
- دویچه بانک در گزارشی تازه، سناریوی صعودی و چندسالهای برای طلا ترسیم کرده و معتقد است این فلز گرانبها میتواند در یک چشمانداز ژئوپولیتیکی و مالی جدید تا سطح ۸۰۰۰ دلار به ازای هر اونس رشد کند.
- این پیشبینی بر تغییرات ساختاری در نظام ذخایر جهانی، افزایش نقش بانکهای مرکزی—بهویژه در اقتصادهای نوظهور—و کاهش تدریجی اتکای جهانی به دلار استوار است.
- در این چارچوب، طلا بار دیگر در حال بازپسگیری جایگاه خود بهعنوان یک دارایی ذخیره کلیدی در نظام مالی بینالمللی است.
دویچه بانک اخیراً یک پیشبینی خوشبینانه درباره قیمت طلا تا ۸۰۰۰ دلار به ازای هر اونس منتشر کرده است. این پیشبینی چندساله بر پذیرش فزاینده طلا بهعنوان یک ابزار پولی و کاهش نقش دلار در نظام مالی جهانی استوار است.
با اینکه تمرکز این تحلیلها بر پیامدهای اقتصادی این تحولات است، تحلیلگران بر این باورند که تغییر آرایش ژئوپولیتیکی، مهمترین عامل محرک در شکلگیری مجدد نظام ذخایر جهانی به شمار میرود.
«پایان تاریخ» برای طلا
سقوط توافق برتون وودز (Bretton Woods)، که عملاً به نظام استاندارد طلا پایان داد، معمولاً بهعنوان آغاز دوره افول جایگاه طلا در مرکز نظام مالی جهانی مطرح میشود. با این حال، دویچه بانک با اذعان به اثرات فنی این تحول، اشاره میکند که سهم طلا در ذخایر ارزی جهان تا دهه ۱۹۹۰ کاهش معناداری را تجربه نکرده بود.
✔️ بیشتر بخوانید: برتون وودز: سیستم پولی پس از جنگ جهانی دوم
این بانک این تغییر را عمدتاً نه ناشی از سیاستهای پولی، بلکه حاصل تحولات ژئوپولیتیکی ارزیابی میکند.
فرانسیس فوکویاما، مورخ، این دوره را «پایان تاریخ (the end of history)» توصیف کرد؛ دورهای که در آن سقوط اتحاد جماهیر شوروی و گسترش چتر امنیتی ایالات متحده، یک نظم جهانی تکقطبی و تحت رهبری آمریکا را شکل داد.
با تثبیت دلار بهعنوان ارز ذخیره جهانی و افزایش اعتماد به نظام تحت رهبری آمریکا، بانکهای مرکزی بهتدریج طلا را نه بهعنوان یک دارایی بنیادی ذخایر، بلکه بهمثابه یک میراث تاریخی یا دارایی متعلق به گذشته تلقی کردند.

بین دهه ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰، سهم طلا از ذخایر ارزی جهان در محدوده ۴۰ تا ۷۰ درصد در نوسان بود. همانطور که تحلیلگران اشاره میکنند، گسترش سریع نقش دلار آمریکا در ذخایر جهانی فشار قابلتوجهی بر جایگاه طلا وارد کرد و سهم آن را از اوج حدود ۷۰ درصد به کف نزدیک به ۱۰ درصد درست پیش از بحران مالی جهانی (Global Financial Crisis) کاهش داد.
دویچه بانک گزارش میدهد که حجم ذخایر ارزی جهانی بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۷ حدود ۹ برابر افزایش یافته است.
افزایش دوباره سهم طلا در ذخایر جهانی
از اواخر دهه ۲۰۰۰ تا اوایل دهه ۲۰۲۰، سهم ترکیب ذخایر ارزی نسبتاً باثبات باقی ماند؛ بهطوری که طلا حدود ۱۰ درصد از ذخایر را حفظ کرد و سهم دلار آمریکا نیز در بازه ۵۰ تا ۶۰ درصد قرار داشت.
اما همهچیز در سال ۲۰۲۲ تغییر کرد؛ زمانی که غرب پس از تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین، مجموعهای از تحریمها را علیه روسیه اعمال کرد. نقش مرکزی دلار آمریکا در تجارت جهانی، نظام پترودلار (petrodollar) و ذخایر ارزی بینالمللی همان عاملی بود که به این اقدامات مالی قدرت و اثرگذاری قابلتوجه بخشید.
این اقدام نسبتاً محدود، باعث یک تغییر گسترده در میان اقتصادهای نوظهور بهسمت فاصلهگیری از دلار آمریکا شد؛ بهطوریکه اقتصادهای کوچکتر بهتدریج دلار را نه بهعنوان یک دارایی امن، بلکه بهعنوان یک ریسک یا بدهی بالقوه تلقی کردند.
روند «دلارزدایی (de-dollarization)» پیش از این نیز آغاز شده بود، اما استفاده از دلار بهعنوان ابزار فشار مالی این روند را سرعت بخشید. بهجای حرکت بهسمت یک ارز فیات دیگر، دولتها در واکنش به کاهش اعتماد به دلار، تمرکز خود را بر انباشت طلا بهصورت فیزیکی قرار دادند.

همانطور که تحلیلگران اشاره میکنند، سهم طلا از داراییهای ذخایر جهانی از حدود ۱۰ درصد در اواخر بحران مالی جهانی (GFC) به حدود ۳۰ درصد در حال حاضر افزایش یافته است.
در مقابل، سهم دلار آمریکا از حدود ۶۰ درصد به ۴۰ درصد کاهش یافته است. دویچه بانک این وضعیت کنونی را بهعنوان «بازگشت تاریخ (return of history)» توصیف میکند.
بازارهای نوظهور پیشتاز تب طلا
نکته مهم این است که اقتصادهای نوظهور بخش عمده و غالب این تقاضای بالا را تشکیل میدهند؛ موضوعی که بر انگیزههای ژئوپولیتیکی پشت این تغییر تأکید دارد.
پیش از بحران مالی جهانی (GFC)، زمانی که سطح جهانی نگهداری طلا در وضعیت نسبتاً بالایی قرار داشت، اقتصادهای نوظهور تنها حدود یکپنجم از طلای نگهداریشده توسط اقتصادهای توسعهیافته را در اختیار داشتند.
اما تا پایان سال ۲۰۲۵، این نسبت به بیش از نصف افزایش یافته است؛ بهطوریکه کشورهای «جنوب جهانی (Global South)» از سال ۲۰۰۸ تاکنون حدود ۲۲۵ میلیون اونس طلا به ذخایر خود افزودهاند. (جنوب جهانی یک اصطلاح سیاسی–اقتصادی است، نه یک موقعیت جغرافیایی دقیق.
بهطور کلی به کشورهایی گفته میشود که: سطح درآمد پایینتر یا متوسط دارند، در حال توسعه هستند یا اقتصادشان کمتر صنعتی است. اغلب در آفریقا، بخش بزرگی از آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه قرار دارند.
در مقابل، اصطلاح Global North (شمال جهانی) معمولاً به کشورهای توسعهیافته مثل آمریکا، کانادا، بیشتر کشورهای اروپای غربی، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا اشاره دارد.)

با وجود دههها انباشت تهاجمی، اقتصادهای نوظهور همچنان بهطور قابلتوجهی نسبت به بازارهای توسعهیافته سهم کمتری از طلا در ترکیب ذخایر خود دارند.
در پایان سال ۲۰۲۵، طلا تنها ۱۶ درصد از ذخایر اقتصادهای نوظهور را تشکیل میداد، در حالیکه این رقم در اقتصادهای توسعهیافته به ۳۴ درصد میرسید.
دویچه بانک این شکاف را یک سیگنال صعودی تلقی میکند و استدلال دارد که اقتصادهای نوظهور حتی در صورت عدم تحرک گسترده بانکهای مرکزی در جهان توسعهیافته، همچنان فضای قابلتوجهی برای افزایش ذخایر طلای خود دارند.
برتری طلا بر دلار آمریکا در طبقه داراییها
نکته قابلتوجه این است که افزایش قیمت طلا باعث شده ارزش کل ذخایر طلای فیزیکی از ارزش اوراق خزانهداری آمریکا فراتر برود.
برای نخستین بار در حدود چهار دهه گذشته، طلا بهعنوان یک طبقه دارایی از اوراق قرضه دولت ایالات متحده پیشی گرفته و در رتبهای بالاتر قرار گرفته است.
فدرال رزرو بانک سنتلوئیس ارزش کل بدهیهای خزانهداری آمریکا را ۲۹.۱ تریلیون دلار برآورد میکند.
در مقابل، ارزش طلای فیزیکی موجود با در نظر گرفتن قیمت اخیر حدود ۴۵۰۰ دلار بهازای هر اونس و ذخایر پایان سال ۲۰۲۵ در سطح ۲۱۹۸۹۱ تن (طبق گزارش شورای جهانی طلا)، حدود ۳۱.۸ تریلیون دلار تخمین زده میشود.
این عدمتقارن در رشد، این روند را تقویت میکند که نقش طلا بهعنوان یک ابزار پولی در حال گسترش است، در حالی که جایگاه مسلط و تاریخی دلار آمریکا تحت فشار و آزمون قرار گرفته است.
اگرچه ذخایر طلای فیزیکی در جهان همچنان در حال افزایش است، رشد عرضه طلا در این قرن نسبتاً آهسته و در حدود ۲ درصد در سال باقی مانده است.
در نتیجه، افزایش تقاضا احتمالاً یکی از عوامل مهم در رشد ارزش بازار طلا بوده است.
مسیر احتمالی صعود طلا تا ۸۰۰۰ دلار
کارشناسان بازار پیشبینیهای صعودی متعددی برای قیمت طلا در سال ۲۰۲۶ ارائه کردهاند، اما سطح ۸۰۰۰ دلار به ازای هر اونس در محدوده بالایی این برآوردها قرار میگیرد.
با این حال، پیشبینی دویچه بانک بر پایه تحلیل تاریخی ذخایر ارزی، روند تقاضای بانکهای مرکزی و تغییرات عمیق ژئوپولیتیکی استوار است.
برای دستیابی به این رقم، بانک آلمانی پیشبینی میکند که سهم تخصیص طلا در اقتصادهای نوظهور از سطح فعلی ۱۶ درصد به ۴۰ درصد افزایش یابد — سطحی که بهعنوان سهم پایه در دوره پس از جنگ جهانی دوم نیز شناخته میشود.
در چنین سناریویی، ذخایر ارزی اقتصادهای نوظهور از ۸ تریلیون دلار به ۵ تریلیون دلار کاهش پیدا میکند.
نکته قابلتوجه این است که در مدلسازی دویچه بانک، سهم اوراق خزانهداری آمریکا ممکن است طی چند سال آینده در سطحی ثابت باقی بماند، و با این حال طلا همچنان از این شرایط سود ببرد.
در واقع، اگر ذخایر ارزی در سطح فعلی بدون رشد قابلتوجه باقی بمانند و همزمان سهم طلا دوباره به ۴۰ درصد بازگردد، این وضعیت میتواند قیمت طلا را تا حدود ۱۱۶۰۰ دلار به ازای هر اونس افزایش دهد.
با این حال، تحلیلگران رقم ۸۰۰۰ دلار به ازای هر اونس را بهعنوان سناریوی پایه در نظر گرفتهاند.
برای اطمینان باید گفت این تنها پیشبینی صعودی درباره رسیدن طلا به ۸۰۰۰ دلار به ازای هر اونس نیست.
بانک ولز فارگو ( Wells Fargo) استدلال کرده که چرخه فعلی کاهش ارزش دلار میتواند قیمت طلا را به این سطح برساند. همچنین اقتصاددان و مدیر صندوق، رونالد-پیتر استوفله ، اخیراً پیشبینی ۸۹۰۰ دلار به ازای هر اونس را منتشر کرده است.
در این نقطه، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا طلا افزایش خواهد یافت»، بلکه این است که «این روند با چه سرعتی محقق خواهد شد».
✔️ بیشتر بخوانید: معاملهگران طلا بخوانند: دو نشانه کلیدی که پایان ریزش اونس را مشخص میکند


















