
بازارهای سهام آمریکا روز سهشنبه در حالی معاملات خود را آغاز کردند که افزایش دوباره تنشها میان آمریکا و ایران، نگرانی درباره تورم و آینده سیاست پولی فدرال رزرو را تشدید کرده است. افزایش قیمت نفت در واکنش به تحولات خاورمیانه، همزمان با رشد بازده اوراق خزانهداری آمریکا، فضای احتیاطی را بر بازار حاکم کرده و قراردادهای آتی شاخصهای اصلی والاستریت را در محدوده منفی قرار دادهاند.
- نفت برنت به ۹۱ دلار و نفت آمریکا به بالای ۸۵ دلار رسید و تنش آمریکا و ایران دوباره نگرانی تورمی را افزایش داد.
- بازده اوراق ۱۰ ساله به ۴.۷۲ درصد و بازده اوراق ۳۰ ساله به ۵.۳۱ درصد رسید؛ بالاترین سطح اوراق ۳۰ ساله از سال ۲۰۰۷.
- احتمال افزایش نرخ بهره فدرال رزرو در نشست سپتامبر به حدود یکسوم کاهش یافته، اما بازار اوراق همچنان فشار تورمی را جدی میگیرد.
- مسیر بعدی بازار بیش از هر چیز به قیمت نفت، سرنوشت تنگه هرمز، مذاکرات آمریکا و ایران و دادههای تورمی آمریکا وابسته خواهد بود.
در معاملات پیش از باز شدن بازار، قراردادهای آتی شاخص اساندپی ۵۰۰ حدود ۰.۵ درصد کاهش داشتند و قراردادهای آتی نزدک ۱۰۰ نیز نزدیک به ۱ درصد افت کردند. قراردادهای آتی داوجونز در ابتدا تقریباً بدون تغییر بودند. این حرکت نشان میدهد سرمایهگذاران در شرایطی که بازار سهام آمریکا همچنان نزدیک رکوردهای تاریخی قرار دارد، بار دیگر ریسکهای ژئوپلیتیکی، تورمی و نرخ بهره را در محاسبات خود پررنگتر کردهاند.
نفت دوباره به عامل اصلی نگرانی بازار تبدیل شد
مهمترین عامل فشار بر بازار سهام، جهش دوباره قیمت نفت است. قیمت نفت برنت در معاملات سهشنبه تا ۹۱ دلار در هر بشکه افزایش یافت و نفت خام آمریکا نیز به محدوده ۸۴ تا بیش از ۸۵ دلار رسید. این سومین روز متوالی افزایش قیمت نفت بود و نشان میدهد بازار انرژی همچنان به تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه حساس است. افزایش قیمت نفت پس از آن شدت گرفت که تفاهم اولیه میان آمریکا و ایران درباره آتشبس منقضی شد و هیچیک از دو طرف تمایل مشخصی برای تمدید آن نشان ندادند. در همین حال، مواضع تندتر دولت آمریکا درباره ایران و تنگه هرمز، نگرانیها درباره آینده جریان انرژی از خلیج فارس را افزایش داده است.
رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده قصد دارد فشار اقتصادی بیشتری بر ایران وارد کند و حتی درباره واکنش نظامی شدید در صورت دخالت عمان در برنامههای آمریکا برای تنگه هرمز هشدار داده است. چنین اظهاراتی برای بازار نفت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه اختلال پایدار در این مسیر میتواند عرضه جهانی نفت را با شوک مواجه کند.
در همین شرایط، نفت خام در سال جاری تقریباً ۵۰ درصد افزایش قیمت داشته است. ادامه جنگ و محدود شدن جریان انرژی از خاورمیانه مهمترین عامل این رشد بوده، هرچند کشورهای تولیدکننده حاشیه خلیج فارس در ماههای اخیر تلاش کردهاند مسیرهای جایگزینی برای انتقال نفت پیدا کنند.
تنگه هرمز همچنان مهمترین متغیر بازار انرژی است
تنش بر سر آینده تنگه هرمز تنها یک مسئله سیاسی نیست و پیامدهای اقتصادی آن میتواند بسیار گسترده باشد. هرچه مدت اختلال در این آبراه طولانیتر شود، احتمال افزایش هزینه حملونقل انرژی و رشد بیشتر قیمت نفت افزایش پیدا میکند.
در حال حاضر ایران در حال مذاکره با عمان درباره نحوه مدیریت این آبراه است، اما واشنگتن در این مذاکرات حضور مستقیم ندارد. همین مسئله باعث شده هنوز تصویر روشنی از آینده رفتوآمد کشتیها در تنگه هرمز وجود نداشته باشد. در مقابل، برخی کشورهای تولیدکننده نفت خلیج فارس تلاش کردهاند وابستگی صادرات خود به این مسیر را کاهش دهند. عربستان سعودی اکنون محمولههایی را از مسیرهایی خارج از نقطه اصلی تنگه هرمز عرضه میکند؛ اقدامی که نشان میدهد کشورهای منطقه نیز خود را برای ادامه محدودیتها آماده کردهاند.
امارات متحده عربی نیز پیش از این تلاشهایی مشابه برای انتقال نفت از مسیرهای جایگزین انجام داده بود. با این حال، ظرفیت این مسیرها محدود است و در صورت تشدید درگیری، نمیتوان به سادگی انتظار داشت تمام حجم نفتی که از مسیرهای حساس منطقه عبور میکند، بدون مشکل به بازار جهانی برسد.
به همین دلیل، قیمت نفت در هفتههای آینده بیش از هر زمان دیگری به اخبار مربوط به جنگ، مذاکرات سیاسی و وضعیت تنگه هرمز وابسته خواهد بود.
رشد قیمت نفت بار دیگر نگرانی تورمی را زنده کرد
افزایش قیمت نفت برای بازار سهام تنها به معنای افزایش هزینه انرژی نیست. نفت گرانتر میتواند هزینه حملونقل، تولید، مواد اولیه و خدمات را بالا ببرد و در نهایت فشار تورمی را افزایش دهد. این مسئله در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا سرمایهگذاران در انتظار اطلاعات جدید درباره مسیر سیاست پولی فدرال رزرو هستند. اگر افزایش قیمت انرژی باعث شود تورم برای مدت طولانیتری بالا بماند، فضای لازم برای کاهش نرخ بهره محدودتر خواهد شد.
در ماههای اخیر، بازارهای مالی انتظار داشتند فدرال رزرو در نشست سپتامبر موضع نرمتری اتخاذ کند، اما بازار اوراق تصویر متفاوتی ارائه میدهد. احتمال افزایش نرخ بهره در نشست ۱۶ سپتامبر که در اواخر ژوئیه تقریباً به ۱۰۰ درصد نزدیک بود، اکنون به حدود یکسوم کاهش یافته است.
در نگاه اول، کاهش احتمال افزایش نرخ بهره باید به کاهش بازده اوراق بلندمدت منجر شود، اما اتفاقی که در بازار افتاده دقیقاً برعکس است. بازده اوراق بلندمدت آمریکا افزایش یافته و این موضوع یکی از مهمترین هشدارهای فعلی برای بازارهای مالی محسوب میشود.
بازده اوراق ۳۰ ساله به بالاترین سطح ۱۹ سال اخیر رسید
بازده اوراق خزانهداری ۱۰ ساله آمریکا در معاملات اخیر به ۴.۷۲ درصد رسید. در همین حال، بازده اوراق ۳۰ ساله تا ۵.۳۱ درصد افزایش یافت؛ سطحی که از سال ۲۰۰۷ تاکنون مشاهده نشده بود. این افزایش در حالی اتفاق افتاده که احتمال افزایش نرخ بهره در کوتاهمدت کاهش یافته است. بنابراین، بازار اوراق ظاهراً نگرانیهای دیگری را در قیمتها منعکس میکند؛ از جمله نگرانی درباره تورم، افزایش هزینههای استقراض، رشد بدهی دولت آمریکا و افزایش نیاز شرکتها به تأمین مالی.
افزایش هزینه استقراض برای اقتصاد آمریکا میتواند بهویژه برای شرکتهایی که برای توسعه خود به سرمایه خارجی نیاز دارند، فشار ایجاد کند. این موضوع در شرایطی که شرکتهای فناوری سرمایهگذاری بسیار سنگینی در زیرساختهای هوش مصنوعی انجام میدهند، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در واقع، بازار همزمان با افزایش هزینه انرژی با موج بزرگی از سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی و نگرانی درباره افزایش استقراض دولت آمریکا روبهرو است. ترکیب این عوامل میتواند بازده اوراق بلندمدت را در سطوح بالا نگه دارد.
بازار سهام بین سود شرکتها و ریسکهای کلان گرفتار شده است
با وجود افزایش ریسکهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی، بازار سهام آمریکا هنوز از حمایت گزارشهای مالی شرکتها برخوردار است. فصل انتشار گزارشهای مالی سهماهه دوم اگرچه وارد مرحله پایانی خود شده، اما عملکرد بسیاری از شرکتها تاکنون بهتر از نگرانیهای اولیه بوده است. در روزهای آینده، گزارش مالی شرکتهایی مانند هومدیپو، تول برادرز و کلارنا در مرکز توجه سرمایهگذاران قرار خواهد گرفت. عملکرد این شرکتها میتواند اطلاعات بیشتری درباره وضعیت مصرفکنندگان، بازار مسکن و رفتار تقاضا در اقتصاد آمریکا ارائه کند.
گزارشهای مالی قوی در ماههای اخیر یکی از دلایلی بوده که بازار سهام توانسته با وجود تنشهای ژئوپلیتیکی و نگرانی درباره نرخ بهره، در نزدیکی رکوردهای تاریخی باقی بماند. اما پرسش اصلی این است که آیا رشد سود شرکتها میتواند فشار ناشی از نفت گران، نرخ بهره بالا و ارزشگذاری سنگین سهام را جبران کند یا خیر.
اگر رشد سود شرکتها ادامه پیدا کند، بازار ممکن است بتواند بخشی از فشارهای ناشی از افزایش هزینهها را جذب کند. اما اگر قیمت نفت برای مدت طولانی بالای ۹۰ دلار باقی بماند و بازده اوراق نیز در محدودههای فعلی تثبیت شود، فضای بسیار دشوارتری برای سهام ایجاد خواهد شد.
شاخصهای سهام در آغاز هفته عقب نشستند
در معاملات پیش از باز شدن بازار، شاخصهای اصلی آمریکا تحت فشار قرار گرفتند. قراردادهای آتی اساندپی ۵۰۰ در محدوده ۷۷۳۳.۷۵ واحد قرار داشتند و حدود ۳۵ واحد معادل ۰.۴۵ درصد کاهش نشان میدادند. همزمان، قراردادهای آتی شاخص نزدک ۱۰۰ نزدیک به ۱ درصد افت کردند و قراردادهای آتی داوجونز تقریباً بدون تغییر باقی ماندند. در معاملات عادی نیز شاخصهای اصلی روز دوشنبه شروع ضعیفی داشتند و نگرانیها درباره افزایش قیمت نفت و تنشهای خاورمیانه بر رفتار سرمایهگذاران اثر گذاشت.
با این حال، افت بازار هنوز در حدی نیست که بتوان آن را نشانه آغاز یک روند نزولی بزرگ دانست. بازار سهام آمریکا در ماههای اخیر نشان داده که در برابر اخبار منفی ژئوپلیتیکی مقاومت قابلتوجهی دارد و تا زمانی که سود شرکتها و چشمانداز اقتصادی بهطور جدی آسیب نبیند، خریداران میتوانند در افتها وارد بازار شوند.
فدرال رزرو در موقعیت دشواری قرار گرفته است
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی رئیس فدرال رزرو، ایجاد تعادل میان وضعیت اقتصاد و انتظارات بازارهای مالی است. از یک طرف، کاهش احتمال افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر نشان میدهد بازار سهام انتظار سیاست پولی سختگیرانهتری ندارد. از طرف دیگر، افزایش بازده اوراق بلندمدت نشان میدهد سرمایهگذاران در بازار بدهی همچنان نگران تورم و افزایش هزینههای تأمین مالی هستند.
این اختلاف میان بازار سهام و بازار اوراق میتواند در هفتههای آینده اهمیت بیشتری پیدا کند. اگر فدرال رزرو به سمت کاهش نرخ بهره حرکت کند اما تورم ناشی از انرژی دوباره افزایش یابد، بازار ممکن است با واکنش متفاوتی روبهرو شود. در چنین شرایطی، کاهش نرخ بهره لزوماً به معنای رشد فوری سهام نخواهد بود؛ زیرا اگر کاهش نرخ بهره ناشی از نگرانی درباره رشد اقتصادی باشد، اثر مثبت آن میتواند توسط کاهش سود شرکتها خنثی شود.
از سوی دیگر، اگر اقتصاد آمریکا همچنان رشد کند و تورم کنترل شود، کاهش نرخ بهره میتواند محرک قدرتمندی برای بازار سهام باشد. بنابراین، دادههای اقتصادی هفتههای آینده اهمیت زیادی خواهند داشت.
دادههای اقتصادی در مرکز توجه سرمایهگذاران
سرمایهگذاران روز سهشنبه مجموعهای از دادههای مهم اقتصادی آمریکا را دنبال میکنند. اطلاعات مربوط به اشتغال هفتگی، فعالیت بخش خدمات نیویورک، قیمت واردات و صادرات، آغاز ساختوساز مسکن و تولید صنعتی از جمله مهمترین آمارهای منتشرشده یا مورد انتظار هستند. پیشبینی بازار برای تغییر ماهانه قیمت واردات در ماه ژوئیه ۰.۱ درصد است، در حالی که رقم قبلی ۰.۳ درصد بوده است. برای تغییر ماهانه قیمت صادرات نیز رقم صفر درصد پیشبینی شده، در حالی که ماه گذشته این شاخص ۰.۶ درصد کاهش داشت.
در بخش مسکن، انتظار میرود آغاز ساختوساز در ماه ژوئیه ۵.۸ درصد کاهش یافته باشد، در حالی که رقم قبلی رشد بسیار بالای ۱۹ درصد را نشان میداد. در بخش تولید نیز انتظار میرود تولید صنعتی ماهانه ۰.۳ درصد افزایش پیدا کند؛ رقمی که بالاتر از رشد ۰.۱ درصدی ماه قبل است. برای تولید کارخانهای نیز رشد ۰.۲ درصدی پیشبینی شده، در حالی که این شاخص در ماه گذشته بدون تغییر بوده است.
این دادهها میتوانند تصویری تازه از وضعیت اقتصاد آمریکا ارائه کنند و در کنار قیمت نفت و بازده اوراق، بر انتظارات نرخ بهره اثر بگذارند.
“
«بازار سهام آمریکا فعلاً تحت فشار قرار گرفته، اما مسئله اصلی برای سرمایهگذاران خود افت شاخصها نیست؛ خطر واقعی زمانی ایجاد میشود که نفت بالای ۹۰ دلار ماندگار شود و بازده اوراق بلندمدت همچنان در محدودههای بالا باقی بماند. در چنین شرایطی، فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره فضای کمتری خواهد داشت و بازار سهام با آزمون جدیتری مواجه میشود.»
بابک شیری
آسیا نیز تحت فشار نفت گران قرار گرفت
افزایش قیمت انرژی تنها بازار آمریکا را تحت تأثیر قرار نداده است. بازارهای سهام آسیا نیز در معاملات اخیر کاهش یافتند؛ زیرا نگرانی درباره افزایش قیمت نفت بر اثر تنشهای خاورمیانه، اثر مثبت گزارشهای مالی قدرتمند شرکتها را خنثی کرد. این واکنش نشان میدهد مسئله نفت دیگر صرفاً یک موضوع منطقهای نیست و میتواند بر هزینههای تولید، تورم و سیاست پولی اقتصادهای بزرگ جهان اثر بگذارد.
در صورت ادامه رشد قیمت نفت، اقتصادهای واردکننده انرژی احتمالاً با فشار بیشتری مواجه خواهند شد. در مقابل، کشورهای صادرکننده نفت ممکن است از افزایش درآمدهای انرژی منتفع شوند، هرچند تشدید تنشهای منطقهای میتواند هزینههای اقتصادی گستردهتری ایجاد کند.
هزینه بالای هوش مصنوعی به یک ریسک جدید تبدیل شده است
یکی دیگر از عواملی که در افزایش بازده اوراق و نگرانیهای بازار نقش دارد، حجم عظیم سرمایهگذاری شرکتهای فناوری در هوش مصنوعی است.
شرکتهای بزرگ فناوری برای توسعه مراکز داده، خرید تراشه، افزایش ظرفیت محاسباتی و ایجاد زیرساختهای جدید، میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکنند. بخشی از این سرمایهگذاریها از طریق جریان نقدی داخلی تأمین میشود، اما افزایش نیاز به تأمین مالی میتواند تقاضا برای استقراض را نیز افزایش دهد. این روند در شرایطی اتفاق میافتد که دولت آمریکا نیز با سطح بالایی از استقراض مواجه است. در نتیجه، بازار اوراق باید همزمان با عرضه بدهی دولت و تقاضای شرکتها برای تأمین سرمایه روبهرو شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، نرخهای بلندمدت ممکن است حتی در شرایطی که فدرال رزرو نرخهای کوتاهمدت را کاهش میدهد، در سطوح بالایی باقی بمانند.
آیا بازار در آستانه یک اصلاح جدی قرار دارد؟
افت فعلی شاخصهای سهام را نباید بهتنهایی نشانه آغاز یک سقوط بزرگ دانست. بازار آمریکا هنوز از سودآوری شرکتها، سرمایهگذاری در فناوری و امید به کاهش نرخ بهره حمایت میشود. با این حال، ترکیب چند عامل منفی میتواند ریسک اصلاح را افزایش دهد: نفت بالای ۹۰ دلار، بازده اوراق ۳۰ ساله در سطح ۵.۳۱ درصد، نگرانی درباره بدهی دولت آمریکا، هزینه سنگین سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و ادامه تنشهای ژئوپلیتیکی.
اگر تنش میان آمریکا و ایران تشدید شود و تنگه هرمز برای مدت طولانیتری با محدودیت مواجه بماند، احتمال رشد بیشتر نفت وجود دارد. چنین سناریویی میتواند تورم را افزایش داده و کاهش نرخ بهره را برای فدرال رزرو دشوارتر کند.
در مقابل، دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران و بازگشت تدریجی جریان انرژی میتواند قیمت نفت را کاهش دهد و بخشی از فشار تورمی را از بین ببرد. در چنین شرایطی، کاهش بازده اوراق و بهبود انتظارات نرخ بهره میتواند دوباره به نفع سهام تمام شود. بنابراین، مسیر بازار در هفتههای آینده بیش از هر زمان دیگری به یک متغیر وابسته است: آیا تنشهای خاورمیانه به سمت تشدید حرکت میکنند یا به سمت توافق و کاهش محدودیتهای انرژی؟
بازار در انتظار یک محرک تعیینکننده
بازار سهام آمریکا در شرایطی وارد نیمه دوم ماه اوت شده که از یک سو نزدیک رکوردهای تاریخی قرار دارد و از سوی دیگر با مجموعهای از ریسکهای فزاینده مواجه است. قیمت نفت تقریباً ۵۰ درصد از ابتدای سال افزایش یافته، برنت به ۹۱ دلار رسیده، نفت آمریکا در محدوده ۸۴ تا ۸۵ دلار معامله میشود و بازده اوراق ۳۰ ساله به ۵.۳۱ درصد رسیده است. این ارقام نشان میدهند فشار هزینهای در اقتصاد آمریکا هنوز جدی است.
در مقابل، احتمال افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر به حدود یکسوم کاهش یافته و عملکرد شرکتها نیز تاکنون از بازار حمایت کرده است. همین تضاد باعث شده سرمایهگذاران در موقعیتی قرار بگیرند که هر خبر جدید درباره تورم، نفت، جنگ یا سیاست پولی میتواند جهت معاملات را تغییر دهد.
در نهایت، برای بازار سهام آمریکا تنها افزایش قیمت نفت مهم نیست؛ سرعت و مدت این افزایش اهمیت بیشتری دارد. اگر نفت در واکنش به یک شوک کوتاهمدت به بالای ۹۰ دلار برسد و سپس کاهش پیدا کند، اثر آن بر اقتصاد قابل مدیریت خواهد بود. اما اگر نفت برای چند ماه در این محدوده باقی بماند، احتمال انتقال فشار آن به تورم، نرخ بهره و سود شرکتها بسیار بیشتر خواهد شد. به همین دلیل، سرمایهگذاران در روزهای آینده علاوه بر گزارشهای مالی شرکتها، با دقت بیشتری تحولات تنگه هرمز، مذاکرات آمریکا و ایران، قیمت نفت و بازده اوراق خزانهداری را دنبال خواهند کرد. بازار در حال حاضر در نقطهای قرار گرفته که ریسک ژئوپلیتیک، تورم و نرخ بهره بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند و هر تغییر در یکی از این متغیرها میتواند مسیر دو متغیر دیگر را نیز تغییر دهد.
در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.


















