
- قیمت نفت در ۱۱ روز از ۱۲ روز نخست ماه بالا رفت و بعد فقط کمی عقب نشست.
- آمار خردهفروشی آمریکا در آگوست قوی بود و نرخ بیکاری روی ۴.۱ درصد ثابت مانده است.
- هزینهکرد جهانی روی هوش مصنوعی یکی از بزرگترین خرجهای تاریخ است و اثر آن در حافظه و برق دیده میشود.
- در سنجش پایه، کف نرخ بهرهٔ فدرالرزرو ۳ درصد است، نه بازهٔ ۰ تا ۱ درصد پیش از کرونا.
پرسش اصلی بازار این است که فدرالرزرو چه زمانی کمر تورم را میشکند. این موضوع برای مخاطب عادی هم مهم است، چون مسیر نرخ بهره قیمت وام، سهام و کالاها را جابهجا میکند. بازار در حال حاضر کمعمقترین چرخهٔ افزایش نرخ بهره در تاریخ آمریکا را قیمتگذاری کرده است. یعنی باور عمومی این است که تورم بهسادگی رام میشود. اما پنج عامل نشان میدهد کار سختتر از این تصور است.
عامل اول جنگ ایران است. عرضهٔ جهانی نفت پایینتر از تقاضای جهانی گیر کرده و وضعیت شبیه یک بنبست است. آمریکا نفتکشها را از تنگهٔ هرمز اسکورت میکند، ولی این راهحل نمیتواند همیشگی باشد. ترامپ در این باره گفت: «در نقطهای باید تصمیم بگیری بازی چطور تمام میشود. تصمیم بزرگی در پیش دارم. میخواهم وارد شوم و آنها را نابود کنم یا نه؟ تصمیم بزرگی است. با من هر چیزی ممکن است پیش بیاید.» نکتهٔ مهم این است که پایان جنگ فقط بخش اول ماجراست. آمریکا از اواخر همین سال پرکردن ذخایر استراتژیک نفت خود را آغاز میکند. این کار تقاضای تازه اضافه میکند، همان زمانی که ذخایر سایر کشورها هم بازسازی میشود. به همین دلیل نفت ۱۰۰ دلاری برای دو سال چسبنده بهنظر میرسد و به تورم راه پیدا میکند.
عامل دوم هوش مصنوعی است، با دو اثر متضاد. در بلندمدت این فناوری کاهندهٔ تورم است، چون بهرهوری را بالا میبرد و جای بخشی از نیروی کار را میگیرد. اما تاریخ فناوری نشان میدهد پذیرش عمومی کند پیش میرود؛ پیشبینی حذف رادیولوژیستها در سه سال درست از آب درنیامد و شمار آژانسهای مسافرتی امروز کموبیش همان اندازهٔ آغاز اینترنت است. در کوتاهمدت اما حجم هزینهکرد روی هوش مصنوعی تورمزاست و اثرش در بازار حافظه و تولید برق دیده میشود. تفاوت این رونق با رونقهای سنتی در مسیر پول است. بخش بزرگی از این پول از آمریکا خارج میشود و در سازندگان تراشه متمرکز میماند، پس ممکن است کمتر از انتظار تورمزا باشد.
عامل سوم مصرفکنندهٔ آمریکایی است. آمار خردهفروشی آگوست قوی بود و با نرخ بیکاری ۴.۱ درصد، خرجکردن ادامه دارد. حتی بحث «اقتصاد K شکل» (وضعیتی که گروهی جلو میروند و گروهی عقب میمانند) هم این روند را متوقف نکرده است. متغیر سختتر، خرج بازنشستگان نسل بیبیبومر است. آنها میتوانند از ارزش خانه و سود انباشتهٔ بورس برداشت کنند، پس ریسک خرج بیشتر وجود دارد. نتیجه روشن است: بالا بردن نرخ بهره برای خانوادههایی که وام خانهشان تسویه شده، اثر گذشته را ندارد.
عامل چهارم مهاجرت است. اخراج مهاجران توسط پلیس مهاجرت آمریکا (ICE) از تیتر خبرها بیرون رفته، ولی ادامه دارد. مشاغل فنی، بهویژه ساختوساز مسکن، فشار آن را حس میکنند؛ رستورانها، خدمات ساختمانی و گردشگری هم در صف بعدی هستند. اندازهگیری این اثر سخت است، اما جهت آن تورمزاست. احتمالاً این فشار تا زمان کاهش نرخ بهره پنهان میماند و بعد خود را نشان میدهد. پیام آن یک چیز است: کف نرخ بهرهٔ فدرالرزرو ۳ درصد است، نه بازهٔ ۰ تا ۱ درصد پیش از کرونا.
عامل پنجم خرج دولت است، تنها موردی با اثر کاهنده بر تورم. انتخابات میاندورهای نزدیک است و بهنظر میرسد جمهوریخواهان مجلس نمایندگان را از دست بدهند. کنگرهٔ دوپاره معمولاً همان فضایی است که در آن بحث کسری بودجه دوباره جدی میشود. خرج دولت آمریکا با ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی بسیار بالاست، ولی مهمتر از سطح فعلی، مسیر دلار بعدی است. انتظار میرود در سالهای آینده فشاری برای انضباط مالی، یا حداقل بدتر نکردن وضعیت، شکل بگیرد.
سنجش پایه یک مسیر دومرحلهای را نشان میدهد. در مرحلهٔ اول فدرالرزرو نرخ بهره را پلهپله بالا میبرد و اگر نفت به رشد ادامه دهد، رسیدن نرخ به بالای ۵ درصد ممکن میشود؛ خصوصاً وقتی هزینههای سرمایهای هوش مصنوعی به قلهٔ خود برسد. روی دیگر سکه یک تسویهحساب یا حداقل اصلاح عمیق در بخش هوش مصنوعی و فناوری است که اجتنابناپذیر بهنظر میرسد. در آن نقطه فدرالرزرو به کمک میآید و کاهش نرخ را شروع میکند. اگر همان موقع جنگ تمام شده و نفت هم پایین بیاید، داراییهای حساس به نرخ بهره رونق قابلمعاملهای را تجربه میکنند. سختترین بخش ماجرا، مثل همیشه، تشخیص زمان دقیق آن است.
تیم یوتوتایمز این تحلیل را بر اساس گزارش وبسایت investinglive.com برای مخاطبان فارسیزبان بازنویسی و منتشر کرده است.






















