
- ژئوپلیتیک، عامل مهمتر در مدیریت ذخایر: افزایش تنشها، تحریمها و ریسکهای اقتصادی باعث شده بانکهای مرکزی بیش از گذشته به ساختار ذخایر خود توجه کنند.
- بازگشت طلا به ذخایر بانکهای مرکزی: نقش طلا در ۷۵ سال گذشته از «لنگر» در نظام برتون وودز، به «عقبنشینی» و سپس «بازگشت» تغییر کرده است.
- مزیت کلیدی طلا: طلای فیزیکی برخلاف داراییهای مالی، ریسک طرف مقابل ندارد و بهراحتی قابل مسدود شدن یا محدودسازی نیست.
یواخیم ناگل، رئیس بانک مرکزی آلمان (بوندسبانک)، امروز در کنفرانس جهانی فلزات گرانبهای LBMA در سورنتو، بررسی کرد که چگونه چشمانداز ژئوپلیتیکیِ هرچه پراکندهتر و پرتنشتر، اقتصاد جهانی، سیاست پولی و نقش طلا در ذخایر بانکهای مرکزی را تحت تأثیر قرار میدهد.
یواخیم ناگل سخنان خود را با اشاره به نوسانات غیرعادی سالهای اخیر آغاز کرد و گفت کمتر کسی میتوانست ترکیبی از تورم پس از همهگیری ویروس کرونا، تنشهای ژئوپلیتیکی و اختلالات زنجیره تأمین را پیشبینی کند؛ عواملی که چهار سال گذشته را شکل دادهاند. به گفته او، در حالی که درگیریهای اخیر در خاورمیانه و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، عدمقطعیتهای تازهای ایجاد کردهاند، اقتصاد جهانی انعطافپذیری قابلتوجهی از خود نشان داده است. رشد اقتصادی در مجموع باثبات باقی مانده، تجارت جهانی همچنان در حال گسترش است و سرمایهگذاری در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، دیجیتالیسازی، دفاع و امنیت انرژی نیز از فعالیتهای اقتصادی در سراسر اروپا حمایت میکند.
با این حال، تحولات ژئوپلیتیکی همچنان ریسکهای قابلتوجهی برای تورم ایجاد میکنند. افزایش قیمت انرژی، کمبود عرضه و اختلال در تجارت، در صورتی که برای مدت کافی ادامه پیدا کنند و بر تصمیمات قیمتگذاری شرکتها و مذاکرات دستمزدی اثر بگذارند، میتوانند به افزایش تورم منجر شوند. ناگل تأکید کرد که بانکهای مرکزی نمیتوانند از وقوع شوک اولیه قیمت انرژی جلوگیری کنند، اما باید در برابر پیامدهای تورمی بلندمدت آن هوشیار باشند. او در همین چارچوب بار دیگر بر رویکرد وابسته به دادههای اقتصادی بانک مرکزی اروپا در قبال سیاست پولی تأکید کرد و گفت انعطافپذیری در محیطی مملو از عدمقطعیت همچنان ضروری خواهد بود.
✔️ بیشتر بخوانید: طلا چه پیامی برای بازار دارد؟ ترس از بدهی دولتها دوباره شعلهور شد
ناگل در ادامه به موضوع طلا پرداخت و توضیح داد که چگونه تحولات ژئوپلیتیکی بهطور فزایندهای بر نحوه مدیریت ذخایر بانکهای مرکزی تأثیر میگذارند. داراییهای ذخیرهای با هدف تأمین نقدینگی، امنیت و اعتماد در دورههای فشار و تنش در بازار نگهداری میشوند و بانکهای مرکزی نیز همواره باید میان این اهداف و ضرورت کسب بازده تعادل برقرار کنند.
او نقش در حال تغییر طلا طی ۷۵ سال گذشته را در قالب سه مرحله توصیف کرد: لنگر، عقبنشینی و بازگشت.
در چارچوب نظام برتون وودز، طلا پایه و اساس نظم پولی بینالمللی بود و در سال ۱۹۵۰ نزدیک به ۷۰ درصد از ذخایر بانکهای مرکزی جهان را تشکیل میداد. پس از فروپاشی نظام برتون وودز و گسترش بازارهای مالی بینالمللی، اهمیت طلا بهتدریج کاهش یافت؛ چرا که بانکهای مرکزی به جای آن، ذخایر ارزی و اوراق بهادار دولتی بیشتری انباشت کردند.
اما پس از بحران مالی جهانی، این روند بهتدریج معکوس شد. با کاهش نرخهای بهره و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، بانکهای مرکزی بار دیگر به خریداران خالص طلا تبدیل شدند. ناگل بر ویژگیهای منحصربهفرد طلا بهعنوان یک دارایی ذخیرهای تأکید کرد: برخلاف اوراق و داراییهای مالی، طلای فیزیکی ریسک طرف مقابل ندارد و بهسادگی نمیتوان آن را مسدود یا محدود کرد. در دورهای که تحریمها، رقابتهای ژئوپلیتیکی و عدمقطعیت فزاینده به ویژگیهای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند، این خصوصیات بیش از گذشته ارزشمند شدهاند.
اگرچه در سالهای اخیر سهم طلا از ذخایر جهانی به میزان قابلتوجهی افزایش یافته و بخشی از این رشد نیز ناشی از رکوردشکنی قیمت طلا بوده است، ناگل معتقد است استدلالها برای متنوعسازی ذخایر به سمت طلا همچنان قدرتمند هستند. افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، نگرانیها درباره سطح بدهی دولتها و تمایل به افزایش تابآوری ذخایر، همچنان از نقش راهبردی طلا در سبد ذخایر بانکهای مرکزی حمایت میکنند.
پیام پایانی ناگل روشن بود: ژئوپلیتیک احتمالاً همچنان یکی از عوامل تعیینکننده اقتصاد جهانی خواهد بود و از رشد اقتصادی و تورم گرفته تا تصمیمات مربوط به مدیریت ذخایر بانکهای مرکزی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. برای بانکهای مرکزی، طلا دیگر صرفاً یک کامودیتی نیست؛ بلکه بیش از پیش بهعنوان یک دارایی راهبردی در نظر گرفته میشود که میتواند در جهانی مملو از عدمقطعیت، به ایجاد تنوع، امنیت و اعتماد کمک کند.
✔️ بیشتر بخوانید: دو تحلیلگر درباره آینده طلا اختلاف نظر دارند؛ سقوط ادامهدار یا شروع یک موج صعودی؟

















