
بازار اوراق خزانهداری آمریکا بار دیگر در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گرفته است. بازدهی اوراق خزانهداری ۳۰ساله آمریکا اخیراً تا نزدیکی ۵.۷ درصد افزایش یافته؛ سطحی که از سال ۲۰۰۲ تاکنون مشاهده نشده است. همزمان، بازدهی اوراق ۱۰ساله نیز به حدود ۵.۳۴ درصد رسیده و نسبت به کف اوایل مارس بیش از ۱۰۰ واحد پایه افزایش یافته است.
- بازدهی اوراق ۳۰ساله آمریکا به نزدیکی ۵.۷ درصد رسیده و بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ را ثبت کرده است.
- بازدهی اوراق ۱۰ساله نیز با رسیدن به ۵.۳۴ درصد به بالاترین سطح ۲۴ سال اخیر رسیده است.
- تورم بالا و افزایش بدهی، در کنار رشد اقتصادی و رونق هوش مصنوعی، از عوامل اصلی افزایش بازدهی اوراق هستند.
- با وجود فشار بازار اوراق، رشد سود شرکتها همچنان از سهام حمایت میکند و شاخص اساندپی ۵۰۰ نزدیک رکورد تاریخی قرار دارد.
افزایش بازدهی اوراق معمولاً برای بازار سهام یک عامل منفی تلقی میشود، زیرا هزینه تأمین مالی را افزایش داده و جذابیت سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت را بیشتر میکند. با این حال، شرایط فعلی پیچیدهتر از آن است که بتوان صرفاً با مشاهده افزایش نرخ بهره، احتمال سقوط بورس را نتیجه گرفت.
چرا افزایش بازدهی اوراق برای بورس اهمیت دارد؟
اوراق خزانهداری آمریکا یکی از مهمترین مبناهای تعیین هزینه تأمین مالی در اقتصاد این کشور است. هنگامی که بازدهی این اوراق افزایش پیدا میکند، هزینه وامگیری برای خانوارها و شرکتها نیز معمولاً افزایش مییابد.
این موضوع میتواند بازار مسکن، مصرف خانوار و سرمایهگذاری شرکتها را تحت فشار قرار دهد. در شرایط فعلی نیز نرخ وام مسکن ۳۰ساله آمریکا به بالاترین سطح سه سال اخیر رسیده و همزمان درخواستهای وام مسکن و معاملات در انتظار کاهش یافتهاند.
افزایش هزینه تأمین مالی در نهایت میتواند رشد درآمد و سود شرکتها را محدود کند؛ موضوعی که در صورت تداوم، به عاملی منفی برای ارزشگذاری سهام تبدیل خواهد شد. از سوی دیگر، وقتی بازدهی اوراق خزانهداری ۳۰ساله به حدود ۵.۷ درصد میرسد، سرمایهگذار دیگر برای دریافت بازده بالقوه بالاتر الزاماً مجبور نیست تمام سرمایه خود را وارد بازار سهام کند. جذابتر شدن درآمد ثابت میتواند بخشی از جریان سرمایه را از داراییهای پرریسک به سمت اوراق هدایت کند.
افزایش نرخها همیشه نشانه ضعف اقتصاد نیست
با وجود این، افزایش بازدهی اوراق الزاماً به معنای نزدیک شدن اقتصاد آمریکا به رکود نیست. دلیل افزایش نرخها اهمیت زیادی دارد. بخشی از فشار فعلی ناشی از تداوم تورم بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو است. تورم پایدار میتواند سرمایهگذاران را به مطالبه بازدهی بالاتر برای اوراق بلندمدت سوق دهد اما عامل دیگری نیز وجود دارد: رشد اقتصادی قدرتمند.
رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی موجب افزایش درآمد و سود بسیاری از شرکتهای بزرگ، بهویژه در بخش فناوری، شده است. اقتصاد آمریکا همچنان با سرعت مناسبی رشد میکند و نرخ بیکاری نیز کمی بالاتر از ۴ درصد قرار دارد.
بنابراین بخشی از افزایش نرخ بهره بلندمدت را میتوان بازتابی از انتظار برای رشد اقتصادی قویتر دانست؛ هرچند رشد سریعتر اقتصاد میتواند فشارهای تورمی را نیز افزایش دهد.
“
«به نظر من، مهمترین پیام بازار اوراق در شرایط فعلی نه «فروش سهام»، بلکه افزایش حساسیت بازار به نرخ تنزیل است. تا زمانی که رشد سود شرکتها، بهویژه در بخش فناوری و هوش مصنوعی، بتواند فاصله میان بازدهی مورد انتظار سهام و نرخ بدون ریسک را توجیه کند، روند صعودی بازار میتواند ادامه داشته باشد؛ اما ماندگاری بازدهی اوراق ۱۰ساله بالای ۵ درصد و ۳۰ساله نزدیک ۵.۷ درصد، در صورت همراه شدن با تورم پایدار، بهتدریج ضریب ارزشگذاری سهام را تحت فشار قرار خواهد داد. بنابراین از نگاه من، ریسک اصلی در حال حاضر یک سقوط ناگهانی نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی ارزشگذاریها در صورت تداوم نرخهای بهره بالا است.»
بابک شیری
بازار سهام هنوز از سود شرکتها حمایت میگیرد
در حالی که بازار اوراق با افزایش بازدهی مواجه شده، بازار سهام آمریکا همچنان مقاومت قابل توجهی نشان داده است. شاخص اساندپی ۵۰۰ در نزدیکی بالاترین سطوح تاریخی قرار دارد و نوسان بازار نیز تاکنون به سطح هشداردهندهای نرسیده است.
یکی از دلایل این مقاومت، چشمانداز قدرتمند سود شرکتهاست. انتظار میرود رشد سود شرکتهای شاخص اساندپی ۵۰۰ در سهماهه سوم به ۲۹.۵ درصد برسد. در صورت تحقق این رقم، سومین فصل متوالی با رشد سود بالاتر از ۲۵ درصد خواهد بود.
برای سهماهه چهارم نیز رشد ۲۷.۶ درصدی سود پیشبینی شده و برآوردها از رشد ۳۲.۴ درصدی سود شرکتها در کل سال ۲۰۲۶ حکایت دارد. در چنین شرایطی، افزایش بازدهی اوراق اگرچه یک فشار ارزشگذاری ایجاد میکند، اما هنوز با قدرت سودآوری شرکتها خنثی شده است.
آیا باید از بازار سهام خارج شد؟
افزایش نرخهای بلندمدت بدون تردید ریسکی است که سرمایهگذاران نباید آن را نادیده بگیرند؛ اما این اتفاق بهتنهایی سیگنال وقوع سقوط بازار یا رکود اقتصادی نیست. ترکیب تورم بالاتر، بدهی سنگین و بازدهی بالای اوراق میتواند در ماههای آینده فشار بیشتری بر ارزشگذاری سهام وارد کند. در مقابل، رشد اقتصادی، افزایش سود شرکتها و سرمایهگذاری گسترده در هوش مصنوعی همچنان از سمت دیگر معادله حمایت میکنند.
برای سرمایهگذاران بلندمدت، تغییرات کوتاهمدت نرخ بهره نباید بهتنهایی دلیل خروج گسترده از بازار باشد. در چنین شرایطی، حفظ نظم سرمایهگذاری، بازتنظیم دورهای سبد دارایی و توجه به میزان ریسکپذیری اهمیت بیشتری از تلاش برای پیشبینی زمان دقیق اصلاح بازار دارد.
جمعبندی
رسیدن بازدهی اوراق ۳۰ساله آمریکا به نزدیکی ۵.۷ درصد و بازدهی اوراق ۱۰ساله به ۵.۳۴ درصد نشان میدهد بازار اوراق با یکی از مهمترین تغییرات چند دهه اخیر مواجه شده است.
این افزایش برای بازار سهام یک فشار واقعی ایجاد میکند؛ زیرا هزینه سرمایه را بالا میبرد و بازدهی بدون ریسک را جذابتر میکند. با این حال، وضعیت اقتصاد آمریکا و رشد سود شرکتها هنوز آنقدر قدرتمند است که اجازه نمیدهد افزایش بازدهی اوراق را بهتنهایی نشانه آغاز یک سقوط بزرگ بدانیم.
در واقع، مسئله اصلی برای سرمایهگذاران این است که آیا رشد اقتصادی و سود شرکتها میتوانند برای مدت طولانیتری افزایش هزینه سرمایه را جبران کنند یا خیر. اگر تورم بالا باقی بماند و بازدهی اوراق همچنان افزایش پیدا کند، این تعادل میتواند بهتدریج به ضرر سهام تغییر کند.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.
















