بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

آیا تبلیغات ChatGPT می‌تواند میلیاردها دلار هزینه زیرساخت هوش مصنوعی را جبران کند؟

آیا تبلیغات ChatGPT می‌تواند میلیاردها دلار هزینه زیرساخت هوش مصنوعی را جبران کند؟

رشد سریع تبلیغات ChatGPT حالا یک سؤال مهم‌تر را پیش روی بازار قرار داده است: آیا هوش مصنوعی مولد بالاخره توانسته یکی از مدل‌های درآمدی اثبات‌شده اقتصاد دیجیتال را در مقیاسی بزرگ به کار بگیرد؟

OpenAI در کمتر از هفت ماه پس از آغاز فعالیت تبلیغاتی ChatGPT، درآمد سالانه‌شده این بخش را به حدود ۱ میلیارد دلار رسانده است. سرعت رسیدن به این سطح از درآمد، در مقایسه با مسیر شرکت‌هایی مانند گوگل، متا و آمازون قابل توجه است؛ شرکت‌هایی که هر سه برای ساخت کسب‌وکارهای تبلیغاتی میلیارددلاری خود چندین سال زمان صرف کردند.

در یک نگاه
  •  ChatGPT کمتر از هفت ماه پس از راه‌اندازی تبلیغات، به درآمد سالانه‌شده ۱ میلیارد دلار از این بخش رسیده است.

  •  گوگل، متا و آمازون برای رسیدن به همین سطح از درآمد تبلیغاتی، چندین سال زمان صرف کردند؛ در حالی که ChatGPT این مسیر را در کمتر از ۲۰۰ روز طی کرده است.

  •  این درآمد تاکنون عمدتاً از بازار آمریکای شمالی به دست آمده و گسترش تبلیغات به بیش از ۴۰ کشور می‌تواند ظرفیت درآمدی آن را به شکل محسوسی افزایش دهد.

  •  موفقیت تبلیغات ChatGPT فقط یک تحول برای OpenAI نیست و می‌تواند چشم‌انداز سودآوری کل صنعت هوش مصنوعی و تقاضا برای زیرساخت‌های آن را تغییر دهد.

اهمیت این اتفاق فقط در اندازه درآمد فعلی نیست. مسئله مهم‌تر این است که ChatGPT نشان داده یک ابزار هوش مصنوعی می‌تواند علاوه بر جذب کاربر و ایجاد تقاضا برای خدمات اشتراکی، از همان مدلی درآمدزایی کند که موتور اصلی سودآوری بسیاری از بزرگ‌ترین شرکت‌های اینترنتی جهان بوده است.

ChatGPT چگونه به درآمد یک میلیارد دلاری رسید؟

OpenAI مدل تبلیغاتی خود را با تکیه بر یکی از ارزشمندترین دارایی‌های پلتفرم، یعنی دسترسی مستقیم به کاربران، توسعه داده است. در حال حاضر ده‌ها هزار تبلیغ‌دهنده در این شبکه حضور دارند و نام‌هایی مانند Booking Holdings، Intuit، Home Depot و L.L.Bean در میان شرکت‌هایی قرار دارند که از ظرفیت تبلیغاتی ChatGPT استفاده کرده‌اند.

این ترکیب نشان می‌دهد بازار تبلیغات ChatGPT صرفاً به یک صنعت یا گروه خاص از شرکت‌ها محدود نشده است. از خدمات سفر و نرم‌افزار گرفته تا خرده‌فروشی و کالاهای مصرفی، طیف متنوعی از کسب‌وکارها در حال آزمایش این کانال جدید برای دسترسی به مشتریان هستند.

از نظر قیمت‌گذاری نیز تبلیغات ChatGPT در محدوده‌ای مشابه گوگل قرار گرفته است. این موضوع از یک جهت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد تبلیغ‌دهندگان حاضرند برای حضور در محیط یک گفت‌وگوی هوشمند، ارزشی نزدیک به فضای جست‌وجوی اینترنتی پرداخت کنند.

البته یک تفاوت اساسی وجود دارد. نرخ کلیک تبلیغات ChatGPT پایین‌تر از گوگل است؛ زیرا جست‌وجوی سنتی معمولاً زمانی انجام می‌شود که کاربر به دنبال خرید، مقایسه یا انجام یک اقدام مشخص است، در حالی که گفت‌وگو با یک چت‌بات می‌تواند اهداف بسیار متنوعی داشته باشد.

با این حال، ChatGPT اکنون به حدود ۱ میلیارد کاربر فعال هفتگی رسیده است؛ مقیاسی که ظرفیت تبلیغاتی آن را بسیار بزرگ‌تر از یک محصول نرم‌افزاری معمولی می‌کند.

OpenAI هنوز در ابتدای مسیر تبلیغات است

یکی از مهم‌ترین نکات درباره رقم یک میلیارد دلار این است که این درآمد در شرایطی به دست آمده که تبلیغات ChatGPT هنوز در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد.

درآمد فعلی عمدتاً از آمریکای شمالی ایجاد شده است. OpenAI در ابتدای سپتامبر اعلام کرد که تبلیغات را به بیش از ۴۰ کشور گسترش داده و بازارهایی در هند، اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا نیز وارد این برنامه شده‌اند.

هم‌زمان، شرکت تبلیغات را برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط نیز باز کرده است. این گروه می‌تواند در آینده بخش قابل‌توجهی از درآمد تبلیغاتی ChatGPT را تشکیل دهد؛ زیرا برخلاف شرکت‌های بزرگ، بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به دنبال کانال‌هایی هستند که بتوانند با هزینه محدود، مشتری مشخص و هدفمند پیدا کنند. بنابراین رقم یک میلیارد دلار را باید بیشتر به عنوان نقطه آغاز یک مدل درآمدی جدید در نظر گرفت تا سقف ظرفیت آن.

تبلیغات چرا برای سهام هوش مصنوعی مهم است؟

یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های سرمایه‌گذاران درباره رونق هوش مصنوعی، مسئله سودآوری است. شرکت‌هایی مانند OpenAI برای توسعه مدل‌های پیشرفته به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در تراشه، مراکز داده، برق و زیرساخت محاسباتی نیاز دارند. هزینه این زیرساخت‌ها بسیار بالاست و همین مسئله باعث شده بخشی از بازار درباره توانایی شرکت‌های هوش مصنوعی برای تبدیل رشد کاربران به سود پایدار تردید داشته باشد. تبلیغات می‌تواند بخشی از این معادله را تغییر دهد.

گوگل و متا طی سال‌ها نشان داده‌اند که یک پلتفرم دیجیتال با پایگاه کاربری گسترده می‌تواند با فروش فضای تبلیغاتی، درآمدی با رشد بالا و حاشیه سود قابل توجه ایجاد کند. آمازون نیز با ورود به تبلیغات در بستر تجارت الکترونیک، همین مدل را به یکی از بخش‌های مهم کسب‌وکار خود تبدیل کرد.

اگر ChatGPT بتواند همین مسیر را دنبال کند، هزینه‌های سنگین زیرساخت هوش مصنوعی دیگر فقط از طریق اشتراک کاربران یا قراردادهای سازمانی تأمین نخواهد شد. در این حالت، هر گفت‌وگو، هر کاربر و هر تعامل می‌تواند بخشی از یک اقتصاد تبلیغاتی بسیار بزرگ‌تر شود.

رقابت با گوگل فقط بر سر جست‌وجو نیست

موفقیت تبلیغات ChatGPT از زاویه دیگری نیز اهمیت دارد. مدل سنتی تبلیغات اینترنتی بر پایه جست‌وجوی کلمات کلیدی و نمایش نتایج مرتبط شکل گرفته است؛ اما چت‌بات‌ها می‌توانند تبلیغات را در دل یک گفت‌وگوی طبیعی قرار دهند. این تغییر می‌تواند رابطه میان کاربر، تبلیغ‌دهنده و پلتفرم را دگرگون کند.

در جست‌وجوی سنتی، کاربر عبارت مشخصی را وارد می‌کند و موتور جست‌وجو مجموعه‌ای از نتایج و تبلیغات را نمایش می‌دهد. اما در یک محیط گفت‌وگومحور، سیستم می‌تواند نیاز کاربر را از مسیر مکالمه بهتر تشخیص دهد و تبلیغ را در بستری ارائه کند که از ابتدا برای تعامل و تصمیم‌گیری طراحی شده است.

همین تفاوت می‌تواند در بلندمدت ارزش اقتصادی بالایی داشته باشد؛ البته به شرطی که تبلیغات تجربه کاربری را تخریب نکند و اعتماد کاربران به پاسخ‌های هوش مصنوعی از بین نرود.

«از نگاه من، مهم‌ترین بخش این خبر خودِ رقم یک میلیارد دلار نیست؛ بلکه سرعت تبدیل مقیاس کاربری هوش مصنوعی به درآمد واقعی است. اگر ChatGPT بتواند بدون آسیب‌زدن به اعتماد کاربران، تبلیغات را به یک جریان درآمدی تکرارشونده تبدیل کند، معادله اقتصادی هوش مصنوعی تغییر می‌کند؛ زیرا صنعت دیگر صرفاً بر پایه سرمایه‌گذاری سنگین برای ساخت مدل‌های بزرگ تعریف نخواهد شد و می‌تواند به سمت چرخه‌ای حرکت کند که در آن رشد کاربر، درآمد تبلیغاتی، افزایش توان سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت، یکدیگر را تقویت می‌کنند. در چنین سناریویی، ارزش اقتصادی هوش مصنوعی بیش از آنکه صرفاً در خود مدل‌ها باشد، در اکوسیستم درآمدزایی پیرامون آنها شکل خواهد گرفت.»

بابک شیری

رشد ChatGPT چه معنایی برای سهام فناوری دارد؟

OpenAI همچنان یک شرکت خصوصی است و در نتیجه سرمایه‌گذاران بازار سهام نمی‌توانند به صورت مستقیم سهام آن را خریداری کنند. اما موفقیت مدل تبلیغاتی این شرکت می‌تواند به شکل غیرمستقیم برای بخش بزرگی از اکوسیستم فناوری اهمیت داشته باشد. هرچه احتمال سودآوری شرکت‌های هوش مصنوعی افزایش پیدا کند، انگیزه برای ادامه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های این صنعت نیز بیشتر می‌شود.

یکی از مهم‌ترین ذی‌نفعان این روند، Nvidia است. این شرکت هم تأمین‌کننده اصلی تراشه‌های مورد استفاده در زیرساخت هوش مصنوعی است و هم حدود ۳۰ میلیارد دلار در OpenAI سرمایه‌گذاری کرده است.

OpenAI نیز برنامه دارد حداقل ۱۰ گیگاوات از سامانه‌های مبتنی بر تراشه‌های انویدیا را مستقر کند. بنابراین رشد درآمد تبلیغاتی ChatGPT می‌تواند از دو مسیر برای انویدیا اهمیت داشته باشد: افزایش ارزش سرمایه‌گذاری آن در OpenAI و تقویت توان مالی OpenAI برای ادامه خرید زیرساخت‌های محاسباتی.

این رابطه نشان می‌دهد درآمد تبلیغاتی ChatGPT صرفاً یک شاخص مربوط به یک شرکت نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از زنجیره اقتصادی گسترده‌تر هوش مصنوعی را تحت تأثیر قرار دهد.

آیا ChatGPT می‌تواند به یک غول تبلیغاتی تبدیل شود؟

اگر ChatGPT بتواند مسیر گوگل، متا و آمازون را تکرار کند، ظرفیت درآمدی این بخش بسیار بزرگ‌تر از رقم فعلی خواهد بود.

در گزارش مورد بررسی، امکان رسیدن درآمد تبلیغاتی ChatGPT به ۵۰ میلیارد دلار یا بیشتر در یک دهه آینده مطرح شده است. البته این رقم یک برآورد است و تحقق آن به رشد کاربران، میزان استفاده از تبلیغات، نرخ پرداخت تبلیغ‌دهندگان و مهم‌تر از همه، توان OpenAI در حفظ تعادل میان درآمدزایی و تجربه کاربری بستگی دارد.

همچنین باید توجه داشت که مقایسه ChatGPT با گوگل کاملاً یکسان نیست. گوگل از دهه‌ها تجربه در تبلیغات دیجیتال، حجم عظیمی از جست‌وجوهای تجاری و شبکه گسترده‌ای از خدمات برخوردار است. ChatGPT هنوز در ابتدای مسیر تبلیغاتی قرار دارد و رفتار کاربران آن نیز با موتور جست‌وجو تفاوت دارد.

با این حال، سرعت رسیدن به درآمد سالانه‌شده یک میلیارد دلار نشان می‌دهد بازار تبلیغات، ظرفیت تبدیل‌شدن به یکی از ستون‌های مالی هوش مصنوعی را دارد.

جمع‌بندی

رسیدن تبلیغات ChatGPT به درآمد سالانه‌شده ۱ میلیارد دلار در کمتر از هفت ماه یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تجاری‌شدن سریع هوش مصنوعی است. OpenAI توانسته مدلی را که گوگل، متا و آمازون طی سال‌ها توسعه دادند، با سرعت بسیار بیشتری روی یک پلتفرم هوش مصنوعی پیاده کند.

این اتفاق هنوز به معنای اثبات سودآوری بلندمدت OpenAI نیست؛ زیرا هزینه توسعه مدل‌های هوش مصنوعی و زیرساخت مورد نیاز آنها همچنان بسیار بالاست. اما اگر تبلیغات بتواند در کنار اشتراک‌های پولی و قراردادهای سازمانی به یک جریان درآمدی پایدار تبدیل شود، بخشی از مهم‌ترین نگرانی‌های مربوط به اقتصاد هوش مصنوعی کاهش خواهد یافت.

از طرف دیگر، گسترش تبلیغات به بیش از ۴۰ کشور، ورود کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و رسیدن تعداد کاربران فعال هفتگی ChatGPT به حدود یک میلیارد نفر، ظرفیت رشد این بازار را بسیار فراتر از وضعیت فعلی قرار داده است.

به همین دلیل، اهمیت این خبر برای بازار سهام فقط به OpenAI محدود نمی‌شود. هرچه مدل درآمدی هوش مصنوعی پایدارتر شود، سرمایه‌گذاری در تراشه‌ها، مراکز داده، تجهیزات شبکه و سایر زیرساخت‌های این صنعت نیز از نظر اقتصادی توجیه‌پذیرتر خواهد شد.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


بونوس