
وقتی چراغهای هشدار در صفحه اقتصاد روشن میشوند، بازار سهام معمولاً منتظر نمیماند تا وقوع بحران در آمار رسمی تأیید شود. سرمایهگذاران پیش از آنکه کاهش رشد اقتصادی، افت سود شرکتها یا حتی آغاز رسمی رکود در دادهها دیده شود، انتظارات خود را در قیمت سهام وارد میکنند. به همین دلیل است که بازار گاهی در برابر خبرهای اقتصادی بسیار منفی واکنشی شدید نشان میدهد و سپس، اگر آن تهدیدها محقق نشوند، مسیر خود را به سرعت تغییر میدهد.
بازارها معمولاً پیش از آنکه دادههای اقتصادی به نقطه بحرانی برسند، خود را با احتمال رکود و کاهش سود شرکتها تطبیق میدهند.
شاخص S&P 500 در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۵.۴ درصد سقوط کرد، اما رکودی که سرمایهگذاران برای سال ۲۰۲۳ انتظار داشتند هرگز اتفاق نیفتاد.
در مقابل، پیش از رکود بزرگ ۲۰۰۸، بازار مدتها در نزدیکی رکورد باقی ماند و سپس شاخص S&P 500 حدود ۵۶.۸ درصد سقوط کرد.
تجربه تاریخی نشان میدهد واکنش به هر زنگ خطر اقتصادی لزوماً به معنای تغییر مسیر بازار نیست و زمانبندی بازار همچنان یکی از دشوارترین تصمیمهای سرمایهگذاری است.
اکنون نیز مجموعهای از نشانهها توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کرده است. قیمتهای عمدهفروشی آمریکا در ۱۲ ماه منتهی به اوت ۲۰۲۶، ۵.۴ درصد افزایش یافته و قیمت نفت خام نیز در ۱۵ سپتامبر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است. از سوی دیگر، فدرال رزرو در ۱۶ سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد؛ نخستین افزایش نرخ بهره این بانک از سال ۲۰۲۳. ترکیب تورم بالاتر، نفت گرانتر و سیاست پولی سختگیرانهتر میتواند فشار بیشتری بر حاشیه سود شرکتها و قدرت خرید مصرفکنندگان وارد کند.
با این حال، تاریخ بازار سهام نشان میدهد که رابطه میان اقتصاد و بازار همیشه خطی نیست. اقتصاددان پل ساموئلسون در سال ۱۹۶۶ به شوخی گفته بود بازار سهام تاکنون «۹ مورد از پنج رکود اخیر» را پیشبینی کرده است؛ جملهای که به خوبی مشکل اصلی پیشبینیهای اقتصادی بازار را نشان میدهد: بازار گاهی بحرانهایی را قیمتگذاری میکند که هرگز به شکل مورد انتظار اتفاق نمیافتند.
سال ۲۰۲۲؛ رکودی که اتفاق نیفتاد
یکی از نمونههای مهم این رفتار، سال ۲۰۲۲ است. شاخص S&P 500 بین ۳ ژانویه تا ۱۲ اکتبر آن سال حدود ۲۵.۴ درصد سقوط کرد. افزایش شدید نرخ بهره توسط فدرال رزرو برای مقابله با تورم، یکی از عوامل اصلی این بازار نزولی بود.
در پایینترین نقطه، بسیاری از سرمایهگذاران انتظار داشتند اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۳ وارد رکود شود. اما این پیشبینی محقق نشد. اقتصاد آمریکا از رکود گستردهای که بازار برای آن آماده شده بود عبور کرد و شاخص S&P 500 در نهایت در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۴ به رکورد جدیدی رسید.
البته این اتفاق به معنای بیاهمیت بودن سقوط بازار در سال ۲۰۲۲ نیست. یک مقاله پژوهشی صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۱۳ نیز نشان داد کاهش قیمت سهام ارتباط معناداری با آغاز رکود در اقتصادهای گروه هفت دارد. مسئله این است که بازار همیشه شدت، زمان و حتی تحقق نهایی یک رکود را بهدرستی پیشبینی نمیکند.
اما همیشه هم بازار اشتباه نمیکند
نمونه مخالف، سالهای منتهی به بحران مالی ۲۰۰۸ است. شاخص S&P 500 در ۹ اکتبر ۲۰۰۷ در سطح رکوردی بسته شد؛ تنها حدود دو ماه پیش از آغاز رکودی طولانی و شدید. دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا، که مرجع رسمی تعیین تاریخ رکودهای این کشور است، آغاز رکود را بعداً و در ۱ دسامبر ۲۰۰۸ تأیید کرد. در این فاصله، بازار بخش بزرگی از زیان را تجربه کرده بود و شاخص S&P 500 تا مارس ۲۰۰۹ حدود ۵۶.۸ درصد از ارزش خود را از دست داد.
بازار برای بازپسگیری رکورد سال ۲۰۰۷ نیز تا ۲۸ مارس ۲۰۱۳ منتظر ماند. شاخص نزدک نیز که پیش از آن تحت تأثیر ترکیدن حباب شرکتهای اینترنتی قرار گرفته بود، تنها در آوریل ۲۰۱۵ توانست رکورد مارس ۲۰۰۰ خود را پشت سر بگذارد.
این تجربه نشان میدهد نادیده گرفتن هشدارهای اقتصادی نیز میتواند خطرناک باشد. بازار ممکن است در ابتدا به دادههای منفی واکنش محدودی نشان دهد و سپس، در صورت مشخص شدن ابعاد واقعی بحران، سقوط بسیار عمیقتری را تجربه کند.
مشکل اصلی؛ زمانبندی بازار
تجربه ۲۰۲۲ و ۲۰۰۸ یک نکته مهم را روشن میکند: بازار نه همیشه زودتر از اقتصاد درست عمل میکند و نه همیشه دیرتر. قیمت سهام بر اساس انتظارات آینده شکل میگیرد. بنابراین اگر سرمایهگذاران انتظار داشته باشند شرایط اقتصادی بدتر شود، ممکن است پیش از آنکه آمار رسمی تغییر کند، قیمتها کاهش پیدا کنند. اما اگر مشخص شود آن تهدید اقتصادی محقق نمیشود، همان بازار میتواند به سرعت مسیر خود را معکوس کند.
به همین دلیل تلاش برای تعیین دقیق نقطه خروج و ورود بر اساس هر داده اقتصادی، ریسک بالایی دارد. ممکن است سرمایهگذار درست تشخیص دهد که اقتصاد در حال تضعیف است، اما بازار ماهها پیش از وقوع رکود این موضوع را در قیمتها لحاظ کرده باشد. برعکس، ممکن است بازار برای مدتی هشدارهای اقتصادی را نادیده بگیرد و سپس با شدت بیشتری واکنش نشان دهد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری تدریجی و منظم میتواند از وابستگی بیش از حد به یک پیشبینی اقتصادی یا یک نقطه ورود مشخص جلوگیری کند.
“
«به نظر من مهمترین درس این مقطع، نه پیشبینی رکود یا رشد بازار، بلکه توجه به فاصله میان واقعیت اقتصادی و انتظاراتی است که قبلاً در قیمت داراییها منعکس شدهاند. تورم ۵.۴ درصدی، نفت بالای ۱۰۰ دلار و بازگشت سیاست انقباضی فدرال رزرو بدون تردید دادههای مهمی هستند، اما ارزش آنها زمانی مشخص میشود که بدانیم بازار پیش از انتشار این ارقام چه سناریویی را قیمتگذاری کرده است. در چنین فضایی، واکنش احساسی به هر زنگ خطر اقتصادی میتواند به همان اندازه خطرناک باشد که نادیده گرفتن آن؛ مسئله اصلی برای سرمایهگذار، تشخیص کیفیت دادهها، افق زمانی آنها و فاصله میان «آنچه رخ داده» و «آنچه بازار انتظار داشته» است.»
بابک شیری
امروز چه چیزی اهمیت بیشتری دارد؟
شرایط فعلی آمریکا نیز دقیقاً به همین دلیل نیازمند تفکیک میان «داده اقتصادی» و «واکنش بازار» است. رشد ۵.۴ درصدی قیمتهای عمدهفروشی، نفت بالای ۱۰۰ دلار و افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر، همگی میتوانند فشار تورمی و هزینهای ایجاد کنند؛ اما هنوز نمیتوان صرفاً از روی این دادهها مسیر کوتاهمدت بازار سهام را تعیین کرد.
اگر افزایش قیمت انرژی و نهادهها به کاهش حاشیه سود شرکتها و افت تقاضای مصرفکنندگان منجر شود، فشار بر بازار میتواند افزایش یابد. اما اگر شرکتها بتوانند هزینههای بالاتر را به مصرفکننده منتقل کنند یا رشد اقتصادی در سطح مناسبی باقی بماند، واکنش بازار میتواند متفاوت باشد.
بنابراین مسئله اصلی فقط این نیست که «اقتصاد بدتر میشود یا نه»؛ بلکه این است که بازار چه مقدار از این احتمال را پیشاپیش در قیمتها لحاظ کرده است.
جمعبندی
تاریخ بازار سهام نشان میدهد واکنش سرمایهگذاران به هشدارهای اقتصادی همیشه قابل اتکا نیست. در سال ۲۰۲۲، بازار سقوط سنگینی را تجربه کرد، اما رکودی که بسیاری انتظارش را داشتند هرگز به شکل پیشبینیشده رخ نداد؛ در حالی که در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، بازار ابتدا رکورد زد و سپس یکی از شدیدترین سقوطهای تاریخ خود را تجربه کرد.
در نتیجه، دادههای اقتصادی را نمیتوان نادیده گرفت، اما نمیتوان آنها را به تنهایی به عنوان نقشه راه حرکت بازار در کوتاهمدت استفاده کرد. بازار معمولاً آینده را قیمتگذاری میکند، اما در این فرآیند میتواند بیش از حد خوشبین یا بدبین شود.
در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.




















