
موج هوش مصنوعی که طی نزدیک به چهار سال به یکی از مهمترین موتورهای رشد بازار سهام و اقتصاد آمریکا تبدیل شده، اکنون با یک پرسش جدی روبهرو است: اگر توسعه این فناوری برای کنترل ریسکهای آن کند شود، چه اتفاقی برای شرکتها، بازار سهام و ثروت سرمایهگذاران خواهد افتاد؟
- کند شدن توسعه هوش مصنوعی میتواند بخشی از موج سرمایهگذاری عظیم در مراکز داده، تراشهها و زیرساختهای فناوری را به تعویق بیندازد.
- ارزشگذاری نزدیک به ۲ تریلیون دلاری شرکتهای OpenAI و آنتروپیک نشان میدهد بخش مهمی از انتظارات بازار به ادامه رشد سریع این صنعت وابسته است.
- افت سهام شرکتهایی مانند انویدیا و SpaceX و کاهش شاخص فناوری نزدک، نخستین نشانه حساسیت بازار به احتمال افزایش محدودیتهای هوش مصنوعی بود.
- با این حال، کند شدن این رقابت الزاماً به معنای پایان رونق هوش مصنوعی نیست و میتواند آغاز مرحلهای جدید باشد که در آن سودآوری، مقررات و بازده واقعی سرمایهگذاری اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرده که برخی از مدیران ارشد صنعت فناوری، از جمله مدیران عامل شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی، درباره خطرات توسعه بدون محدودیت این فناوری هشدار دادهاند. نگرانیها از حملات سایبری گرفته تا پیامدهای شدید اقتصادی و حتی تهدیدهای بالقوه علیه جان انسانها را در بر میگیرد.
در همین حال، بازارهای مالی نشان دادهاند که سرمایهگذاران نسبت به هرگونه تغییر در سرعت توسعه هوش مصنوعی حساس شدهاند. افت سهام فناوری در معاملات دوشنبه و کاهش سهام شرکتهایی که بیشترین وابستگی را به رونق هوش مصنوعی دارند، نشان میدهد بخش مهمی از ارزشگذاری فعلی بازار بر این فرض بنا شده است که سرمایهگذاری عظیم در این فناوری بدون وقفه ادامه خواهد داشت.
اقتصاد آمریکا چقدر به رونق هوش مصنوعی وابسته شده است؟
طی سالهای اخیر، سرمایهگذاری در هوش مصنوعی از یک روند فناورانه به یکی از موتورهای اصلی اقتصاد آمریکا تبدیل شده است. شرکتهای بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده، خرید تراشههای پیشرفته و توسعه زیرساختهای محاسباتی هزینه کردهاند و شرکتهای کوچکتر نیز تلاش کردهاند خود را در زنجیره جدید اقتصاد هوش مصنوعی جای دهند.
منطق سرمایهگذاری ساده است: هزینههای امروز قرار است زیرساختی برای سودهای بسیار بزرگتر در سالهای آینده ایجاد کند. اگر هوش مصنوعی بتواند بهرهوری شرکتها را افزایش دهد، هزینه تولید خدمات را کاهش دهد و صنایع مختلف را متحول کند، این سرمایهگذاریها میتوانند بازده قابلتوجهی ایجاد کنند. اما مشکل زمانی آغاز میشود که سرعت توسعه فناوری کاهش پیدا کند یا استفاده تجاری از آن با محدودیتهای جدید مواجه شود.
در چنین شرایطی، بازگشت سرمایهگذاریهای عظیم انجامشده ممکن است به آینده دورتر منتقل شود.
این همان نقطهای است که نگرانی اصلی سرمایهگذاران شکل میگیرد. بخش قابلتوجهی از ارزش سهام شرکتهای فناوری بر اساس سودهای مورد انتظار سالهای آینده تعیین میشود. هر عاملی که این سودها را به تأخیر بیندازد، میتواند ارزشگذاری فعلی شرکتها را تحت فشار قرار دهد.
هشدار درباره مقررات جدید
اد میلز، تحلیلگر سیاستگذاری در شرکت خدمات مالی ریموند جیمز، معتقد است سرمایهگذاران تاکنون ریسک مقرراتی هوش مصنوعی را جدی نگرفتهاند.
به گفته او، شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی در بازار سهام به گونهای ارزشگذاری شدهاند که گویی احتمال ایجاد مانع مقرراتی برای این فناوری بسیار پایین است اما اگر دولت آمریکا وارد مرحله جدیتری از قانونگذاری شود، سرمایهگذاران ممکن است مجبور شوند ارزش اقتصادی مدلهای هوش مصنوعی و شرکتهای سازنده آنها را دوباره ارزیابی کنند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا مقررات فقط مستقیماً شرکتهای هوش مصنوعی را تحت تأثیر قرار نمیدهد. شرکتهای تولیدکننده تراشه، سازندگان مراکز داده، شرکتهای زیرساخت ابری و حتی شرکتهای انرژی نیز از ادامه سرمایهگذاری در این صنعت منتفع شدهاند.
بنابراین، کاهش سرعت توسعه هوش مصنوعی میتواند اثری زنجیرهای در کل بازار فناوری ایجاد کند.
بازار سهام اولین علامت را نشان داد
شاخص نزدک که یکی از مهمترین معیارهای سنجش رفتار سهام فناوری است، در معاملات دوشنبه کاهش یافت. البته افت بازار تنها به بحث هوش مصنوعی مربوط نبود و عوامل دیگری نیز در نوسانات بازار نقش داشتند، اما تحلیلگران تأکید کردند که برخی از سهام وابسته به رونق هوش مصنوعی تحت فشار بیشتری قرار گرفتند.
سهام انویدیا، یکی از اصلیترین تأمینکنندگان تراشههای مورد استفاده در زیرساخت هوش مصنوعی، کاهش قابلتوجهی داشت. سهام SpaceX نیز تحت فشار قرار گرفت؛ شرکتی که علاوه بر فعالیتهای فضایی، در حوزه هوش مصنوعی نیز سرمایهگذاری گستردهای دارد.
در آسیا نیز روند مشابهی مشاهده شد. شاخص کُسپی کره جنوبی نزدیک به یک درصد کاهش یافت و سهام شرکتهایی مانند Samsung و SK Hynix نیز افت خود را ادامه دادند. این واکنشها نشان میدهد سرمایهگذاران نهتنها عملکرد شرکتهای هوش مصنوعی، بلکه سرعت کلی توسعه این صنعت را نیز در محاسبات خود وارد کردهاند.
تهدید بزرگتر برای شرکتهای خصوصی هوش مصنوعی
یکی از حساسترین بخشهای ماجرا به عرضه اولیه سهام شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی مربوط میشود. OpenAI و آنتروپیک در مجموع نزدیک به ۲ تریلیون دلار ارزشگذاری شدهاند و انتظار میرود در صورت ورود به بازار عمومی، ارزش آنها افزایش قابلتوجهی پیدا کند اما اکنون یک تناقض جدی شکل گرفته است.
مدیران این شرکتها از یک طرف درباره ظرفیت عظیم اقتصادی هوش مصنوعی و آینده سودآور آن صحبت میکنند و از طرف دیگر نسبت به خطرات توسعه بیش از حد سریع همین فناوری هشدار میدهند.
این تناقض برای شرکتی که قصد عرضه سهام به سرمایهگذاران عمومی دارد، مسئله سادهای نیست.
داريو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، از جمله مدیرانی است که بارها درباره خطرات جدی هوش مصنوعی هشدار داده است. اکنون او باید همزمان به سرمایهگذاران توضیح دهد که فناوری این شرکت میتواند تهدیدهای بزرگی ایجاد کند و در عین حال، آیندهای بسیار سودآور برای آن متصور است.
آیا عرضه اولیه آنتروپیک به خطر میافتد؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آنتروپیک ممکن است عرضه اولیه سهام خود را از پاییز امسال آغاز کند، هرچند شرکت تأکید کرده تصمیم نهایی به شرایط بازار و عوامل دیگر بستگی خواهد داشت.
برخی کارشناسان بازار سرمایه معتقد نیستند که نگرانیهای مربوط به کند شدن توسعه هوش مصنوعی یا حتی بحثهای مربوط به خطرات بسیار شدید این فناوری بتواند بهتنهایی عرضه اولیه آنتروپیک را متوقف کند. با این حال، مسئله مهم در نحوه ارائه ریسکهای شرکت به سرمایهگذاران است.
در اسناد عرضه اولیه، شرکتها معمولاً بخشی را به ریسکهای تجاری، حقوقی و مقرراتی اختصاص میدهند. اکنون این سؤال مطرح است که آیا آنتروپیک باید خطرات ناشی از توسعه خود فناوری را نیز در این بخش وارد کند یا خیر.
این موضوع از نظر سرمایهگذاران اهمیت دارد، زیرا وقتی مدیرعامل یک شرکت درباره خطراتی صحبت میکند که ممکن است مستقیماً بر رشد محصول و آینده اقتصادی شرکت اثر بگذارد، بازار ناچار است بخشی از این ریسک را در ارزشگذاری لحاظ کند.
آیا کند شدن هوش مصنوعی واقعاً بد است؟
پاسخ به این سؤال به افق زمانی نگاه سرمایهگذار بستگی دارد. در کوتاهمدت، کاهش سرعت توسعه میتواند برای شرکتهایی که میلیاردها دلار روی زیرساخت هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند، خبر بدی باشد. فروش تراشهها، ساخت مراکز داده، تقاضای برق و خدمات رایانش ابری همگی تا حدی به ادامه سرمایهگذاری در این صنعت وابسته هستند اما در بلندمدت، کند شدن کنترلشده میتواند به معنای کاهش ریسک و ایجاد یک صنعت پایدارتر باشد.
اگر قانونگذاری بتواند توسعه فناوری را از مسیرهای پرریسک به سمت استفادههای اقتصادی قابلکنترل هدایت کند، ممکن است بازار از مرحله هیجان اولیه وارد مرحله بلوغ شود.
در چنین سناریویی، شرکتهایی که صرفاً از موج سرمایهگذاری هوش مصنوعی سود میبرند، احتمالاً با فشار بیشتری مواجه خواهند شد؛ در حالی که شرکتهایی که واقعاً قادر به ایجاد درآمد، کاهش هزینه و افزایش بهرهوری هستند، جایگاه قدرتمندتری پیدا میکنند.
“
«به نظر میرسد بازار در حال عبور از مرحلهای است که «سرمایهگذاری بیشتر» را بهتنهایی معادل «ارزش بیشتر» میدانست. کاهش احتمالی سرعت توسعه هوش مصنوعی الزاماً تهدیدی برای این فناوری نیست؛ بلکه میتواند آزمونی برای سنجش کیفیت اقتصادی آن باشد. در نهایت، برندگان اصلی این چرخه نه شرکتهایی خواهند بود که بیشترین سرمایه را جذب کردهاند، بلکه کسبوکارهایی هستند که بتوانند هزینه سنگین زیرساخت هوش مصنوعی را به جریان نقدی، بهرهوری و سود پایدار تبدیل کنند. از این منظر، مسئله اصلی بازار در سالهای آینده احتمالاً نه پایان رقابت هوش مصنوعی، بلکه پایان دوره ارزشگذاری صرفاً بر مبنای وعدههای هوش مصنوعی خواهد بود.»
بابک شیری
ترامپ: هوش مصنوعی موتور بزرگ رشد اقتصاد است
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در واکنش به درخواست برخی مدیران فناوری برای کنترل بیشتر توسعه هوش مصنوعی، نسبت به پیامدهای اقتصادی چنین رویکردی هشدار داده است.
او استدلال کرده که هوش مصنوعی و مراکز داده میتوانند به یکی از بزرگترین موتورهای رشد اقتصادی تاریخ آمریکا تبدیل شوند؛ حتی بزرگتر از صنایعی مانند نفت، طلا، الماس و اینترنت. این دیدگاه نشان میدهد مسئله دیگر فقط به شرکتهای فناوری محدود نیست.
هوش مصنوعی اکنون به بخشی از سیاست اقتصادی آمریکا تبدیل شده است. هر تصمیمی درباره سرعت توسعه این فناوری میتواند بر سرمایهگذاری شرکتها، بازار کار، مصرف انرژی، زیرساختهای دیجیتال و ارزش سهام اثر بگذارد. به همین دلیل، احتمالاً در ماههای آینده بحث بر سر مقررات هوش مصنوعی از بحث درباره مراکز داده نیز مهمتر خواهد شد.
بازار وارد مرحله آزمون انتظارات شده است
رونق چهار سال اخیر هوش مصنوعی تا حد زیادی بر پایه یک انتظار بزرگ شکل گرفته است: اینکه سرمایهگذاریهای عظیم امروز در نهایت به سودهای بسیار بزرگ فردا تبدیل خواهند شد اما هرچه حجم سرمایهگذاری افزایش پیدا میکند، فاصله میان هزینههای فعلی و سودهای آینده نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر توسعه هوش مصنوعی بدون مانع ادامه پیدا کند، شرکتهای فعال در این حوزه میتوانند به یکی از بزرگترین برندگان اقتصادی دهه آینده تبدیل شوند اما اگر مقررات، نگرانیهای امنیتی یا محدودیتهای فنی باعث کاهش سرعت توسعه شوند، بازار مجبور خواهد شد بخشی از ارزشگذاریهای فعلی را دوباره محاسبه کند.
این الزاماً به معنای ترکیدن حباب هوش مصنوعی نیست؛ اما میتواند پایان دورهای باشد که در آن صرفاً نام «هوش مصنوعی» برای توجیه ارزشگذاریهای بسیار بالا کافی بود.
جمعبندی
رقابت هوش مصنوعی اکنون در نقطهای قرار گرفته که منافع اقتصادی و ریسکهای آن بیش از هر زمان دیگری در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. از یک طرف، میلیاردها دلار سرمایهگذاری، رشد شرکتهای فناوری و امید به افزایش بهرهوری، این فناوری را به یکی از مهمترین موتورهای اقتصاد آمریکا تبدیل کرده است؛ از طرف دیگر، هشدار مدیران صنعت و احتمال قانونگذاری سختگیرانهتر میتواند سرعت این روند را کاهش دهد.
برای سرمایهگذاران، مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که «چه شرکتی برنده هوش مصنوعی خواهد شد». پرسش مهمتر این است که چه مقدار از رشد فعلی بازار از سود واقعی ناشی میشود و چه مقدار بر پایه انتظار برای سودهای آینده شکل گرفته است.
اگر سرعت توسعه کاهش پیدا کند، شرکتهایی که ارزش آنها عمدتاً به آینده دور وابسته است بیشترین آسیبپذیری را خواهند داشت. در مقابل، شرکتهایی که همین امروز از هوش مصنوعی برای ایجاد درآمد، افزایش بهرهوری و تقویت مزیت رقابتی استفاده میکنند، احتمالاً مقاومت بیشتری نشان خواهند داد.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.






















