
- شاخص داوجونز برای نخستینبار از مرز ۵۰ هزار واحد عبور کرد و عملکردی بهتر از بسیاری از شاخصهای بزرگ ثبت کرد.
- نسل جوان همچنان این شاخص را قدیمی و کماهمیت میداند.
- چرخش سرمایه از فناوری به صنایع سنتی، بار دیگر جایگاه داوجونز را تقویت کرده است.
چند ماه پیش، زمانی که «آمیت کوکریجا» در حال پخش زنده تحلیلهای بازار برای گروهی از معاملهگران روزانه بود، ناگهان با پستی در شبکههای اجتماعی از سوی دونالد ترامپ غافلگیر شد؛ پیامی که از ثبت رکوردهای تاریخی بازار سهام خبر میداد.
اما از نگاه کوکریجا، این ادعا چندان منطقی به نظر نمیرسید. شاخص S&P 500 هنوز به سقف تاریخی نرسیده بود و نزدک نیز تحت فشار افت سهام هوش مصنوعی، روز سختی را پشت سر میگذاشت. او به صفحه نمایش خود خیره شد و با تردید سر تکان داد. در همین لحظه، یکی از معاملهگران در بخش گفتوگو نوشت:
«صبر کن… منظورش داوجونزه؟»
پاسخ مثبت بود.
شاخص داوجونز، این معیار قدیمی و نوستالژیک بازار آمریکا، در همان روز به رکوردی تازه دست یافت. هفته گذشته نیز برای نخستینبار از مرز ۵۰ هزار واحد عبور کرد؛ آن هم کمتر از دو سال پس از فتح سطح ۴۰ هزار واحدی.
داوجونز؛ مجموعهای از شرکتهای بزرگ و باسابقه از صنایع مختلف، از جمله والمارت، بوئینگ و مک دونالد؛ در ماههای اخیر عملکردی فراتر از انتظار ثبت کرده و در مقایسه با سایر شاخصهای اصلی، چه در ماههای گذشته و چه در سال ۲۰۲۶، بازدهی بالاتری داشته است.

با این حال، این دستاوردها احتمالاً برای نسل جدید سرمایهگذاران خرد چندان چشمگیر نیست. بسیاری از آنها داوجونز را بهاندازه گواهیهای کاغذی سهام یا نوارهای قدیمی قیمت، بیربط به واقعیت بازارهای مدرن میدانند؛ شاخصی که بهزعم آنها فاصله زیادی با ریتم و پویایی سرمایهگذاری امروز دارد.
کوکریجا، معاملهگر ۲۸ ساله و تولیدکننده محتوای بورسی که تقریباً هر روز درباره سهام مینویسد، در اینباره میگوید:
«ما عملاً هیچوقت درباره داوجونز حرف نمیزنیم. این شاخص اصلاً در رادار ذهنی مردم نیست.»
با همه این تردیدها، “میانگین صنعتی داو جونز” همچنان یکی از قدیمیترین و قابلاتکاترین شاخصهای بازار سهام آمریکا بهشمار میرود. این شاخص طی بیش از یک قرن، رشد تدریجی شرکتهای بزرگ در بزرگترین اقتصاد جهان را ثبت کرده و از بحرانهایی چون رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰، دو جنگ جهانی، حباب داتکام، بحران مالی ۲۰۰۸–۲۰۰۹ و تنشهای تعرفهای عبور کرده است. حتی امروز نیز، نوسان هزار واحدی داوجونز همچنان برای نسل قدیمیتر سرمایهگذاران، معیاری ساده و قابلفهم از «یک روز بزرگ در بازار» تلقی میشود.
با این حال، منتقدان داوجونز سالهاست به ساختار خاص آن ایراد میگیرند. تمرکز بالا، وزندهی بر اساس قیمت سهام (بهجای ارزش بازار) و تمایل ذاتی به شرکتهای بزرگ و قدیمی، از جمله مهمترین محورهای این انتقادهاست.
“
«همین ویژگیها باعث شده برخی از بزرگترین و سریعترین شرکتهای در حال رشد والاستریت، عملاً سهمی در این شاخص نداشته باشند.»
محمد زمانی
برای نسل تازهای از سرمایهگذاران جوان که با گوشیهای هوشمند معاملهگری را آموختهاند و صعودهای انفجاری نزدک را به چشم دیدهاند، سبد ۳۰ سهمی داوجونز که عمدتاً نماینده «اقتصاد واقعی» است، چندان هیجانانگیز به نظر نمیرسد. شرکتهایی مانند Caterpillar، Home Depot و کوکا کولا، بیش از آنکه نماد آینده باشند، یادآور گذشتهاند.
آستین هنکویتز، تولیدکننده محتوای ۲۹ ساله که پادکستی درباره پول و سرمایهگذاری دارد، این شکاف نسلی را اینگونه توصیف میکند:
«کوکاکولا شاید ۳۰ سال پیش نماد جذابیت بود. این شاخص بیشتر نشان میدهد بازار چه بوده، نه اینکه امروز چه هست.»
با وجود نگاه انتقادی نسل جوان، مزیتهای شاخصی متشکل از سهام شرکتهای بزرگ و باسابقه، در هفتههای اخیر بیش از گذشته نمایان شده است. از ابتدای سال ۲۰۲۶، سرمایهگذاران بهتدریج بر گسترش دامنه رشد بازار شرطبندی کردهاند؛ حرکتی که با عقبنشینی نسبی از غولهای فناوری و چرخش سرمایه به سمت بخشهای دیگر همراه بوده است.
این چرخش، صنایعی مانند مواد اولیه، کالاهای مصرفی اساسی و بخش صنعتی را در بر گرفته است؛ بخشهایی که همگی طی ماه گذشته عملکردی بهتر از S&P 500 و شاخص ترکیبی نزدک ثبت کردهاند.
اد یاردنی، رئیس مؤسسه Yardeni Research، در اینباره میگوید:
«اعتماد بیشتری شکل گرفته که کل اقتصاد میتواند از این روند منتفع شود. سرمایهگذاران دیگر فقط روی چند سهم محدود متمرکز نیستند.»
با این حال، شاخصهای S&P 500 و نزدک همچنان بهشدت به بخش فناوری وابستهاند؛ وابستگیای که سرنوشت آنها را به موج سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی گره زده است. بر اساس دادههای بازار داوجونز، بخش فناوری اطلاعات و خدمات ارتباطی اکنون حدود ۴۳ درصد از وزن S&P 500 را تشکیل میدهد؛ سطحی که حتی از دوران اوج حباب داتکام نیز فراتر رفته است.
برای بسیاری از سرمایهگذاران جوان، این تمرکز بالا نه یک ضعف، بلکه یک فرصت تلقی میشود. آنها بهدنبال سهام رشدمحور هستند و با اشتیاق در موج هوش مصنوعی مشارکت میکنند؛ با این باور که وعدههای انقلابی این فناوری در طول عمر سرمایهگذاریشان محقق خواهد شد و بازدهی چشمگیری به همراه خواهد آورد.
شین گرینلی، کارمند ۲۲ ساله یک بانک، میگوید بخش عمده سبد سرمایهگذاریاش را به شرکتهای فناوری اختصاص داده است؛ از جمله انویدیا و تأمینکننده زیرساختهای هوش مصنوعی، Nebius Group.
او ترجیح میدهد برای رصد تحولات کلی بازار، به S&P 500؛ متشکل از ۵۰۰ شرکت بزرگ بورسی آمریکا و شاخص نزدک مراجعه کند، نه داوجونز. به گفته او، این شاخصها تصویر دقیقتری از مسیر آینده بازار ارائه میدهند.
✔️ بیشتر بخوانید: از خون نهنگ تا برق ارزان؛ چرا هوش مصنوعی ادامه همان مسیر تاریخی است
شین گرینلی با اشاره به داوجونز میگوید: «وقتی شاخص فقط از تعداد محدودی سهم تشکیل شده، بهسختی میتواند نماینده آنچه واقعاً در کل بازار میگذرد باشد.» او اضافه میکند که این معیار بیشتر میان «افراد مسنتری که با آنها صحبت میکنم (مثلاً بالای ۶۰ سال) محبوبیت دارد.»
واقعیت آن است که شاخص میانگین صنعتی داوجونز بسیاری از نشانههای شاخصی را دارد که پیش از عصر رایانهها، شبکههای خبری کابلی و حتی پیش از تأسیس “کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)” شکل گرفته است. با این حال، هرگونه تغییر اساسی در شیوه محاسبه آن، یکی از ارزشمندترین ویژگیهای داوجونز را از میان میبرد: امکان مقایسهای مستقیم و همسنخ از عملکرد بازار سهام در بازهای بیش از ۱۳۰ سال؛ یا دستکم از سال ۱۹۲۸، زمانی که تعداد شرکتهای حاضر در شاخص به ۳۰ نماد افزایش یافت.
البته داوجونز در طول زمان کاملاً ایستا نبوده است. این شاخص بهصورت مقطعی بهروزرسانی شده و یکی از مهمترین تغییرات آن در سال ۲۰۲۴ رخ داد؛ زمانی که کمیته تدوین داوجونز؛ متشکل از نمایندگان S&P Dow Jones Indices و والاستریت ژورنال، شرکت اینتل را از ترکیب شاخص خارج و انویدیا را جایگزین آن کرد.
بررسیهای آماری یوتوتایمز نشان میدهد که در پایان سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱۳ میلیارد دلار دارایی به داوجونز متصل بود؛ رقمی قابلتوجه، هرچند در مقایسه با حدود ۱۳ تریلیون دلار دارایی شاخصشده به S&P 500 بسیار ناچیز به نظر میرسد.
همیش پرستون، رئیس بخش سهام آمریکا در S&P Dow Jones Indices، در توصیف جایگاه امروز داوجونز میگوید:
«این دیگر شاخص دوران پدرِ پدربزرگِ شما نیست.»
برای بسیاری از سرمایهگذاران نسل Z، دفاع از داوجونز گاه شبیه جملاتی است که بیشتر از زبان نسلهای بسیار قدیمی شنیده میشود. کریس گالیک، سرمایهگذار ۳۰ ساله، میگوید حتی به خاطر نمیآورد که والدینش زمانی در گفتوگوهای بورسی خود به داوجونز اشاره کرده باشند.
او که خود را با لحنی طنزآمیز «سرمایهگذار پیرمردمآب» توصیف میکند، میگوید حدود ۴۰ درصد داراییهایش به سهام شرکت محل کارش (یک شرکت بزرگ فناوری) اختصاص دارد. باقی سرمایه او نیز در سبدی منتخب از سهام و صندوقهای قابل معامله متمرکز است؛ از صنایع دفاعی و کالاهای مصرفی اساسی گرفته تا گزینههای مبتنی بر سود تقسیمی.
گالیک میگوید:
«با این سبک سرمایهگذاری، شاید انتظار داشته باشید دنبال شاخص پیرمردها بروم. اما واقعیت این است که داوجونز تقریباً از ذهنم بیرون رفته.»
با این حال، این به آن معنا نیست که او یا دیگر معاملهگران جوانی که در این گزارش با آنها گفتوگو شده، تصور کنند داوجونز بهزودی از صحنه بازار محو خواهد شد. شاید این شاخص، نخستین شاخصی نباشد که ساعت ۹:۳۰ صبح روی صفحه معاملات آنها باز میشود، اما همچنان برای بسیاری از تحلیلگران، نماد تعادل و ثبات نسبی در بازاری است که بهزعم برخی، بیشازحد به یک صنعت و گروه محدودی از سهام وابسته شده است.
علاوه بر این، داوجونز از پشتوانه سنت تاریخی نیز برخوردار است. این نخستینبار نیست که شاخصی که توسط چارلز داو پایهگذاری شد، با تردید درباره کارآمدی خود مواجه میشود.
در اواخر دهه ۱۹۹۰ نیز، بسیاری از فعالان بازار همین پرسش را مطرح میکردند: «چرا هنوز داوجونز را دنبال میکنیم؟» چند سال بعد، حباب فناوری ترکید و نزدک حدود ۷۸ درصد از ارزش خود را از دست داد. به گفته تحلیلگران، در آن مقطع، بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدادند ای کاش بخشی از دارایی خود را در ساختاری شبیه به داوجونز نگه داشته بودند؛ شاخصی که اگرچه کمتر هیجانانگیز است، اما در بزنگاههای بحرانی، اغلب پناهگاهی امنتر به نظر میرسد.
✔️ بیشتر بخوانید: از نیکسون تا ترامپ؛ روایت شکست رؤسایجمهور در مهار بانک مرکزی
بر اساس جمعبندی تیم UtoTimes، سرنوشت Dow Jones Industrial Average بیش از آنکه به محبوبیت آن در میان نسلهای جوان وابسته باشد، به نقشی گره خورده که طی بیش از یک قرن در ثبت فراز و فرود اقتصاد آمریکا ایفا کرده است. در بازاری که هر دوره مجذوب روایتهای تازه از داتکام تا هوش مصنوعی میشود، داوجونز همچنان نماینده نوعی ثبات، توازن و حافظه تاریخی است؛ شاخصی که شاید دیگر الهامبخش هیجان روزانه معاملهگران نباشد، اما در لحظات بازنگری و اصلاح، بار دیگر اهمیت خود را یادآوری میکند. تجربه گذشته نشان میدهد که فاصله گرفتن از این معیار قدیمی، الزاماً به معنای پیشرفت نیست و گاهی بازگشت به شاخصهای «کمهیاهو»، نشانه بلوغ سرمایهگذاری است، نه عقبماندگی.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقاله ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.






















