‌سابقه گازوئیل هم‌اکنون پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد به همراه داشته‌اند؛ چرا که هزینه کالاها را افزایش داده و بر درآمد واقعی، فعالیت‌های اقتصادی و تورم تأثیر گذاشته‌اند.» تحلیلگران مؤسسه آکسفورد اکونومیکس نیز اوایل ماه جاری اعلام کردند که شوک قیمتی گازوئیل از بخش حمل‌ونقل به سایر حلقه‌های زنجیره تأمین در حال سرایت است. به گفته این مؤسسه، بخشی از هزینه‌های بیشتری که به مشتریان منتقل شده، اکنون در ایالات متحده نمایان شده است. در سال جاری، فشار هزینه‌های عملیاتی شرکت‌های حمل‌ونقل جاده‌ای آمریکا بار دیگر به‌شدت افزایش یافته که عامل اصلی آن رشد قیمت گازوئیل بوده است. هم‌زمان، قیمت تولیدکننده در بخش حمل‌ونقل جاده‌ای بار نیز روند صعودی به خود گرفته است. به گفته آکسفورد اکونومیکس: «این وضعیت نشان می‌دهد که شرکت‌های حمل‌ونقل دست‌کم بخشی از شوک هزینه سوخت را به مشتریان منتقل می‌کنند، به‌جای آنکه تمام آن را از طریق کاهش حاشیه سود خود جذب کنند. در نتیجه، بخشی از بار این افزایش هزینه به صنایع وابسته به حمل‌ونقل بار منتقل می‌شود.» بر اساس آخرین آمار تورم آمریکا که روز چهارشنبه (22 مهر)  و پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای منتشر شد، تورم این کشور در ماه سپتامبر شتاب گرفت. شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳.۷ درصد و در مقایسه با ماه اوت ۰.۶ درصد افزایش یافت. اداره آمار کار آمریکا اعلام کرد: «شاخص قیمت بنزین در ماه سپتامبر ۹.۱ درصد افزایش یافت و بیش از نیمی از رشد ماهانه شاخص کل قیمت‌ها را به خود اختصاص داد. شاخص انرژی نیز پس از افزایش ۲.۱ درصدی در ماه اوت، در سپتامبر ۵.۲ درصد رشد کرد.» ✔️ بیشتر بخوانید: قیمت جهانی کامودیتی‌ها رکورد می‌زند؛ چشم‌انداز نفت، طلا و گاز

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

پنج چالش بزرگ پیش روی رونق مس در آمریکای جنوبی

رونق تقاضای جهانی مس، به‌ویژه با گسترش هوش مصنوعی، شبکه‌های برق و خودروهای برقی، فرصت بزرگی برای کشورهای آمریکای جنوبی ایجاد کرده است. بااین‌حال، اعتصاب کارگران، افت تولید، محدودیت مواد اولیه، تأخیر در صدور مجوزها و اعتراض‌های اجتماعی می‌توانند مانع تبدیل این فرصت به رشد پایدار شوند. شیلی، پرو و آرژانتین برای افزایش عرضه تلاش می‌کنند، اما مسیر پیش رو همچنان با ریسک‌های جدی همراه است. در یک نگاه اعتصاب‌های کارگری و حوادث مرگبار، عرضه مس شیلی را با اختلال مواجه کرده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند عرضه اولیه مس تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵ درصد کمتر از نیاز باشد. محدودیت صادرات اسید سولفوریک چین می‌تواند تولید مس شیلی را تحت فشار قرار دهد. تأخیرهای اداری، اعتراض‌های اجتماعی و اختلاف‌های حقوقی، توسعه معادن منطقه را دشوار کرده‌اند. افزایش تقاضا و شکاف فزاینده عرضه برآورد شرکت اس‌اندپی گلوبال نشان می‌دهد تقاضای جهانی مس از ۲۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ به ۴۲ میلیون تن در سال ۲۰۴۰ خواهد رسید. توسعه مراکز داده هوش مصنوعی، افزایش هزینه‌های دفاعی، گسترش خودروهای برقی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر از محرک‌های اصلی این رشد هستند. مس برای ساخت شبکه‌های انتقال برق، توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی و زیرساخت‌های دیجیتال ضروری است. کمبود این فلز می‌تواند هزینه پروژه‌های برقی‌سازی را افزایش دهد و زمان اجرای آن‌ها را به تعویق بیندازد. در چنین شرایطی، پرو قصد دارد طی پنج سال دست‌کم ۳۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری معدنی جذب کند. ارزش طرح‌های معدنی شیلی نیز در افق یک دهه از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. افت تولید و اعتصاب‌ها در شیلی تولید مس شیلی در اوت ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۲٫۸ درصد کاهش یافت و به ۳۶۹ هزار و ۵۰۰ تن رسید؛ پایین‌ترین سطح ماهانه از فوریه ۲۰۱۱. هم‌زمان، ناظران معدن اسکوندیدا، بزرگ‌ترین معدن مس جهان، از برنامه اعتصاب حدود هزار و ۲۰ کارگر پس از شکست مذاکرات مزدی خبر دادند. این رویداد یک هفته پس از اعتصاب در معدن سنتینلا رخ داد. در معدن ال‌تنینته نیز رانش زمین ناشی از بارندگی شدید به مرگ دو پیمانکار و توقف بخشی از فعالیت‌ها انجامید. احتمال بارندگی‌های بیشتر تحت تأثیر پدیده ال‌نینو نیز ریسک اختلال عملیاتی را افزایش می‌دهد. کمیسیون مس شیلی پیش‌بینی کرده است تولید این کشور در سال ۲۰۲۶ با افت ۲٫۶ درصدی به ۵٫۲۷ میلیون تن برسد و در سال ۲۰۲۷ تا ۵٫۵۵ میلیون تن افزایش یابد. اختلال‌های عرضه، در کنار تقاضای بالا، می‌توانند از قیمت مس حمایت کنند. وابستگی به اسید سولفوریک چین یکی از تهدیدهای کمتر دیده‌شده برای صنعت مس شیلی، محدودیت دسترسی به اسید سولفوریک است؛ ماده‌ای که برای استخراج مس از برخی سنگ‌های معدنی به کار می‌رود. برآورد بانک مورگان استنلی نشان می‌دهد حدود ۱٫۱ میلیون تن از تولید سالانه مس حاصل از روش استخراج با اسید در شیلی ممکن است در معرض محدودیت صادرات چین قرار داشته باشد. داده‌های گمرکی چین نیز از توقف محموله‌های اسید سولفوریک به مقصد شیلی در ماه مارس حکایت داشتند. اگر این محدودیت‌ها ادامه یابند، تولیدکنندگان ناچار خواهند شد منابع جایگزین پیدا کنند یا هزینه‌های بیشتری بپردازند؛ مسئله‌ای که می‌تواند تولید را محدود و حاشیه سود را کاهش دهد. مجوزهای طولانی و اعتراض‌های اجتماعی در شیلی، فرایند صدور مجوز برای برخی پروژه‌های معدنی ممکن است تا ۱۲ سال طول بکشد. دولت برای تسریع سرمایه‌گذاری، بررسی ده‌ها پرونده مرتبط با پروژه‌هایی به ارزش تقریبی ۱۶ میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است. در پرو نیز دولت به دنبال صدور مجوز برای ۲۴۰ پروژه اکتشاف و استخراج در سال جاری است. بااین‌حال، نزدیک به ۲۰۰ مناقشه اجتماعی در این کشور ثبت شده که ۶۴ مورد آن‌ها به معدن و مسائل زیست‌محیطی مربوط می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد افزایش سرمایه‌گذاری تنها به منابع زمین‌شناختی وابسته نیست؛ اعتماد جوامع محلی، حفاظت محیط‌زیست و ثبات مقررات نیز برای اجرای پروژه‌ها اهمیت اساسی دارند. “ «به نظر من، مسئله اصلی بازار مس آمریکای جنوبی کمبود منابع زیرزمینی نیست، بلکه شکاف میان ظرفیت زمین‌شناختی و توان واقعی تبدیل آن به عرضه پایدار است. رشد تقاضا می‌تواند از قیمت مس حمایت کند، اما نباید هر اختلالی را به‌معنای افزایش سودآوری قطعی شرکت‌های معدنی دانست؛ زیرا هزینه‌های عملیاتی، سرمایه‌گذاری سنگین، ریسک‌های حقوقی و نارضایتی جوامع محلی ممکن است بخش مهمی از این مزیت را از بین ببرند. در این بازار، برندگان بلندمدت الزاماً صاحبان بزرگ‌ترین ذخایر نیستند، بلکه شرکت‌هایی خواهند بود که بتوانند پروژه‌ها را با هزینه رقابتی، زمان‌بندی قابل اتکا و پشتوانه اجتماعی کافی به مرحله تولید برسانند.» بابک شیری آزمون بزرگ آرژانتین برای بازگشت به بازار مس آرژانتین از زمان تعطیلی معدن آلومبررا در سال ۲۰۱۸ تولید مس نداشته است. اکنون پروژه ویکونیا، متعلق به شرکت‌های بی‌اچ‌پی و لوندین ماینینگ، می‌تواند نقطه عطفی برای بازگشت این کشور باشد. سرمایه‌گذاران قصد دارند تصمیم نهایی سرمایه‌گذاری برای مرحله نخست پروژه‌ای به ارزش ۷٫۱ میلیارد دلار را تا پایان سال ۲۰۲۶ اعلام کنند. آغاز تولید مس برای سال ۲۰۳۰ هدف‌گذاری شده است. بااین‌حال، اختلاف‌های حقوقی همچنان ریسک مهمی به شمار می‌روند. در آوریل، دادگاهی در استان لا ریوخا دستور توقف موقت پروژه و محدودیت عبور ماشین‌آلات از یک مسیر دسترسی را صادر کرد؛ هرچند دادگاهی در استان سان‌خوان چند روز بعد اجازه ادامه فعالیت را داد. جمع‌بندی آمریکای جنوبی از نظر منابع معدنی ظرفیت بالایی برای پاسخ‌گویی به رشد تقاضای جهانی مس دارد، اما افزایش ظرفیت تولید به‌سرعت محقق نخواهد شد. افت تولید شیلی، وابستگی به مواد اولیه وارداتی، پیچیدگی مجوزها و تنش‌های اجتماعی می‌توانند شکاف عرضه و تقاضا را عمیق‌تر کنند. موفقیت منطقه به توانایی دولت‌ها و شرکت‌ها در مدیریت هم‌زمان این موانع بستگی دارد. در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

تنگه هرمز و کابوس زمستانی اروپا؛ آیا بحران گاز ۲۰۲۲ تکرار می‌شود؟

در یک نگاه قیمت گاز اروپا: نزدیک به بالاترین سطح از دسامبر ۲۰۲۲ قرار دارد. وضعیت ذخایر گاز اروپا: تا ۱۴ اکتبر، تنها ۷۴ درصد ظرفیت ذخایر پر شده بود؛ در حالی که میانگین پنج‌ساله این رقم برای این مقطع از سال حدود ۸۶ درصد است. چالش پیش روی اروپا: رقابت با آسیا برای تأمین محموله‌های نقدی LNG، هم‌زمان با نزدیک شدن فصل سرما است. قیمت گاز طبیعی در اروپا همچنان نزدیک به بالاترین سطح خود از اواخر سال ۲۰۲۲ قرار دارد. کمبود عرضه گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر، در کنار تلاش اتحادیه اروپا برای پر کردن ذخایر تخلیه‌شده پیش از آغاز زمستان، فشار مضاعفی بر بازار گاز این منطقه وارد کرده است. قیمت قراردادهای آتی گاز برای تحویل در ماه آینده در بازار TTF هلند، که شاخص مرجع معاملات گاز در اروپا است، تا ساعت ۹ صبح پنجشنبه به وقت آمستردام، در پی افت قیمت قراردادهای آتی نفت خام، یک درصد کاهش یافت. با این حال، قیمت گاز با رسیدن به ۹۶.۵۶ دلار (۸۶.۰۳ یورو) به ازای هر مگاوات‌ساعت، همچنان در بالاترین سطوح خود از دسامبر ۲۰۲۲ قرار دارد؛ دوره‌ای که اروپا نخستین زمستان خود را بدون بخش عمده‌ای از عرضه گاز روسیه از طریق خطوط لوله سپری می‌کرد. ✔️ بیشتر بخوانید: قیمت جهانی کامودیتی‌ها رکورد می‌زند؛ چشم‌انداز نفت، طلا و گاز بر اساس داده‌های مؤسسه Gas Infrastructure Europe، تا ۱۴ اکتبر (22 مهر)، تنها ۷۴ درصد از ظرفیت ذخایر گاز اتحادیه اروپا پر شده بود. این رقم به‌مراتب پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله حدود ۸۶ درصدی برای این مقطع از سال است؛ آن هم در شرایطی که زمان آغاز فصل گرمایش زمستانی چندان دور نیست. با افزایش نگرانی‌ها درباره عرضه، قیمت گاز در اروپا همچنان در سطوحی قرار دارد که در جریان بحران انرژی سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ مشاهده شده بود. دلیل اصلی این وضعیت آن است که عرضه LNG از خاورمیانه، برخلاف جریان صادرات نفت، هنوز به همان سرعت بهبود نیافته است. وارن پترسون، رئیس بخش راهبرد کامودیتی در بانک ING، روز پنجشنبه در یادداشتی نوشت: متأسفانه برای بازار گاز طبیعی، شاهد بهبود مشابهی در جریان عرضه LNG از خلیج فارس، آن‌گونه که در عرضه نفت مشاهده کرده‌ایم، نبوده‌ایم. حجم عرضه LNG از خاورمیانه همچنان حدود ۸۰ درصد کمتر از میزان ثبت‌شده در سال گذشته است. ✔️ بیشتر بخوانید: توافق نفتی ترامپ و پوتین؛ آیا قیمت سوخت در آمریکا پایین می‌آید؟ پترسون با اشاره به این وضعیت گفت: بازار بیش از پیش این احتمال را می‌پذیرد که LNG خلیج فارس در بخش عمده‌ای از زمستان نیمکره شمالی همچنان از بازارهای جهانی دور بماند. او افزود که اروپا و آسیا همچنان برای تأمین محموله‌های نقدی LNG با یکدیگر رقابت خواهند کرد؛ موضوعی که از قیمت گاز طبیعی و قیمت معاملات نقدی LNG حمایت می‌کند و مانع کاهش قابل‌توجه آن‌ها می‌شود. در صورت سردتر شدن زمستان در اروپا، آسیا یا هر دو منطقه، یا بروز اختلال تازه‌ای در عرضه، قیمت‌ها در معرض جهش‌های بیشتر قرار خواهند گرفت. شرکت مشاوره‌ای Timera Energy نیز در چشم‌انداز زمستانی بازار گاز که این هفته منتشر کرد، هشدار داد با توجه به اینکه اروپا زمستان را با ذخایری کمتر از حد معمول آغاز می‌کند و آسیا نیز بخش عمده‌ای از ظرفیت انعطاف‌پذیری خود در سمت تقاضا را به کار گرفته است، ریسک جهش قیمت‌ها در اواخر زمستان وجود دارد. تحلیلگران این شرکت نوشتند: در چشم‌انداز ما برای زمستان ۲۰۲۷-۲۰۲۶، فرض بر این است که تنگه هرمز تا پایان سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ بسته باقی بماند و بازگشایی آن در طول سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷ به‌تدریج انجام شود. در چنین سناریویی، اگر ذخایر گاز اروپا به سطح پایینی برسد، احتمال افزایش شدید قیمت‌ها در اواخر زمستان به‌ویژه بالا خواهد بود. ✔️ بیشتر بخوانید: ایران از عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز پول می‌گیرد؟ ادعای تازه کپلر

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

قیمت جهانی کامودیتی‌ها رکورد می‌زند؛ چشم‌انداز نفت، طلا و گاز

در یک نگاه شاخص جهانی کامودیتی‌ها: پیش‌بینی می‌شود شاخص نقدی S&P GSCI در سال ۲۰۲۶ به‌طور میانگین ۲۸ درصد رشد کند و در سه‌ماهه چهارم به رکورد تاریخی جدیدی برسد؛ عمدتاً تحت تأثیر افزایش قیمت انرژی. نفت خام برنت: انتظار می‌رود قیمت نفت تا پایان سه‌ماهه دوم ۲۰۲۷ بالاتر از ۱۰۰ دلار به‌ازای هر بشکه باقی بماند. بازگشت به سطح تعادلی بلندمدت حدود ۶۰ دلار، اکنون برای سال ۲۰۲۹ پیش‌بینی می‌شود. طلا: با وجود فشار ناشی از تقویت دلار و افزایش بازده اوراق قرضه، خرید بانک‌های مرکزی و تقاضای سرمایه‌گذاران از قیمت طلا حمایت می‌کند. میانگین قیمت پیش‌بینی‌شده برای هر اونس طلا در سال‌های ۲۰۲۶، ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ به‌ترتیب ۴۵۱۵، ۴۸۴۰ و ۵۱۴۰ دلار است. انتظار می‌رود قیمت کامودیتی‌ها در بازارهای جهانی در سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۶ به بالاترین سطح تاریخی خود برسد؛ چرا که اختلال در عرضه انرژی خاورمیانه همچنان به افزایش قیمت‌ها دامن می‌زند. اگرچه پیش‌بینی می‌کنیم قیمت‌ها در طول سال ۲۰۲۷ کاهش یابند، روند بازگشت بازارها به وضعیت عادی یکدست نخواهد بود و تفاوت‌های چشمگیری میان بازارهای انرژی، فلزات و محصولات کشاورزی وجود خواهد داشت. این گزارش توسط oxfordeconomics منتشر شده و توسط تیم یوتوتایمز بازنویسی و ترجمه شده است. پیش‌بینی ما نشان می‌دهد شاخص نقدی S&P GSCI در سال ۲۰۲۶ بر مبنای میانگین سالانه ۲۸ درصد افزایش می‌یابد و در سه‌ماهه چهارم به رکورد تاریخی جدیدی می‌رسد. عامل اصلی این افزایش، رشد قیمت انرژی است؛ هرچند آثار آن به‌تدریج به سایر بازارهای کامودیتی‌ نیز سرایت می‌کند، چرا که افزایش هزینه سوخت، برق و حمل‌ونقل، هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. شرایط کنونی شباهت‌هایی با شوک‌های عرضه پس از همه‌گیری کرونا و حمله روسیه به اوکراین دارد؛ دوره‌هایی که اختلال در تولید، تجارت و زنجیره‌های لجستیکی به‌طور هم‌زمان بر چندین بازار تأثیر گذاشت. بااین‌حال، شوک فعلی بیش از هر چیز بر بخش انرژی متمرکز است و چشم‌انداز هر یک از کامودیتی‌ها تفاوت قابل‌توجهی با دیگری دارد. سناریوی پایه ما این است که با احیای صادرات خاورمیانه و کاهش محدودیت‌های عرضه، قیمت کامودیتی‌ها در مجموع طی سال ۲۰۲۷ به‌تدریج کاهش یابد. بااین‌حال، سرعت تعدیل قیمت‌ها به این بستگی دارد که عرضه فیزیکی با چه سرعتی احیا شود و آیا ریسک‌های ژئوپلیتیکی فروکش خواهند کرد یا خیر. قیمت نفت تا اواسط سال ۲۰۲۷ بالاتر از ۱۰۰ دلار باقی می‌ماند نفت همچنان در مرکز شوک کنونی قیمت کامودیتی‌ها قرار دارد. اکنون انتظار داریم قیمت نفت خام برنت، در پی حملات به زیرساخت‌های صادراتی دریای سرخ و تداوم صرف ریسک ژئوپلیتیکی، تا پایان سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۷ به‌طور متوسط بالاتر از ۱۰۰ دلار به‌ازای هر بشکه باقی بماند. حمله ماه سپتامبر به خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی، آسیب‌پذیری مسیرهای جایگزین صادرات نفت را برجسته کرد. این خط لوله پیش‌تر روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت را انتقال می‌داد و به عربستان اجازه می‌داد صادرات خود را بدون عبور از تنگه هرمز انجام دهد. اگرچه فعالیت این خط لوله تا حدی از سر گرفته شده، ریسک اختلال مجدد همچنان از قیمت‌ها حمایت می‌کند. ✔️ بیشتر بخوانید: هشدار غول نفتی جهان: نفت ۲۰۰ دلاری هنوز یک سناریوی جدی است نکته مهم این است که با احیای ظرفیت صادراتی، مانع اصلی بازگشت قیمت‌ها به سطوح عادی، بیش از آنکه به دسترسی فیزیکی به نفت خام مربوط باشد، به صرف ریسک ژئوپلیتیکی وابسته خواهد بود. حتی اگر عرضه کافی به بازار برسد، تداوم ابهام درباره امنیت منطقه می‌تواند قیمت‌ها را در سطوح بالا نگه دارد. همچنان انتظار داریم قیمت نفت برنت در بلندمدت به سطح تعادلی خود، یعنی حدود ۶۰ دلار به‌ازای هر بشکه، نزدیک شود؛ اما اکنون پیش‌بینی می‌کنیم این روند به‌جای سال ۲۰۲۸، در سال ۲۰۲۹ تکمیل شود. تأثیر این شرایط به نفت خام محدود نیست. کمبود عرضه در بازار فرآورده‌های پالایش‌شده، حاشیه سود پالایش گازوئیل در اروپا را به محدوده ۱۰۰ دلار به‌ازای هر بشکه نزدیک کرده و فشار ناشی از افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید را تشدید کرده است. افزایش هزینه سوخت، فعالیت‌های معدنی وابسته به گازوئیل، ماشین‌آلات کشاورزی و حمل بار را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به این ترتیب، شوک انرژی را به سایر بازارهای کامودیتی منتقل می‌کند. بازار گاز طبیعی در آستانه زمستان با محدودیت عرضه روبه‌رو می‌شود؛ چشم‌انداز همچنان نامطمئن است بازار گاز طبیعی به‌ویژه در برابر اختلالات خاورمیانه آسیب‌پذیر است؛ چرا تغییر مسیر صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) در مقایسه با نفت خام دشوارتر است. پیش از آغاز درگیری‌ها، قطر و امارات متحده عربی حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی LNG را در اختیار داشتند؛ اما از ماه مارس، صادرات این دو کشور عملاً در داخل تنگه هرمز گرفتار شده است. در نتیجه، قیمت گاز در اروپا و آسیا که به LNG وابسته‌اند، اکنون حدود ۱۳۰ درصد بالاتر از سطح پیش از درگیری‌ها است؛ درحالی‌که قیمت نفت برنت ۴۵ درصد افزایش یافته است. انتظار داریم قیمت گاز در طول زمستان ۲۰۲۷-۲۰۲۶ همچنان بالا بماند و پس از آن، با افزایش عرضه جهانی LNG، کاهش یابد. بااین‌حال، چشم‌انداز این بازار به‌شدت به شرایط آب‌وهوایی، سطح ذخایر و احتمال بروز اختلالات بیشتر در عرضه وابسته است. ذخایر گاز اروپا در مقایسه با همین مقطع در بیش از یک دهه گذشته، در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد. بر اساس سناریوی پایه ما، سطح ذخایر تا اول آوریل ۲۰۲۷ به تنها ۱۷ درصد از ظرفیت مخازن کاهش می‌یابد؛ وضعیتی که بازار را در برابر زمستانی سردتر از حد انتظار آسیب‌پذیر می‌کند. موج سرمای شدید، در صورت همراهی با اختلال در عرضه LNG آمریکا یا گاز وارداتی از طریق خطوط لوله نروژ، می‌تواند قیمت گاز را به حدود ۳۵ دلار به‌ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) برساند. در مقابل، آب‌وهوای معتدل و تداوم رشد عرضه جهانی LNG ممکن است اوج قیمت زمستانی را به حدود ۲۱ دلار به‌ازای هر MMBtu محدود کند. بااین‌حال، اروپا در مقایسه با بحران انرژی سال‌های ۲۰۲۲-۲۰۲۱ در موقعیت بهتری قرار دارد. تقاضای گاز در این منطقه حدود یک‌پنجم کمتر از سطح سال ۲۰۲۱ است و افزایش ظرفیت واردات LNG نیز انعطاف‌پذیری بیشتری برای تأمین نیازها فراهم کرده است. این سناریوهای متفاوت نشان می‌دهند که مسیر قیمت گاز تنها به روند صادرات خاورمیانه بستگی ندارد؛ بلکه توانایی اروپا در مدیریت تقاضای زمستانی و تأمین منابع جایگزین نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. قیمت طلا با تداوم تقاضای سرمایه‌گذاری افزایش می‌یابد طلا برخلاف انتظارات، به‌اندازه‌ای که ممکن بود از شوک خاورمیانه منتفع نشده است. افزایش قیمت نفت، نگرانی‌ها درباره تورم را دوباره تشدید کرده و انتظارات برای اتخاذ سیاست پولی انقباضی‌تر از سوی آمریکا را تقویت کرده است. این شرایط از بازده اوراق قرضه و ارزش دلار حمایت کرده و بخشی از تقاضای طلا به‌عنوان دارایی امن را خنثی کرده است. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی قیمت طلا در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶؛ دو نیروی متضاد در بازار بااین‌حال، خرید طلا از سوی بانک‌های مرکزی و تقاضای سرمایه‌گذاران همچنان از قیمت‌ها حمایت می‌کند. پیش‌بینی می‌کنیم میانگین قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴ هزار و ۵۱۵ دلار به‌ازای هر اونس برسد؛ این رقم در سال ۲۰۲۷ به ۴ هزار و ۸۴۰ دلار و در سال ۲۰۲۸ به ۵ هزار و ۱۴۰ دلار افزایش خواهد یافت. انتظار داریم تعداد دفعات افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو کمتر از چیزی باشد که اکنون در بازارهای مالی پیش‌بینی می‌شود. این موضوع فشار صعودی بر بازده اوراق قرضه و ارزش دلار را کاهش می‌دهد. هم‌زمان، انتظار می‌رود بانک‌های مرکزی اقتصادهای نوظهور به متنوع‌سازی ذخایر ارزی خود ادامه دهند و از این طریق، تقاضای پایدار برای طلا را تقویت کنند. چشم‌انداز سایر فلزات گران‌بها متفاوت‌تر است. قیمت بالای نقره، بازیافت این فلز و جایگزینی آن با مواد دیگر را، به‌ویژه در کاربردهای خورشیدی، تشویق می‌کند. در مقابل، محدودیت عرضه معدنی از قیمت پلاتین حمایت می‌کند. پالادیوم نیز با تضعیف تقاضای ساختاری روبه‌روست؛ چرا که خودروهای مجهز به موتور احتراق داخلی به‌تدریج سهم خود را در بازار از دست می‌دهند. بهبود عرضه، سرعت افت قیمت‌ها را تعیین می‌کند چرخه کلی قیمت کامودیتی‌ها به نقطه اوج خود نزدیک می‌شود، اما روند تعدیل قیمت‌ها در بازارهای مختلف تفاوت چشمگیری خواهد داشت. انتظار می‌رود با احیای عرضه مختل‌شده، قیمت نفت و گاز کاهش یابد. در مقابل، فلزات پایه ممکن است در کوتاه‌مدت با اصلاح قیمت مواجه شوند، پیش از آنکه تقاضای ساختاری و محدودیت‌های عرضه از قیمت‌ها حمایت بیشتری کنند. پیش‌بینی می‌شود طلا به روند صعودی خود ادامه دهد. مهم‌ترین عامل نامشخص، سرعت بازگشت عرضه به شرایط عادی است. احیای سریع‌تر صادرات خاورمیانه می‌تواند افت قیمت انرژی را تسریع کند و هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید را در سایر بازارهای کامودیتی‌ها کاهش دهد. در مقابل، حملات مجدد به زیرساخت‌های منطقه‌ای ممکن است قیمت‌ها را در سطوح بالا نگه دارد و روند اصلاحی را به تأخیر بیندازد. ✔️ بیشتر بخوانید: وال‌استریت در کمین طلا؛ فرصت خرید یا شروع یک ریزش بزرگ؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

توافق نفتی ترامپ و پوتین؛ آیا قیمت سوخت در آمریکا پایین می‌آید؟

در یک نگاه توافق ترامپ با روسیه برای تأمین گازوئیل بعید است کاهش محسوسی در قیمت سوخت ایجاد کند. محدودیت عرضه و آسیب‌دیدگی پالایشگاه‌های روسیه، اثرگذاری این توافق را محدود می‌کند. جفری شولز، استراتژیست ارشد سرمایه‌گذاری در مؤسسه فرانکلین تمپلتون، در گفت‌وگو با مورنینگ‌استار با اشاره به اختلال در عرضه نفت، شوک‌های تعرفه‌ای و جهش قیمت کالاهای مصرفی مرتبط با هوش مصنوعی گفت: شوک‌های عرضه شرایطی ایجاد کرده‌اند که در آن، تورم به‌سادگی فروکش نمی‌کند. با این حال، هرچه به سال ۲۰۲۷ نزدیک‌تر شویم، برخی از این ریسک‌ها به‌تدریج کاهش خواهند یافت. ممکن است این روند تعدیل از همین حالا آغاز شده باشد. به نظر من، در گزارش تورم ماه سپتامبر نشانه‌هایی از کاهش فشارهای تورمی در بخش‌های مختلف مشاهده می‌شود. اگرچه تورم کل از هم‌اکنون تأثیر افزایش قیمت نفت خام را منعکس می‌کند، اقتصاددانان می‌گویند بخش‌های گسترده‌تر تورم هسته همچنان تا حد زیادی از این فشارها مصون مانده‌اند و شواهد اندکی از انتقال افزایش هزینه‌ها به قیمت نهایی کالاها و خدمات دیده می‌شود. قیمت بلیت هواپیما بیشترین تأثیر شوک‌های مداوم انرژی را پذیرفته است. قیمت بلیت‌ها در هر یک از ماه‌های ژوئیه و اوت بیش از ۲ درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافت و رشد سالانه آن به ۲۵ درصد رسید؛ روندی که عمدتاً ناشی از بالا بودن قیمت سوخت جت بود. سوخت حدود ۱۷ تا ۲۱ درصد از کل هزینه‌های عملیاتی شرکت‌های هواپیمایی را تشکیل می‌دهد و همین مسئله باعث می‌شود قیمت بلیت هواپیما به جهش قیمت نفت حساسیت ویژه‌ای داشته باشد. ✔️ بیشتر بخوانید: ایران از عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز پول می‌گیرد؟ ادعای تازه کپلر در مقابل، انتقال اثر افزایش هزینه‌ها به قیمت محصولات در بیشتر بخش‌های خرده‌فروشی و تولید ممکن است چندین ماه یا حتی چند فصل طول بکشد. به گفته شولز: فکر می‌کنم این اثرات احتمالاً در اواخر سال خود را نشان دهند، نه در گزارش تورم ماه سپتامبر.» قیمت نفت و سوخت همچنان بالا است قیمت نفت و سوخت در آمریکا از اوج‌های اخیر خود عقب‌نشینی کرده، اما همچنان در سطوح بالایی قرار دارد. نفت خام برنت برای تحویل در ماه دسامبر، روز سه‌شنبه با افت ۲ درصدی به ۱۰۴.۶۰ دلار در هر بشکه رسید. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI) برای تحویل در ماه نوامبر نیز تقریباً به همین میزان کاهش یافت و در سطح ۹۱.۸۹ دلار در هر بشکه معامله شد. در همین حال، میانگین قیمت بنزین در سراسر آمریکا روز سه‌شنبه به ۴.۳۴۱۳ دلار به‌ازای هر گالن رسید. این رقم در مقایسه با ۴.۸۱۳۳ دلار در هر گالن در یک ماه قبل کاهش یافته، اما همچنان بسیار بالاتر از سطح حدود ۲.۹۸ دلاری پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه است. قیمت گازوئیل تغییر چندانی نداشته است. میانگین قیمت این سوخت در حال حاضر به ۶.۲۷۸۷ دلار در هر گالن می‌رسد؛ در حالی که این رقم یک هفته قبل ۶.۳۱۵۱ دلار بود. توافق ترامپ و پوتین برای عرضه گازوئیل روسیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هفته گذشته با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، به توافقی برای عرضه گازوئیل روسیه به بازارهای آمریکا و جهان دست یافت. هدف از این توافق، مهار افزایش شدید قیمت سوخت عنوان شده است. روسیه متعهد شده است که بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل، معادل تقریبی ۲.۲۵ میلیون بشکه، را بلافاصله روانه بازار کند. همچنین قرار است ۵۰۰ هزار تن دیگر در نوامبر ۲۰۲۶ تحویل داده شود. پس از این مرحله نیز روسیه یک میلیون تن دیگر عرضه خواهد کرد. علاوه بر این، احتمال عرضه سه میلیون تن دیگر هم مطرح شده است؛ موضوعی که به وضعیت پالایشگاه‌های نفت روسیه بستگی دارد. ✔️ بیشتر بخوانید: هزینه سنگین دور زدن تنگه هرمز؛ واقعیت پنهان بازگشت صادرات نفت خلیج فارس در چارچوب این توافق، وزارت خزانه‌داری آمریکا مجوزی عمومی صادر کرده که تحریم‌های مربوط به صادرات گازوئیل روسیه را تا ۷ آوریل ۲۰۲۷ به حالت تعلیق درمی‌آورد. با این حال، سایر دارایی‌های روسیه، از جمله دارایی‌های نگهداری‌شده در بانک‌های آمریکایی، همچنان مسدود باقی می‌مانند. این توافق به‌سرعت با مخالفت دوحزبی در کنگره آمریکا روبه‌رو شده است. گروهی از سناتورهای جمهوری‌خواه و دموکرات می‌گویند این اقدام ناقض قانونی است که در سال ۲۰۲۲ برای ممنوعیت واردات انرژی از روسیه تصویب شد. رهبران اروپایی نیز از این معافیت موقت انتقاد کرده‌اند و معتقدند به‌جای کاهش فشارها بر مسکو، باید فشار بر روسیه افزایش یابد. با این حال، جدی‌ترین انتقادها از سوی کارشناسان انرژی مطرح شده است. آن‌ها معتقدند محموله‌های پیش‌بینی‌شده احتمالاً تأثیر بسیار محدودی بر قیمت سوخت خواهند داشت. برای درک بهتر ابعاد این موضوع، کافی است بدانیم که محموله اولیه، معادل حدود ۲.۲۵ میلیون بشکه، حتی برای تأمین مصرف یک روز آمریکا نیز کافی نیست؛ چراکه برآورد می‌شود مصرف روزانه این کشور به حدود ۴.۱ میلیون بشکه برسد. این حجم عرضه در مقایسه با بازار جهانی فرآورده‌های میان‌تقطیر نفتی، که هم‌اکنون با محدودیت شدید عرضه مواجه است، حتی ناچیزتر به نظر می‌رسد. حملات پهپادی و موشکی اوکراین به زیرساخت‌های انرژی روسیه آسیب‌های گسترده‌ای وارد کرده و تولید گازوئیل این کشور را نزدیک به ۳۰ درصد کاهش داده است. این وضعیت مسکو را وادار کرد در اوایل سال جاری میلادی، برای حفاظت از عرضه داخلی، صادرات برخی از سوخت‌ها را محدود یا ممنوع کند. پیش از این حملات، صادرات گازوئیل روسیه به‌طور متوسط بیش از سه میلیون تن در ماه بود؛ حجمی که معادل حدود یک میلیون بشکه در روز برآورد می‌شد. ✔️ بیشتر بخوانید: پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول از قیمت نفت: آیا به ۱۳۰ دلار خواهد رسید؟

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر

جهش قیمت گازوئیل در آمریکا با وجود معافیت‌های مالیاتی و توافق برای تأمین گازوئیل روسیه

قراردادهای آتی گازوئیل در آمریکا با وجود اقدامات حمایتی مالیاتی و لغو تحریم‌های مربوط به گازوئیل روسیه، ۲.۱ درصد افزایش یافت و به ۴.۸۲۳۹ دلار به‌ازای هر گالن رسید. تحلیلگران هشدار می‌دهند که معافیت‌های مالیاتی برای گازوئیل رنگ‌شده، مزیت چندانی برای شرکت‌های حمل‌ونقل جاده‌ای ایجاد نمی‌کند. همچنین، انتظار نمی‌رود افزایش عرضه گازوئیل روسیه در کوتاه‌مدت تأثیر چشمگیری بر کاهش قیمت‌ها داشته باشد. بازار جهانی گازوئیل همچنان با محدودیت شدید عرضه مواجه است؛ عاملی که فشار صعودی بر قیمت سوخت را حفظ می‌کند.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

کوچ پول‌های هوشمند از طلا و نفت؛ در پشت‌پرده گزارش جدید COT چه می‌گذرد؟

در یک نگاه دلار آمریکا: موقعیت خالص با افزایش ۱۳۰ قراردادی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده؛ در مقابل، موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به ۹۹,۳۳۲- قرارداد سقوط کرده است. ین ژاپن: موقعیت خالص با افزایش ۶,۸۸۵ قراردادی به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده و در میان ارزهای اصلی، بهبود قابل‌توجهی ثبت کرده است. طلا: موقعیت خالص با کاهش ۸,۲۹۷ قراردادی به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده؛ چهارمین افت هفتگی متوالی بر اساس داده‌های هفته‌های اخیر. نفت خام و ذرت: موقعیت خالص نفت WTI به میزان ۱۰,۴۰۳ قرارداد و موقعیت خالص ذرت ۵۷,۰۲۸ قرارداد کاهش یافته است. گزارش تعهد معامله‌گران (COT) منتشرشده برای هفته منتهی به ۶ اکتبر ۲۰۲۶ از افزایش فشار فروش بر یورو و دلار استرالیا، تداوم کاهش موقعیت خالص طلا و افت موقعیت‌های خرید در بازار نفت و ذرت حکایت دارد. در بازار ارز، موقعیت خالص دلار آمریکا تقریباً ثابت مانده، اما ین ژاپن با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده است. در بازار کالاها نیز تصویر یکدستی دیده نمی‌شود: موقعیت خالص سویا و شکر افزایش یافته، در حالی که معامله‌گران بزرگ از موقعیت‌های خالص ذرت، نفت خام و طلا کاسته‌اند. در بازار سهام آمریکا هم موقعیت خالص S&P 500 و Russell 2000 منفی‌تر شده، اما Nasdaq-100 برخلاف این دو شاخص بهبود یافته است. دلار؛ افزایش جزئی موقعیت خالص در برابر فشار سنگین بر یورو در شاخص دلار آمریکا، معامله‌گران غیرتجاری ۳۰,۵۲۶ قرارداد خرید و ۱۸,۵۱۵ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص دلار به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل تنها ۱۳۰ قرارداد افزایش داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۷۸۴ قرارداد و موقعیت‌های فروش ۶۵۴ قرارداد افزایش یافته‌اند؛ بنابراین تغییر خالص موقعیت دلار محدود بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهند که معامله‌گران بزرگ در مجموع موضع مثبت خود نسبت به دلار را حفظ کرده‌اند، اما افزایش موقعیت خالص آن‌قدر محدود است که نمی‌توان از یک چرخش قدرتمند به سمت دلار سخن گفت. نکته مهم‌تر، مقایسه این وضعیت با بازار یورو است؛ جایی که تغییرات بسیار بزرگ‌تری در موقعیت‌گیری معامله‌گران دیده می‌شود. یورو؛ سقوط موقعیت خالص به زیر منفی ۹۹ هزار قرارداد در بازار یورو، موقعیت‌های خرید به ۲۴۳,۰۲۰ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۳۴۲,۳۵۲ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص یورو به ۹۹,۳۳۲- قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۳۶,۰۷۶ قرارداد افت داشته است. عامل اصلی این تغییر، افزایش ۴۰,۹۱۳ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است؛ در حالی که موقعیت‌های خرید نیز ۴,۸۳۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف تصور اولیه‌ای که ممکن است از افزایش خریدها ایجاد شود، رشد بسیار شدیدتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص یورو به محدوده منفی عمیق‌تری وارد شود. این تغییر یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های گزارش جدید است؛ زیرا نشان می‌دهد فشار فروش بر یورو در میان معامله‌گران غیرتجاری به‌شدت افزایش یافته است. دلار و یورو؛ واگرایی به نفع دلار ادامه دارد مقایسه موقعیت‌های خالص دلار و یورو، مهم‌ترین تفاوت بخش ارز این گزارش را نشان می‌دهد. موقعیت خالص دلار با افزایش جزئی به ۱۲,۰۱۱ قرارداد رسیده، در حالی که موقعیت خالص یورو با افت ۳۶,۰۷۶ قراردادی به منفی ۹۹,۳۳۲ قرارداد سقوط کرده است. این واگرایی نشان می‌دهد که موقعیت‌گیری معامله‌گران بزرگ به‌وضوح به زیان یورو تغییر کرده است؛ هرچند داده‌های COT به‌تنهایی جهت قطعی حرکت نرخ برابری EURUSD را مشخص نمی‌کنند. ین ژاپن؛ افزایش موقعیت خالص برخلاف روند بسیاری از ارزها در بازار ین ژاپن، معامله‌گران غیرتجاری ۱۹۰,۳۶۸ قرارداد خرید و ۱۲۸,۰۴۳ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص ین به ۶۲,۳۲۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۶,۸۸۵ قرارداد افزایش یافته است. این تغییر حاصل افزایش ۱۴,۱۰۲ قراردادی موقعیت‌های خرید و رشد ۷,۲۱۷ قراردادی موقعیت‌های فروش بوده است. در نتیجه، با وجود افزایش هر دو سمت بازار، رشد بیشتر خریدها موقعیت خالص ین را تقویت کرده است. این عملکرد در تضاد با یورو، دلار استرالیا و دلار کاناداست که همگی کاهش موقعیت خالص را تجربه کرده‌اند. با این حال، افزایش موقعیت خالص ین الزاماً به معنای تقویت قطعی نرخ برابری آن نیست؛ زیرا برای ارزیابی جهت حرکت ارز، باید داده‌های بنیادی و تغییرات نرخ بهره نیز بررسی شوند. دلار استرالیا، دلار کانادا و پوند؛ فشار فروش ادامه دارد در میان دیگر ارزهای اصلی، دلار استرالیا یکی از ضعیف‌ترین عملکردها را ثبت کرده است. موقعیت‌های خرید دلار استرالیا به ۱۰۰,۱۳۸ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۱۹۸,۷۲۶ قرارداد رسیده‌اند. در نتیجه، موقعیت خالص این ارز با افت ۳۵,۳۴۹ قراردادی به ۹۸,۵۸۸- قرارداد کاهش یافته است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۹,۵۵۲ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۲۵,۷۹۷ قرارداد افزایش داشته‌اند؛ ترکیبی که فشار نزولی قابل‌توجهی بر موقعیت خالص ایجاد کرده است. دلار کانادا نیز با کاهش ۱۱,۴۹۲ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۹۰,۱۶۳ قرارداد را ثبت کرده است. در همین حال، موقعیت خالص پوند انگلیس با افت ۶,۵۳۶ قراردادی به ۹۷,۶۱۱- قرارداد رسیده است. دلار نیوزیلند هم با کاهش ۱۲,۰۳۱ قراردادی، موقعیت خالص ۲۹,۳۴۶- قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، فرانک سوئیس با افزایش ۸۷۷ قراردادی به موقعیت خالص ۲۳,۷۴۰- قرارداد رسیده؛ بهبودی محدود که هنوز آن را از محدوده منفی خارج نکرده است. طلا؛ چهارمین هفته متوالی کاهش موقعیت خالص در بازار طلا، معامله‌گران غیرتجاری ۲۴۵,۴۰۳ قرارداد خرید و ۳۵,۰۶۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص طلا به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۸,۲۹۷ قرارداد کاهش یافته است. این افت از دو تغییر هم‌زمان ناشی شده است: موقعیت‌های خرید طلا ۴,۳۳۳ قرارداد کاهش یافته‌اند. موقعیت‌های فروش طلا ۳,۹۶۴ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، برخلاف هفته‌هایی که کاهش موقعیت خالص عمدتاً از افت خریدها ناشی می‌شد، در این گزارش هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به افت موقعیت خالص کمک کرده‌اند. بررسی گزارش‌های متوالی نشان می‌دهد موقعیت خالص طلا از ۲۳۱,۹۶۰ قرارداد در ۸ سپتامبر به ۲۳۰,۳۳۸ قرارداد در ۱۵ سپتامبر، ۲۲۵,۸۵۳ قرارداد در ۲۲ سپتامبر، ۲۱۸,۶۳۲ قرارداد در ۲۹ سپتامبر و اکنون ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. به این ترتیب، موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته است. این روند، به‌ویژه با توجه به افزایش موقعیت‌های فروش در آخرین هفته، نشان می‌دهد اشتیاق معامله‌گران بزرگ برای نگهداری موقعیت‌های خرید طلا نسبت به هفته‌های قبل کمتر شده است. با وجود این، افت موقعیت خالص در بازار آتی به‌تنهایی به معنای آغاز روند نزولی قیمت طلا نیست؛ برای چنین نتیجه‌ای باید رفتار قیمت، نرخ بهره، دلار و تقاضای دارایی‌های امن نیز بررسی شود. ✔️ بیشتر بخوانید: بازار طلا زیر ذره‌بین تحلیلگران؛ از فشار فروش تا بازگشت خریداران، مقصد بعدی کجاست؟ نقره و پلاتین؛ بهبود موقعیت خالص در خلاف جهت طلا برخلاف طلا، برخی فلزات دیگر در این هفته با افزایش موقعیت خالص روبه‌رو شده‌اند. در بازار نقره، موقعیت خالص با افزایش ۱,۰۷۰ قراردادی به ۲۳,۱۵۳ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۶۶ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها ۹۰۴ قرارداد کاهش داشته‌اند. پلاتین نیز با رشد ۴۷۹ قراردادی، موقعیت خالص ۱۳,۹۶۸ قرارداد را ثبت کرده است. در مقابل، پالادیوم با کاهش ۱,۱۹۲ قراردادی به موقعیت خالص منفی ۷,۰۱۷ قرارداد رسیده است. مس یکی از افت‌های قابل‌توجه این بخش را ثبت کرده و موقعیت خالص آن با کاهش ۱۵,۹۷۷ قراردادی به ۶۹,۴۳۴ قرارداد رسیده است. این تغییر عمدتاً ناشی از کاهش ۱۴,۴۸۵ قراردادی موقعیت‌های خرید و افزایش ۱,۴۹۲ قراردادی فروش‌ها بوده است. نفت خام؛ کاهش موقعیت خالص به زیر ۱۰۰ هزار قرارداد در بازار نفت خام WTI، موقعیت‌های خرید به ۳۳۶,۷۰۶ قرارداد و موقعیت‌های فروش به ۲۳۷,۶۴۶ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص نفت به ۹۹,۰۶۰ قرارداد کاهش یافته که نسبت به هفته قبل ۱۰,۴۰۳ قرارداد افت داشته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۲۴,۶۴۵ قرارداد کاهش یافته‌اند؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۱۴,۲۴۲ قرارداد کمتر شده‌اند. در نتیجه، افت موقعیت خالص نفت عمدتاً از کاهش بیشتر خریدها نسبت به فروش‌ها ناشی شده است. این تغییر در ادامه افت شدید موقعیت خالص نفت در گزارش قبلی رخ می‌دهد؛ زمانی که موقعیت خالص WTI بیش از ۳۱ هزار قرارداد کاهش یافته بود. تداوم این روند نشان می‌دهد معامله‌گران بزرگ در چند هفته اخیر از میزان مواجهه خالص خود با بازار نفت کاسته‌اند. البته کاهش موقعیت خالص الزاماً به معنای پیش‌بینی قطعی افت قیمت نفت نیست؛ زیرا هم کاهش خریدها و هم خروج از موقعیت‌های فروش می‌توانند بر این شاخص اثر بگذارند. گاز طبیعی؛ موقعیت خالص منفی عمیق‌تر شد در بازار گاز طبیعی، معامله‌گران غیرتجاری ۲۷۲,۲۷۹ قرارداد خرید و ۵۰۸,۷۱۸ قرارداد فروش در اختیار دارند. موقعیت خالص این بازار به ۲۳۶,۴۳۹- قرارداد رسیده که نسبت به هفته قبل ۵,۴۱۹ قرارداد کاهش یافته است. در این هفته، موقعیت‌های خرید ۳,۹۱۳ قرارداد کاهش یافته و فروش‌ها ۱,۵۰۶ قرارداد افزایش داشته‌اند. در نتیجه، هم کاهش خریدها و هم افزایش فروش‌ها به منفی‌تر شدن موقعیت خالص کمک کرده‌اند. گاز طبیعی همچنان یکی از بازارهایی است که معامله‌گران غیرتجاری در آن موقعیت خالص فروش قابل‌توجهی دارند. ذرت و سویا؛ واگرایی در بازارهای کشاورزی بازارهای کشاورزی در این هفته عملکرد یکسانی نداشته‌اند و تفاوت میان موقعیت‌گیری معامله‌گران در ذرت و سویا به‌وضوح دیده می‌شود. در بازار ذرت، موقعیت‌های خرید به ۵۸۱,۷۱۱ قرارداد و فروش به ۱۲۹,۲۳۸ قرارداد رسیده‌اند. موقعیت خالص ذرت با کاهش ۵۷,۰۲۸ قراردادی به ۴۵۲,۴۷۳ قرارداد رسیده است. این افت عمدتاً از کاهش ۵۱,۱۴۱ قراردادی موقعیت‌های خرید ناشی شده؛ در حالی که موقعیت‌های فروش نیز ۵,۸۸۷ قرارداد افزایش یافته‌اند. بنابراین، کاهش خریدها در کنار رشد فروش‌ها، موقعیت خالص ذرت را به‌طور محسوسی پایین آورده است. اما سویا مسیر متفاوتی داشته است. موقعیت خالص سویا با افزایش ۱۷,۰۲۴ قراردادی به ۲۷۳,۸۹۶ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید ۱۵,۵۸۴ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۴۴۰ قرارداد کاهش داشته‌اند. شکر نیز یکی از برندگان این هفته بوده است. موقعیت خالص آن با افزایش ۴۸,۸۳۳ قراردادی به ۲۱۷,۲۷۵ قرارداد رسیده؛ افزایشی که عمدتاً از افت ۳,۴۷۳ قراردادی فروش‌ها در کنار رشد ۳,۶۹۷ قراردادی خریدها ناشی شده است. در قهوه نیز موقعیت خالص با افزایش ۲,۷۲۱ قراردادی به ۱۶,۲۱۳ قرارداد رسیده است. کاکائو موقعیت خالص منفی ۱۰,۶۴۸ قرارداد را ثبت کرده، اما این رقم نسبت به هفته قبل ۳,۴۷۱ قرارداد بهبود یافته است. گندم نیز با افزایش جزئی ۴۱۴ قراردادی، موقعیت خالص منفی ۱۶,۰۴۸ قرارداد را ثبت کرده است. شاخص‌های سهام؛ فشار بر S&P 500 و Russell در برابر رشد Nasdaq در بازار سهام آمریکا، موقعیت خالص E-mini S&P 500 با کاهش ۱۱,۵۷۱ قراردادی به ۱۵۴,۰۷۰- قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید این شاخص ۲,۴۲۲ قرارداد افزایش یافته‌اند، اما موقعیت‌های فروش ۱۳,۹۹۳ قرارداد رشد کرده‌اند. افزایش بیشتر فروش‌ها باعث شده موقعیت خالص منفی‌تر شود. در Russell 2000 نیز موقعیت خالص با کاهش ۱۰,۴۰۵ قراردادی به ۸۷,۸۴۵- قرارداد رسیده است. در مقابل، Nasdaq-100 برخلاف دو شاخص دیگر حرکت کرده و موقعیت خالص آن با افزایش ۶,۸۷۶ قراردادی به ۵۸,۱۲۳ قرارداد رسیده است. در این شاخص، موقعیت‌های خرید ۵,۳۱۵ قرارداد افزایش یافته و فروش‌ها ۱,۵۶۱ قرارداد کاهش داشته‌اند. موقعیت خالص Dow Jones نیز با افت محدود ۳۵۳ قراردادی به ۹,۴۹۱ قرارداد رسیده است. در مجموع، معامله‌گران بزرگ در این هفته نسبت به شاخص‌های مختلف سهام آمریکا دیدگاه یکسانی نداشته‌اند؛ موقعیت‌گیری در Nasdaq بهبود یافته، در حالی که فشار فروش در S&P 500 و Russell افزایش پیدا کرده است. بیت‌کوین و اتریوم؛ افزایش جزئی موقعیت خالص بیت‌کوین در بازار رمزارزها، موقعیت خالص بیت‌کوین با افزایش ۷۵ قراردادی به ۲,۵۴۰ قرارداد رسیده است. موقعیت‌های خرید بیت‌کوین ۱,۱۲۵ قرارداد افزایش یافته‌اند و فروش‌ها نیز ۱,۰۵۰ قرارداد بیشتر شده‌اند. بنابراین با وجود رشد هر دو سمت بازار، موقعیت خالص بیت‌کوین اندکی بهبود یافته است. در مقابل، اتریوم با کاهش ۴۵۹ قراردادی به موقعیت خالص ۲,۲۷۷ قرارداد رسیده است. در این بازار، موقعیت‌های خرید ۶۴۹ قرارداد و فروش‌ها ۱۹۰ قرارداد کاهش یافته‌اند. این ارقام نشان می‌دهند که تغییر موقعیت معامله‌گران بزرگ در رمزارزها محدود بوده و تفاوت معناداری میان جهت حرکت بیت‌کوین و اتریوم وجود دارد. سه سیگنال مهم COT برای هفته آینده دلار و یورو: موقعیت خالص دلار تقریباً ثابت مانده، اما موقعیت خالص یورو بیش از ۳۶ هزار قرارداد کاهش یافته است. افزایش شدید موقعیت‌های فروش یورو مهم‌ترین تغییر بخش ارز این هفته است. طلا: موقعیت خالص طلا برای چهارمین هفته متوالی کاهش یافته و به ۲۱۰,۳۳۵ قرارداد رسیده است. کاهش خریدها و افزایش فروش‌ها در آخرین هفته، این روند را قابل‌توجه‌تر می‌کند. بازارهای کالا: افت موقعیت خالص ذرت و نفت در کنار رشد موقعیت خالص سویا و شکر نشان می‌دهد که معامله‌گران بزرگ در همه کالاها موضع یکسانی ندارند. بررسی گزارش بعدی مشخص خواهد کرد که این واگرایی ادامه می‌یابد یا خیر. جمع‌بندی گزارش COT هفته منتهی به ۶ اکتبر بیش از هر چیز سه تغییر را برجسته می‌کند: افزایش فشار فروش بر یورو، ادامه کاهش موقعیت خالص طلا و خروج معامله‌گران از بخشی از موقعیت‌های خرید نفت و ذرت. در مقابل، رشد موقعیت خالص ین، سویا و شکر نشان می‌دهد که تغییرات این هفته به یک جهت واحد در تمام بازارها محدود نبوده است.

خواندن کامل خبر
اخبار فارکس کم اثر
اخبار فارکس کم اثر

توقف ۷۲ درصد از تولید نفت در خلیج مکزیک آمریکا

بر اساس اعلام اداره مدیریت مواد معدنی دریایی آمریکا (MMA)، حدود ۷۱.۵ درصد از تولید روزانه نفت و ۵۸.۸ درصد از تولید گاز طبیعی در خلیج مکزیک آمریکا متوقف شده است. همچنین، کارکنان ۱۲۹ سکوی تولید فراساحلی تخلیه شده‌اند که نزدیک به ۳۵ درصد از تأسیسات دارای نیروی انسانی در این منطقه را شامل می‌شود. این توقف گسترده فعالیت‌ها در شرایط جوی نامساعد، اختلال قابل‌توجهی در عرضه انرژی آمریکا ایجاد کرده است.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

ترامپ: به‌زودی خبر مهمی درباره گازوئیل اعلام خواهم کرد

دفتر مدیریت و بودجه آمریکا (OMB) به‌زودی خبر مهمی اعلام خواهد کرد. ترامپ درباره ایران: این وضعیت به‌زودی، به هر شکل ممکن، پایان خواهد یافت. دیروز ۲۸ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز خارج کردیم.

خواندن کامل خبر
اخبار کم اثر
اخبار کم اثر

هشدار غول نفتی جهان: نفت ۲۰۰ دلاری هنوز یک سناریوی جدی است

در یک نگاه شرکت ویتول هشدار داده است که در صورت اختلال در انتقال نفت از یک نفتکش به نفتکش دیگر (STS) در نزدیکی تنگه هرمز، قیمت نفت ممکن است به ۲۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد؛ اتفاقی که صادرات حیاتی نفت خاورمیانه را تهدید می‌کند. بحران نفت به‌تدریج به بحران حمل‌ونقل دریایی تبدیل شده است؛ چرا که انتقال‌های غیرکارآمد نفت میان نفتکش‌ها، ظرفیت در دسترس ناوگان جهانی را تحت فشار قرار داده و نرخ کرایه حمل را به سطوحی بی‌سابقه رسانده است. درآمد روزانه نفتکش‌ها از ۵۰۰ هزار دلار فراتر رفته و هزینه حمل نفت از عربستان سعودی به روتردام، از حدود ۲ دلار به بیش از ۳۵ دلار به‌ازای هر بشکه افزایش یافته است؛ موضوعی که فشار بیشتری بر قیمت سوخت وارد می‌کند. به گفته راسل هاردی، مدیرعامل گروه ویتول، بزرگ‌ترین شرکت مستقل معامله‌گر نفت در جهان، انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر در دریای عمان که به تداوم جریان نفت خاورمیانه کمک می‌کند، به شریان حیاتی تولیدکنندگان نفت منطقه و بازار جهانی نفت تبدیل شده است. هاردی در جریان مجمع انرژی اینتلیجنس در لندن، در هفته جاری، گفت: «بدون این سازوکار، سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری مطرح می‌شود؛ بنابراین، تداوم آن اهمیت بسیار زیادی دارد. دیگر ذخایر قابل‌توجهی در غرب باقی نمانده است که بتوان از آن‌ها برداشت کرد.» ✔️ بیشتر بخوانید: بحران تنگه هرمز ورق را برگرداند؛ سهم خودروهای بنزینی برای اولین‌بار زیر ۵۰ درصد سقوط کرد در این روش که انتقال کشتی‌به‌کشتی (ship to ship) نام دارد، نفتکش‌های کوچک‌تر محموله‌های نفت را برای عبور از تنگه هرمز دریافت می‌کنند و سپس نفت را در دریای عمان به نفتکش‌های بزرگ‌تر انتقال می‌دهند. حجم این عملیات طی هفته‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته است. برخی برآوردها نشان می‌دهند که جریان نفت و فرآورده‌های نفتی عبوری از تنگه هرمز به سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز، رسیده یا حتی از آن فراتر رفته است. شریان حیاتی تولیدکنندگان نفت خلیج فارس هاردی در مجمع لندن اعلام کرد که طی ۷ تا ۱۰ روز گذشته، مجموعاً روزانه ۱۴ میلیون بشکه نفت از خاورمیانه خارج شده است؛ رقمی که شامل ۲ میلیون بشکه فرآورده‌های نفتی و ۱۲ میلیون بشکه نفت خام در روز می‌شود. این ارقام همچنان به‌طور قابل‌توجهی پایین‌تر از سطوح پیش از جنگ هستند. بااین‌حال، مدیرعامل این غول معاملاتی تأکید کرد که حفظ این میزان صادرات برای جلوگیری از جهش دوباره قیمت نفت ضروری است. هرگونه وخامت شرایط کشتیرانی در داخل و اطراف تنگه هرمز می‌تواند باعث محبوس شدن حجم بیشتری از نفت در منطقه و کاهش میزان محموله‌های عبوری از این گلوگاه راهبردی شود. شمار حملات به نفتکش‌ها در این منطقه طی روزهای اخیر افزایش یافته است؛ اتفاقی که شریان حیاتی صادرکنندگان نفت خلیج فارس را تهدید می‌کند و ریسک افزایش دوباره قیمت نفت را بالا می‌برد. بر اساس گزارش رویترز و به نقل از داده‌های منابع امنیت دریایی که حوادث منطقه را بررسی کرده‌اند، در هفته منتهی به ۵ اکتبر، دست‌کم ۱۲ حمله علیه نفتکش‌ها، کشتی‌های حامل گاز طبیعی مایع (LNG) و کشتی‌های حامل گاز مایع نفتی (LPG) در اطراف تنگه هرمز رخ داده است. مرکز مشترک اطلاعات دریایی (JMIC)، تحت هدایت نیروی دریایی ایالات متحده، در یادداشتی در پایان هفته اعلام کرد: حملات، تلاش برای حمله و اقدامات مختل‌کننده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان ادامه داشته است. این اقدامات شامل پرواز پهپادها بر فراز کشتی‌ها، نظارت هدفمند بر شناورهای تجاری و برقراری ارتباط رادیویی موردی از طریق فرکانس بسیار بالا (VHF) بوده است.» ✔️ بیشتر بخوانید: موسسه UBS پیش‌بینی قیمت نفت را به‌دلیل ریسک‌های تنگه هرمز افزایش داد این مرکز افزود: «این اقدامات همچنان نشان‌دهنده عزم ایران برای تثبیت حضور خود در مسیرهای اصلی ترانزیت دریایی و حفظ فشار بر کشتی‌های در حال عبور است.» انتقال نفت میان نفتکش‌ها به حفظ جریان نفت خام خاورمیانه در سطوح نسبتاً بالا کمک کرده است؛ اما حمل‌ونقل فرآورده‌های نفتی از ماه مارس به‌شدت سقوط کرده و تاکنون بهبود معناداری نداشته است. این وضعیت همچنان فشار صعودی بر بازار جهانی سوخت و قیمت نفت خام وارد می‌کند. از بحران نفت تا بحران کشتیرانی هاردی خاطرنشان کرد که اگرچه انتقال نفت میان نفتکش‌ها تا حدودی از جهش قیمت نفت به ۲۰۰ دلار در هر بشکه جلوگیری می‌کند، این روش از نظر استفاده از ظرفیت ناوگان جهانی نفتکش‌ها بسیار ناکارآمد است. او عملیات انتقال محموله‌ها با استفاده از نفتکش‌های کوچک‌تر و بزرگ‌تر در مسیر تنگه هرمز را «بسیار ناکارآمد» توصیف کرد و توضیح داد که بسیاری از نفتکش‌ها برای دریافت محموله، روزها یا حتی هفته‌ها در منطقه متوقف می‌مانند. این وضعیت عملاً نفتکش‌ها را از چرخه حمل‌ونقل دریایی خارج می‌کند و ظرفیت در دسترس برای سایر مسیرهای تجاری را کاهش می‌دهد؛ در نتیجه، نرخ کرایه حمل در کریدورهای مهم دریایی به رکوردهای جدیدی می‌رسد. هاردی در مجمع انرژی اینتلیجنس گفت: «این درگیری را با بحران نفت خام آغاز کردیم. سپس به بحران فرآورده‌های نفتی تبدیل شد. اکنون نفت خام بیشتری از خاورمیانه خارج می‌شود، اما بحران در حال تبدیل شدن به بحران کشتیرانی است.» وی افزود: در مجموع، ظرفیت حمل‌ونقل دریایی برای پاسخ‌گویی به نیاز بازار کافی نیست. در نتیجه، هزینه حمل برای خریداران و پالایشگاه‌ها به‌شدت افزایش یافته است. مهم‌تر از آن، پیش‌بینی دقیق این هزینه‌ها تقریباً غیرممکن شده است. هاردی در این‌باره گفت: این وضعیت فشار زیادی بر همه وارد می‌کند، چرا که هیچ‌کس نمی‌داند هزینه حمل هر بشکه نفت، با دقتی در حدود ۲، ۳ یا ۴ دلار، در نهایت چقدر خواهد بود. او افزود: این شرایط، تصمیم‌گیری روزانه را برای فعالان بازار دشوار می‌کند. درآمد روزانه نفتکش‌ها از ۵۰۰ هزار دلار فراتر رفت ریکو لومان، اقتصاددان ارشد بخش حمل‌ونقل و لجستیک بانک آی‌ان‌جی، در یادداشتی در هفته جاری نوشت که میانگین درآمد جهانی نفتکش‌های حمل نفت خام در اوایل اکتبر از سطح بی‌سابقه روزانه ۵۰۰ هزار دلار فراتر رفت؛ رقمی که ۱۰ برابر میانگین سال ۲۰۲۵ است. نرخ کرایه نفتکش‌های سوئزمکس (Suezmax) و نفتکش‌های بسیار بزرگ حمل نفت خام (VLCC) حتی از این سطح نیز بالاتر رفته است. برای نمونه، به گفته لومان، هزینه حمل نفت خام از رأس تنوره عربستان سعودی، واقع در خلیج فارس، به روتردام در سال گذشته حدود ۲ دلار به‌ازای هر بشکه بود؛ اما این رقم در ماه سپتامبر از ۳۵ دلار به‌ازای هر بشکه فراتر رفت. این اقتصاددان توضیح داد: «بازآرایی مسیرهای جریان نفت و هجوم تقاضا برای دستیابی به ظرفیت حمل‌ونقل، با هدف انتقال نفت تحت حفاظت نظامی، نرخ‌های کرایه را به‌شدت افزایش داده است. این موضوع در کنار حاشیه سود بالای پالایشگاه‌ها، فشار بیشتری بر قیمت سوخت وارد می‌کند.» به گفته لومان، رکوردشکنی هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی و رسیدن حاشیه سود پالایشگاه‌های اروپایی به ۲.۵ برابر میانگین سال ۲۰۲۵ می‌تواند بیش از ۰.۵۰ دلار به قیمت پایه هر لیتر گازوئیل در جایگاه‌های سوخت اضافه کند. وی همچنین اعلام کرد: محدودیت ظرفیت حمل‌ونقل، در کنار فعالیت در مناطق جنگی پرخطر و افزایش شدید حق بیمه، نرخ کرایه نفتکش‌ها را به‌شدت بالا برده است. این کارشناس در پایان گفت: پیش‌تر نیز در این بازار پرنوسان، افزایش‌های شدیدی را تجربه کرده بودیم؛ برای مثال، در سال ۲۰۲۲ پس از اعمال تحریم‌ها علیه روسیه. بااین‌حال، جهش کنونی از تمام سطوحی که تاکنون مشاهده شده‌اند، فراتر رفته است. ✔️ بیشتر بخوانید: جنگ نفتی آمریکا با ایران؛ پالایشگاه‌های چین حالا سراغ عراق رفته‌اند

خواندن کامل خبر
تحلیل کم اثر
تحلیل کم اثر