
- با وجود نوسانات اخیر، عوامل بنیادی بلندمدت همچنان از طلا و نقره حمایت میکنند.
- تنشهای ژئوپلیتیکی، بدهی بالای دولتها، کسریهای مالی و افزایش تحمل تورم، اعتماد به ارزهای بدون پشتوانه را تضعیف کرده و به نفع طلا عمل میکند.
- سهام شرکتهای معدنی نسبت به رشد قیمت طلا عقب مانده و حدود ۲۰٪ کمتر از ارزش مورد انتظار معامله میشوند؛ بنابراین میتوانند فرصت سرمایهگذاری بهتری باشند.
- برآورد میشود قیمت طلا باید به زیر حدود ۳۵۰۰ دلار در هر اونس برسد تا شرایط اقتصادی این بخش شبیه دورههای نزولی گذشته شود.
قیمت طلا و نقره هنوز نتوانستهاند به ثبات برسند و در حفظ سطوح حمایتی اولیه ناکام ماندهاند؛ با این وجود، یکی از مدیران صندوق معتقد است که در بازار فلزات گرانبها، بهخصوص در بخش معدنی، همچنان فرصتهای ارزشمندی دیده میشود.
استیو لند، مدیر ارشد پرتفوی صندوق طلا و فلزات گرانبهای فرانکلین تمپلتون (Franklin Templeton)، در تازهترین یادداشت خود که در Kitco منتشر شده و توسط یوتوتایمز، بازنویسی شده است، درباره فلزات گرانبها اعلام کرد که با وجود نوسانات اخیر بازار، طلا و نقره همچنان از پشتوانههای بنیادی قوی در بلندمدت برخوردارند.
به گفته وی: «طلا بهطور تاریخی در دورههای تنشهای مالی و ژئوپلیتیکی عملکرد مطلوبی داشته است و تنشهای تجاری اخیر، درگیریهای جهانی و عدمقطعیتهای مالی در اقتصادهای بزرگ این روند را تقویت کردهاند. از نظر ساختاری، بدهی بالای دولتها، کسریهای مالی پایدار و تحمل بیشتر نسبت به تورم، اعتماد به ارزهای بدون پشتوانه را تضعیف میکند. با وجود افتهای ثبتشده، همچنان با توجه به محدودیت عرضه و رشد تقاضا، از منظر بنیادی از قیمتهای بالای طلا حمایت میشود.»
هرچند ممکن است طلا و نقره وارد یک دوره تثبیت یا نوسان محدود شوند و رشد چشمگیری نداشته باشند، اما سرمایهگذاران بهتر است به بخش شرکتهای معدنی توجه کنند؛ چون سهام این شرکتها نسبت به خود قیمت طلا و نقره عملکرد ضعیفتری داشته و بنابراین ممکن است اکنون ارزانتر و دارای فرصت رشد بیشتری باشد.
او توضیح داد که بر اساس مدلهای او، ارزشگذاریها طی چند سال گذشته حدود ۲۰ درصد از قیمت طلا عقب ماندهاند.
طبق دادههای بررسی شده توسط یوتوتایمز: «بانکهای مرکزی و صندوقهای قابل معامله در بورس با پشتوانه شمش طلا، رشد قیمت طلا را تقویت کردهاند و این امر باعث شده قیمت شمش با سرعتی بهمراتب بیشتر از جریان سرمایه به سهام شرکتهای معدنی افزایش یابد.
این فاصله و اختلاف میان عملکرد قیمت طلا و سهام شرکتهای معدنی بیشتر ناشی از ذهنیت و برداشت سرمایهگذاران است، نه واقعیتهای بنیادی اقتصاد این صنعت.
✔️ بیشتر بخوانید: طلای ۸۰۰۰ دلاری؛ پیشبینی تخیلی یا واقعیتِ پنهان جیپی مورگان؟
سرمایهگذاران هنوز تجربههای منفی گذشته را به یاد دارند؛ مثل دورههایی که هزینهها بالا میرفت، سرمایهها بد تخصیص داده میشد و با افزایش تعداد سهام، ارزش سهام موجود کاهش مییافت.
اما وضعیت صنعت تغییر کرده است:
- شرکتهای معدنی اکنون ترازنامههای قویتری دارند،
- انضباط مالی و سرمایهگذاری بهتری رعایت میکنند،
- و بازده بیشتری به سهامداران میدهند.
به همین دلیل، در قیمتهای بالای فعلی طلا، شرکتهای معدنی نوعی اهرم عملیاتی واقعی دارند؛ یعنی سود و جریان نقد آزاد آنها سریعتر از خودِ قیمت طلا رشد میکند.
اگرچه سهام شرکتهای معدنی نیز همسو با بازار طلا نوسانات قابلتوجهی را تجربه کردهاند، لند اظهار داشت که این شرکتها در قیمتهای کنونی همچنان جریان نقد آزاد چشمگیری تولید خواهند کرد.
او گفت: «برآورد ما این است که قیمت طلا باید به زیر حدود ۳۵۰۰ دلار به ازای هر اونس کاهش یابد تا اقتصاد این بخش شباهتی به دورههای نزولی پیشین پیدا کند.»
بر اساس جمعبندی تیم یوتوتایمز، با وجود نوسانات اخیر و ناتوانی طلا و نقره در تثبیت قیمت، پشتوانههای بنیادی بلندمدت همچنان از این فلزات حمایت میکنند؛ عواملی مانند تنشهای ژئوپلیتیکی، بدهیهای فزاینده دولتها و تضعیف اعتماد به ارزهای بدون پشتوانه. در همین حال، فرصت اصلی سرمایهگذاری بیش از آنکه در خودِ فلزات گرانبها باشد، در سهام شرکتهای معدنی نهفته است؛ بخشی که بهدلیل عقبماندگی از رشد قیمت طلا، بهبود ساختار مالی شرکتها و توانایی ایجاد سود و جریان نقد بالاتر، میتواند در صورت تداوم قیمتهای فعلی طلا بازدهی قابلتوجهی برای سرمایهگذاران فراهم کند.
لطفا نظر و سوالات خود را درباره این مقالهی UtoTimes ارسال کنید تا کارشناسان ما به شما پاسخ دهند.






















