آخرین مقالات
بروکر‌های پیشنهادی
استار تریدر
تبلیغ
پر مخاطب ترین

با عضویت در خبر نامه یـــــــــوتــــــــو تایــــــــــمز از اخبار مطلع شوید.

چرا رونق هوش مصنوعی می‌تواند تورم آمریکا را تشدید کند؟

چرا رونق هوش مصنوعی می‌تواند تورم آمریکا را تشدید کند؟

بازار سهام آمریکا در سال ۲۰۲۶ بار دیگر توانسته مجموعه‌ای از نگرانی‌های اقتصادی و سیاسی را پشت سر بگذارد و به رکوردهای جدید نزدیک شود. شاخص‌های داوجونز، اس‌اندپی ۵۰۰ و نزدک در ماه‌های اخیر بارها در محدوده‌های تاریخی معامله شده‌اند؛ اما در سمت دیگر اقتصاد آمریکا، شرایط تورمی همچنان برای سیاست‌گذاران پولی نگران‌کننده است.

در یک نگاه
  • کوین وارش در شرایطی ریاست فدرال رزرو را برعهده گرفته که تورم آمریکا به ۴.۲ درصد رسیده و تقریباً دو برابر هدف ۲ درصدی بانک مرکزی است.
  • تعرفه‌های تجاری دولت ترامپ و اختلال طولانی‌مدت در عرضه انرژی، مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری تورم ناشی از سیاست‌های دولت هستند.
  • در کنار این عوامل، رونق هوش مصنوعی نیز با افزایش قیمت تراشه، حافظه، تجهیزات ذخیره‌سازی و سرورهای مراکز داده، فشار تازه‌ای بر قیمت‌ها ایجاد کرده است.
  • اگر فدرال رزرو برای مهار تورم مجبور به افزایش نرخ بهره شود، هزینه تأمین مالی زیرساخت هوش مصنوعی افزایش یافته و حتی می‌تواند روند صعودی بازار سهام آمریکا را با خطر جدی مواجه کند.

کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو، در شرایطی در تاریخ ۲۲ مه سکان بانک مرکزی آمریکا را در دست گرفت که نرخ تورم به ۴.۲ درصد رسیده بود؛ بالاترین سطح طی سه سال. وارش که سابقه عضویت در هیئت‌مدیره فدرال رزرو از ۲۴ فوریه ۲۰۰۶ تا ۳۱ مارس ۲۰۱۱ را دارد، به دلیل مواضع گذشته خود در گروه سیاست‌گذاران پولی سخت‌گیر قرار می‌گیرد.

او در نخستین سخنرانی خود در نشست اقتصادی جکسون هول در ۲۸ اوت تأکید کرد که فدرال رزرو زمانی می‌تواند نسبت به کاهش تورم اطمینان داشته باشد که تورم پایه با سرعت کافی به سمت هدف بانک مرکزی حرکت کند.

اما مسئله‌ای که وارش با آن مواجه است، تنها تورم ناشی از سیاست‌های دونالد ترامپ نیست. در حالی که تعرفه‌ها و جنگ ایران فشار قابل‌توجهی بر قیمت‌ها وارد کرده‌اند، یک عامل جدید نیز به معادله تورمی اقتصاد آمریکا اضافه شده است: رونق هوش مصنوعی.

تورم ترامپی چگونه در اقتصاد آمریکا ریشه دوانده است؟

تورم محدود در یک اقتصاد در حال رشد الزاماً اتفاقی منفی نیست. زمانی که تقاضای مصرف‌کنندگان برای کالاها و خدمات افزایش پیدا می‌کند، شرکت‌ها نیز قدرت بیشتری برای افزایش قیمت پیدا می‌کنند و مقداری تورم می‌تواند بخشی طبیعی از روند توسعه اقتصادی باشد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که تورم از محدوده‌ای که بانک مرکزی آن را قابل‌قبول می‌داند فاصله بگیرد.

بر اساس داده‌های منتشرشده در متن اصلی، تورم شاخص هزینه‌های مصرف شخصی در ماه ژوئیه به ۳.۷ درصد رسید؛ در حالی که انتظار بازار ۳.۶ درصد بود. تورم پایه این شاخص نیز به ۳.۳ درصد رسید که دومین رقم بالای ثبت‌شده از اکتبر ۲۰۲۴ محسوب می‌شود. در نتیجه، تورم آمریکا همچنان فاصله قابل‌توجهی با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو دارد.

یکی از عوامل اصلی این وضعیت، سیاست تجاری دولت ترامپ است. اعمال تعرفه بر کالاهای وارداتی و مواد اولیه، هزینه تولید شرکت‌های آمریکایی را افزایش می‌دهد. برای مثال، زمانی که تعرفه بر فولاد یا سایر نهاده‌های وارداتی اعمال می‌شود، هزینه تولیدکننده داخلی افزایش پیدا می‌کند و بخشی از این افزایش هزینه در نهایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود اما فشار اصلی از نگاه گزارش، به جنگ ایران و اختلال در بازار انرژی بازمی‌گردد.

تنگه هرمز؛ شوک انرژی که به تورم عمومی سرایت کرد

اختلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز طی حدود شش ماه، یکی از بزرگ‌ترین اختلال‌های عرضه انرژی در اقتصاد مدرن توصیف شده است. اهمیت این مسئله تنها به افزایش قیمت سوخت محدود نمی‌شود. انرژی یکی از نهاده‌های اصلی اقتصاد است و افزایش هزینه آن می‌تواند قیمت حمل‌ونقل، تولید، مواد اولیه و در نهایت کالاها و خدمات مصرفی را افزایش دهد. به همین دلیل، اثر جنگ ایران می‌تواند فراتر از قیمت بنزین و نفت ظاهر شود و به تورم گسترده‌تر اقتصاد آمریکا سرایت کند.

این مسئله برای کوین وارش اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بانک مرکزی زمانی که با چنین شوک عرضه‌ای مواجه می‌شود، ابزارهای محدودی در اختیار دارد. افزایش نرخ بهره می‌تواند تقاضا را کاهش دهد، اما نمی‌تواند مستقیماً نفتکش‌ها را به تنگه هرمز بازگرداند یا ظرفیت عرضه انرژی را افزایش دهد.

با این حال، اگر شوک اولیه انرژی به افزایش پایدار قیمت‌ها و شکل‌گیری انتظارات تورمی منجر شود، فدرال رزرو ناچار خواهد بود برای جلوگیری از تثبیت تورم، سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کند.

هوش مصنوعی؛ عامل تازه تورم

در این میان، بخش مهم‌تر ماجرا شاید جایی باشد که ارتباط میان بازار سهام و تورم شکل می‌گیرد. هوش مصنوعی در حال حاضر یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد بازار سهام آمریکا است، اما همین رونق می‌تواند به شکل غیرمستقیم به افزایش قیمت‌ها نیز کمک کند.

صورت‌جلسه نشست ژوئن کمیته بازار آزاد فدرال رزرو برای نخستین‌بار به صورت مشخص به فشارهای قیمتی مرتبط با هوش مصنوعی اشاره کرد. در این صورت‌جلسه، افزایش تورم کالاهای پایه نسبت به سال قبل عمدتاً ناشی از اثر تعرفه‌ها و فشارهای قیمتی مرتبط با هوش مصنوعی ارزیابی شده بود. این تغییر در ادبیات فدرال رزرو قابل‌توجه است.

تقاضای شدید برای تراشه‌های پردازشی، حافظه، تجهیزات ذخیره‌سازی و سرورهای مراکز داده باعث شده برخی شرکت‌های فعال در زنجیره تأمین زیرساخت هوش مصنوعی از قدرت قیمت‌گذاری بالایی برخوردار شوند.

افزایش قیمت این تجهیزات در ابتدا ممکن است تنها یک مسئله مربوط به صنعت فناوری به نظر برسد، اما زمانی که هزینه ساخت مراکز داده و توسعه زیرساخت‌های محاسباتی افزایش پیدا می‌کند، این فشار می‌تواند در زنجیره اقتصادی گسترده‌تری منعکس شود.

شرکت‌هایی که برای توسعه فعالیت خود به زیرساخت هوش مصنوعی نیاز دارند، در نهایت بخشی از هزینه بالاتر را از طریق افزایش قیمت محصولات و خدمات خود جبران خواهند کرد.

بنابراین، هوش مصنوعی می‌تواند هم‌زمان دو اثر متفاوت بر اقتصاد داشته باشد: در بلندمدت با افزایش بهره‌وری، ظرفیت تولید را بالا ببرد و تورم را کاهش دهد؛ اما در کوتاه‌مدت، تقاضای شدید برای زیرساخت و تجهیزات می‌تواند به افزایش قیمت‌ها منجر شود.

فدرال رزرو با یک تناقض دشوار روبه‌رو است

بیشتر سیاست‌گذاران فدرال رزرو از جمله کوین وارش معتقدند هوش مصنوعی در نهایت موجب افزایش بهره‌وری و کاهش فشارهای تورمی خواهد شد اما تحقق این مزیت زمان می‌برد.

شرکت‌ها برای آنکه بتوانند از سرمایه‌گذاری‌های سنگین خود در هوش مصنوعی بیشترین بهره را ببرند، باید زیرساخت‌های خود را توسعه دهند، نیروی انسانی را آموزش دهند و فرآیندهای عملیاتی خود را تغییر دهند. در این فاصله، سرمایه‌گذاری گسترده در مراکز داده و تجهیزات محاسباتی ادامه خواهد داشت.

به همین دلیل ممکن است اقتصاد آمریکا پیش از آنکه اثر ضدتورمی افزایش بهره‌وری هوش مصنوعی را احساس کند، با موجی از افزایش هزینه‌های مرتبط با این فناوری مواجه شود.

این وضعیت سیاست پولی را برای وارش دشوار می‌کند. اگر تورم بالا بماند، فدرال رزرو نمی‌تواند صرفاً به امید افزایش بهره‌وری آینده، از هدف تورمی خود چشم‌پوشی کند. در چنین شرایطی، افزایش نرخ بهره یکی از گزینه‌های اصلی خواهد بود.

نرخ بهره بالاتر می‌تواند به خود بازار سهام ضربه بزند

اینجاست که مسئله تورم مستقیماً به وال‌استریت متصل می‌شود. رونق هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد بازار سهام آمریکا بوده است. ارزش‌گذاری بسیاری از شرکت‌های فناوری نیز بر اساس انتظارات مربوط به رشد درآمد و سود ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی شکل گرفته است اما بخش مهمی از توسعه این صنعت با استفاده از منابع مالی و سرمایه‌گذاری‌های سنگین انجام می‌شود.

اگر فدرال رزرو برای مقابله با تورم مجبور شود نرخ بهره را افزایش دهد، هزینه تأمین مالی مراکز داده، تجهیزات و پروژه‌های زیرساختی افزایش خواهد یافت.

در نتیجه، پروژه‌هایی که در نرخ بهره پایین از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر بودند، ممکن است با نرخ‌های بالاتر جذابیت کمتری داشته باشند.

این مسئله می‌تواند سرعت توسعه زیرساخت هوش مصنوعی را کاهش دهد و هم‌زمان ارزش‌گذاری سهام شرکت‌های فناوری را تحت فشار قرار دهد.

بنابراین، یک چرخه بالقوه شکل می‌گیرد: رونق هوش مصنوعی باعث افزایش تقاضا و فشار قیمتی می‌شود؛ تورم بالا فدرال رزرو را به سمت سیاست پولی سخت‌گیرانه‌تر سوق می‌دهد؛ نرخ بهره بالاتر هزینه توسعه هوش مصنوعی را افزایش می‌دهد و در نهایت می‌تواند به بازار سهام آسیب بزند.

«به نظر من، مهم‌ترین نکته این گزارش در پیوند میان سه روندی است که معمولاً جدا از یکدیگر بررسی می‌شوند: سیاست تجاری ترامپ، شوک انرژی و سرمایه‌گذاری عظیم در هوش مصنوعی. اگر فشارهای قیمتی ناشی از این عوامل موقتی باشند، فدرال رزرو می‌تواند بدون آسیب جدی به چرخه سرمایه‌گذاری، منتظر بازگشت تدریجی تورم باشد؛ اما اگر بخشی از این فشارها ساختاری شوند، وارش ناچار خواهد بود میان مهار تورم و حفظ رونق سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی یکی را با هزینه بیشتری انتخاب کند. از این منظر، ریسک اصلی بازار نه صرفاً تورم بالاتر، بلکه احتمال تغییر رابطه میان هوش مصنوعی، رشد بهره‌وری، نرخ بهره و ارزش‌گذاری سهام است؛ تغییری که می‌تواند مسیر وال‌استریت را در نیمه دوم ۲۰۲۶ و حتی سال‌های بعد تحت تأثیر قرار دهد.»

بابک شیری

مشکل وارش فقط تورم ترامپی نیست

در نهایت، کوین وارش با مسئله‌ای پیچیده‌تر از یک شوک تورمی معمولی روبه‌رو است. از یک طرف، تعرفه‌های دولت ترامپ هزینه کالاهای وارداتی و نهاده‌های تولید را افزایش داده‌اند. از طرف دیگر، اختلال طولانی‌مدت در عرضه انرژی ناشی از جنگ ایران، فشار قابل‌توجهی بر قیمت انرژی و سایر کالاها وارد کرده است.

در کنار این دو عامل، رونق هوش مصنوعی نیز به شکل فزاینده‌ای در حال اثرگذاری بر قیمت تجهیزات و زیرساخت‌های مورد نیاز اقتصاد دیجیتال است.

فدرال رزرو باید میان کنترل تورم و حفظ رشد اقتصادی تعادل برقرار کند؛ اما این تعادل در شرایط فعلی بسیار شکننده است.

اگر وارش بیش از حد برای مهار تورم سخت‌گیری کند، ممکن است رشد اقتصادی و بازار سهام را تحت فشار قرار دهد. اگر هم در برابر تورم بیش از حد صبور باشد، خطر تثبیت تورم بالاتر از هدف ۲ درصدی افزایش خواهد یافت.

به همین دلیل، مسیر سیاست پولی آمریکا در ماه‌های آینده تا حد زیادی به این بستگی دارد که فشارهای تورمی فعلی موقتی هستند یا در حال تبدیل شدن به بخشی پایدار از ساختار اقتصاد آمریکا.

جمع‌بندی

کوین وارش ریاست فدرال رزرو را در یکی از پیچیده‌ترین مقاطع سیاست پولی آمریکا آغاز کرده است. تورم ۴.۲ درصدی، تورم ۳.۷ درصدی شاخص هزینه‌های مصرف شخصی، تورم پایه ۳.۳ درصدی، تعرفه‌های تجاری، اختلال شش‌ماهه در تنگه هرمز و فشارهای قیمتی ناشی از توسعه زیرساخت هوش مصنوعی، مجموعه‌ای از نیروهای تورمی را در برابر بانک مرکزی قرار داده‌اند.

از سوی دیگر، بازار سهام همچنان به هوش مصنوعی به عنوان مهم‌ترین موتور رشد آینده نگاه می‌کند. اگر فدرال رزرو برای بازگرداندن تورم به هدف ۲ درصدی مجبور به افزایش نرخ بهره شود، همین موتور رشد می‌تواند به یکی از آسیب‌پذیرترین بخش‌های بازار تبدیل شود.

در واقع، مسئله اصلی وارش فقط مبارزه با تورم نیست؛ بلکه تعیین این موضوع است که چه میزان از رونق فعلی اقتصاد آمریکا را می‌توان حفظ کرد، بدون آنکه تورم دوباره از کنترل خارج شود.

در ترجمه برخی نقاط این گزارش از هوش مصنوعی کمک گرفته شده است.

paxg
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پرمخاطب ترین‌ها


paxg