بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

آیا پایان جنگ ایران واقعاً می‌تواند تورم آمریکا را هم پایین بکشد؟

آیا پایان جنگ ایران واقعاً می‌تواند تورم آمریکا را هم پایین بکشد؟

رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، معتقد است با پایان جنگ ایران و پیروزی آمریکا، قیمت نفت خام و در نتیجه قیمت سوخت می‌تواند به‌سرعت کاهش پیدا کند. با این حال، حتی در صورت پایان درگیری، بازگشت کامل جریان انرژی به وضعیت عادی به زمان نیاز خواهد داشت و اثرات تورمی ناشی از اختلالات زنجیره تأمین نیز بسیار فراتر از قیمت بنزین است.

در یک نگاه
  • ترامپ انتظار دارد با پایان جنگ ایران، قیمت نفت و سوخت به‌سرعت کاهش پیدا کند.
  • بسته ماندن تنگه هرمز جریان روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه مایعات نفتی را مختل کرده است.
  • تورم کل آمریکا از ۴.۲ درصد در ماه مه به ۳.۴ درصد در اوت کاهش یافته، اما Core PCE در ۳.۳ درصد باقی مانده است.
  • اثر جنگ بر زنجیره تأمین، محصولات پتروشیمی و هزینه حمل‌ونقل می‌تواند تورم را حتی پس از کاهش قیمت نفت همچنان بالا نگه دارد.

پایان جنگ لزوماً به معنای بازگشت فوری قیمت انرژی نیست

مهم‌ترین اثر اقتصادی جنگ ایران برای اقتصاد جهانی در بازار انرژی نمایان شده است. پس از آنکه ترامپ در ۲۸ فوریه مجوز اقدام نظامی علیه ایران را صادر کرد، ایران تنگه هرمز را تقریباً به روی تمام ترددهای دریایی بست؛ مسیری که در شرایط عادی روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه مایعات نفتی از آن عبور می‌کند.

اختلال در چنین مسیر مهمی، عرضه بخش بزرگی از نفت جهان را تحت فشار قرار داد و قیمت سوخت را با سرعتی کم‌سابقه افزایش داد. زمانی که مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران در ماه ژوئن جدی‌تر شد، قیمت نفت خام نیز به‌سرعت از اوج خود در دوران جنگ فاصله گرفت. این اتفاق نشان داد که بازار به اخبار مربوط به بازگشت جریان انرژی از هرمز حساس است اما کاهش سریع قیمت نفت الزاماً به معنای کاهش فوری قیمت سوخت برای مصرف‌کننده نیست. زیرساخت‌های تولید، حمل‌ونقل، پالایش و توزیع انرژی پس از یک اختلال بزرگ نمی‌توانند در چند روز به ظرفیت عادی بازگردند و به گفته گزارش مورد بررسی، حتی در صورت پایان فوری جنگ، بازسازی زنجیره عرضه انرژی می‌تواند چند ماه زمان ببرد.

از سوی دیگر، قیمت سوخت معمولاً هنگام وقوع شوک انرژی با سرعت زیادی افزایش پیدا می‌کند، اما هنگام رفع شوک با سرعت کمتری کاهش می‌یابد. بنابراین حتی اگر قیمت نفت خام به شکل محسوسی سقوط کند، اثر آن بر قیمت سوخت ممکن است چند فصل طول بکشد.

تورم جنگ ایران فقط در پمپ بنزین دیده نمی‌شود

مسئله مهم‌تر برای اقتصاد آمریکا این است که اثرات جنگ ایران دیگر تنها به انرژی محدود نشده است. تورم کل آمریکا که قیمت انرژی را نیز دربرمی‌گیرد، از اوج سه‌ساله ۴.۲ درصدی در ماه مه به ۳.۴ درصد در اوت کاهش یافته است. اما شاخص Core PCE که هزینه‌های پرنوسان غذا و انرژی را کنار می‌گذارد، همچنان در سطح ۳.۳ درصد در ژوئیه قرار دارد. این شاخص اهمیت زیادی دارد، زیرا معیار تورمی مورد توجه فدرال رزرو است و همچنان فاصله قابل‌توجهی با هدف ۲ درصدی بانک مرکزی آمریکا دارد.

اختلال در تنگه هرمز همچنین شرکت‌ها را مجبور به تغییر مسیر حمل‌ونقل و بازطراحی بخشی از زنجیره تأمین کرده است. در کنار هزینه‌های حمل‌ونقل، محصولات وابسته به نفت مانند پلاستیک‌ها و پلیمرهای مصنوعی نیز گران‌تر شده‌اند.

افزایش این هزینه‌ها در نهایت می‌تواند به مصرف‌کننده منتقل شود. به همین دلیل، حتی اگر قیمت نفت خام پس از پایان جنگ کاهش پیدا کند، اثر تورمی ایجادشده در بخش‌های مختلف اقتصاد ممکن است برای مدت طولانی‌تری باقی بماند.

چرا تورم هسته‌ای برای بازار مهم‌تر است؟

شوک انرژی معمولاً می‌تواند اثر موقتی بر تورم داشته باشد؛ زیرا با بازگشت عرضه، قیمت نفت و سوخت نیز امکان کاهش پیدا می‌کند. اما زمانی که افزایش هزینه‌ها به کالاها، خدمات، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین منتقل شود، کنترل تورم دشوارتر خواهد شد. این همان تفاوت مهمی است که میان کاهش قیمت نفت و کاهش پایدار تورم وجود دارد.

اگر جنگ پایان پیدا کند و تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز به تدریج عادی شود، بخشی از فشار تورمی ناشی از انرژی احتمالاً کاهش خواهد یافت. اما شرکت‌هایی که طی ماه‌های جنگ هزینه‌های بالاتری برای مواد اولیه، حمل‌ونقل و محصولات پتروشیمی پرداخت کرده‌اند، لزوماً بلافاصله قیمت کالاها و خدمات خود را کاهش نمی‌دهند.

در نتیجه، کاهش قیمت نفت می‌تواند یک عامل کاهنده تورم باشد، اما به‌تنهایی برای بازگرداندن تورم هسته‌ای به هدف فدرال رزرو کافی نیست.

«از منظر بازار، مهم‌ترین خطای تحلیلی این است که مسیر قیمت نفت و مسیر تورم را یکسان فرض کنیم. نفت می‌تواند با یک خبر سیاسی سقوط کند، اما تورم پس از انتقال شوک انرژی به هزینه تولید، حمل‌ونقل و قیمت نهایی کالاها رفتار بسیار چسبنده‌تری دارد. بنابراین حتی اگر پایان جنگ ایران یک شوک کاهشی در بازار انرژی ایجاد کند، برای ارزیابی چشم‌انداز سهام آمریکا باید بیش از قیمت نفت، رفتار Core PCE، هزینه‌های زنجیره تأمین و واکنش فدرال رزرو را زیر نظر گرفت؛ زیرا این متغیرها تعیین می‌کنند شوک انرژی صرفاً یک موج موقت بوده یا به فشار تورمی پایدارتر تبدیل شده است.»

بابک شیری

بازار سهام میان رشد و تورم گرفتار شده است

این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ همچنان عملکرد قدرتمندی داشته است. شاخص‌های داوجونز، S&P 500 و نزدک با وجود مجموعه‌ای از ریسک‌ها به چندین رکورد تاریخی رسیده‌اند اما تورم بالاتر از سطح مطلوب فدرال رزرو می‌تواند یکی از عواملی باشد که ادامه این روند را دشوارتر می‌کند.

اگر تورم هسته‌ای برای مدت طولانی بالا بماند، مسیر سیاست پولی نیز می‌تواند محدودتر شود. در چنین شرایطی، بازار نمی‌تواند صرفاً با فرض کاهش قیمت نفت، به سرعت پایین آمدن تورم و هزینه سرمایه را قطعی تلقی کند.

بنابراین برای سرمایه‌گذاران، مسئله اصلی فقط این نیست که نفت پس از جنگ ایران به چه قیمتی می‌رسد؛ سؤال مهم‌تر این است که شوک انرژی تا چه اندازه در ساختار قیمت کالاها و خدمات آمریکا باقی خواهد ماند.

جمع‌بندی

پیش‌بینی کاهش سریع قیمت نفت پس از پایان جنگ ایران از این واقعیت پشتیبانی می‌گیرد که بازار انرژی در برابر اخبار مربوط به صلح و بازگشایی تنگه هرمز واکنش شدیدی نشان داده است. با این حال، بازگشت عرضه به وضعیت عادی به زمان نیاز دارد و کاهش قیمت نفت نیز الزاماً با همان سرعت به کاهش قیمت سوخت و سایر هزینه‌های اقتصادی منتقل نمی‌شود.

مهم‌تر از آن، تورم ناشی از جنگ دیگر صرفاً یک مسئله انرژی نیست. رشد هزینه حمل‌ونقل، اختلال زنجیره تأمین و افزایش قیمت محصولات وابسته به نفت باعث شده فشار تورمی به بخش‌های مختلف اقتصاد منتقل شود. به همین دلیل، پایان جنگ می‌تواند یکی از محرک‌های کاهش تورم باشد، اما لزوماً به معنای بازگشت سریع تورم آمریکا به هدف ۲ درصدی فدرال رزرو نیست.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


paxg