هوش مصنوعی دیگر صرفاً ابزاری برای افزایش بهره‌وری شرکت‌ها نیست؛ به عاملی مؤثر در بازآرایی بازار کار نیز تبدیل شده است. در حالی که سرمایه‌گذاری شرکت‌های فناوری در مراکز داده و زیرساخت‌های پردازشی، تقاضا برای برخی مشاغل را افزایش می‌دهد، بخش‌هایی مانند حسابداری، تبلیغات، امور اداری و خدمات حقوقی با فشار فزاینده‌ای روبه‌رو هستند. تازه‌ترین ارزیابی‌های نقل‌شده در مجله فورچون نشان می‌دهد که آثار این تحول ممکن است زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، در آمار اشتغال نمایان شده باشد.
در یک نگاه
  • برآورد مؤسسه پانتئون نشان می‌دهد که هوش مصنوعی ممکن است ماهانه بیش از ۱۰ هزار موقعیت شغلی را در آمریکا از بین ببرد.
  • به گفته تحلیلگر گلدمن ساکس، در سناریوی افزایش ۱۵ درصدی بهره‌وری با هوش مصنوعی، حدود ۹ درصد نیروی کار ممکن است موقتاً جابه‌جا شوند.
  • مشاغل اداری، حسابداری، تبلیغات و خدمات حقوقی در معرض فشار بیشتری قرار دارند؛ در مقابل، ساخت مراکز داده به ایجاد تقاضا برای برخی مشاغل ساختمانی کمک می‌کند.
  • با وجود نگرانی‌های بازار درباره هوش مصنوعی، داده‌های یادشده به‌تنهایی نه از نابودی دائمی همه این مشاغل حکایت دارند و نه زمان دقیق وقوع تعدیل‌های گسترده را مشخص می‌کنند.

هوش مصنوعی؛ عامل تازه تغییرات بازار کار

به گزارش فورچون، ساموئل تامبز و الیور آلن، تحلیلگران مؤسسه پانتئون، روند اشتغال در بخش‌هایی را بررسی کرده‌اند که بیشترین میزان مواجهه را با هوش مصنوعی دارند. ارزیابی آن‌ها حاکی از آن است که اثر خالص این فناوری بر اشتغال آمریکا در برخی بخش‌ها منفی شده است.

در حوزه‌هایی مانند حسابداری، تبلیغات، امور اداری و خدمات حقوقی، بخشی از فعالیت‌هایی که پیش‌تر به نیروی انسانی وابسته بودند، اکنون قابلیت خودکارسازی دارند. شرکت‌ها می‌توانند با استفاده از ابزارهای هوشمند، برخی وظایف را سریع‌تر انجام دهند یا برای انجام حجم مشخصی از کار به نیروی انسانی کمتری نیاز داشته باشند.

با این حال، باید میان کاهش فرصت‌های شغلی، توقف استخدام و اخراج مستقیم کارکنان تفاوت قائل شد. آمارهای مورد اشاره در گزارش، به‌تنهایی نشان نمی‌دهند که تمام کاهش‌های اشتغال مستقیماً ناشی از جایگزینی کارکنان با هوش مصنوعی بوده‌اند.

بازار کار

هشدار گلدمن ساکس درباره جابه‌جایی نیروی کار

جوزف بریگز، تحلیلگر گلدمن ساکس، نیز به نشانه‌هایی از تأثیر منفی هوش مصنوعی بر روند استخدام اشاره کرده است. به گفته او، اگر این فناوری در سناریوی پایه باعث افزایش ۱۵ درصدی بهره‌وری شود، حدود ۹ درصد از کارکنان ممکن است در دوره گذار به‌طور موقت جابه‌جا شوند.

این برآورد به معنای بیکاری دائمی ۹ درصد نیروی کار نیست. واژه «جابه‌جایی» می‌تواند از حذف یک موقعیت شغلی تا تغییر وظایف، انتقال به شغلی دیگر یا نیاز به کسب مهارت‌های تازه را دربرگیرد. بنابراین، تفسیر این رقم بدون توجه به تعریف آن، می‌تواند تصویری اغراق‌آمیز از پیامدهای اقتصادی هوش مصنوعی ایجاد کند.

نکته مهم‌تر، تأکید گلدمن ساکس بر احتمال تأخیر در بروز آثار گسترده‌تر است. تعدیل نیرو ممکن است با تغییر شرایط اقتصادی و ورود شرکت‌ها به دوره رکود شدت بگیرد؛ زیرا بنگاه‌ها در چنین شرایطی انگیزه بیشتری برای کاهش هزینه‌ها و بازنگری در ساختار نیروی انسانی خواهند داشت.

چرا برخی مشاغل رشد می‌کنند و برخی دیگر کاهش می‌یابند؟

هم‌زمان با فشار بر مشاغل دفتری، ساخت مراکز داده برای پاسخ‌گویی به تقاضای فزاینده پردازش و خدمات هوش مصنوعی، به ایجاد فرصت‌هایی در بخش ساختمان کمک کرده است. این تفاوت نشان می‌دهد که تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال یکدست نیست و به نوع فعالیت اقتصادی، مهارت‌های موردنیاز و میزان سرمایه‌گذاری بستگی دارد.

با این حال، رشد اشتغال در ساخت‌وساز لزوماً به معنای جبران کامل مشاغل ازدست‌رفته در سایر بخش‌ها نیست. کارکنان یک واحد حسابداری که شغل خود را از دست می‌دهند، الزاماً مهارت یا امکان لازم برای ورود فوری به مشاغل ساختمانی را ندارند. حتی در صورت ایجاد فرصت‌های جدید، فاصله زمانی میان حذف شغل و یافتن موقعیت جایگزین می‌تواند هزینه اقتصادی و اجتماعی قابل‌توجهی ایجاد کند.

از این منظر، مسئله اصلی تنها تعداد مشاغل حذف‌شده نیست؛ بلکه سرعت ایجاد فرصت‌های تازه، امکان آموزش مجدد کارکنان و توان اقتصاد برای انتقال نیروی کار به فعالیت‌های مولدتر نیز اهمیت دارد.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.