
- تلاش برای مهار ریسک هرمز: افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و ریسکهای کشتیرانی در تنگه هرمز، صادرکنندگان بزرگ انرژی خلیج فارس را به سمت تسریع و احیای پروژههای خط لوله سوق داده است.
- طرحهای توسعهای عربستان و امارات: ریاض ارتقای خط لوله «شرق–غرب» به ظرفیت ۲ میلیون بشکه تا ۲۰۲۸ را در دست دارد و ابوظبی ساخت خط لوله موازی «حبشان–فجیره» را برای رساندن ظرفیت به ۳ میلیون بشکه در روز پیگیری میکند.
- کریدورهای بغداد و دوحه به سوی مدیترانه و اروپا: عراق بازسازی خط لوله «کرکوک–بانیاس» را با هدایت کنسرسیوم آمریکایی بررسی میکند و قطر ایده احداث خط لوله گاز ۱۰ میلیارد دلاری از مسیر سوریه به سمت ترکیه و اروپا را بازنگری میکند.
- محدودیتهای فنی و امنیتی مسیرهای خشکی: هزینههای گزاف، زمانبر بودن ساخت و آسیبپذیری زیرساختهای خط لوله در مناطق بحرانی باعث شده این طرحها دستکم در کوتاهمدت نتوانند جایگزین کامل و پایداری برای گلوگاه استراتژیک هرمز باشند.
در ماههای اخیر و پس از انسداد تنگه هرمز به عنوان یکی از گلوگاههای اصلی صادرات نفت و گاز طبیعی مایع، رایزنیها در مورد احداث کریدورها و مسیرهای جایگزین تشدید شده است. در این میان، همسویی منافع کشورهای عربی صادرکننده منطقه و نیز بلوک غرب میتواند تاثیرگذاری بر ایجاد این مسیرها را افزایش دهد، اما باید توجه داشت که این ایدهها هرچند در روی کاغذ ساده به نظر میرسند اما باید با واقعیت میدان غرب آسیا مواجه میشوند که به شدت تحت تاثیر تحولات امنیتی است.
البته، پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس به دنبال جایگزینهایی برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز برای صادرات نفت و گاز بودند. با افزایش تهدیدهای گسترش جنگ به باب المندب در دریای سرخ، اکنون نیز پروژه خط لوله به عنوان یک گزینه راهبردی برای تقویت امنیت صادرات انرژی دوباره مطرح شده است. در این راستا، در زیر به چهار مورد از خطوط نفت و گاز بالقوه و بالفعل اشاره میشود که هرکدام با چالشهای فنی، مالی و امتیای مواجه هستند.
گسترش خط لوله شرق-غرب از سوی ریاض
در اوایل ژوئیه ۲۰۲۶، عربستان سعودی قصد خود را برای مطالعه گسترش خط لوله نفت موجود شرق-غرب با افزودن تقریباً دو میلیون بشکه در روز به ظرفیت آن اعلام کرد. این امر توانایی ریاض برای صادرات نفت خام بدون عبور از تنگه هرمز را افزایش میدهد.
این خط لوله که در دهه ۱۹۸۰ با ظرفیت تقریبی ۷ میلیون بشکه در روز ساخته شد، ۱۲۰۰ کیلومتر از بندر بقیق تا ینبع در دریای سرخ امتداد دارد. این خط لوله از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شریان اصلی صادرات عربستان سعودی بوده و ریاض برای انتقال نفت تولیدی خود از استان شرقی به بازارهای بینالمللی از طریق بندر ینبع به آن متکی است. عربستان معمولاً بین ۴.۵ تا ۵ میلیون بشکه در روز از طریق این خط لوله صادر میکند، اما براساس گزارش بلومبرگ در هفته سوم ژوئیه ۵.۹ میلیون بشکه در روز صادر کرده است.

اگرچه جزئیات و هزینه پروژه توسعه آن هنوز اعلام نشده است، اما انتظار میرود تا سال ۲۰۲۸ تکمیل شود. در صورت تکمیل، این خط سعودی را قادر میسازد انتقال حجم نفت جاری از شرق به غرب را افزایش دهد.
در این میان، مانع اصلی نه تنها ظرفیت خط لوله، بلکه ظرفیت محدود صادرات در بندر ینبع نیز است که پیوند بین این پروژه و بهبود زیرساختهای بارگیری بندر را ضروری میسازد. علاوه بر این، خطرات ژئوپلیتیکی محدود به تنگه هرمز نیستند، بلکه تا دریای سرخ نیز امتداد دارند. اقدامات اخیر حوثیها در یمن موجب کاهش شدید صادرات نفت از بندر ینبع شده است. این امر تردیدهای جدی در مورد امکانپذیری پروژههای خط لوله عربستان سعودی ایجاد میکند.
ایجاد خط لولهای موازی با حبشان-فجیره در امارات
امارات متحده عربی از خط لوله متصل کننده شرق و غرب خود، معروف به خط لوله حبشان-فجیره یا ADCOP، برای دور زدن تنگه هرمز استفاده میکند. این خط لوله که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد، تقریباً ۴۰۰ کیلومتر طول دارد و ظرفیت آن بین ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز است.
در ماه مه سال جاری، پس از اعلام خروج امارات از اوپک و اوپک پلاس، این کشور قصد خود را برای تکمیل یک خط لوله نفتی جدید به موازات خط لوله موجود حبشان-فجیره اعلام کرد. هدف این پروژه، افزایش بیش از دو برابری حجم نفت صادراتی از طریق بندر فجیره، از ۱.۸ میلیون بشکه در روز به بیش از ۳ میلیون بشکه در روز است. طول خط لوله جدید ۳۶۰ کیلومتر خواهد بود و هزینه آن حدود ۴ میلیارد دلار تخمین زده میشود.

به باور کارشناسان کپلر، طرحهای توسعه از اوایل سال ۲۰۲۳ آماده شده و قبل از بحران کنونی در حال انجام بودند. کپلر میافزاید که ساخت و ساز پیشرفت خوبی دارد و به ۵۰ درصد تکمیل رسیده است و طبق برآوردها، تا اواسط ۲۰۲۷ تکمیل میشود. پس از این پروژه، توسعه بندر فجیره برای افزایش بیشتر صادرات امارات متحده عربی انجام خواهد شد.
خط لوله کرکوک – بانیاس بین عراق و سوریه
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به شدت بر صادرات نفت عراق از بنادر جنوبی این کشور در بصره تأثیر گذاشته است. این بندر به دلیل کاهش بیش از ۵۰ درصدی صادرات در دوره کنوی تن، یکی از آسیبدیدهترین بنادر محسوب میشود.
عراق با فعال کردن خط لوله متصلکننده میادین نفتی کرکوک به بندر جیحان ترکیه در دریای مدیترانه، توانسته تا حدودی کمبود تنگه هرمز را جبران کند. این خط لوله که به خط لوله کرکوک-جیحان معروف است، با میانجیگری ایالات متحده، روزانه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه نفت از طریق ترکیه صادر میکند، اخیرا نیز قرارداد افزایش ظرفیت صادراتی آن بین دو کشور منعقد شده است.
همچنین، صادرات زمینی بین عراق و سوریه نیز مطرح شده که از کامیونهای نفتکش استفاده میکند و اکنون روزانه بین ۱۴۰ تا ۲۲۰ هزار بشکه نفت خام را از طریق کردستان عراق به پالایشگاه بانیاس منتقل میکند.

در بخش دیگر، مذاکرات بین عراق و سوریه برای بازسازی و بهره برداری از خط لوله نفت کرکوک-بانیاس برای اتصال شمال عراق به سواحل سوریه، آغاز شده است. خط لوله کرکوک-بانیاس در واقع خط لوله حدیثه-بانیاس است که میادین نفتی جنوب عراق در بصره را به منطقه حدیثه در مرکز عراق و سپس به پالایشگاه بانیاس در سواحل سوریه متصل میکند.
در ۱۷ ژوئیه و در جریان سفر نخست وزیر عراق به واشنگتن، بغداد با میانجیگری ایالات متحده، تفاهمنامهای را با سوریه برای احیا و بازسازی پروژه خط لوله عراق-سوریه امضا کرد. بر اساس این تفاهمنامه، کنسرسیومی از شرکتها به رهبری شرکت آمریکایی شورون و شامل UCC قطر و شرکت آمریکایی TI Capital، مطالعات فنی و مالی لازم را برای بازسازی خط لوله و توسعه زیرساختهای مرتبط با آن آماده خواهند کرد.
این قرارداد به عراق کمک میکند تا کریدور کلیدی ترانزیت نفت به پایانههای صادراتی سوریه در دریای مدیترانه، با ظرفیت ۲ میلیون بشکه در روز را دوباره احیاء و در نتیجه اهمیت راهبردی سوریه را به عنوان یک کشور ترانزیت انرژی منطقهای افزایش دهد.
این خط لوله در سال ۱۹۵۲ توسط شرکت نفت عراق ساخته شد و ۸۹۵ کیلومتر امتداد دارد. اما بغداد در دهه ۱۹۸۰ و در پاسخ به حمایت دمشق از تهران در طول جنگ ایران و عراق، عملیات آن را متوقف کرد. این خط لوله در جریان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ به شدت آسیب دید و از همین روی، اکنون نیاز به بازسازی دارد. هرچند هیچ اطلاعاتی در مورد هزینه بازسازی و ساخت آن منتشر نشده است، اما به باور کارشاسان احتمالاً تکمیل این پروژه سالها طول کشیده و با چالشهای امنیتی و لجستیکی متعددی روبرو خواهد بود.
خط لوله گاز قطر-ترکیه از طریق سوریه عملی خواهد شد؟
در حوزه صادرات گاز طبیعی نیز، قطر بیشترین آسیب را از جنگ و توقف ارسال تانکرهای گاز طبیعی مایع از طریق تنگه هرمز و زیرساختهای گازی قطر در نتیجه حملات ایران آسیبهای شدیدی دیده است.
با سقوط دولت اسد در سوریه در اواخر سال ۲۰۲۴، ایده امتداد خط لوله گاز از طریق سوریه دوباره مطرح شد که قطر را به ترکیه و سپس به اروپا متصل میکند. ساخت این خط لوله ۱۵۰۰ کیلومتری حدودا ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. تلاشها برای احیای این ایده به دلیل هزینه گزاف، عدم امکانسنجی و دشواری رقابت با گاز طبیعی مایع (LNG) با مشکل مواجه شده است.

با اختلال تردد نفتکشها از طریق تنگه هرمز، قطر عملاً هیچ مسیر جایگزینی برای صادرات گاز طبیعی ندارد و این امر به طور بالقوه ایده خط لوله را احیا کرده و آن را به یک ضرورت مبرم تبدیل میکند. با این حال، اجرای واقعی آن با چالشهای لجستیکی و فنی روبرو خواهد بود، بطوریکه عبور آن از مناطق وسیع و کمجمعیت، میتواند آن را در برابر حملات آسیبپذیر کند. همچنین، این پروژه یک نکته اساسی را نادیده میگیرد و اینکه بزرگترین و سریعترین بازارهای انرژی در حال رشد و بیشترین تقاضا برای گاز طبیعی مایع، در آسیا باقی هستند نه در اروپا، که این امر نیز جذابیت خط لوله برای انتقال گاز را محدود میکند.
این موارد نشان می دهد که حداقل برای چشم انداز کوتاه مدت، جایگزین مناسبی برای صادرات نفت و گاز خلیج فارس از طریق خطوط لوله وجود ندارد و این ایده ها تنها بخش کوچکی از حجم عبوری از تنگه راهبردی هرمز را جبران خواهند کرد.






















