
بازار سهام آمریکا در شرایطی به سطوح تاریخی خود نزدیک شده که یکی از شناختهشدهترین سرمایهگذاران جهان، نسبت به افزایش شدید ارزشگذاریها هشدار داده است. وارن بافت، مدیرعامل پیشین برکشایر هاتاوی، در گفتوگویی با شبکه سیانبیسی در پاسخ به پرسشی درباره شرایط فعلی بازار گفت: «وقتی همه ترجیح میدهند قمار کنند، پیدا کردن ارزش دشوار است.» شاید این جمله کوتاه در نگاه نخست تنها یک اظهار نظر درباره رفتار سرمایهگذاران به نظر برسد، اما سابقه تاریخی بازار نشان میدهد که زمانی که بافت از واژه «قمار» برای توصیف وضعیت بورس استفاده کرده، بهتر است سرمایهگذاران آن را جدی بگیرند.
- وارن بافت هشدار داده است که وقتی همه به دنبال قمار هستند، پیدا کردن سهام ارزنده دشوار میشود؛ شاخص بافت نیز با رسیدن به ۲۳۸ درصد این نگرانی را تأیید میکند.
- نسبت قیمت به سود تعدیلشده اساندپی ۵۰۰ بالاتر از ۴۱ است؛ سطحی که پیشتر فقط در حوالی حباب فناوری سالهای ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ دیده شده بود.
- برکشایر با وجود گرانی بازار، حدود ۳۶.۶ میلیارد دلار آلفابت در اختیار دارد؛ شرکتی که درآمد جستوجوی آن ۱۷ درصد و درآمد خدمات ابری آن ۸۲ درصد رشد کرده است.
- پیام بافت فروش همهچیز نیست؛ در بازار گران امروز، صبر، انتخاب شرکتهای باکیفیت و خرید در قیمت منطقی مهمتر از دنبال کردن موجهای هیجانی است.
این هشدار البته به معنای آن نیست که بافت یا برکشایر هاتاوی دیگر هیچ سهمی را جذاب نمیدانند. برعکس، این شرکت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ پس از ۱۴ فصل متوالی فروش خالص سهام، بار دیگر خریدهای قابلتوجهی انجام داد. نکته اصلی اینجاست که ورود برکشایر به برخی شرکتها به معنای ارزنده دانستن کل بازار نیست؛ بلکه نشان میدهد حتی در بازاری که بهطور کلی گران شده، هنوز میتوان شرکتهایی را پیدا کرد که قیمت آنها نسبت به کیفیت و چشمانداز کسبوکارشان منطقیتر باشد.
هشدار ۱۰ کلمهای بافت به سرمایهگذاران
وارن بافت در گفتوگو با بکی کوییک، خبرنگار سیانبیسی، درباره شرایط بازار سهام آمریکا صحبت کرد. پاسخ او بسیار کوتاه بود، اما معنای آن برای سرمایهگذاران اهمیت زیادی دارد: «وقتی همه ترجیح میدهند قمار کنند، پیدا کردن ارزش دشوار است.»
بافت همواره ترجیح داده است سرمایه برکشایر به جای نگهداری در اوراق خزانه آمریکا، در کسبوکارهای مولد و باکیفیت قرار گیرد. او حتی در همان گفتوگو تأکید کرد که گاهی فرصتهای سرمایهگذاری آنقدر سریع ظاهر میشوند که باور کردن آنها دشوار است. با این حال، رویکرد اصلی او همچنان بر مبنای سرمایهگذاری ارزشی است؛ یعنی خرید شرکتهای قدرتمند در زمانی که قیمت آنها نسبت به ارزش واقعیشان جذاب باشد.
مشکل امروز از نگاه بافت این است که چنین فرصتهایی در مقیاس گسترده چندان زیاد نیستند. قیمت بسیاری از سهام با انتظارات بسیار بالایی همراه شده و سرمایهگذاران در برخی بخشهای بازار بیشتر به دنبال رشد سریع قیمت هستند تا ارزش واقعی کسبوکار.
استفاده بافت از واژه «قمار» نیز اهمیت ویژهای دارد. او در گذشته هم هنگام صحبت درباره بازار سهام از ادبیات مشابه استفاده کرده است. برای نمونه، در آوریل ۲۰۲۲ درباره رفتارهای سفتهبازانه بازار هشدار داد و تنها چند ماه بعد، شاخص اساندپی ۵۰۰ وارد یک اصلاح جدی شد.
البته حتی وارن بافت نیز میتواند اشتباه کند و خود او بارها به اشتباهات سرمایهگذاری گذشتهاش اعتراف کرده است. اما اگر به شاخصهای ارزشگذاری فعلی نگاه کنیم، هشدار او با دادههای بازار نیز همخوانی دارد.
شاخصی که نام بافت را یدک میکشد چه میگوید؟
یکی از مهمترین معیارهای ارزشگذاری بازار، شاخصی است که به «شاخص بافت» شهرت دارد. این شاخص نسبت ارزش کل بازار سهام به تولید ناخالص داخلی آمریکا را اندازهگیری میکند و تصویری کلی از میزان ارزشگذاری بازار نسبت به اندازه اقتصاد ارائه میدهد.
این نسبت اکنون به حدود ۲۳۸ درصد رسیده است؛ بالاترین سطح ثبتشده در تاریخ این شاخص.
بافت در سال ۲۰۰۱ در مقالهای برای مجله فورچون گفته بود زمانی که این نسبت به محدوده ۲۰۰ درصد نزدیک شود، سرمایهگذاران عملاً در حال «بازی با آتش» هستند. نکته قابلتوجه این است که شاخص بافت در اواخر سال ۱۹۹۹ و اوایل سال ۲۰۰۰ به همین محدوده خطرناک نزدیک شده بود؛ یعنی درست در دورهای که حباب شرکتهای اینترنتی در حال شکلگیری بود.
مدت زیادی نگذشت که حباب فناوری ترکید و بازار وارد یکی از شدیدترین دورههای نزولی خود شد.
نمونه مشابه دیگری نیز وجود دارد. این نسبت در نوامبر ۲۰۲۱ بار دیگر تقریباً به ۲۰۰ درصد رسید و تنها چند هفته بعد، بازار نزولی سال ۲۰۲۲ آغاز شد.
البته هیچ شاخصی نمیتواند زمان دقیق یک سقوط را پیشبینی کند. بالا بودن شاخص بافت الزاماً به این معنا نیست که بازار باید همین امروز یا ماه آینده سقوط کند. اما فاصله گرفتن شدید آن از سطوح تاریخی، نشان میدهد حاشیه امن سرمایهگذاران نسبت به دورههای عادی کاهش یافته است.
نسبت قیمت به سود تعدیلشده نیز هشدار میدهد
شاخص دیگری که وضعیت فعلی بازار را نگرانکنندهتر میکند، نسبت قیمت به سود تعدیلشده اساندپی ۵۰۰ است که بر اساس میانگین سود واقعی و تعدیلشده شرکتها در یک دوره ۱۰ ساله محاسبه میشود.
این نسبت اکنون بیش از ۴۱ است.
این سطح تنها در یک دوره تاریخی دیگر بهطور کوتاهمدت مشاهده شده است؛ اواخر سال ۱۹۹۹ و اوایل سال ۲۰۰۰، درست پیش از ترکیدن حباب شرکتهای فناوری.
بنابراین، دو معیار مهم ارزشگذاری بازار همزمان در سطوح بسیار بالایی قرار گرفتهاند. از یک طرف، ارزش کل بازار نسبت به اقتصاد آمریکا به حدود ۲۳۸ درصد رسیده و از طرف دیگر، نسبت قیمت به سود تعدیلشده اساندپی ۵۰۰ بالاتر از ۴۱ قرار گرفته است.
این اعداد به خودی خود زمان سقوط بازار را مشخص نمیکنند، اما نشان میدهند سرمایهگذاری در شرایط کنونی نیازمند دقت بیشتری است.
آیا خریدهای جدید برکشایر با هشدار بافت تناقض دارد؟
در نگاه نخست ممکن است چنین به نظر برسد که خریدهای گسترده برکشایر در سهماهه دوم با هشدار اخیر بافت تناقض دارد. این شرکت پس از ۱۴ فصل فروش خالص سهام، دوباره به بازار بازگشت و بخش قابلتوجهی از ذخایر نقدی خود را به کار گرفت.
اما این دو موضوع الزاماً در تضاد با یکدیگر نیستند.
برکشایر در واقع به دنبال خرید هر سهمی در بازار نیست. یکی از بزرگترین خریدهای این شرکت در سهماهه دوم مربوط به آلفابت، شرکت مادر گوگل، بود؛ شرکتی که از نظر ارزشگذاری در مقایسه با بسیاری از غولهای فناوری وضعیت متفاوتی دارد.
سهام آلفابت در زمان بررسی این گزارش با نسبت قیمت به سود آیندهنگر حدود ۱۶.۸ برابر معامله میشد. این رقم پایینترین نسبت در میان هفت شرکت بزرگ فناوری آمریکا محسوب میشود و حتی از نسبت حدود ۱۹.۹ برابری اساندپی ۵۰۰ بر اساس سودهای آینده نیز پایینتر است.
بنابراین، برکشایر میتواند همزمان معتقد باشد که بازار بهطور کلی گران است و در عین حال یک شرکت مشخص را با توجه به کیفیت کسبوکار، رشد درآمد و قیمت سهام آن، جذاب ارزیابی کند.
نکته مهمتر این است که خود بافت تأیید کرده خریدهای آلفابت با نظر او انجام شده است. او در گفتوگوی اخیر خود گفت که در کنار گرگ ابل فعالیت میکند و هیچ اقدامی را انجام نمیدهد که مدیرعامل جدید برکشایر با آن موافق نباشد.
“
«وقتی همه به دنبال قمار هستند، پیدا کردن ارزش دشوار میشود؛ اما دشوار بودن یافتن فرصت به معنای نبودن فرصت نیست. خرید آلفابت توسط برکشایر نشان میدهد که در بازار گران امروز، انتخاب دقیق شرکت و قیمت خرید اهمیت بیشتری از همیشه دارد.»
بابک شیری
آلفابت؛ مهمترین خرید فناوری برکشایر
آلفابت اکنون حدود ۱۰.۲ درصد از پرتفوی برکشایر هاتاوی را تشکیل میدهد و به یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای این شرکت تبدیل شده است.
برکشایر نخستین بار در سهماهه سوم سال ۲۰۲۵ سهام آلفابت را خرید؛ زمانی که هنوز وارن بافت در رأس شرکت قرار داشت. اما گرگ ابل از ابتدای سال ۲۰۲۶ اندازه این سرمایهگذاری را حدود چهار برابر کرده است.
بر اساس آخرین اطلاعات، برکشایر اکنون ۷۸.۸ میلیون سهم کلاس «آ» و ۲۷.۲ میلیون سهم کلاس «ج» آلفابت در اختیار دارد که ارزش مجموع آنها حدود ۳۶.۶ میلیارد دلار است.
این سرمایهگذاری در شرایطی انجام شده که سهام آلفابت طی یک سال گذشته حدود ۷۰ درصد رشد کرده است. با وجود این رشد چشمگیر، برکشایر همچنان معتقد است رشد کسبوکارهای اصلی شرکت میتواند از قیمت فعلی سهام حمایت کند.
گوگل چگونه در برابر انقلاب هوش مصنوعی ایستاده است؟
یکی از مهمترین نگرانیها درباره آلفابت پس از ظهور سامانههای هوش مصنوعی مولد، آینده موتور جستوجوی گوگل بود. ظهور ابزارهایی مانند چتجیپیتی این نگرانی را ایجاد کرد که کاربران به جای جستوجوی سنتی، مستقیماً پاسخ خود را از سامانههای هوش مصنوعی دریافت کنند.
اما آلفابت تلاش کرده این تهدید را به یک فرصت تبدیل کند.
این شرکت قابلیتهای جدیدی مانند پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در نتایج جستوجو و حالت جدید هوش مصنوعی را توسعه داده است. حالت هوش مصنوعی اکنون بیش از یک میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد و آلفابت اعلام کرده این قابلیتها در مجموع باعث افزایش استفاده از جستوجوی گوگل شدهاند.
این موضوع برای مدل کسبوکار شرکت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش استفاده از موتور جستوجو به معنای نمایش تبلیغات بیشتر و در نهایت درآمد بالاتر است.
در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ که در پایان ژوئن به پایان رسید، درآمد جستوجوی آلفابت به رکورد ۶۳.۳ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال گذشته ۱۷ درصد افزایش داشت.
رشد خیرهکننده خدمات ابری آلفابت
اما داستان آلفابت تنها به موتور جستوجو محدود نمیشود. بخش خدمات ابری این شرکت نیز به یکی از مهمترین برندگان موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی تبدیل شده است.
خدمات ابری گوگل به شرکتها امکان دسترسی به ظرفیت پردازشی مراکز داده و مدلهای زبانی بزرگ را میدهد. تقاضا برای این خدمات بهشدت افزایش یافته و در پایان ژوئن، ارزش سفارشهای ثبتشده و در انتظار اجرای این بخش به ۵۱۴ میلیارد دلار رسیده بود.
درآمد خدمات ابری گوگل در سهماهه دوم با رشد خیرهکننده ۸۲ درصدی به ۲۴.۸ میلیارد دلار رسید.
این ارقام نشان میدهد خرید آلفابت توسط برکشایر صرفاً یک شرطبندی روی رشد قیمت سهام نیست. این سرمایهگذاری در واقع بر کسبوکاری متکی است که همزمان از تبلیغات دیجیتال، جستوجو، خدمات ابری و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی درآمد ایجاد میکند.
اپل همچنان بزرگترین سرمایهگذاری برکشایر است
در کنار آلفابت، اپل همچنان بزرگترین سهم موجود در پرتفوی برکشایر است و حدود ۱۹.۵ درصد از کل پرتفوی شرکت را تشکیل میدهد.
اپل برخلاف آلفابت میلیاردها دلار برای ساخت شبکه عظیم مراکز داده هوش مصنوعی هزینه نمیکند. این شرکت بیشتر بر ادغام قابلیتهای هوش مصنوعی در محصولات خود تمرکز کرده است.
سامانه هوش مصنوعی اپل قابلیتهایی مانند ابزارهای نوشتاری برای خلاصهسازی و تولید متن، اولویتبندی اعلانها و نسخه جدید دستیار صوتی سیری را ارائه میکند. نسخه جدید سیری نیز از مدلهای زبانی خانواده جمینای آلفابت استفاده میکند.
یکی از نقاط قوت مهم اپل، کنترل کاملتر این شرکت بر سختافزار است. اپل تراشههای اصلی دستگاههای خود را طراحی میکند و میتواند آنها را متناسب با قابلیتهای هوش مصنوعی خود بهینه کند. این موضوع علاوه بر افزایش سرعت پردازش و بهبود مصرف باتری، در شرایط کمبود جهانی تراشههای مرتبط با هوش مصنوعی میتواند یک مزیت رقابتی مهم باشد.
اپل اکنون بیش از ۲.۵ میلیارد دستگاه فعال در سراسر جهان دارد. همین شبکه گسترده کاربران میتواند این شرکت را به یکی از بزرگترین توزیعکنندگان نرمافزارهای هوش مصنوعی برای مصرفکنندگان تبدیل کند.
بافت و سرمایهگذاری تاریخی روی اپل
وارن بافت بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۳ حدود ۳۸ میلیارد دلار برای خرید سهام اپل هزینه کرد. ارزش این سرمایهگذاری تا ابتدای سال ۲۰۲۴ به بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار افزایش یافت و در مقطعی تقریباً نیمی از ارزش پرتفوی برکشایر را تشکیل میداد.
با این حال، بافت و تیم مدیریتی برکشایر تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۷۵ درصد از سهام اپل را فروختند؛ اقدامی که هم برای شناسایی بخشی از سود و هم برای کاهش ریسک تمرکز انجام شد.
با وجود این کاهش سنگین، اپل هنوز بزرگترین سرمایهگذاری برکشایر محسوب میشود و وزن آن در پرتفوی شرکت حدود ۱۹.۵ درصد است.
این موضوع نشان میدهد که رویکرد برکشایر نسبت به فناوری تغییر کرده، اما فلسفه اصلی آن همچنان ثابت مانده است: خرید شرکتهایی با مزیت رقابتی پایدار، سودآوری بالا و چشمانداز رشد بلندمدت، نه صرفاً خرید سهامی که در مرکز هیجان بازار قرار گرفتهاند.
عصر جدید برکشایر با همان فلسفه قدیمی
وارن بافت طی حدود ۶۰ سال مدیریت برکشایر، الگویی ایجاد کرد که کمتر تحت تأثیر موجهای کوتاهمدت بازار قرار میگرفت. بازده سالانه سهام برکشایر طی دوره مدیریت او حدود ۱۹.۷ درصد بود؛ بهطوری که سرمایهگذاری تنها ۵۰۰ دلار در سال ۱۹۶۵، تا پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۲۴ میلیون دلار میرسید.
گرگ ابل اکنون مسئولیت شرکتی با ارزش بیش از یک تریلیون دلار را بر عهده گرفته است؛ شرکتی که در زمان انتقال مدیریت، حدود ۳۵۰ میلیارد دلار پرتفوی سهام و نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار نقدینگی در اختیار داشت.
ابل برخلاف سالهای پایانی مدیریت بافت، تمایل بیشتری برای استفاده از این نقدینگی نشان داده است. خرید گسترده آلفابت مهمترین نشانه این تغییر محسوب میشود، اما انتخاب این شرکت نشان میدهد که رویکرد جدید الزاماً به معنای کنار گذاشتن فلسفه بافت نیست.
در واقع، میتوان گفت برکشایر در حال تغییر ابزارهای خود است، نه اصول بنیادین سرمایهگذاریاش.
هشدار بافت را چگونه باید تفسیر کرد؟
پیام اصلی بافت این نیست که سرمایهگذاران باید تمام سهام خود را بفروشند یا از بازار خارج شوند. هشدار او بیشتر درباره تفاوت میان سرمایهگذاری و سفتهبازی است.
وقتی ارزشگذاری بازار بالا میرود و سرمایهگذاران صرفاً به امید افزایش بیشتر قیمتها وارد سهم میشوند، فاصله میان سرمایهگذاری منطقی و رفتار سفتهبازانه کمتر میشود. در چنین شرایطی، حتی شرکتهای قدرتمند نیز در صورت تغییر انتظارات میتوانند افتهای سنگینی را تجربه کنند.
از طرف دیگر، آلفابت نمونهای است که نشان میدهد یک بازار گران لزوماً به معنای گران بودن تمام شرکتها نیست. نسبت قیمت به سود آیندهنگر حدود ۱۶.۸، رشد ۱۷ درصدی درآمد جستوجو، رشد ۸۲ درصدی خدمات ابری و سفارشهای ۵۱۴ میلیارد دلاری این بخش، مجموعهای از عواملی هستند که میتوانند خرید برکشایر را از یک رفتار هیجانی جدا کنند.
بنابراین، مهمترین درس از سخنان اخیر بافت شاید این باشد که سرمایهگذاران نباید صرفاً به دلیل صعود بازار، همه سهام را کنار بگذارند؛ اما در عین حال نباید صرفاً به دلیل رکوردشکنی شاخصها، هر سهمی را با هر قیمتی خریداری کنند.
در شرایطی که شاخص بافت به حدود ۲۳۸ درصد رسیده و نسبت قیمت به سود تعدیلشده اساندپی ۵۰۰ بالاتر از ۴۱ قرار دارد، انتخاب سهم اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است. بازار ممکن است همچنان به رشد خود ادامه دهد، اما هرچه قیمتها بالاتر میروند، اشتباه در انتخاب شرکت و پرداخت قیمت بیش از ارزش واقعی آن، هزینه بیشتری خواهد داشت.
در نهایت، رفتار برکشایر یک پیام دوگانه برای بازار دارد: از یک سو، ارزشگذاری کلی بازار به اندازهای بالا رفته که احتیاط ضروری است؛ از سوی دیگر، فرصتهای واقعی هنوز وجود دارند و سرمایهگذاران صبور میتوانند در میان قیمتهای بالا، شرکتهای ارزندهای پیدا کنند. این دقیقاً همان تفاوتی است که فلسفه سرمایهگذاری بافت را از رفتار قمارگونه بازار جدا میکند.
در ترجمه برخی نقاط این مقاله از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

















