پس از آغاز درگیری روسیه و اوکراین به عنوان صادرکنندگان اصلی غلات به ویژه گندم و ذرت، توجه کشورهای واردکننده معطوف به تأمین امنیتی غذایی شده است. بطوریکه، اکنون این کشورها سعی در متنوعسازی منابع وارداتی دارند تا در صورت بروز مشکل و اختلال در مسیر عرضه، بتوانند امنیت غذایی خود را تامین کنند.
در این میان، کشور قزاقستان به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی گندم در جهان به دنبال گسترش بازارهای خود است. اما بروز تنشهای اخیر در مسیرهای کشتیرانی دریای سیاه این روند را با اختلال مواجه کرده است.
در کنار غلات، حملات ماه ژوئیه در دریای سیاه باعث شد تا کنسرسیوم خط لوله خزر (CPC) که نفت قزاقستان را به بازارهای جهانی منتقل میکند، صادرات روزانه را از ۱.۲ تا ۱.۳ میلیون بشکه به تقریباً ۴۰۰ هزار بشکه در روز کاهش دهد. بنابراین، جنگ روسیه و اوکراین تأثیر مستقیمی بر درآمدهای انرژی و غلات قزاقستان گذاشته است.
همزمان، کشتیهای حامل غلات در بنادر دریای سیاه و کریدور دریایی اوکراین بار دیگر هدف قرار گرفتند. در حمله به یک کشتی با پرچم گینه بیسائو و حامل گندم، یکی از خدمه جان خود را از دست داد و کشتی دچار آتشسوزی شد. این دو تحول نشان میدهد که دریای سیاه از یک میدان نبرد نظامی به یکی از مراکز امنیت اقتصادی جهانی تبدیل شده است.
خط لوله CPC نفت را از میادین «تنگیز»، «کاشاگان» و «کاراچاگاناک» از طریق مسیری به طول ۱۵۱۱ کیلومتر به پایانه دریایی در نزدیکی نووروسیسک منتقل میکند. این خط لوله بیش از دو سوم صادرات نفت قزاقستان و حدود ۲ درصد از عرضه جهانی را حمل میکند. کاهش ۱۴ درصدی تولید در ماه ژوئیه در مقایسه با ژوئن نشان میدهد که اختلال در پایانه صادراتی به سرعت در درآمدهای عمومی آستانه منعکس شده است. جایگزینهای کنونی نیز تنها بخش محدودی از این حجم بزرگ را جبران میکنند.
راهاندازی هاب غلات در جنوب ایران
از سوی دیگر، قزاقها حساب ویژهای برای صادرات غلات خود باز کرده و درپی گسترش بازارهای صادراتی از جنوب آسیا تا شمال آفریقا هستند که درگیریها در دریای سیاه این هدفگذاری را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین این کشور باید به سمت مسیرها و کریدورهای جایگزین مانند بنادر جنوبی ایران باشد.
در سالهای اخیر قزاقستان و تمام پنج جمهوری محصور در خشکی آسیای مرکزی به دنبال بهرهگیری از موقعیت بنادر جنوبی بودهاند. برای نمونه، ازبکستان به دنبال پیوستن به توافقنامه بندر چابهار است. قزاقها نیز این امر را در دستور کار خود قرار دادهاند تا با استفاده از بنادر جنوبی ایران بازارهای خود به ویژه غلات را گسترش دهند.
براساس دادههای وزارت کشاورزی قزاقستان، این کشور بین سپتامبر ۲۰۲۵ و ژوئیه ۲۰۲۶، تقریباً ۱۳.۹ میلیون تن غلات و آرد صادر کرده که نسبت به ۱۲.۴ میلیون تن صادر شده در مدت مشابه سال گذشته، ۱۲.۶ درصد افزایش داشته است. این امر نشاندهنده تقاضای خارجی قوی برای محصولات کشاورزی قزاقستان است و همچنین، اثربخشی اقدامات برای افزایش لجستیک صادرات و تقویت همکاری تجاری و اقتصادی با شرکای خارجی تأکید دارد.
از همین روی، اخیراً وزیر راه و شهرسازی ایران از واگذاری ۱۵ هکتار از اراضی بندر شهید رجایی به بخش خصوصی قزاقستان خبر داده است. بر اساس این توافق، ایران نیز درخواست واگذاری ۱۵ هکتار زمین در منطقه ویژه و بندر خشک خارگوس را مطرح کرد. همچنین مقرر شد در بنادر آکتائو و کوریک نیز هر کدام ۵ هکتار زمین به بخش خصوصی ایران اختصاص یابد.
قزاقستان به عنوان تولیدکننده غلات، به دنبال ایجاد هابهای لجستیکی در ایران است. این مراکز علاوه بر بندر شهید رجایی، در بندر امیرآباد، انزلی، آپرین و چابهار پیشبینی میشود. در واقع، قزاقها با پیشبینی رویدادهای دریای سیاه درپی متنوع بخشی به صادرات غلات خود هستند که بنادر ایران میتواند این امر را محقق سازد.
اما ایران برای تبدیل به هاب غلات قزاقستان چند مزیت مهم دارد، نخست اینکه خود ایران از واردکنندگان گندم قزاقستان است و این همکاری بر گسترش بازار آستانه در کشورمان کمک میکند. دوم، اتصال ریلی ایران و قزاقستان از طریق مسیر ریلی قزاقستان-ترکمنستان- ایران (KTI) در دسترس است و نیاز به ایجاد زیرساختهای پرهزینه نیست. سوم، اینکه بنادر ایران میتواند صادرات به کشورهای واردکننده عمده در حاشیه خلیج فارس و کشورهای آفریقایی را تسهیل کند.
البته، برای تحقق هاب غلات قزاقستان در جنوب ایران نیاز به توقف درگیریها یا حداقل رفع انسداد از مسیرهای دریایی است که در اینصورت، قزاقستان میتواند کاهش صادرات غلات از دریای سیاه را از طریق ایران جبران کرد. این امر برای تهران نیز مزایایی مانند افزایش درآمد ارزی و تقویت موقعیت ژئواکونومیکی دارد که خود آن نیز پیامدهای ژئوپلیتیکی مانند افزایش نفوذ در آسیای مرکزی درپی خواهد داشت.



















