
بحران نفت و انرژی در خاورمیانه وارد مرحله تازهای شده است. دولت آمریکا با آغاز مرحله جدیدی از فشار اقتصادی علیه ایران، دامنه تحریمها را به بخشهایی مانند داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، حملونقل هوایی و کشتیرانی گسترش داده و همزمان به کشورهای دیگر هشدار داده است که ادامه همکاری اقتصادی با تهران میتواند آنها را در معرض تحریمهای ثانویه قرار دهد. این اقدام در شرایطی انجام شده که مذاکرات ۶۰ روزه میان تهران و واشنگتن عملاً به پایان رسیده و تنگه هرمز همچنان با شدیدترین اختلال حملونقل در سالهای اخیر مواجه است.
- آمریکا در قالب طرح «روز اقتصادی» تحریمهای جدیدی علیه نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و نفتکش مرتبط با ایران اعمال کرد.
- صادرات نفت ایران به چین در ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسید؛ در حالی که این رقم در ژوئیه ۸۲۳ هزار بشکه در روز بود.
- تردد کشتیها از تنگه هرمز حدود ۹۰ درصد پایینتر از سطح پیش از جنگ است و تنها ۴ فروند شناور تجاری در روز یکشنبه از این مسیر عبور کردند.
- هزینه حمل نفت از خلیج فارس به هند ۴۱۱ درصد و هزینه بیمه عبور از هرمز از حدود ۲۵۰ هزار دلار به ۱۰ میلیون دلار برای هر سفر افزایش یافته است.
آمریکا تحریمهای جدید را آغاز کرد
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز دوشنبه جزئیات مرحله جدید فشار اقتصادی علیه ایران را تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» اعلام کرد. در نخستین مرحله، نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و شناور هدف تحریم قرار گرفتند و خزانهداری آمریکا اعلام کرد کشورها و شرکتهایی که به فعالیتهای مرتبط با ایران ادامه دهند، ممکن است با محدودیت دسترسی به نظام مالی آمریکا مواجه شوند.
دامنه تحریمهای جدید تنها به صنعت نفت محدود نمانده است. داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، حملونقل هوایی و کشتیرانی نیز در فهرست حوزههایی قرار گرفتهاند که امکان اعمال تحریم علیه فعالان خارجی آنها وجود دارد. این محدودیتها به تحریمهای قبلی آمریکا علیه نظام مالی، نفت و محصولات پتروشیمی ایران اضافه شدهاند.
با این حال، مهمترین بخش این اقدام همچنان بازار نفت است. آمریکا شرکتها، واسطهها و نفتکشهایی را در امارات، هنگکنگ، چین، سنگاپور، سوئیس و اروپا هدف قرار داده که به گفته واشنگتن در انتقال نفت ایران و جابهجایی درآمدهای آن نقش دارند.
چین در مرکز آزمون جدید واشنگتن
بخش مهم این سیاست، نحوه برخورد آمریکا با چین است. چین بیش از ۸۰ درصد نفت دریایی صادراتی ایران را خریداری میکند و به همین دلیل، فشار بر شبکه صادرات نفت ایران بدون توجه به نقش پکن عملاً دشوار خواهد بود.
با وجود این، واشنگتن در نخستین مرحله از تحریمهای جدید، بانکهای بزرگ چینی را که احتمالاً در تأمین مالی خرید نفت ایران نقش دارند هدف قرار نداد. این تصمیم نشان میدهد دولت آمریکا همچنان میان تشدید فشار بر تهران و جلوگیری از یک رویارویی مستقیم اقتصادی با پکن در حال ایجاد تعادل است.
با این حال، اثر تحریم و محاصره دریایی بر جریان نفت ایران از هماکنون قابل مشاهده است. بر اساس برآوردهای منتشرشده، واردات نفت ایران به چین در ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ رقمی که در ژوئیه ۸۲۳ هزار بشکه در روز بود. به این ترتیب، صادرات روزانه نفت ایران به چین طی یک ماه حدود ۲۸۹ هزار بشکه کاهش پیدا کرده است.
ذخایر نفت ایران نیز در حال کاهش است
فشار بر صادرات در شرایطی اتفاق میافتد که ذخایر نفت ایران در خارج از خلیج فارس و دریای عمان نیز کاهش پیدا کرده است. حجم نفت خام ایران در این مناطق از بیش از ۱۰۰ میلیون بشکه پیش از آغاز محاصره در اواسط ژوئیه، به حدود ۸۳ میلیون بشکه در روزهای اخیر رسیده است.
حدود ۴۰ میلیون بشکه از این نفت در مخازن شناور نزدیک سنگاپور قرار دارد و فعالان بازار برآورد میکنند تنها حدود ۴ میلیون بشکه از این حجم هنوز به فروش نرسیده باشد.
این ارقام اهمیت زیادی برای بازار نفت دارند، زیرا اگر صادرات ایران همچنان محدود بماند، توان عرضه نفت این کشور به تدریج کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی، هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز میتواند اثر تحریمهای اقتصادی را با یک شوک فیزیکی به عرضه نفت جهانی ترکیب کند.
تنگه هرمز همچنان گلوگاه اصلی بازار انرژی است
در سوی دیگر بحران، تنگه هرمز قرار دارد؛ مسیری که پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایعشده جهان از آن عبور میکرد.
طبق دادههای کپلر، تنها ۴ فروند شناور کالایی روز یکشنبه از تنگه عبور کردند، در حالی که این تعداد در روز شنبه ۱۳ فروند بود. برآوردهای مربوط به تردد دریایی نیز نشان میدهد حجم رفتوآمد کشتیها بر اساس دادههای سامانه شناسایی خودکار، حدود ۹۰ درصد کمتر از سطح پیش از جنگ است.
ایران نیز در واکنش به فشار آمریکا، فهرستی شامل ۴۵ نفتکش، کشتی حمل گاز مایع و کشتی حمل فرآوردههای نفتی را در فهرست سیاه قرار داده است. این فهرست شامل شناورهای مرتبط با شرکتهایی مانند «بهری»، «خدمات لجستیک و کشتیرانی ادنوک» و «ناویگیتنکرز» است.
تهران هشدار داده است شناورهای قرارگرفته در این فهرست ممکن است با جریمه، توقیف و مصادره محموله مواجه شوند و حتی کشتیهایی که با آنها عملیات انتقال کشتیبهکشتی انجام میدهند نیز در آینده هدف قرار گیرند.
هزینه حمل نفت برای هند جهش کرد
تشدید بحران تنها روی قیمت نفت اثر نگذاشته و هزینه رساندن نفت به مصرفکنندگان نیز بهشدت افزایش یافته است. هند یکی از بزرگترین قربانیان افزایش هزینه حملونقل در این بحران است، زیرا بخش قابلتوجهی از نفت مورد نیاز خود را از منطقه خلیج فارس تأمین میکند.
هزینه حمل نفت خام با نفتکشهای بسیار بزرگ از رأسالتنوره عربستان به هند در ماه اوت به ۴.۳۴ دلار برای هر بشکه رسید؛ در حالی که این رقم پیش از جنگ تنها ۰.۸۵ دلار بود. به این ترتیب، هزینه حمل در این مسیر ۴۱۱ درصد افزایش یافته است.
در مسیرهای جایگزین نیز هزینهها افزایش شدیدی داشتهاند. هزینه حمل نفت از کورپوسکریستی آمریکا به هند به ۱۵.۸۶ دلار در هر بشکه رسیده که ۱۵۰ درصد بیشتر از سطح ۶.۳۵ دلار پیش از جنگ است. هزینه انتقال نفت روسیه از بندر اوستلوگا نیز به ۱۹.۹۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته، در حالی که این رقم در فوریه ۸.۴۰ دلار بود.
عامل مهم دیگر، افزایش هزینه بیمه جنگی است. هزینه بیمه یک سفر نفتکش از مسیر هرمز که پیش از جنگ حدود ۲۵۰ هزار دلار بود، اکنون به حدود ۱۰ میلیون دلار رسیده است.
نفت گرانتر، واردات هند را تحت فشار گذاشت
افزایش هزینه حمل و بیمه در کنار رشد قیمت نفت، فشار قابلتوجهی بر صورتحساب واردات هند ایجاد کرده است. قیمت برنت از زمان آغاز جنگ حدود ۲۵ درصد افزایش یافته و در چند مقطع حتی از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است.
هند در سهماهه آوریل تا ژوئن امسال حدود ۶۰ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل برای واردات نفت هزینه کرده است؛ در حالی که حجم واردات در همین دوره اندکی کاهش داشته است.
این روند در ابتدای سهماهه سوم نیز ادامه یافت و صورتحساب واردات نفت هند در ماه ژوئیه نسبت به سال قبل ۴۱ درصد افزایش پیدا کرد.
به همین دلیل، حتی اگر قیمت جهانی نفت در مقطعی کاهش پیدا کند، تا زمانی که هزینه حملونقل، بیمه و دسترسی به مسیرهای امن بالا باقی بماند، فشار واقعی بر مصرفکنندگان نفت در آسیا ادامه خواهد داشت.
قیمت نفت با وجود تشدید تحریمها کاهش یافت
واکنش اولیه بازار نفت به اعلام تحریمهای جدید آمریکا برخلاف انتظار صعودی نبود. معاملهگران پیش از اعلام رسمی اقدامات جدید اقدام به شناسایی سود کردند و قیمت نفت در معاملات آسیایی کاهش یافت.
در اوایل معاملات، نفت برنت در سطح ۹۲.۳۲ دلار و نفت خام آمریکا در سطح ۸۵.۱۸ دلار قرار داشتند. پس از اعلام جزئیات تحریمها، برنت با افت ۲.۵۶ درصدی به ۹۱.۹۷ دلار رسید و نفت خام آمریکا نیز ۲.۵۸ درصد کاهش یافت و به ۸۴.۸۱ دلار رسید.
این واکنش نشان میدهد بازار در کوتاهمدت بخشی از ریسک تحریمهای جدید را پیشتر در قیمتها لحاظ کرده بود. با این حال، کاهش قیمت به معنای برطرف شدن ریسک عرضه نیست؛ زیرا بخش مهمی از فشار موجود در بازار همچنان به وضعیت تنگه هرمز و آینده صادرات ایران وابسته است.
“
«از نگاه من، مهمترین نکته این تحولات نه رقم تحریمهای جدید، بلکه تغییر ماهیت ابزار فشار آمریکا است؛ واشنگتن اکنون تلاش میکند هزینه همکاری با ایران را برای طرفهای ثالث آنقدر بالا ببرد که حتی بدون تحریم مستقیم بانکهای بزرگ چینی، جریان درآمد نفتی تهران محدود شود. با این حال، این سیاست یک ریسک جدی برای خود بازار انرژی دارد: هرچه فشار اقتصادی با اختلال فیزیکی در هرمز ترکیب شود، مسئله از کاهش درآمد ایران به افزایش هزینه انرژی برای کل آسیا منتقل خواهد شد. به همین دلیل، در کوتاهمدت کاهش قیمت نفت را نباید به معنای کاهش ریسک تعبیر کرد؛ بازار ممکن است پیش از آنکه با کمبود واقعی بشکه مواجه شود، از مسیر افزایش هزینه حمل، بیمه و ریسک ژئوپلیتیکی، شوک قیمتی را تجربه کند. در نهایت، چین همچنان متغیر تعیینکننده این معادله است؛ اگر پکن بتواند جریان خرید نفت ایران را حفظ کند، اثرگذاری سیاست واشنگتن محدودتر خواهد شد، اما اگر فشار آمریکا به شبکه مالی و کشتیرانی چین سرایت کند، توازن بازار نفت میتواند بهسرعت تغییر کند.»
بابک شیری
پایان پنجره ۶۰ روزه مذاکرات
یکی از مهمترین تحولات سیاسی بحران، پایان رسمی دوره ۶۰ روزه مذاکرات در ۱۷ اوت بود. پس از پایان این دوره، واشنگتن عملاً از رویکرد مذاکره به سمت اجرای کاملتر سیاست فشار اقتصادی حرکت کرده است.
دونالد ترامپ نیز در مواضع اخیر خود بر اهداف اصلی آمریکا تأکید کرده است؛ جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، تضعیف توان موشکی، تغییر ساختار سیاسی ایران و قطع حمایت از گروههای همسو با تهران.
در مقابل، مقامهای ایرانی تحریمهای جدید را نوعی جنگ اقتصادی توصیف کردهاند و از آمادگی برای پاسخ متقابل سخن گفتهاند. وزیر اقتصاد ایران نیز هشدار داده است که پاسخ تهران ممکن است تنها جنبه دفاعی نداشته باشد.
این تقابل نشان میدهد بحران از مرحله فشار برای دستیابی به توافق عبور کرده و وارد مرحلهای شده که هر اقدام اقتصادی میتواند پیامد امنیتی و انرژی نیز داشته باشد.
بازار نفت در برابر دو سناریو قرار دارد
در حال حاضر بازار نفت میان دو سناریوی کاملاً متفاوت قرار گرفته است. در سناریوی نخست، آمریکا و ایران بار دیگر به سمت مذاکره حرکت میکنند، عبور نفتکشها از هرمز افزایش مییابد و صادرات نفت ایران به تدریج احیا میشود. در چنین شرایطی، افزایش عرضه میتواند فشار نزولی قابلتوجهی بر قیمت نفت وارد کند.
اما سناریوی دوم، ادامه محاصره و تشدید درگیری است. اگر ایران محدودیتهای بیشتری بر عبور کشتیها اعمال کند یا صادرات نفت منطقه بیش از این مختل شود، بازار با یک شوک عرضه جدی مواجه خواهد شد. در این حالت، حتی کاهش صادرات ایران به تنهایی مسئله اصلی نخواهد بود؛ زیرا افزایش هزینه حمل، بیمه و تغییر مسیر کشتیها میتواند قیمت نهایی انرژی را برای مصرفکنندگان در آسیا به شکل محسوسی افزایش دهد.
جمعبندی
تحولات اخیر نشان میدهد بحران ایران دیگر صرفاً یک مسئله سیاسی میان تهران و واشنگتن نیست و به یکی از متغیرهای اصلی بازار جهانی انرژی تبدیل شده است. آمریکا اکنون تلاش میکند با ترکیب محاصره دریایی و تحریمهای ثانویه، درآمد نفتی ایران را محدود کند؛ در حالی که چین به عنوان خریدار بیش از ۸۰ درصد نفت دریایی ایران همچنان مهمترین نقطه حساس این سیاست محسوب میشود.
در طرف مقابل، کاهش صادرات ایران به چین، افت شدید تردد از تنگه هرمز و افزایش چندبرابری هزینه حمل و بیمه نشان میدهد حتی بدون یک جهش بزرگ در قیمت نفت، هزینه واقعی اختلال در بازار انرژی در حال افزایش است. بنابراین، مسیر قیمت نفت در هفتههای آینده بیش از آنکه به تحریمهای اعلامشده وابسته باشد، به این بستگی دارد که آیا تنگه هرمز دوباره به مسیر عادی تجارت انرژی بازمیگردد یا بحران وارد مرحله تازهای از تشدید خواهد شد.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.




















